انگیزش در مدیریت اسلامی از دیدگاه دانشمندان اسلامی-دکتر عبدالله جاسبی
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مدیریت ،اسلام

انگیزش در مدیریت اسلامی از دیدگاه دانشمندان اسلامی(مجله اقتصاد و مدیریت - شماره 37صفحات 33-5 )

دراین مقاله ابتدا دیدگاه ها وروش های علمای مدیریت درغرب مورد بحث قرار گرفته است این دیدگاه ها بیشتر عوامل مادی و روان شناسی را بررسی کرده وبه عوامل معنوی کمتر توجه نموده است. آنگاه به دیدگاه‌های علمای اسلامی دردوگروه متقدمین ومتاخرین پرداخته شده است.وجه مشترک تمامی علمای اسلامی در زمینه انگیزش توجه بیشتر به عامل معنوی به عنوان یک اصل مهم درایجاد انگیزه واستفاده ازآن برای موفقیت درمدیریت می باشد که به اختصار مورد بحث وبررسی قرار گرفته است. نتیجه گیری بحث ها آخرین مطلبی است که دراین مقاله ارائه شده است.


 

 

 

چکیده مقاله

 

 

 

اگر انگیزش را آن عامل درونی بدانیم که همچون موتور محرکه ای انسان را وادار به حرکت وتلاش درجهت رسیدن به هدف یا اهدافی خاص می نماید، ایجاد این انگیزش درانسان موضوع بحث همه علمای مدیریت می‌باشد چرا که توجه به آن درافزایش کارایی وحل مسائل مدیریت نقش اساسی ومهم دارد.

 

دراین مقاله ابتدا دیدگاه ها وروش های علمای مدیریت درغرب مورد بحث قرار گرفته است این دیدگاه ها بیشتر عوامل مادی و روان شناسی را بررسی کرده وبه عوامل معنوی کمتر توجه نموده است. آنگاه به دیدگاه‌های علمای اسلامی دردوگروه متقدمین ومتاخرین پرداخته شده است.وجه مشترک تمامی علمای اسلامی در زمینه انگیزش توجه بیشتر به عامل معنوی به عنوان یک اصل مهم درایجاد انگیزه واستفاده ازآن برای موفقیت درمدیریت می باشد که به اختصار مورد بحث وبررسی قرار گرفته است. نتیجه گیری بحث ها آخرین مطلبی است که دراین مقاله ارائه شده است.

 

مروری فشرده بر دیدگاه علمای مدیریت ازانگیزش

 

شناخت انگیزش کلید اداره دیگران است . با زبان ساده انگیزش عبارت است از اینکه علت اعمالی را که افراد انجام می دهند بشناسیم.

 

انگیزش درکتب مدیریت براساس نظرات و دیدگاه های علمای مدیریت وروان شناسی غرب مورد بحث وبررسی قرار گرفته است. مهم ترین بحث ها دراین رابطه توسط افرادی مثل مازلو (Abraham، Maslow) ، ماری(Henry H. ، Murray) اولدرفیر(Alderfer)، هرزبرگ(Herzberg Fredrick) وماکلیلاند (David C.، Moclelland) صورت گرفته است.

 

اصل مهم نظریه مازلو برپایه نیازهای فرد به صورت تسلسل هرمی می باشد بدین ترتیب که نیاز فرد بدواً ازسطح پایین شروع می شود و به تدریج بالا می رود وازپایین به بالا پنج گروه ازنیازها به شرح زیر طبقه بندی شده اند.1

 

1-نیازهای فیزیولوژی(خوردن ، آشامیدن ، پوشیدن ، . . .)

 

2-نیازهای تامینی وامنیتی

 

3-نیازهای اجتماعی وگرایش جمعی

 

4-احترام وتقدیر متقابل

 

5-خودشناسی وتحقیقات شخصی

 

الدرفیر برای برآوردن نیازهای انسان سه سطح مختلف قائل می شود که عبارتند ازتامین زندگی ، روابط اجتماعی وآفرینش یا ابداع.

 

سطح تامین زندگی ازنیازمندی های فرد در ادامه زندگی مثل نیاز به غذا، حقوق ودستمزد و شرایط کار بحث می‌کند. سطح روابط اجتماعی از خواسته های فرد درجامعه وروابط او با سایر افراد ودوستی های بین آنها بحث می‌نماید.سطح آفرینش یا ابداع ازنیازمندی های افراد جامعه به خلاقیت وابداع بحث می نماید.

 

 

 

1-دکتر عبدالله جاسبی اصول ومبانی مدیریت ، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ، چاپ ششم ، فصل هشتم صفحات 221 تا 223

 

 

 

این طبقه بندی برخلاف نظر مازلو اظهار می دارد که هرگاه فرد دربرآوردن نیازهای فردی ناکام گردد به نیازمندی های جمعی رو می آورد . هر دو روش معتقدند که هرمدیری باید از روش ها و عادات زیردستان خود برای ایجاد انگیزه آگاه باشد.2

 

نظریه ماری برخلاف نظریه مازلو که محدود به 5 گروه ازنیازمندی ها می باشد، نیازمندی های انسان را بسیار متنوع دانسته وچهارده نیازمندی را ردیف می نماید که تمامی ابعاد مادی ، روان شناسی واجتماعی را دربرمی‌گیرد . اختلاف دیگر نظریه ماری با مازلو این است که لازمه صعود به یک سطح ازنیازمندی ها را طی کردن سطح زیرین نمی داند بلکه یک فرد می تواند همزمان چندین نیازمندی متفاوت ومختلف را دنبال کند.3

 

نظریه هرزبرگ معتقد به دو عامل اساسی در انگیزش است که یکی اشباع کننده مدل ها وخواسته ها ودیگری غیراشباع کننده است. عوامل خارجی شامل حقوق، دستمزد، شرایط کار ونظایر آنها هرگاه وجود نداشته باشد نارضایتی ایجاد می کند وفرد را به رکود وسستی می کشاند. عوامل داخلی مثل تقدیر، تشویق ، انجام کار ونظایر آن درصورت اجرا، انگیزه قوی در فرد به وجود می آورد. نظریه هرزبرگ ازاین جهت که درشرح اشباع کار برای ایجاد رغبت مبالغه کرده است مورد انتقاد قرار گرفته است.

 

آقای ماکلیلاند درنظریه خود اعلام می دارد که فرد ممکن است نیازهای خود را ازتعلیم وآموزش به دست آورد ونیازمندی های او سه نوع است. اول نیاز به انجام کار، دوم نیاز به پیوستی به کار وسوم نیاز به قدرت وبرتری. او معتقد است که وقتی خواسته ها درشخص نیرومند وپرتوان باشد انگیزه او زیاد خواهد شد وکارایی او افزایش خواهد یافت.

 

نظریه های فوق که به اجمال بیان شد هرکدام دارای نقاط قوت ونقاط ضعف می باشد واکثر ادعاهای صاحب نظریه هنوز مورد آزمایش و اثبات قرار نگرفته است اما تجربه ومطالعه علمای مدیریت نقاط مشترکی را درهمه آنها می یابد که می تواند درایجاد انگیزه ورشد انگیزه ها نقش مهمی داشته باشد.

 

 

 

مروری بردیدگاه متقدمین ازعلمای اسلامی درمورد انگیزش

 

1-ابن سینا

 

ابن سینا دراحوال قوه محرکه می گوید چون ما ازبحث قوای مدرکه حیوانی (جوهر لطیفی که منشاء حس وحرکت است ) فارغ شدیم، اکنون سزاوار است که درقوای محرکه نفس حیوانی نیز گفتگو کنیم. گوییم تا هنگامی که حیوان اشتیاق به چیزی شاغر به آن اشتیاق باشد یا اینکه آن شیئی را تخیل نکند یا شاعر به آن چیز نگردد، نباشد درپی طلب آن حرکت نمی کند واین شوق به قوای مدرکه ارتباطی ندارد زیرا کار قوای مدرکه این است که حکم وادراک کند و واجب نیست که چون چیزی به حس یا به وهم حکم یا درک شود برآن شیئی هم اشتیاق یافت زیرا مردم درادراک آنچه حس می شود وخیال کرده با هم برابرند لکن دراشتیاق به محسوساتی که حس یا خیال کرده اند با هم اختلاف دارند. گاهی هم حال یک تن ازافراد انسان قابل اختلاف است زیرا خیال طعام می کند ودرموقع گرسنگی اشتیاق به آن می یابد ودرحال سیری شوقی درخود نمی بیند. به نظر شیخ نیازها درافراد مختلف شدت وضعف دارد و وقتی نیازی ارضاء شد قدرت انگیزش خود را ازدست می دهد.

 

ابن سینا یکی ازشعبه های نیروی شوق را نیروی غضب دانسته و قوه شهوانی را آن نیرویی می داند که درپی امر لذیذ ومتخیل نافع می رود که به خود جلب کند. قوه تخصصی آن نیرویی است که به غلبه مشتاق است وامری را که خیال کرده منافی با خویش است ازخوددفع کند.

 

 

 

 

________________________________________________________________________

 

2-فواد عبدالله عمر، چهارمین سمینار مدیریت دولتی ازدیدگاه اسلامی ، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 17 تا 22 مرداد 71

 

3-دکتر عبدالله جاسبی، اصول ومبانی مدیریت، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ، چاپ ششم ، فصل هشتم صفحات 223 تا 225

 

به این ترتیب وهم وخیال درباره نیازها موجب برانگیختن قوای شهوانی وغضب می گردد وازهر یک ازآنها قصد وتصمیم حاصل شده وموجب رفتار خاص می گردد.4

 

 

 

2-فارابی

 

فارابی قوه برانگیزاننده را قوه ای می داند که به واسطه آن اشتیاق به چیزی یا تنفر واکراه از چیزی حاصل می‌شود. این قوه،قوه اصلی است و دارای قوای فرعی می باشد که اراده ما وابسته به او است. اراده عبارت ازگردش واشتیاق به مدرک و یا متنفر وروگردانی ازآن می باشد، حال این اشتیاق وتوجه یا ناخوشایندی وتنفر ناشی ازاحساس باشد ویا ناشی ازتخیل ویا به واسطه قوه ناطقه است که حکم می کند که کار انجام شود یا ترک گردد.5

 

 

 

3-سهروردی

 

سهروردی به وجود سه عالم معتقد بوده ودرباره هستی سه انسان نیز سخن گفته است. این سه انسان به ترتیب نزول عبارتند ازانسان عقلایی، انسان نفسانی وانسان جسمانی. رابطه ای که بین این سه انسان درهستی محقق است همانند رابطه ای است که بین سایه وسایه دار برقرار می باشد. قوه های مختلف ونیروهای متعددی که به بدن انسان وابستگی دارند سایه هایی ازقوای برزخی به شمار می آیند که ازجهات واعتبارات مختلف درانسان عقلی حکایت می نمایند. افلاطون انسان را دو انسان دانسته که عبارتند ازانسان عقلانی مجرد و انسان جسمانی محسوس، ولی سهروردی علاوه بر این دو انسان، به یک انسان متوسط نفسانی نیز قائل می باشد. سهروردی هرگونه لذت جسمانی را ناشی ازلذات روحانی دانسته وحتی لذت شهوانی وقاع را نیز ازاین قاعده مستثنی نکرده است .استدلال او دراین باب این است که پیکر بی روح انسان مورد علاقه واشتیاق واقع نمی شود وبه قول مولوی:

 

آنچه برصورت تو عاشق گشتــــه ای                               چون برون شد جان، چرایش هشته ای؟

 

صورتش برجاست این سیری زچیست؟                              عاشقا واجو که معشوق  تو کیست؟

 

به همین علت است که سهروردی لذت عقلی را با لذت های حسی قابل مقایسه ندانسته و لذت های این عالم را ناشی ازلذات روحانی به شمار آورده است. سهروردی بالاترین مرحله اشتیاق وانگیزش را عشق می داند. عشق عبارت است ازمحبتی که ازحد بیرون رفته باشد وعشق با یافتن مراد(ارضاء شدن ) نماند وانگیزه را درآنچه که نایافته است می داند.

 

نظریه سهروردی درمورد انگیزش ازاین جهت مفید است که پاسخی به نظریه افراطی دیگری است که می‌گوید ظهور نیازهای ثانویه هم به این علت انگیزه است که نیازهای اولیه بهتر ارضاء گردد وبه طور خلاصه انگیزش انسان را به نیازهای اولیه نسبت می دهند. نکته جالب دیگر نظریه سهروردی این است که او حتی لذات جنسی را نیز ازآثار لذات روحانی می داند.6

 

 

 

4-ملاصدرا

 

ملاصدرا اعلام می کند که نفس حیوانی پس از به دست آوردن نیروهای نباتی به دو قوه تقسیم می شود.

 

1-قوه مدرکه

 

2-قوه محرکه

 

 

 

4-شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینا، روان شناسی شفا،ترجمه ازعربی به فارسی توسط اکبر داناسرشت، انتشارات امیرکبیرص201

 

5-دکتر سیدجعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، شرکت مولفان ومترجمان ایران، جلد سوم ، ص 550

 

6-دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، فلسفه سهروردی، انتشارات حکمت، مجموعه آشنایی با فلسفه اسلامی ، صفحات 604تا 613

 

قوه محرکه یا انگیزه حرکت می شود که آن را قوه باعثه (برانگیزاننده) خوانند ویا فاعل حرکت است که آن را قوه فاعله نامند. قوه باعثه همان قوه شوقیه(هیجان ) است که ادراکات خیال یا وهم یا عقل عملی به وسیله این دو موجب انگیزش طلب (نیازها) یا انگیزش قرار می گردد. قوه باعثه خود دو بخش دارد:

 

1-شهوانیه(شهوت عبارت ازمیل مفرط به طرف نیازهای اولیه) که به طرف منافع برمی انگیزاند.

 

2-قوه غضبیه که موجب دفع و فرار اززیان وطلب انتقام است.7

 

 

 

5-ابن رشد

 

ابن رشد اراده را ناشی ازشوق برانگیزنده و شهوت برانگیزنده به سوی حرکت(رفتار) می داند که پس ازانجام رفتار وارضاء نیاز عقیده دارد که شوق ازبین می رود. او می گوید اراده شوق برانگیزنده است به سوی فعل که هنگامی که انجام شد شوق ازبین می رود. به اعتقاد او معنی اراده در حیوان شهوت برانگیزنده به سوی حرکت(رفتار) است ومعنی اراده درحیوان انسان( نفس حیوانی انسان) عارضه ای است که موجب کمال نقائص (نیازی ) است که درذات آنهاست ودرتعریف دیگر به رفع نقائص(نیازهای ) اراده کننده است.

 

به نظر ابن رشد نیازها نقائصی هستند که شوق برانگیزنده ای برای رفع آنها ما را به سوی فعل (رفتار) می‌کشاند وکمال آنها ارضاء آنها است و پس ازانجام عمل (رفتار) دیگر شوقی نمی ماند مگر اینکه دوباره نیازی ظاهر گردد.8

 

 

6-امام محمد غزالی10،9­

 

 

ازدیدگاه غزالی ، شدت ونیرومندی محرک ها وانگیزه های درونی با فرایند ظهور آنها وبروز آنها ارتباط دارد. لذا درمرحله نخست تمایل به غذا در آدمی خودنمایی می کند وسایر تمایلات وانگیزه های درونی درمراحل بعدی ظهور می نمایند.

 

امام غزالی تمامی قوه ها (نیازها) را ناشی ازنیاز فیزیکی تغذیه می داند ومی گوید که معده چون حوض تن است ومنبع همه شهوات وغالب ترین آنها است وآدم علیه السلام ازبهشت به سبب این شهوت بیفتاد واین شهوت اصل شهوت های دیگر است که چون شکم پرشدشهوت نکاح جنبیدن گیرد.

 

امام غزالی لذت علم ومعرفت را درافراد متکامل و عاقل تر قوی ترین لذات وانگیزه ها می داند ومی فرماید آنکه لذت علم ومعرفت به دل بود ازلذت محسوسات ولذت شهوت قوی تر بود.

 

هرکه عاقل تر باشد لذت قوت های باطن بر وی مستولی تر است چه اگر عاقل را مخیرکنند میان لوزینه ومرغ بریان خورد یا کاری بکند که درآن دشمن مغلوب شود وبایستی وی را مسلم گردد، البته ریاست وغلبه اختیار کند مگر که هنوز نظر وی تمام نشده باشد . مراحل مختلف پیدایش اراده ازنظر امام غزالی عبارتند از:

 

-توجه به هدف یا انگیزه

 

-عزم وتصمیم

 

-تامل وارزیابی وتفکر درمطلب

 

-اجرا وعمل

 

 

 

 

 

7-محمدابن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیه فی المنافع السلوکیه، ستاد انقلاب فرهنگی، مرکز نشردانشگاهی ص 189 و 188

 

8-دکترسیدجعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی ، شرکت مولفان ومترجمان اسلامی جلد 1 ص 80

 

9-امام محمد غزالی ، کیمیای سعادت، تصحیح احمدآرام، کتابفروشی مرکزی ص 23 ، 452و 830

 

10-دکترسیدابوالقاسم حسینی، بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی ، جلد اول، موسسه چاپ وانتشارات دانشگاه فردوسی ص 514و 518

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه علمای معاصر اسلامی درباره انگیزش

 

1-ناصرمکارم شیرازی 12،11

 

آیت الله مکارم شیرازی ضمن اینکه ایجاد انگیزه را مهم ترین وظریف ترین وظایف مدیران می داند وآن را به تنهایی هم وزن با برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، سازماندهی وهماهنگی می داند، انگیزه ها را به سه نوع انگیزه به شرح زیر تقسیم می نماید.

 

 

 

الف انگیزه های پنداری

 

دراین نوع انگیزه مجموعه ای ازپندارها، خیالات وشعارها برای رسیدن به هدف برگزیده می شود که درابتدا ممکن است عامل حرکت جامعه گردد ولی درعمل چون این انگیزه ها نارسا بوده وبه نتیجه نمی رسد به ناچار برای رسیدن به هدف به روش های دیکتاتوری متوسل می گردند.

 

به نظر ایشان مصداق کاربرد این نوع انگیزه ها را در جامعه بت پرستی وجامعه کمونیستی می توان مشاهده کرد.

 

 

 

ب-انگیزه های مادی

 

انگیزه های مادی ازآنجا که ازیک واقعیت عینی مایه می گیرد اثری بیشتر وگسترده تر از انگیزه های پنداری دارد اما با این حال اثر آن عمیق نیست. به عنوان مثال کمتر فردی ازنیروی نظامی حاضر می شود به خاطر حقوق ومزایا ویا ترفیع درجه جان خود را به خطر اندازد. به عبارت دیگر ایثار وفداکاری که هرمدیر یا فرمانده درمقابل حوادث مهم به آن نیاز دارد با انگیزه های مادی تامین نمی شود وتوجیه نمی گردد.

 

 

 

ج-انگیزه معنوی

 

انگیزه های معنوی ازروح ایمان به خدا ویا از ارزش های والای انسانی سرچشمه می گیرد و پشتوانه ای مثل معاد، زندگی جاویدان پس ازمرگ درجوار رحمت الهی، بهشت جاویدان و لقاء الله را دارد. این انگیزه دارای قوی‌ترین قدرت وعمیق ترین تاثیر است. البته بهره گیری ازاین انگیزه نباید به مفهوم نادیده گرفتن انگیزه های مادی باشد چرا که انسان ازجسم وجان وازماده ومعنی ترکیب یافته است وروح خدایی دراو دمیده شده است . انبیاء‌الهی ازاین انگیزه بیش ازانگیزه های مادی بهره گرفتند وذکر تشویق وتنبیه امت همراه با نعمت های بهشتی وعقوبت های جهنمی مربوط به این انگیزه می باشد.درقرآن کریم متجاوز از 120 مرتبه مشتقات انزار و متجاوز از40 بار مشتقات بشارت به کار رفته است.

 

آقای مکارم شیرازی متذکر می شود که انگیزه هایی کارساز است که دارای سه ویژگی باشند. اول دارای قدرت زیاد باشند به طوری که بتوانند با موانع مهم مبارزه کرده ودرمقابل آنها بایستند.دوم تداوم داشته باشند به طوری که دردرازمدت دچار سستی و انهدام نگردند.سوم روح انسان را هنگام ناکامی وکمبودها سیراب کنند.

 

 

 

________________________________________________________________________

 

11-آیت الله مکارم شیرازی ، ویژگی های مدیریت اسلامی ، ریشه ها الگوها- انگیزه، چهارمین سمینار بین المللی مدیریت دولتی ازدیدگاه اسلامی  17تا 22مرداد 1371، مرکز آزمون مدیریت دولتی

 

12-آیت الله مکارم شیرازی ، فرماندهی دراسلام، فصل سوم،انتشارات هدف، ص 70 الی 75

 

 

 

 

 

 

 

2-محمدتقی جعفری 14،13

 

علامه جعفری ابتدا درمورد انگیزش توضیحی به شرح زیر می دهد:

 

«هرکاری که آگاهانه ازیک انسان صادر گردد، نیازمند اشتیاق جدی برای وصول به هدفی است که برای انسان دارای انگیزش می باشد.»

 

دربیان عبارت فوق پنج موضوع را یادآور می شود. یکی اینکه برای ایجاد انگیزه بایستی عناصر روانی وغرایز طبیعی سالم واعتدال هماهنگی درفرد وجود داشته باشد. دوم اینکه کار آگاهانه وآزادانه وازروی اختیار باشد نه با جبر و ازروی اکراه تا بحث انگیزه قابل طرح باشد. سوم اینکه شدت وضعف اراده وتصمیم برای وصول به هدف تابعی ازشدت وضعف انگیزش آن هدف می باشد. چهارم اینکه پس ازدرک ودریافت هدف وانگیزش آن وبه وجود آمدن اراده وتصمیم برای وصول به هدف اقدام به کار شروع می گردد.

 

پنجم ودرنهایت وصول انسان به هدف است که همان نتیجه مورد نظر می باشد.

 

آقای جعفری درادامه این بحث دو موضوع دیگر را مورد بررسی قرار می دهد که یکی « ملاک ضرورت وارزش انگیزه ها» ودیگری « انواع انگیزش » است که به اختصار به بیان آنها می پردازیم.

 

 

 

ملاک ضرورت وارزش انگیزه ها

 

علامه جعفری نیازهای اساسی انسان را سه بعد اساسی مبتنی بر « صیانت ذات» به صورت زیر مطرح می کند:

 

1-صیانت ذات دربعد روانی وحیات طبیعی محض، مانند نیاز به غذا، مسکن، بهداشت ، تولید مثل و دفاع ازهرگونه عامل اخلال درامر حیات.

 

2-صیانت ذات دربعد روانی وشخصیتی مثل آرامش روانی، تنظیم ارتباط منطقی بین عوامل برون ذاتی ودرون ذاتی، حفظ وحدت وهماهنگی عناصر تشکیل دهنده شخصیت و . . .

 

3-صیانت ذات دربعد تکاملی شخصیت مانند آنچه که مذاهب الهی ومکاتب اخلاقی آنها را برای انسان مطرح می‌کند ودرگذرگاه تکامل به ثمر می رسانند.

 

 

 

انواع انگیزش

 

علامه جعفری انواع انگیزش را که می توانند در فعالیت های مدیریت تاثیر داشته باشند به دو دسته کلی به شرح زیر تقسیم می کند:

 

 

الف-انگیزه های برون ذاتی

 

انگیزه های برون ذاتی عوامل محیطی و اجتماعی است که می توانند عوامل برون ذاتی متغیر باشند که شب وروز توسط حواس اعضا با درون ذات تماس می گیرند مانند رنگ های مختلف ، اشکال وصداهای گوناگون، بوها وطعم ها وامثال آن ویا عوامل برون ذاتی ثابت باشند.مانند آب وهوا ، وضع جغرافیایی محل زندگی وآداب ورسوم که نوعی هم آهنگی میان روح انسان واین عوامل برقرار می شود واثرات آن درحرکات انسانی نمودار می گردد. ازآنجا که انسان درتنظیم این عوامل اختیار ندارد ویا اختیار کمی دارد می توان آنها را عوامل جبری یا شبه جبری نامید.

 

 

 

________________________________________________________________________

 

13-جعفری،محمدتقی،یک بحث بنیادین در ریشه های انگیزش برای فعالیت های مدیریت درجامعه اسلامی ونقد نظریه انگیزش دردوران معاصر مجله علمی کاربردی، مدیریت دولتی، دوره جدید، شماره نوزدهم، زمستان 1371، ویژه نامه 19

 

14-جعفری،محمدتقی،جبرواختیار، انتشارات ولی عصر ص 13 و 18

 

 

 

 

 

 

 

ب-انگیزه های درون ذاتی

 

علامه جعفری هفت نوع انگیزه درون ذاتی را بیان می کند که خلاصه آن ها به شرح زیر است.

 

1-احساس برتری خود بردیگران که چنانچه واقعیت داشته باشد وبراساس آن مسئولیت بپذیرد درمنطقه انگیزش ارزشی واقع می شود، درغیر این صورت درمنطقه انگیزش ارزشی قرار نخواهد گرفت.

 

2-انگیزش ناشی ازخودخواهی وخودنمایی که درمنطقه ارزش ها نیست بلکه می تواند در منطقه ضدارزش ها باشد.

 

3-انگیزش ناشی ازمنفعت خواهی، به نحوی که فعالیت او مربوط به سود ودرآمد است وفراگیرترین انگیزش دردنیای غرب به حساب می آید.

 

4-انگیزه علاقه ذاتی به مدیریت، همانطور که هرفرد به شغلی علاقه مند است ممکن است فردی هم به مدیریت علاقه مند باشد وبه قول مولوی:

 

 

 

همچنانکه سهل شد ما  را حضر

 

سهل شد هم قوم دیگر را سفر

 

                                                       آنچنانکه عاشقـــی بــــر سروری

 

                                                       عاشق است آن خواجه برآهنگری

 

هرکسی را بهرکاری ساختند

 

حـــب آن را در دلش انــداختند

 

 

 

5-انگیزش ناشی ازتخصص وتجربه:تفاوت این انگیزش با انگیزش شماره 4 این است که درآن علاقه واشتیاق ذاتی موجب فعالیت وتخصص شده است ودراین تخصص وفعالیت تدریجی موجب بروز میل واشتیاق گردیده است.

 

6-انگیزش مربوط به احساس تکلیف ناشی از تعهد برین انسانی.این انگیزه درداخل منطقه ارزش ها قرار می‌گیرد. کسانی که با این انگیزه هستند با توجه به شرافت وکرامت ذاتی انسان به فعالیت می پردازند، ازسطح سوداگری می گذرند و به کمال جویی ارتقاء پیدا می کنند. این انگیزش همان انگیزش اصیلی است که بسیار بالاتر از پدیده های خوشایند سطحی وزودگذر است واگر درجامعه ای به فعالیت بیفتد، قطعی است که آن جامعه ازآزادی های واقعی(نه تبلیغاتی وادعایی) برخوردار شود وراه خود را به سوی تمدن انسانی و حقیقی هموار کند گرچه ازنظر پیشرفت مادی درمراحل پایین باشد.

 

7-انگیزش ناشی ازاحساس تکلیف الهی:این انگیزش بالاترین وشریف ترین هدف ها و انگیزه هایی است که درارتباط با مدیریت می توان تصور نمود. این همان انگیزه ای است که پیامبران الهی واوصیای راستین آنها را به تنظیم وتوجیه حیات فردی واجتماعی انسان ها وادار نموده است.

 

علامه جعفری درکتاب « آفرینش وانسان» انواع لذت ها را که درنتیجه ارضای نیازهای انسان حاصل می گردد به دو دسته طبقه بندی نموده است که عبارتند از:

 

1-لذایذ وآلام جسمی (مادی)

 

2-لذایذ والام روحی (معنوی)

 

اصول لذایذ مادی شامل لذایذ مادی مستقیم مثل لذت خوردن، آشامیدن، پوشیدن و لذایذ مادی غیرمستقیم مثل لذت مهارت، جلب محبت، تسلط بردیگران ولذت تفریح آرامش فکری ولذت آزادی می باشد. اصول لذایذ روحی مثل انجام تکلیف است وتقرب به ذات احدیت.

 

 

 

3-محمدحسین طباطبایی

 

ازنظر علامه طباطبایی آنچه انسان را به انجام فعلی برمی انگیزد یا موجب می گردد که فعلی را انجام ندهد صرف تمایلات گوناگون نیست بلکه این خوبی وبدی (حسن وقبح) است که موجب انگیزش می شود . حسن عبارت است ازچیزی که ملایم طبع باشد وقبح عدم موافقت باطنی است.علامه طباطبایی این خوبی وبدی یا حسن وقبح را امری نسبی می داند که بستگی به طبایع افراد دارد.15

 

 

 

4-شهید مطهری16

 

ازنظر شهید مطهری فعالیت های انسان دو گونه است که عبارتند از التذاذی وتدبیری . می توان نوع سومی را نیز قائل شد که عبارت است از فعالیت تکمیلی(تدبیری –التذاذی) .فعالیت های التذاذی همان فعالیت های ساده است که انسان تحت غریزه طبیعت، عادت وفطرت انجام می دهد که برای رسیدن به یک لذت برانگیزاننده میل است وانگیزه فعالیت ها را با توجه به اینکه با طبیعت انسان مرتبط است طبیعی(مادی) می گوییم.

 

فعالیت های تدبیری فعالیت هایی می باشد که انگیزه وعلت نیروی محرک آنها لذت نمی باشد بلکه مصلحت است که مصلحت توسط عقل تعیین می گردد ومصلحت برانگیزاننده اراده می باشد.

 

انسان هراندازه ازناحیه عقل واراده تکامل یافته تر باشد فعالیتش بیشتر ازالتذاذی به تدبیری سوق می کند.

 

فعالیت های تکمیلی(تدبیری التذاذی ) فعالیت هایی است که انسان ازطریق تدبیر وتعقل با توجه به فطرت ونیازهای فطری انتخاب نموده وضمن مصلحت بودن موجبات لذت ورضایت وی فراهم می گردد که منشاء این فعالیت ها ایمان می باشد مانند فعالیت های دینی که ازراه تعقل و تفکر به حقانیت دین پی برده و با توجه به نیازهای فطری خودازآن لذت توام با رضایت برده وخود رادرجهت کمال سوق می دهد ودرجهت خلیفه الله شدن پیش می رود وانگیزه های این بخش روحی یا معنوی می باشد که درجدول زیر فعالیت های انسان را درمقایسه با نفس، درجه انسان ومنشاء فعالیت ها نمایش می دهد.17

 

 

 

طبقه بندی برحسب نفس نیازها، فعالیت ها وانگیزه ها

 

 

درجه انسان

 

درجه نفس

 

نیازها

 

فعالیت ها

 

انگیزه ها

 

نوع

 

منشاء

 

ازطریق

 

نتیجه

 

حیوانی

 

اماره

 

مادی

 

التذاذی

 

غریزه واحساس

 

هوی وهوس

 

لذت درعالم مادی

 

غریزی (طبیعی)

 

معمولی

 

لوامه

 

مادی عقلی

 

تدبیری

 

عقل واحساس

 

اراده

 

رضایت ولذت درعالم مادی

 

غریزی عقلی

 

الهی

 

مطمئنه

 

مادی

 

عقلی

 

روحی

 

تکمیلی

 

ایمان وعقل احساس

 

اعتقاد واراده

 

رضایت ولذت درعالم مادی وآخرت

 

روحی

 

عقلی

 

غریزی

 

 

 

________________________________________________________________________

 

15-همان ماخذ ص 198 و 199

 

16-شهیدمطهری، انسان وایمان مقاله«مکتب، ایدئولوژی» انتشارات صدرا، ص 48 تا 64

 

17-حمیدبرهانی،مقاله چاپ نشده«اهداف مدیریت اسلامی وانگیزه های انسانی» زیر نظر استاد راهنما دکتر جاسبی، دی ماه 1373 ، صفحه12

 

 

 

5-فواد عبدالله عمر18

 

آقای فواد عبدالله عمر معتقد است که دراسلام نظریه ویژه ای درمورد انگیزش نیامده است تا بتوان پیرامون آن تحقیق کرد ولی می توان گفت در این باره کوشش های بسیاری به عمل آمده وراهنمایی ها وارشادات کلی درشناخت اصول و مبانی انگیزش درقرآن کریم وسنت نبوی آمده است که این ارشادات درزیر خلاصه می شود:

 

1-انگیزش دراسلام برسه اصل ثواب، عقاب و محبت مستند است.

 

2-محدوده انگیزش ها دراسلام تنها شامل حقوق وکمک های مالی یا تعقیب کیفری درزندگی دنیا نیست بلکه شامل ثواب وعقاب درزندگی آخرت نیز خواهد بود.

 

3-پرداخت حقوق ومقرری دراسلام بایستی مطابق بااصول معنوی باشد.

 

4-دراسلام حقوق ومقرری ودستمزد وپاداش بلافاصله وهمزمان با انجام کار پرداخت می شود.

 

6-امام خمینی (ره)19

 

در زیر عین مطالب حضرت امام خمینی(ره) درمورد انگیزش رفتار اختیاری نقل می گردد:

 

«هرکار وعملی که به اختیار ازما صادر شود(رفتار) قبلاً آن را تصور وبه فایده آن تصدیق می نماییم.

 

اگر با میل نفسانی وشهوت موافق باشد نفس ما نسبت به آن عمل شوق می یابد البته شدت مرتبه شوق با شدت مرتبه  شوق با شدت موافق بودن آن کار با میل نفس ما مناسبت مستقیم دارد وهرچه موافقت بیشتر باشد اشتیاق نفس به آن کار بیشتر خواهد بود وپس از آنکه شوق درشخص ایجاد شد(خواست) چه بسا که کار را اختیار می کند وتصمیم می گیرد آن را انجام دهد واگر با میل نفسانی او موافق نباشد اما عقل او تشخیص دهد که انجام دادن آن کار وتحقق یافتنش به صلاح نزدیک تر است علیرغم میلش وبرخلاف شهوت نفسانی اثر عقل او حکم می کند که آن را باید انجام دهد پس تصمیم به انجامش می گیرد.

 

آنچه درنزد عرف وعقلاً سعادت محسوب می شود، عبارت ازآنستکه همه موجبات لذت و استراحت فراهم شود وهمه وسایل شهوات و خواسته های نفسانی حاصل آید ونقطه مقابل این چیزها را شقاوت می دانند.

 

پس هرکس که وسایل لذت های نفسانی را دراختیار داشته باشد وهمه قوای نفسانی اش برای همیشه درآسایش ولذت باشد سعید مطلق است و اگرهیچ وسیله لذت نسبت به هیچ یک ازقوای نفسانی اش را درهیچ وقت نداشته باشد چنین کس شقی مطلق است.(بدبخت مطلق است) واگر جز این باشد سعادت وشقاوت چنین کسی نسبی است وچون درنظر کسانی که ایمان به عالم آخرت دارند همه لذت های دنیا وتمام مشتهیات آن درجهت کیفی وکمی اثر نسبت به لذت های عالم آخرت ولذت های بهشتی که همه خواسته های دل ولذت های چشمگیر را به طور دائم وبه گونه ای جاوید دربردارد چیزی بسیار کوچک وغیرقابل توجه است.

 

بنابراین سعادت درنظر مومنین به عالم آخرت درآن است که موجب رفتن به بهشت است.

 

فطرت انسان، عاشق کمال مطلق است وتبعیت این فطرت درانسان فطرت دیگری است وآن انزجار ازنقص است وچون کمال مطلق وبی نقص خداست پس انسان عاشق کمال الله است وحقیقت جانش میل به آن دارد گرچه خودش ازآن غافل باشد، تنها خداست که مایه آرامش دلهاست وبازگشت به سوی او است».

 

 

 

 

 

 

18-فواد عبدالله عمر، انگیزش ازدیدگاه اسلام وفقه نظریات انگیزش معاصر با استفاده ازیک مدل انگیزشی که درسازمان مورد استفاده است، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چهارمین سمینار بین المللی مدیریت دولتی ازدیدگاه اسلامی ،17 تا 22 مرداد ماه 1371

 

19-امام خمینی(ره) «طلب واراده» ترجمه سیداحمد فحری، چاپ موسسه علمی وفرهنگی وزارت فرهنگ وآموزش عالی، سال 1362

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

 

انگیزش یکی ازعوامل مهمی است که درموفقیت یا عدم موفقیت مدیریت نقش مهمی به عهده دارد. انگیزش درتمامی مکاتب مدیریت مورد توجه قرار گرفته است ودانشمندان مختلفی روی آن بحث وبررسی به عمل آورده‌اند.

 

علمای مکاتب مدیریت درغرب انگیزش را بیشتر درابعاد مادی وروان شناسی آن تجزیه وتحلیل کرده اند. و عواملی چون حقوق ودستمزد وبه طورکلی نیازهای مادی بشر، جایگاه اجتماعی وشخصیت فرد وبه طور کلی نیازهای روان شناسی واجتماعی فرد را تجزیه وتحلیل کرده اند. درابعاد معنوی دنیای غرب تا حدودی که معنویات به عملکرد معقول واحترام به خواسته های مذهبی افراد می باشد توجه دارند اما ازآن به عنوان یک عامل اساسی موثر درایجاد انگیزش استفاده نکرده اند و اعتقادی دراین حد ندارند.

 

درمدیریت اسلامی به کلیه عواملی که دانشمندان غرب مورد عنایت قرار داده اند وشامل جنبه های مادی حیات انسان است توجه شده وآیات وروایات زیادی دراین مورد وارد شده است که چارچوب زندگی انسان را درنیازهای مادی ترسیم می کند. اما فراترازعوامل مادی، عامل موثر که اثر آن بسیار عمیق وتعیین کننده است به حساب می آورند.طبیعی است هراندازه ایمان واعتقاد افراد یک جامعه به معنویات بیشتر باشد وپایبندی به اصولی چون خدا، قیامت وپاداش وعذاب پس ازمرگ دریک جامعه ای بیشتر باشد، آن جامعه بهتر وبیشتر می‌تواند ازاین عامل برای انگیزش درمدیریت جامعه بهره برداری کند. درجامعه اسلامی ایران پس ازپیروزی انقلاب اسلامی تکلیف شرعی که نقطه اوج انگیزش معنوی می باشد درتصمیم گیری وحضور درصحنه های اجتماعی همواره تا امروز یک عامل تعیین کننده بوده است وکلیه عوامل دیگر را دربسیاری از مراحل مهم اجتماعی تحت الشعاع قرار داده است.

 

استفاده به موقع ودرست ازاین عامل مهم معنوی می تواند جامعه اسلامی ما را درمدیریت همه ارگان ها ونهادهای این جامعه یاری کند وموفقیت برنامه ها راتا میزان زیادی افزایش دهد. ترکیب انگیزه های مادی ومعنوی درمدیریت اسلامی تامین کننده انگیزه ها درحدمطلوب برای زندگی فردی واجتماعی بوده ومی تواند قدرت انسان و جامعه را تا استفاده وبهره برداری بهینه ازتمام استعدادهای نهفته بشری افزایش دهد.

 

دراین مقاله به خاطر اختصار ازذکر آیات و احادیث که توسط علمای اسلامی به خصوص متاخرین مطرح شده خودداری گردیده است. امید است محققینی که درادامه تحقیق روی این موضوع کار می کنند هریک ازموارد مطروحه دراین مقاله را مورد توجه خاص وتعمیق بیشتر قراردهند وبه ذکر آیات وروایات مربوط به آن نیز بپردازند.

 


 

 

منابع وماخذ

 

1-دکترعبدالله جاسبی اصول ومبانی مدیریت، ازانتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ، چاپ ششم

 

2-محمدابن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الشواهدالربوبیه فی المنافع السلوکیه،‌ستاد انقلاب فرهنگی، مرکز نشر دانشگاهی

 

3-دکترغلامحسین ابراهیمی دینانی، فلسفه سهروردی، انتشارات حکمت، مجموعه آشنایی با فلسفه اسلامی

 

4-دکترسیدجعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی ، شرکت مولفان ومترجمان ایران، جلد اول وجلد سوم

 

5-شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینا، روان شناسی شفا، ترجمه ازعربی به فارسی توسط اکبر داناسرشت، انتشارات امیرکبیر

 

6-آیت الله مکارم شیرازی، فرماندهی دراسلام، فصل سوم، انتشارات هدف

 

7-آیت الله مکارم شیرازی، ویژگی های مدیریت اسلامی ، ریشه ها-الگوها – انگیزه ، چهارمین سمینار بین‌المللی مدیریت دولتی ازدیدگاه اسلامی 17 تا 22 مرداد 1371 ، مرکز آموزش مدیریت دولتی

 

8-دکترسیدابوالقاسم حسینی، بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، جلد اول، موسسه چاپ وانتشارات دانشگاه فردوسی

 

9-امام محمد غزالی، کیمیای سعادت، تصحیح احمد آرام، کتابفروشی مرکزی

 

10-جعفری، محمدتقی، یک بحث بنیادین در ریشه های انگیزش برای فعالیت های مدیریت درجامعه اسلامی و نقد نظریه انگیزش در دوران معاصر مجله علمی کاربردی، مدیریت دولتی ، دوره جدید ،‌شماره نوزدهم، زمستان 1371، ویژه نامه 19

 

11-فواد عبدالله عمر ، انگیزش ازدیدگاه اسلام وفقه نظریات انگیزش معاصر با استفاده ازیک مدل انگیزشی که درسازمان مورد استفاده است، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چهارمین سمینار بین المللی مدیریت دولتی از دیدگاه اسلامی ، 17 تا 22 مرداد ماه 1371

 

12-حمید برهانی، مقاله چاپ نشده« اهداف مدیریت اسلامی وانگیزه های انسانی» زیرنظر استاد راهنما دکتر جاسبی، دی ماه 1373

 

13-شهیدمطهری، انسان وایمان مقاله« مکتب، ایدئولوژی» انتشارات صدرا

 

14-جعفری، محمدتقی، جبر واختیار، انتشارات ولی عصر

 

15-امام خمینی(ره) « طلب واراده» ترجمه سیداحمد فحری، چاپ موسسه علمی وفرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، سال 1362

 

 

 

 

http://www.jassbi.net/home/contents.asp?cid=44