تصمیم گیری در مدیریت اسلامی -دکتر عبدالله جاسبی
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مدیریت ،اسلام

تصمیم گیری در مدیریت اسلامی الگوی تصمیم گیری الهی - عقلایی(مجله اقتصاد ومدیریت شماره 24 و 25 - ص 23-5)

چکیده : در این مقاله ابتدا مفاهیم تصمیم گیری و فرایند عقلایی تصمیم گیری در دانش مدیرت معاصرتوضیح داده شده و یکی از الگوهای عقلایی تصمیم گیری به نامه « فرآیند حل مشکل / از مرحله احساس مشکل تا حل مشکل » معرفی شده است . آنگاه با استعانت از آیات شریفه قرآن کریم و نهج البلاغه و بهره گیری از احادیث و روایات نقل شده از بزرگان اسلام ، مبانی و ویژگی های تصمیم گیری در مدیریت اسلامی تبیین گردیده و در پایان یک الگوی تصمیم گیری تحت عنوان « الگوی تصمیم گیری الهی / عقلایی » ارائه شده است.
به طور کلی تصمیم گیری یک فرایند ذهنی است که تمام افراد بشر در سراسر زندگی خود با آن سرو کار دارند  فرآیند تصمیم گیری در پرتو فرهنگ ، ادراکات ، اعتقاد و ارزش ها ، نگرش ها ، شخصیت ، دانش و بینش فرد صورت می گیرد و این عوامل بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.



در مدیریت معاصر تصمیم گیری به عنوان فرآیند حل یک مسأله تعریف شده است و اغلب به تصمیم گیری حل مسأله

نیز گفته می شود. در تصمیم گیری عقلایی مدیر گرچه از دانش کافی برخوردار بوده و اطلاعات مورد نیاز را تا حد ممکن

در اختیار داشته باشد ، نهایتاً به خاطر کمبود اطلاعات از آینده در یک شرایط نامعلوم و بلاتکلیف قرار می گیرد و

برای دستیابی به نتایج مورد نظر تا حدودی به شانس و احتمال متوسل می شود . در نتیجه همواره با نوعی تردید و

دو دلی رو به رو بوده چه بسا ضعف حاصل از شک و تردید و عدم اطمینان او موجب سستی و عدم قاطعیت در

 تصمیم گیری و انحراف از مسیر صحیح ومناسب گردد.


در الگوی تصمیم گیری الهی / عقلایی ، مدیر در پرتو اعتقادات و ارزش های اسلامی ، علاوه بر رعایت مراحل

تعیین شده و استفاده از دانش و اطلاعات خود و دیگر افراد ذیصلاح ، با اتکال به خداوند و استمداد از او ، با

 روحیه ای قوی و قلبی مطمئن اقدام به اتخاذ تصمیم نموده و از تزلزل روحیه ، اضطراب و تردید مصون خواهد بود ،

 و امنیت خاطر حاصل از اتکال به خداوند موجب تقویت بعد عقلایی تصمیم گیری نیز خواهد شد.


مقدمه  


می توان گفت تمام فعالیت ها و اقداماتی که در همه زمینه ها توسط افراد بشر انجام می شود ، حاصل فرآیند

 تصمیم گیری است . از نظر مدیریت معاصر، تصمیم گیری فرآیندی است مرتبط با حل یک مسأله و از این رو

 اغلب به تصمیم گیری ، حل مسأله نیز گفته می شود. دریک بیان ساده از نظر ذهنی ، یک مسأله ،زمانی آشکار

می شود که وضعیت دلخواه شخص حاصل گردد ، لذا شخص در ذهنش درصدد تغییر موقعیت یا شرایط موجود

برمی آید و تمایل می یابد که شرایط را درجهت حصول نتایج مورد نظر خود تغییر دهد.


هر چند فرآیند ذهنی تصمیم گیری پیچیده است ، ولی فرد مسأله و مشکل مورد نظر را برای خود مشخص ونتایج

دلخواه را نیز مجسم می نماید، آنگاه به یافتن راه هایی می اندیشد که طی آنها موجب تغییر وضعیت موجود در راستای

 حصول هدف ها و مقاصد مورد نظر می شود .بدین منظور با بهره گیری از اطلاعات ذهنی ودر صورت امکان و

 وجود فرصت باتحصیل اطلاعات مرتبط ازمحیط ودرپرتو فرهنگ ، ادراکات ، نگرش ها ، شخصیت و بینش خود

 شقوق مختلف حصول به نتیجه را مشخص و در وجه شانس و احتمال هر یک از شقوق ممکن را در دستیابی به

 هدف ، تخمین زده و در واقع امید ریاضی هر راه کار را با معیارهای ذهنی از پیش تعیین شده مقایسه و ارزیابی نموده

 و اقدام به اخذ تصمیم ، یا به عبارتی اقدام به انتخاب شق یا شقوق برتر می نماید.


به طور کلی در هر نوع تصمیم گیری دو عامل اساسی وجود دارد : یکی ارزش نتایج حاصل از اتخاذ تصمیم و اجرای

 آن و یا به عبارتی ارزش مورد انتظار شخص ، و دومی شانس و احتمالی که در صورت اقدام ، برای نیل به نتایج

 احتمالی مطلوب وجود خواهد داشت . لذا برای این که شخص تصمیم مساعد بگیرد باید بتواند ، ارزش هر یک از

 نتایج احتمالی را که پس از انجام تصمیم او حاصل خواهد شد، پیش بینی کرده و به طور ضمنی این ارزش ها را با

نوعی مقیاس کمی مقایسه ، و احتمال موفقیت را بررسی نماید ، که این کار همیشه ساده نخواهد بود.


در این مقاله ضمن بررسی فرآیند تصمیم گیری در مدیریت ، ویژگی های تصمیم گیری درمدیریت اسلامی نیز مطرح می گردد.

 

تصمیم گیری در مدیریت و اهمیت آن :


به نظر هربرت سایمون ، تصمیم گیری جوهر اصلی مدیریت است و حتی می توان مدیریت را مترادف با آن دانست .

 وی نظریه تصمیم گیری خود را تحت عنوان « مدیر به عنوان تصمیم گیرنده » ارائه نمود. به نظر او تصمیم گیرنده

 فردی است که در تقاطع راه ها ، در لحظه انتخاب ، آماده است که در یکی از مسیرها پا گذارد . اگر مدیریت را

مترادف با تصمیم گیری بدانیم ، دیگر انتخاب تنها یک راه از راه های دیگر تصمیم گیری نیست ، بلکه عنوان

تصمیم گیری به کل فرآیند اطلاق می شود. لذا مدیریت در نهایت همان تصمیم گیری است و مهارت لازم برای مدیر

همان مهارت تصمیم گیری می باشد.(1)


ـ دانش مدیریت که به صورت مجموعه ای از نظریه های مربوط به شناخت سازمان ، برنامه ریزی سازماندهی ،

 نوآوری ، نظارت و غیره جلوه می کند ، در عمل به شکل تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر

تمام وظایف مدیریت در قالب نوعی از تصمیم برای حل مشکل از قوه به فعل در می آید.(2)


ـ از دیدگاه فلسفی ، فلسفه تصمیم گیری همان فلسفه مدیریت است . اگر فلسفه را به مفهوم عام ، کوششی برای رسیدن

به روشنایی ، دانستن ، تجسس و کنجکاوی در عمق زندگی و یافتن راهی برای بهتر زیستن انسان بدانیم ،فلسفه مدیریت

وتصمیم گیری نیز همین هدف را در مقایسی مشخص تر و سازمان یافته تر دنبال می کند.(3)


ـ برنامه ریزی به صورت روشن یک فرآیند تصمیم گیری است . فرآیندی که شامل اتخاذ و ارزیابی مجموعه ای از

تصمیمات مرتبط با یکدیگر و قبل از نیاز به اجرای آنها می باشد ، با توجه به این اعتقاد است که بدون اقدام عملی ،

 احتمال وقوع وضعیت مطلوب در آینده وجود ندارد و در صورت اقدام ، احتمال رسیدن به نتایج مورد نظر افزایش

می یابد.(4)


مطالب مندرج در چهار پارگراف بالا تنها معرف بخش کوچکی از اهمیت تصمیم گیری در مدیریت است. در بسیاری از

 سازمان ها به ویژه سازمان های اداری و عمومی ، تصمیمات اتخاذ شده با نسبت های متفاوت شامل هر دو تصمیمات

اجرایی و سیاست گذاری می گردد.

 

تصمیم گیری و حل مشکل


همان طور که درمقدمه بیان شد تصمیم گیری فرآیند مرتبط با حل یک مسأله یا مشکل است و اغلب با اصطلاح

 « حل مشکل » مطرح می شود . در بسیاری موارد مسأله یا مشکل وضعیت خیلی پیچیده ای دارد وتنها بخشی

 از آن ممکن است قابل فهم و کنترل باشد.


بنابراین ، تصمیمات معمولاً آن چنان طراحی نمی شود که نتایج ایده آل یا پاسخ های کامل ارائه دهند بلکه برای بهبود

 بخشیدن به وضیعت مسأله طراحی می گردند . دربرخی موارد ممکن است مدیران آن چنان خود را در مقابل مسائل

 ببینند که فقط بتوانند تا حد امکان شدت مسائل را کاهش دهند تا این که برای همه مسائل به طور سیستماتیک در جستجوی

یک پاسخ کاملاً درستی برآیند .


راسل آکف بین حل مشکل (solving ) رفع مشکل (Resolving ) دفع مشکل (Dissolving )  و جذب یا هضم مشکل             (Absolving ) تفاوت قائل است و می گوید:


ـ حل مشکل (Solution) : یعنی یافتن پاسخ بهینه ، بهترین انتخاب یا بهترین شق . تصمیم گیری عقلایی (5) کوشش است

 برای یافتن چنین پاسخی .


ـ رفع مشکل (Resolution ) : به معنای یافتن پاسخ رضایت بخش است که ممکن است ضرورتاً بهترین راه قابل

دسترسی نباشد ، بلکه انتخابی است که به اقتضای شرایط ، نظیر محدودیت های زمانی و یا فقدان شناخت واقعی از

مسأله ، انجام می گیرد.


ـ دفع مشکل (Dissolution ) : زمانی صورت می گیرد که هدف ها تغییر داده شوند ، به طریقی که در شرایط موجود

 و با اجرای اقدامات تعیین شده مسأله ای در رسیدن به هدف جدید به نظر نرسد. احساسات درباره آنچه که باید اتفاق

می افتاد تغییر یافته و تعدیل شده و در مسیری قرار می گیرند که اگر آنچه که اتفاق خواهد افتاد رخ دهد ، به عنوان

واقعیت های جاری پذیرفته خواهد شد.


ـ جذب یا هضم مشکل (Absolved) : یعنی به امید این که مشکلات احتمالی ظاهر نخواهند شد ، نادیده انگاشته شوند.(6) .

 

مفهوم تصمیم گیری عقلایی 


نتیجه حاصل از به کارگیری الگوی عقلایی تصمیم گیری ، یافتن راه حل بهینه است . واقعیت آن است که با بیان

 آنچه که در عمل اتفاق خواهد افتاد ، این الگو می تواند یک الگوی نظری باشد ، زیرا که با فرضیه ها ساخته می شود .

برای این که تصمیم بهینه گرفته شود مسأله باید به وضوح و بدون ابهام بیان شود و تصمیم گیرنده همه اطلاعاتی را که

 نیاز دارد در اختیار داشته باشد . آنگاه فهرست کاملی از راه حل های ممکن تهیه شود و در مقایسه کاملی از راه حل های

ممکن تهیه شود و در مقایسه با هدف ها ومعیارهای از قبل تعیین شده ارزیابی گردد . حال آن که تصمیم گیرنده برای

 بررسی و تحقیق دارای وقت محدود و خواهان راه حل ایده آل است و چنانچه واقعیت در تصمیم گیری بیان نشود ، الگوی عقلایی چارچوب چندان مفیدی در زمینه این که مدیران چگونه اتخاذ تصمیم کرده اند ، ارائه نمی دهد . فرآیند عقلایی تصمیم گیری در نمودار صفحه بعد نمایش داده شده است .(7)


به طوری که در نمودار مشاهده می شود ، فرآیند تصمیم گیری یا حل مشکل را می توان از مرحله احساس مشکل تا فائق

آمدن بر آن که در مجموع 10 مرحله را تشکیل می دهد، به سه بخش عمده نسبتاً مشخص ، طبقه بندی کرد:


الف ) مراحل 1 تا 5 که اجزای تصمیم ساخته می شود و به هم پیوند می یابند.


ب  ) مرحله 6 که در حقیقت مرحله اتخاذ تصمیم است .


ج  ) مراحل 7 به بعد که بخش اجراء نظارت و کنترل را شامل می شود.


از یک نگاه دیگر فرآیند تصمیم گیری را می توان به دو بخش کلی طبقه بندی نمود : بخش اول شامل مراحل 1 تا 7 که

وظیفه برنامه ریزی مدیریت را تشکیل می دهد .بخش دوم از مرحله 7 به بعد که مراحل اجراء نظارت و کنترل را در بر       می گیرد.


با توجه به طبقه بندی بالا می توان چنین نتیجه گرفت که این مراحل دهگانه بخش اعظم و شاید هم از جهتی تمام وظایف

مدیریت را شامل می شود. و این خود مؤید نظریه هربرت سایمون است که اظهار می دارد: « مدیریت مترادف است با

تصمیم گیری » .


اما به اعتقاد نگارندگان : فرآیند تصمیم گیری عقلایی تنها بخشی از وظایف مدیریت محسوب می شود که شامل شش

مرحله اول است و مراحل بعدی ، فرآیند اجرا و نظارت را تشکیل می دهند که بحث پیرامون آنها از محدوده این مقاله

 خارج است .


آنچه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد ، نقش تعیین کننده اطلاعات است ، که هسته مرکزی الگوی تصمیم گیری عقلایی را تشکیل می دهد و بدون توجه به آن ، این الگو سطحی و از درون تهی و در نتیجه فاقد کارایی خواهد بود.


الگوی عقلایی تصمیم گیری اصولاً براین مبنا استوار است که تصمیم گیرنده در جستجوی به حداکثر رساندن رضایت

 به وسیله اتخاذ و اجرای تصمیم است . داشتن دانش و شناخت کامل از راه های حصول به این هدف و واکنش و

عکس العمل دقیق دیگر افراد و سازمان هایی که در مسیر فرآیند ساخت ، اتخاذ و اجرای تصمیم قرار خواهند گرفت

( نظیر مشتریان و رقبا ، محیط سازمانی و اجتماعی ) تأثیر اساسی بر نحوه ارزیابی راه حل های ممکن و عملی

 خواهد داشت . با همه این احوال هرگز نمی توان از قبل به طور قطع اطمینان حاصل کرد که به حداکثر رضایت

خواهیم رسید.


تصمیم ممکن است توسط یک فرد به تنهایی گرفته شود و یا توسط گروهی از مدیران که با هم کار می کنند اتخاد گردد.

گاهی شخص تصمیم گیر براساس اطلاعاتی که توسط دانشگاه ها ویامؤسسات تحقیقاتی برایش تهیه شده اقدام می کند که

در این حالت ممکن است این اطلاعات از نقطه نظر خاصی تهیه و تنظیم شده باشد که موضوع و مسأله مورد تصمیم گیری

را به طور تمام و کمال نپوشاند . برای استفاده از این نوع اطلاعات در الگوی عقلایی، می باید اطلاعات کامل ، قابل

درک و فهم ، مربوط و قابل دسترسی باشد و درزمان مناسب و به شکل صحیح در اختیار تصمیم گیرنده قرار گیرد .

با وجود پیشرفت های چشمگیر در تکنولوژی اطلاعات ، یافتن راه حل های ممکن و مطلوب اغلب دشوار و نادر است

 و این به چند دلیل می باشد که از آن جمله ، وقت کافی نداشتن ، خلاق نبودن مدیران یا عدم تمایل آنها به تغییر شکل الگوی رفتاری است که از آن تبعیت می کنند. همچنین تنگ نظری و بینش آنها قلمرو و تفکرشان را محدود و باریک کرده

و قابلیت لازم را برای پیش گویی و پیش بینی عکس العمل رقبا و افرادی که در ارتباط با آثار تصمیم قرار خواهند گرفت ، نخواهد داشت.

 

مهارت های لازم برای اجرایی مراحل الگوی عقلایی تصمیم گیری


تصمیم گیری عقلایی با مهارت ها وشخص خصیصه هایی پیوند دارد که لازم است در شخص تصمیم گیرنده وجود

داشته باشد . این مهارت ها به طور موردی و انفرادی در اشخاص وجود دارد و بسیاری از مدیران تنها بعضی از آنها

را دارا هستند ، مهارت هایی که متناسب با مراحل الگوی عقلایی تصمیم گیری است در جدول زیر نشان داده شده اند:


مراحل                                            مهارت های کلیدی لازم


1ـ احساس مشکل                             روشنی اندیشه


2ـ بیان و تحلیل مشکل                      جمع آوری و دریافت اطلاعات


3ـ تعیین هدف ها و معیارها                 دقت نظر


4ـ یافتن راه حل ها و شقوق ممکن          خلاقیت


5ـ ارزیابی نتایج احتمالی                    قدرت پیش بینی و پیشگویی


6ـ گزینش بهترین راه حل ها                     قضاوت و تصمیم گیری


هربرت سایمون اظهار می کند که در تصمیم گیری سه دسته عوامل اساسی به شرح زیر دخالت دارند:


1ـ مهارت ها ، عادت ها و برداشت های تصمیم گیرندگان .


2ـ انگیزه ها وارزش های تصمیم گیرندگان .


3ـ درجه شناخت آنان از مسائل مرتبط با موضوع .


در رابطه با موضوع خاصی ممکن است شقوق مختلفی وجود داشته باشد. مثلاً اگر هدف در یک مؤسسه بازرگانی ،

افزایش سطح فروش به میزان 5 درصد باشد ، از جمله راه های رسیدن به این هدف افزایش تبلیغات، صدور جایزه خرید ،

دادن امتیاز جدید به فروشندگان ، کاهش قیمت ، بازاریابی محصول و یافتن کانال های اضافی توزیع را می توان بر شمرد . انتخاب هر یک از این شقوق ممکن است در عین رسیدن به هدف ، سودآور باشد یا نباشد.


به نظر سایمون از این شقوق مختلف تنها باید یکی مورد توجه قرار گرفته و برگزیده شود ، و آن راه حلی است که پیش بینی

 می شود نتیجه دلخواه را عاید خواهد ساخت. (8)


صاحبنظران دیگری معتقدند که لازم است بیش از یک راه حل انتخاب شود تا در صورت بروز انحراف از هدف پیش بینی

شده ، راه حل مناسب تر دومی را در حال اجرا جانشین قبلی سازیم.

 

مبانی تصمیم گیری در مدیریت اسلامی


ابتدا باید یادآور شویم که از نظر ما تصمیم گیری تنها قسمت های 1 تا 6 از الگوی عقلایی را شامل می شود و قسمت هفتم

 که مرحله نظارت و اجرا است بخشی از اجزای مدیریت است تا اجزای تصمیم گیری . به عبارت دیگر در این مقاله بر

خلاف نظر سایمون تصمیم گیری معادل مدیریت تعریف نشده است بلکه تصمیم گیری بخشی از مدیریت است که قبل از

 مرحله اجرا، نظارت و کنترل انجام می گیرد.


سیاستگذاری و تصمیم گیری در نظام مدیریت و رهبری اسلامی لزوماً بر تفکر و اندیشه صاحبنظران (اولوالالباب ) وبا توجه

به تجربه های تلخ و شیرین که از گذشته در ذهن مانده اند و واقعیات موجود در آینده ای که باالتفاوت به مقدمات و ابعاد دیگر

 آن تصویر می شود ، شکل می گیرد . با این تفاوت که سیاستگذاری در نظام اسلامی تنها برعقل معمول متکی نیست ، بلکه

 بر اندیشه ای والاتر و برتر از اندیشه های انسان عادی متکی میباشد . به تعبیر دیگر سیاستگذاری و تصمیم گیری در نظام اسلامی نشأت گرفته از مجموعه قوانین اسلامی است که واقعیات زندگی و حیات متکامل و متعالی بشری منطبق است .(9)


با توجه به این که بحث مدیریت اسلامی بیشتر پیرامون اصول و مبانی مدیریت است تا بحث تکنیک ها و روش ها .

 بنابراین بحثی کلی واساسی و مربوط به همه سطوح مدیریت اعم از مدیریت گروه ، سازمان یا مدیریت جامعه اسلامی و

 امت اسلامی می باشد وصرفاً یک سطح از سطوح و یک بعد از ابعاد مدیریت اختصاص ندارد.(10) .


از این رو وقتی از تصمیم گیری در مدیریت اسلامی صحبت به میان می آید ، این موضوع در همه سطوح و مدیریت

 جامعه اعم از رهبری ، مدیران دولتی ، مدیران سازمان های اقتصادی و بازرگانی ، خدماتی ، مدرسه و خانواده و ....

مطرح است.


به همین دلیل برای دستیابی به دیدگاه های اسلامی در زمینه مدیریت از جمله در زمینه خاص تصمیم گیری باید به

بررسی و مطالعه متون اسلامی پرداخت و این دیدگاه ها را از لابلای تفکرات اندیشه ها و رهنمودهای گوناگون بزرگان و اندیشمندان اسلامی استخراج کرد . منابع و مآخذ تفکرات اسلامی خود بر سه پایه اساسی استوار است :


1ـ قرآن کریم


2ـ سنت پیامبر اکرم


3ـ سیره امامان معصوم و اجتهاد علمای متخصص که خود این اجتهاد نیز در قلمرو قرآن وسنت قرار دارد.


از این رو برای تبیین مبانی ویژگی های تصمیم گیری در مدیریت اسلامی ، ضرورت دارد به رهنمودهای قرآن کریم ، نهج البلاغه ، احادیث و روایات موجود در این زمینه اشاره شود.

 

رهنمودهای قرآن کریم در رابطه با تصمیم و تصمیم گیری


در قرآن کریم در هشت مورد زیر به امر تصمیم گیری اشاره شده است :


1ـ سوره بقره آیه 227:


و ان عزموالصلاق فان الله سمیع علیم ،


واگر تصمیم به طلاق گرفتند خداوند ( به گفتار و کردار ایشان ) شنوا و داناست .


2ـ سوره آل عمران آیه 159:


.... و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین،


و درکارها مشورت نما ، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند دوست دارد و یاوری کند.


3ـ سوره آل عمران آیه 186:


... وان تصبرو ااوتتقوفان ذلک من عزم الامور،


و اگر صبر پیشه کرده و پرهیزگار شوید ( البته پیروز خواهید شد ) که آنها اسباب تصمیم گیری در کارهاست .


4ـ سوره طه آیه 115 :


ولقد عهدنا الی ادم من قبل فنسی ولم نجدله عزماً ،...


و ما با آدم عهد بستیم ( که فریب شیطان نخورد ) و در آن او رامصصم وثابت قدم نیافتیم .


5ـ سوره لقمان آیه 17:


یا بنی اقم الصلواه و امر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ذلک من عزم الامور ،


ای فرزندم نماز به پادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و براین کار از مردم نادان هرآزار بینی صبر پیشه گیر که

این صبر و تحمل در راه تربیت و هدایت خلق نشانه ای از تصمیم (راسخ) در امور عالم است .


6ـ سوره شوری آیه 43:


ولمن صبر وغفران ذلک لمن عزم الامور ،


و آنکه صبر کند و از خطا در گذرد ، این از تصمیمات پسندیده است .


7ـ سوره احقاف آیه 35 :


فاصبرکما صبراولوالعزم من الرسل و ....


ای رسول تو هم مانند پیامبران اولوالعزم ( صاحب تصمیم ) صبور باش ....


8ـ سوره محمد(ص) آیه 21 :


طاعه و قول معروف فاذا عزم الامر فلوصدقوالله لکان خیراً لهم ،


راه سعادت طاعت خدا و گفتار نیکوست و پس از آنکه امر به تصمیم پیوست ، اگر کلام خدا را تصدیق کنند برای آنها بهتر

 خواهد بود.


            در قرآن کریم ، عزم و تصمیم به معنای حقیقی کلمه بسیار کم به کار می رود و تنها در هشت مورد یاد شده آمده

است وعمده امور حد قصد و خواستن است و نه عزم و تصمیم و لذا خداوند حکیم درقرآن مقام تصمیم را بسیار متعالی دانسته

و به امور مهمه ، فریضه ها و عزائم اطلاق نموده و تنها به رسولان و فرستاده های ویژه خود عنوان اولوالعزم

( صاحب تصمیم ) داده به طوری که حتی حضرت آدم را صاحب تصمیم نمی داند ( سوره طه آیه 115 ) .

 

به نقل از حضرت علی (ع)


تصمیم یک قصد مخصوص و یک طلب ویژه است که شخص تصمیم گیرنده برای وصول به مقصود و نیل به مطلوب

 مجدانه تلاش می کند. و اگر در محدوده عمل موفق نشود در محدوده جانش با آن عمل پیوند ناگسستنی برقرار می سازد

و لذا صرفاً تصمیم را همان « تحقیق القصد» نامند.


با حصول عزم وتصمیم ،درنفس انسان قدرت ونیرویی جدیدودر روحش شرایطی ایجاد می شود که برای وصول به هدف

نه تنها تمام اعضاء و جوارح خود را تحت قدرت آن روح مقتدر قرار می دهد ، بلکه امور دیگر و دیگران را نیز به

 زیر سلطه فرا می خواند . این بیان ( به نقل از تحف العقول) ملهم از فرمایش امام جعفر صادق است که « ما ضعف بدن عماقویت علیه النبیه » یعنی ، وقتی نیت برای انجام امری قوی باشد ، بدن از عملی ساختن آن ابراز ناتوانی نخواهد کرد .

(11)

 

سطوح تصمیم گیری اسلامی


 در نظام اسلامی سه سطح تصمیم گیری قابل تمایز وجود دارد :


1ـ تصمیم گیری در زمینه اجرای احکام و فرامین الهی : در این سطح ، تصمیم گیری تابع بی چون و چرای احکام و

فرامین الهی است . در این رابطه قرآن کریم در آیه 36 سوره احزاب چنین می فرماید :« هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی

را نرسد که چون خدا و پیامبرش درکاری حکم کردند آنها را در آن اختیاری باشد . هر که از خدا و پیامبرش نافرمانی کند

 سخت درگمراهی افتاده است. »


2ـ تصمیم گیری در سطح نبوت ، امامت و ولایت : در این سطح تصمیم گیری یک امر فردی محسوب می شود و فرد

تصمیم گیر تنها پیامبر ، امام ، یا ولی است . هدف از این امر آن است که وحدت مسؤولیت و قاطعیت در بنیاد اسلامی

حفظ شود . از جمله مدارک و شواهد اسلامی مؤید این ویژگی عبارتند از:


« ... و در کارها مشورت نما لیکن آنچه را تو تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده ...»


     (سوره آل عمران آیه 59  )


ـ وقتی عبدالرحمن دست حضرت علی (ع) را گرفت و گفت با تو بیعت می کنم به این شرط که به کتاب خدا و سنت اکرم و

 طریقه دو خلیفه سابق عمل کنی . حضرت فرمود : قبول می کنم به این نحو که به کتاب خدا و رسول الله و « اجتهاد ورأی خود » رفتار نمایم .(12)

 

3ـ تصمیم گیری اعضای جامعه اسلامی :


تصمیم گیری در این سطح دارای دو بعد است :


بعد فردی : در دنیای عینی این فرد است که نهایتاً باید تصمیم بگیرد و امر تصمیم گیری صرفاً یک فرآیند ذهنی است

 که انجام می پذیرد و آثار آن عمدتاً به خود تصمیم گیرنده برمی گردد. در این بعد جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات

و مشورت با دیگران صرفاً به منظور تبیین واضح تر مسأله صورت می گیرد و به عبارتی مراحل تصمیم سازی را شامل       می شود.


بعد مدیریتی :


تصمیم گیری مدیریت در جامعه اسلامی در این قسمت جای دارد که موضوع بحث ما دراین مقاله است . با استعانت از مفاد آیات اشاره شده قرآن کریم و با بهره گیری از احادیث و روایاتی که ذکر خواهد شد به بیان برخی از ویژگی های آن به شرح آتی      می پردازیم.

 

الف : اتکال به خداوند و طلب یاری از او در امر تصمیم گیری


تصمیم گیری عبارت ازکیفیت نفسانی است که از نحوه رابطه بین تصمیم گیرنده ومورد تصمیم ایجاد شود و شخص تلاش

و جدیت دارد که آن تصمیم را عملی ساخته و تحقق بخشد . به عبارت دیگر تصمیم وارده یک کیفیت نفسانی است که

بیانگر پیوند ناگسستنی بین انسان مصمم و عمل است و تا آن عمل و تصمیم در خارج تحقق نیابد ، شخص از سعی و

 تلاش خود نخواهد کاست . از آنجا که ، عمل آیت و نشانه صاحب عمل است و بیانگر شخصیت و هویت حقیقی اوست ،

تصمیم نیز خود یک فعل انسانی است و به تعبیر برخی از بزرگان یک هدیه و ارمغان الهی می باشد که نشانگر چهره و

 صورت باطن تصمیم گیرنده است . به طور روشن تر آنچه انسان را به عمل و کار وامی دارد و او را به صحنه عمل

می کشاند همانا اعتقاد و ایمان انسانی است که آن نیز مبتنی بر جهان بینی و نگرش اصلی و اولی هر انسان به جهان است .

 مبدأ و منشأ تصمیم هر انسان است و علت فاعلی آن همانا ایمان و اعتقاد انسانی است . در هر مکتبی این علت و شکل

تصمیم بسته به ارزش های اعتقادی و مکتبی است (13).


مدیر اسلامی بنابر ساختار اعتقادی و ارزش ذهن خویش به سوی استعانت از خداوند برای فائق آمدن بر متغیرهای محیطی

غیر قابل کنترل با تصمیم خود متمایل است . انسان در نهایت کمال در برابر قدرت خداوند ناتوان است و مدیران همواره باید

 به او توکل داشته باشند تا در بهره مندی از پیشامدهای غیر مترقبه رحمت های خود را مشمول حال آنان نماید.


لذا برای جلب عوامل و نیروهای مادی و غیرمادی خارج از حیطه دانش و قدرت باید به خداوند توکل داشت. توکل یک

عنصر بازدارنده و راکد کننده نیست ، بلکه عنصری مثبت و نویدبخش و محرک است . درمشاوره تکیه بر نیروی عقل

 گروهی است و در توکل اتکال به خدای متعال است . پس مشاوره و توکل مکمل هم تلقی می شوند . در مرحله مشاوره

یاری خداوند از مجاری نور عقل و علم و در مرحله توکل از مجاری غیر اختیاری و غیر محسوس برای انسان است و

هر مرحله به یک واقعیت باز می گردد. و این است که قرآن کریم در آیه 159 سوره آل عمران بشارت می دهد :

« .... در کارها مشورت کن لیکن آنچه تصمیم گرفتی آن را با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند

دوست دارد » ،(14).


مدیری که با اخلاق اسلامی وروح توکل بر خدا و اعتماد بر قدرت بی نهایت الهی تربیت یافته است ، هنگام بروز خطرها

و بحران ها خود را نمی بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمی دهد و طبعاً چنین مدیری تصمیم های عاقلانه تر و

سنجیده تر اتخاد می کند و بهتر می تواند روحیه کارمندان و زبردستان را تقویت کند و ایشان را به فرجام نیک امیدوار

 ساخته و ازیأس و نومیدی و خودباختگی نجات دهد . همچنین مدیریت تحت چرب زبانی ها و تملق گویی ها قرار نمی گیرد

 و در دام حیله های سودپرستان مکار نمی افتد ، و از سوی دیگر با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزی ها و

 مهربانی های مخلصانه علاقه کارمندان را جلب می کند و در نتیجه بازده کار افزایش می یابد و تصمیماتش به خوبی

 به اجرا در می آید بدون این که به کسی ستمی روا داشته باشد(15) .

 

حضرت علی (ع) می فرماید:


« قضا وقدر الهی برحسابگری ( بنده چیزی را برای خودش خواستن ) پیش می گیرد. پس نباید شخص دست از توکل

برداشته و به تدبیر و اندیشه خود اطمینان کند » (16).

 

ب : مشارکت و مشاوره در تصمیم گیری


در نظام مدیریت اسلامی به عقل فردی در هر درجه و مرتبه ای که از علوتعالی باشد اکتفا نشده ، زیرا می بینیم پیامبر اسلام

 با همه نبوغ ذاتی و هوش فوق العاده ای که داشتند ، و علاوه بر تأییدات وحی ، از اندیشه ژرف و تابناکی برخوردار بودند ،

 با این وصف به اندیشه دیگران و یاری گرفتن از آن ها بسیار اهتمام می ورزیدند و در موارد بسیاری با اصحاب خود به

 مشورت می نشستند . از جمله در جنگ احد و احزاب (17).


البته مشورت رسول اکرم (ص) با اصحاب خود تنها به جهت بهره گیری از نظریات آنها نبود ، زیرا او ملهم از طرف

پروردگار بود ومی خواست ارزش شورا و مشورت را به دیگران به ویژه به مدیران جامعه اسلامی بیاموزد.


احادیث و روایات زیادی در زمینه مشورت در امر تصمیم گیری وجود دارد که از آن جمله اند:

 

1ـ پیامبر اسلام می فرماید:


 ـ در مواردی که چهره کار برای کسی روشن نیست باید مشورت کند. هیچ کس در موردی مشورت نمی کند مگر آن که

 به خیر و صلاح کار پی ببرد. (18).


ـ هیچ پشتیبانی قویتر از مشورت و هیچ عقلی بهتر از تفکر و تدبیر نیست (19).


ـ ای علی « آن کس که استخاره کند در نمی ماند و هر کس مشورت کند پشیمان نمی شود» (20).


ـ با عاقل مشورت کنید و مخالفت با او موجب پشیمانی است (21).

 

2ـ علی (ع) می فرماید :


با مردم مهربان باش ، در کارها با آنان مشورت نما ، پس از مشورت اگر تصمیم گرفتی به خدا اعتماد کن که خدا اعتماد

 کنندگان را دوست دارد ، به خشمی که می توان مرتکب نشوی ، شتاب منما (22).

 

ج ـ موقع شناسی ، تدبیر آینده نگری در تصمیم گیری


مدیر نه تنها باید از وضع و شرایط جاری مطلع باشد ، بلکه باید دوراندیش و آینده نگر و آینده را در آیینه روز ببینید .

باید با بصیرت و بینش عمیق به آینده بنگرد و قلمرو تصمیماتش را طوری تعیین کند که قادر به تبیین و شناخت نسبی آثار

و ابعاد و پیامدهای آنها باشد. در روایات از ائمه و پیشوایان ، در کنار علم ودانش ، از احتیاط سخن به میان آمده و گفته شده

که احتیاط و دور اندیشی مایه حسن عاقبت می شود . امام صادق (ع) می فرماید : هر کاری که بر توع عرضه می شود

درباره آن بیندیش تا آغاز و پایان آن را به دست بیاوری ،پیش از آن که در پشیمانی فرو روی (23) .

 

علی (ع) می فرماید :


ـ در اندیشه پایان کار، هر گاه کارها مشتبه شد ، انجام آنها با آغازشان مقایسه می شود .پایان برآغاز بنا نهاده شده است (24).


ـ شتاب نمودن بیش از توانایی و سستی نمودن پس از رسیدن وقت مناسب حماقت است (25) .


ـ لغزیدن و کندن از کاری که شتاب در آن به احتیاط و هوشمندی سزاوارتر است ، و شتاب درکاری که کندی در آن نیکوتر است موجب ضرر خواهد شد (26) .


ـ کسی که به کارهای مختلف بپردازد ، چاره سازی ها او را واگذارند(27).


ـ بترس از شتابزدگی درکارها پیش از رسیدن هنگام آنها ، و یا از دنباله گیری و سخت کوشی در آنها هنگام دسترسی به آنها ، یا از ستیزگی با آنها وقتی که سررشته ناپیدا باشد(28).


ـ اندک کاری که به آن ادامه دهی ، امید به آن بیشتر است از کار بسیار که از آن ملول و خسته گردی(29) .

 

از امام محمدباقر روایت شده است که :


ـ هنگام تصمیم گیری ، قبل از هرگونه اقدام وعملی تدبرکن و عاقبت اندیش باش. پس اگر کاری به آفرین و کمال زا بود

 انجامش ده والا طردش کن (30) .

 

حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:


در هر روز کار همان روز را انجام بده و هرگونه عملی و اقدامی را در ظرفیت زمانی خویش به جای آور ، چرا که هر

 روز را کار مخصوصی ، وهر اقدامی را ظرفیت زمانی ویژه ای است (31).

 

رسول اکرم (ص) می فرماید:


من از فقر امتم بیم ندارم ، آنچه بر امتم بیمناکم سوء تدبیر است (32) .

 

د ـ ثبات ، پایداری و قاطعیت در تصمیم گیری :


مدیر در رأس هرم سازمان قرار دارد و رهبر و پیشرو کارگزاران سازمان است و برحسب موقعیت اجرایی خود و

 مسئوولیتی که بر عهده دارد ، مرکز ثقل اندیشه ها ، طرح ها و پیشنهادها است و در حقیقت آخری مرجع برای تجزیه و

 تحلیل و جمع بندی و اتخاذ تصمیم برای عمل است . از این جهت به لحاظ موقعیت خود به اراده نیرومندی نیازمند است

تا پس از بررسی تمام جوانب تصمیمی قاطع بگیرد و هر نوع تردید و دو دلی را کنار بگذارد و با اعتماد و عنایت الهی نظر

 خود را صادر کند (33).


علی علیه السلام در جنگ جمل ، علم را به پسرش محمد حنیفه عطا کرده و به او می فرماید:


کوه ها از جا کنده شوند ، تو از جای خود حرکت مکن ، دندان بنه ، کاسه سرت را به خدا عاریه ده (توکل برخدا کن ) ،

پای خود را چون میخ در زمین بکوب ، چشم بینداز تا انتهای لشکر را بینی (آخرین حیله و تدبیر دشمنان را در نظر بگیر

تا درکار بینا باشی) و چشم خود را بپوش ، پس از آگاهی از حیله دشمنان منحرف نشو و وحشت نداشته باش و بدان که فتح

 و پیروزی از جانب خداوند سبحان است . پس از به کاربردن آداب جنگ اگر خدا بخواهد نصرت با توست (34).


ـ خداوند در آیه 17 سوره لقمان می فرماید:


ای فرزند عزیزم نماز برپادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و براین کار از مردم نادان هر آزار بینی صبر پیشه گیر

 که این صبر و تحمل در راه تربیت و هدایت خلق نشانه ای از تصمیم ثابت ( مردم بلند همت ) در امور لازم عالم است .


علی (ع) می فرماید:


ـ حلم و تأنی دو فرزند یک شکم اند که آنها را بلندی همت و اراده پابرجا می زاید (35) . یعنی بردباری و شتاب نکردن در

 یک درجه و یک پایه هستند . زیرا همان طور که شخص بلند همت زود به خشم نمی آید و حلم می ورزد ، همچنین در کارها شتاب ننموده و پایان را می نگرد و نیز می فرماید :


ـ کسی که فرمانش را نمی برند و از احکامش پیروی نمی کنند ، رأی و تدبیر ندارد (36).


ـ سستی ها را با اراده نیرومند از خود دور کنید (37) .


ـ هر کسی از سستی پیروی کند ، هستی را تباه می سازد (38) .


« ... ثبات و تقوی سبب نیرومندی و قوت اراده در کارهاست ».

 

هـ ـ سلامت روحی و روانی و تمرکز حواس در تصمیم گیری


 از آن جا که تصمیم گیری و اجرای آن زمانی نتایج رضایت بخش و سودمند در پی خواهد داشت که تصمیم براساس تعقل و

 خرد انسانی و با علم و آگاهی و شناخت کافی گرفته شود . لذا نباید در حالت عصبانیت ، شهوت و هیجان ، خشم و غضب که موجب از اختیار خارج شدن فکر و اندیشه انسان می شود ، اقدام به اتخاذ تصمیم نمود . به احادیث و روایاتی در این باره اشاره می شود:


ـ هرگز در حالت غضب غالب و شهوت قاهر تصمیم نگیرید . زیرا در آن وضعیت نه تنها فکر و اندیشه تحت تصرف عقل و خرد انسانی نیست ، بلکه تمام اعضا و جوارح شخص نیز از تصرف و سلطه عقل خارج میشود.(39)


ـ اگر انسان غضب کره هرگز به زبانش جمله ای جز غلط نمی آید(40).


ـ شهوت و غضب اگر در جهت تکامل و صعود انسانی باشد ، بدون شک عامل سقوط و انحراف خواهد بود. پس از همه

 اینها به وسیله تأمل در اقدام و به تأخیر انداختن قدرت تا زمانی که غضب فرونشیند و اختیار خودرا دوباره به دست آری ،

خود را محفوظ نگه دار (41).


می دانیم که حضرت علی (ع) خود در جنگ خیبر هنگامی که عمروبن عبدود به رخش خدو پرتاب کرد ، در کشتن او درنگ

 می فرماید که خشمش فرونشیند ، که مبادا او را برای نفش خویش بکشد.

 

و ـ عدالت ، انصاف و توجه به زیردستان در هنگام تصمیم گیری


علی (ع) به مالک اشتر می فرماید:


ـ زنهار بین خود و کسانی که برآنها حکم می رانی حجاب جاه و مقام حایل نکنی.آن حضرت وقتی که پای منافع عامه درمیان بود،اغماض و گذشت راجایزنمی دانست وتدابیری برای جلوگیری ازانحراف اتخاذمی کرد. مثلاً در رابطه با تأمین رفاه مادی کارکنان و ایجاد روحیه وفاداری در افراد نسبت به هدف ها و مقاصد سازمان(42)


ـ پس برای قضاوت و داوری بین مردم ، بهترین رعیت را انتخاب کن که کارها بر او سخت نیاید وبه اندک فهم بدون به کار

بردن اندیشه کافی اکتفا نکند (43).


آن حضرت در جای دیگر فرماید : نیکوترین چیزی که حکمرانان را خشنود می دارد همانا بر پا داشتن عدالت و دادگری در شهرها و آشکار ساختن دوستی رعیت می باشد(44).


ـ کوچک شما از بزرگتان پیروی کند ، و بزرگتان به کوچکتر مهربان باشد(45).

 

الگوی پیشنهادی تصمیم گیری در مدیریت اسلامی :


با توجه به آنچه گذشت ، نگارندگان الگوی زیر را ، که متکامل تر از الگوی عقلایی تصمیم گیری است به عنوان

 « الگوی الهی / عقلایی تصمیم گیری » در مدیریت اسلامی ارائه می کنیم .


به طوری که ملاحظه می شوددراین الگو علاوه برتمام مراحل الگوی عقلایی تصمیم گیری ویژگی های تصمیم گیری در

مدیریت اسلامی برگرفته شده ازتوصیه ها ودستورات کتاب،سنت ورهنمودهای بزرگان دین مبین اسلام منظور شده است.

مهمترین ویژگی این الگوآن است که درتمام مراحل تصمیم گیری واجرا،علی الخصوص به هنگام اتخاذ تصمیم ، توکل و

 اتکال به خداوند قادر متعال را مورد تأکید خاص قرار داده تا به مدیر اسلامی یادآور شود که از طریق توسل به این مرجع

فیاض ، از روبه رو شدن با یک شرایط نامعلوم و توسل جستن به شانس و احتمال نجات یافته و با اراده قوی و قاطعیت

 اقدام به تصمیم گیری نماید. به تعبیر دیگر مدیر اسلامی به تبعیت و حصول نتایج بهینه به مشارکت می طلبد و می دانیم

که خداوند رحمان خود بشارت داده است که :


« ... لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند دوست دارد و یاوری کند.»               (سوره آل عمران آیه 159)


مدیر اسلامی از طریق رعایت الگوی الهی ـ عقلایی تصمیم گیری می تواند روحیه کارمندان و زیردستان را تقویت کرده

و ایشان را به فرجام نیک امیدوار ساخته و از یأس و نومیدی و خودباختگی نجات دهد، در نتیجه تصمیماتش به خوبی اجرا

می شود وبازده کار و اثر بخشی آن افزایش می یابد ، بدون آنکه نسبت به کسی ستمی روا داشته باشد.


در زمینه هوشیاری و تدبیر ، سلامت روحی روانی و تمرکز حواس ، عدالت و انصاف و توجه به مردم در ضمن مطالبی که گذشت به نکات عمده اشاره شده است.


در خاتمه با توجه به آنچه گذشت یادآوری می کنیم که الگوی تصمیم گیری مدیریت اسلامی با وجود قدمت زیاد ، جامع تر و کامل تر از الگوی تصمیم گیری مدیریت معاصر است که دانشمندان و مشاهیر مدیریت همچون سایمون و دیگران ، در آن باره قلم فرسایی کرده اند.


فهرست مآخذ


1ـ حاضر منوچهر ، تصمیم گیری در مدیریت ، مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1373ص 3 تا 7


2ـ صادقپور ابوالفضل ، چند مقاله در مدیریت ، مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1356 ص 47


3ـ مهدویان اکبر، مقاله تصمیم گیری در مدیریت ، فصلنامه مدیریت دولتی ، شماره 11 مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1369 ص 52


4ـ جاسبی عبدالله ، اصول و مبانی مدیریت ، دانشگاه آزاداسلامی ، چاپ ششم ، 1373 ص 132


5-Rationl Decision Making


6-Jihn L. Thomson, Strategic Management , Second Edition, Chapman& Hall , 1993 , P ،61


7- Rs. Up, P. 63


8- Rs. Up  P.65


9ـ فاضلی خلیل الله ، مقاله سیاستگذاری در نظام رهبری و مدیریت اسلامی از دیدگاه عقل و وحی ، فصلنامه مدیریت دولتی شماره 9 سال 1371 ص 60


10ـ جاسبی عبدالله ، مقاله نظام گرایی در مدیریت اسلامی ، ص 7


11ـ جوادی آملی مرتضی ، مقاله نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری در مدیریت اسلامی ، فصلنامه مدیریت دولتی ، شماره 23 سال 1372 ص 1و 2 .


12ـ فیض الاسلام ، نهج البلاغه 6 جلدی ، ص 50


13ـ مآخذ 11


14ـ مآخذ 9 ص 72


15ـ ... مصباح یزدی ، مجموعه مقالات ، نگرشی بر مدیریت در اسلام ، مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1372 ص 25


16ـ نهج البلاغه ص 1296


17ـ مجموعه مقالات نگرشی بر مدیریت در اسلام، مرکز آموزش مدیریت دولتی 1372 ص 39


18ـ سبحانی جعفر ، مقاله : ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام مجموعه مقالات ... مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1372 ص 205


19ـ جاسبی عبدالله ، مقاله شورا و مشاوره در اسلام ، ص به نقل از بحار الانوار ، جلد 15 بخش 4


20ـ مآخذ 19 ص 6


21ـ مآخذ 19 ص 6


22ـ نهج البلاغه ص 994


23ـ مآخذ 18


24ـ نهج البلاغه ص 1118


25ـ نهج البلاغه ص 1255


26ـ نهج البلاغه ص 858


27ـ .... عجلانی ، بعثت سرآغاز حکومت مترقی اسلام ، ترجمه سید مهدی شمس الدین ، روزنامه اطلاعات ، شماره 20381 مورخ 18/10/73 ص و 7 و 11


28ـ نهج البلاغه ص 1032


29ـ نهج البلاغه ص 1222


30ـ مشبکی اصغر ، مقاله مقایسه تطبیقی اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام ، مجموعه ... مآخذ 18، ص 156


31ـ همان مآخذ


32ـ طلیعه مجله تدبیر ، مرکز آموزش مدیریت صنعتی


33ـ مآخذ 18 ص 205


34ـ نهج البلاغه ص 62


35ـ نهج البلاغه ص 1297


36ـ نهج البلاغه ص 98      


37ـ مآخذ 18 ص 206


38ـ همان مآخذ


39ـ حکمت نهج البلاغه ص 170


40ـ اخلاق محتشمی ، ص270 حدیث 36


41ـ انوار سید ، ضوابط رفتاری خدمات عمومی از نظر اسلام ، ترجمه فخرالدین مزارعی ، مدیریت امروز، شماره 12 سال 1352 ص 53 ، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی


42ـ مآخذ 30 ص 160


43ـ نهج البلاغه ص 1010


44ـ نهج البلاغه ص 1008


45ـ نهج البلاغه ص 541

 

http://www.jassbi.net/home/contents.asp?cid=17