اصول و مبانی فلسفی عقیدتی درمدیریت اسلام - دکتر عبدالله جاسبی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مدیریت ،اسلام

 ( مجله اقتصاد و مدیریت شماره 30 صفحات 17-5 )



چکیده
در این مقاله ابتدا مفهوم و انواع جهان بینی و تفاوت آنها باجهان احساسی مورد بحث قرار گرفته است وجهان بینی به عنوان یک نوع برداشت کلی از جهان هستی تعریف شده است که می تواند چهره جهان رانشان دهد. در بین جهان بینی های علمی ، فلسفی و مذهبی ،‌مدیریت اسلامی بر جهان بینی اسلام که نوعی جهان بینی الهی و مذهبی است و خصوصیات جهان بینی فلسفی را نیز دارا می باشد قرار گرفته است .آنگاه اصول و خصوصیات مدیریت اسلامی تحت عناوین سه گانه اصل جهان بینی اسلامی ، اصل نظام گرایی و اصل کلیت و عام بودن با استناد به آیات قرآن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و در انتها نتیجه گیری ارائه شده است.
مقدمه
برای شناخت مدیریت اسلامی قبل از هر چیز بایستی زیر بنای فکری و فلسفی آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا معلوم شود که مسائل و موضوعات مدیریت در اسلام بر چه زیربنای فکری و فلسفی پی ریزی می گردد و از چه نوع جهان بینی و تفکر معنوی نشات می یابد. در غیر این صورت هر نوع بحث و بررسی پیرامون مدیریت اسلامی اگرچه مبتنی بر آیات قرآن و گفته های بزرگان باشد ممکن است جهت گیری و راهیابی آن ناصحیح و انحرافی انجام شود و از نتیجه مورد نظر و مطلوب فاصله گیرد . در این مقاله هدف تبیین زیربنای فلسفی و جهان بینی است که بر اساس آن مدیریت اسلامی بایستی تدوین و جهان بینی پرداخته و سپس مبانی فلسفی عقدتی مدیریت اسلامی بیان گردیده است.
جهان بینی
1-مفهوم جهان بینی
از آنجا که کلمه جهان بینی ظاهراً به معنی دیدن جهان مطرح می شود ممکن است برخی فکر کنند که منظور آن چیزی است که از حس بینایی یا دیدن در ارتباط با جهان به دست می آید. در حالی که دیدن یک حس است و توجه به آن نوعی جهان احساسی است، حال اینکه منظور از جهان بینی به مفهوم مصطلح آن شناخت جهان است نه احساس جهان ، آن هم به صورت ناقص و توسط حس بینایی .لذا بایستی بین جهان بینی ( به مفهوم مصطلح آن ) و جهان احساسی (‌که دیدن جهان و درک جهان از طریق دیدن خاص آن است) تفاوت اساسی قائل شد.
جهان احساسی به مفهوم درک جهان از راه باصره ، چیزی که منحصر به انسان باشد نیست بلکه حیوانات نیز از آن برخوردار می باشند. حیواناتی هستند که هم از جهت بینایی و هم از دیگر جهات احساسی ( حس چشایی ، بویایی ، بساوایی و شنوایی) خیلی تیزتر و پیشرفته تر از انسان بوده و دستگاه احساسی آنها بسیار دقیق تر و ظریف تر از انسان کار می کند . اما وقتی جهان بینی به معنی شناخت جهان ارائه می گردد، در آن هدف های یک مکتب ، راه و روش‌های وصول به آن ، باید و نبایدهایی که درآن مکتب مطرح می شود ، مسئولیت هایی که بر دوش انسان می گذارد ، ارزش هایی که آنها را معتبر دانسته و ضد ارزش هایی که آن ها را زشت و ناصواب می شمارد ، نحوه نگرش به جهان و زندگی و موضوعات و حقایقی از این قبیل را مدنظر قرار می دهد .اینها همه وهمه خاص انسان است و حیوانات از آن بی بهره اند. اینها موضوع مهم شناخت را که همان اصطلاح جهان بینی است و مختص انسان است مطرح می کنند.
درمراحل جهان بینی ، به مفهوم شناخت لزوماً حجم و مقدار اطلاعات به اندازه کیفیت آنها نقش اساسی ندارد. مثلاً شناخت بیشتر تعداد ستارگان ، حیوانان و پدیده‌های طبیعی نمی تواند لزوماً در بینش و جهان بینی فرد تغییر اساسی ایجاد کند و او را به سطح بالاتری از جهان بینی ارتقا دهد. به عبارتی دیگر « نمی توان گفت کسی که کلاس بالاتری از یک علم را طی کرده از کسی که در کلاس پایین تر است جهان بینی بهتر و کامل تری دارد».1

1- مرتضی مطهری ، شش مقاله ، جهان بینی الهی و جهان بینی مادی ، انتشارات ملاصدرا ، چاپ آرین ، اسفند 1363.

 
جهان بینی با این مفهومی که توضیح داده شد یک نوع برداشت کلی از جهان هستی را ارائه می دهد. درمورد اینکه آیا انسان می توان جهان را بشناسد و چهره کلی آن را ترسیم کند دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که شناخت جهت ممکن نیست و آنچه که فلاسفه و دانشمندان در طول تاریخ در مورد جهان گفته اند شکلی است که خود ترسیم کرده و افسانه ای است که خود سر داده اند و به قول خیام:
آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
موضوع شناخت جهان در طول تاریخ به شیوه های مختلفی دنبال شده است . این موضوع در این مقاله تحت عنوان جهان بینی های علمی ، فلسفی و مذهبی مورد بحث قرار می گیرد.
بدنی ترتیب جهان بینی به طور کلی به سه طریق موردبررسی قرار می گیرد که عبارتند از : جهان بینی علمی ، جهان بینی فلسفی و جهان بینی مذهبی
2-جهان بینی علمی
درجهان بینی ادعا می شود که می توان بدون استمداد از فلسفه و مستقل از آن و تنها با استفاده از تجزیه و آزمایش جهان را تعریف کرده و شناخت. بررسی شناخت علمی مبتنی بر سه جزء اساسی است که عبارتند از بررسی واقعیت ها و روند شکل گیری آنها ، ارائه فرضیه بر اساس این واقعیت ها و بالاخره آزمون فرضیه وارائه نظریه.
عالم در روش علمی قضایای مورد نظر خود را بررسی و مطالعه می کند و از مجموعه مطالعه و بررسی های ، فرضیه‌هایی در ذهن خود می سازد و سپس آن را مورد آزمون قرار می دهد.
اگر آزمون فرضیه را تایید کرد که فرضیه به صورت یک قانون طبیعی مطرح می شود و اگر تایید نشد فرضیه دیگری جانشین آن می گردد.
مزیت شناخت علمی دقت و جزء نگری آن است. از یک جزء کوچک در آزمایشگاه هزاران قطعه اطلاع تهیه می گردد. اما علی رغم اطلاعات زیادی که از یک جزء به دست می آید دایره شناخت آن بسیار محدود است مثل نورافکنی که در تاریکی شب یک محدوده کوچک را روشن می کند . آن محدوده بسیار روشن واجزاء آن کاملاً هویدا می گردد اما در یک شب تاریک فقط یک نقطه یا محدوده کوچک را می توانیم ببینیم . قطعاً این نقطه یا محدوده نمی تواند از چهره کلی جهان تصویری به ما ارائه دهد.
روش جهان بینی علمی در حقیقت همان روش شناخت فیل توسط کوران در داستان مثنوی است. هرکدام از کوران یک جزء از فیل را لمس می کردند و بر اساس آن اظهار می نمودند، یکی پای فیل را لمس می کرد و آن را ستون می نامید، دیگری گوش فیل را لمس کرده و آن را بادبزن معرفی می کرد و آن دیگر خرطوم فیل را لمس کرده و آن را ناودان می دانست . اما فیل هیچیک از آنها نبود و بلکه مجموعه آنها نیز نبود.2
البته روش علمی شامل روش سیستم ها که در نیمه دوم قرن بیستم مورد توجه قرار گرفته نیز می گردد که در آن برای حل مسائل و شناخت پدیده ها ، ابعاد مختلف آنها را مورد بررسی قرار می دهند و به جای جزء نگری یا روش کل نگری به موضوع و پدیده می نگرد . اما آنچه ک باز هم آن را محدود میکند این است که شناخت علمی حتی در روش سیستمیک آن فقط در دایره مادیات به بررسی جهان می پردازد و لذا تنها بخش مادی جهان را مورد مداقه قرار میدهد . به علاوه در شناخت جهان مادی نیز دارای محدودیت زیاد بوده وتنها بخش کوچکی از اطلاعات جهان طبعت را داراست و درمورد آنچه کشف شده و مورد آزمون واقع گردیده است می تواند اظهار نظر نماید و قضاوت کند ، و قدرت تجزیه و تحلیل همه هستی و حتی همه جهان مادی را نیز دارد
بنابراین روش شناخت جهان ازنظر علمی به خاطر میزان جهل انسان نسبت به جهان ،‌روش نارسا و گمراه کننده است. این روش به همان نسبت که یک پدیده کوچک را دقیق و عمیق بررسی می کند از بررسی و معرفی چهره کلی جهان عاجز و ناتوان است.

2- دکتر عبدالله جاسبی ، اصول و مبانی مدیریت ، چاپ ششم ، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ،‌صفحه ...
 
از آنجا که روش شناخت علمی نمی تواند چهره کلی جهان را بیان کرده و نشان دهد لذا به سئوالاتی از قبیل اینکه ؛ جها ن چگونه به وجود آمده‌؟ از کجا آمده ؟به کدام جهت حرکت می کند؟ به کجا خواهد رسید ؟ آیا در جهان وحدت حاکم است یا کثرت؟ آیا سنت های لاتغیر حاکم است یا همه چیز تصادفی است؟ جهان از عدم به وجود آمده است یا تنها تغییر ماهیت و شکل داده است؟ نمی توان پاسخ درست و قابل قبولی دهد.
نارسایی دیگر روش شناخت علمی این است که ارزش علمی دارد نه نظری و لذا نمی تواند آرمان ساز و ایمان زا باشد و در نتیجه نمی تواند تکیه گاه ایدئولوژی واقع شود.
مشکل ونارسایی دیگر شناخت علمی این است که وضع ناپایداری دارد چرا که علم بر بررسی ها، فرضیه ها و آزمون ها تکیه می کند که همه آنها درحال تغییر است ، بر خلاف فلسفه که بر بدیهیات اولیه عقلی و اصول ثابت غیرقابل تغییر تکیه میکند لذا علم نمی تواند تکیه گاه ایدئولوژی و مکتب باشد.
شهید مطهری می گوید « همه کسانی که از جهان بینی دم زده اند و یا فلسفه خود را فلسفه علمی خوانده اند ، اگر درست دقت شود بر شهپر نوعی فلسفه نشسته و در حوزه هایی وارد شده اند که پای علمی به آنجا نمی رسد. صرفاً با یک سلسله شباهت های سطحی میان برخی فرضیه های خود با بعضی داده های علم به غلط فلسفه خود را فلسفه علمی و جهان بینی خود را جهان بینی علمی نامیده اند».3
3-جهان بینی فلسفی
جهان بینی فلسفی دقت و تشخیص جهان شناسی علمی را برای یک حوزه محدود ندارد، اما از آنجا که متکی به اصول بدیهی و ثابت است دارای ارزش نظری مطلق و قابل اعتماد و نامحدود است.*
این نوع جهان بینی تنها یک حوزه محدوده را شامل نمی شود بلکه بر روی همه هستی نور می اندازد اگر چه روشنی آن قوی و شدید نباشد . در روش سیستمیک آن فقط در دایره مادیات به بررسی جهان می پردازد و لذا تنها بخش مادی جهان را مورد مداقه قرار می دهد. به علاوه در شناخت جهان مادی نیز دارای محدودیت زیاد بوده وتنها بخش کوچکی از اطلاعات جهان طبیعت را داراست و در مورد آنچه کشف شده و مورد آزمون واقع گردیده است می تواند اظهار نظر نماید و قضاوت کند ، و قدرت تجزیه وتحلیل همه هستی و حتی همه جهان مادی را نیز ندارد.
بنابراین روش شناخت جهان از نظر علمی به خاطر میزان جهل انسان نسبت به جهان ، روش نارسا و گمراه کننده است . این روش به همان نسبت که یک پدیده کوچک را دقیق و عمیق بررسی می کند از بررسی و معرفی چهره کلی جهان عاجز و ناتوان است.
از آنجا که روش شناخت علمی نمی تواند چهره کلی جهان را بیان کرده و نشان دهد لذا به سؤالاتی از قبیل اینکه ، جهان چگونه به وجود آمده؟ از کجا آمده؟ به کدام جهت حرکت می کند؟ به کجا خواهد رسید؟ آیا در جهان وحدت حاکم است یا کثرت؟ آیا سنت های لاتغیر حاکم است یا همه چیز تصادفی است؟ جهان از عدم به وجود آمده است یاتنها تغییر ماهیت و شکل داده است؟
نمی تواند پاسخ درست و قابل قبولی دهد.
نارسایی دیگر روش شناخت علمی این است که ارزش علمی دارد نه نظری و لذا نمی تواند آرمان ساز و ایمان زا باشد و در نتیجه نمی تواند تکیه گاه ایدئولوژی واقع شود.
مشکل و نارسایی دیگر شناخت علمی این است که وضع ناپایداری دارد چرا که علم بر بررسی ها ، فرضیه ها و آزمون‌ها و تکیه می‌کند که همه آنها در حال تغییر است ، بر خلاف فلسفه که بر بدیهیات اولیه عقلی و اصول ثابت غیرقابل تغییر تکیه میکند لذا علم نمی تواند تکیه گاه ایدئولوژی ومکتب باشد.
شهید مطهری می گوید « همه کسانی که از جهانی علمی دم زده اند ویا فلسفه خود را فلسفه علمی خوانده اند ،‌اگر درست دقت شود برشپهر نوعی فلسفه نشسته و در حوزه هایی وارد شده اند که پای علمی به آنجا نمی رسد .صرفاً با یک سلسله شباهت های سطحی میان برخی فرضیه های خود با بعضی داده های علم به غلط فلسفه خود را فلسفه علمی و جهان بینی خود را جهان بینی علمی نامیده اند ».3

3-مرتضی مطهری ، شش مقاله ، انتشارات صدرا ، چاپ آرین ، اسفند ، 1363 ، صفحه 282 و283
*-البته شرط قابلیت اعتماد جهان بینی فلسفی ، اتکاء آن بر اصول بدیهیه عقلی است والا بسیارند گفتارهایی که نه عملی اند ،‌نه منطقی و نه فلسفی.

3-جهان بینی فلسفی
جهان شناسی فلسفی دقت و تشخیص جهان شناسی علمی را برای یک حوزه محدود جهان شناسی علمی را برای یک حوزه محدود ندارد ، اما از آنجا که متکی به اصول بدیهی و ثابت است دارای ارزش نظری مطلق و قابل اعتماد و نامحدود است.*
این نوع جهان بینی تنها یک حوزه محدود را شامل نمی شود بلکه بر روی همه هستی نور می اندازد اگر چه روشنی آن قوی و شدید نباشد. در این جهان شناسی راجع به اصول هستی و تحولات آن بحث می شود و قیافه کلی جهان مشخص می گردد و لذا ایجاد کننده یا ویران کننده ایدئولوژی برای انسان است . این نوع جهان بینی به انسان نسبت به جهان نگرش می بخشد تا در مورد جهان موضع بگیرد.
4-جهان بینی مذهبی
جهان بینی مذهبی از نظر کیفیت و برد نوعی جهان بینی فلسفی است ، بدین ترتیب که قیافه کلی جهان را نشان می دهد ،‌باید ها و نباید ها را مشخص می کند و پایه های ایدئولوژی را برای انسان می سازد .تفاوت این جهان شناسی با جهان شناسی فلسفی در این است که پایه های آن بر وحی استوار است ک اختصاص به انبیاء الهی دارد.
با این استدلال ک وحی از جانب خالق جهان هستی و سرچشمه شناخت و منشاء توجه دادن به عقل و منطق است پس می توان پذیرفت که جهان بینی مذهبی نوعی جهان بینی فلسفی است که دارای قداست نیز می باشد و از اطمینان و اعتماد بی پایان و کامل برخوردار است.
در حقیقت می توان گفت که جهان بینی علمی وقتی که شمول پیدا کند و همه هستی را در برگیرد ( زمانی فرا رسد که انسان همه معلومات جهان مادی را داشته باشد و هیچ چیز مجهول برای او نباشد) و جهان بینی فلسفی وقتی که از استدلال و منطق ثابت وهمیشگی برخوردار باشد . مجموعاً بر جهان بینی اسلامی منطبق خواهد شد و به یک نتیجه خواهند رسید.4
مکتب های الهی و به خصوص مکتب اسلام به خاطر ارتباط با مبداء آفرینش از طریق وحی ، همه آنچه را که برای هدایت و سعادت بشر لازم است در بر می گیرد 5 و لذا جهان بینی فلسفی و علمی را نیز به نحو احسن و تکامل یافته درخود دارد.
اصول و خصوصیات مدیریت اسلامی
مهمترین اصول و خصوصیات مدیریت در اسلام عبارتند از اصل جهان بینی اسلامی ، اصل نظام گرایی یا سیستمیک و اصل جامعیت و عام بودن که هریک به طور جداگانه توضیح  داده می شود.
1-اصل جهان بینی اسلامی
مدیریت اسلامی مدیریتی است مکتبی و نظام ارزشی اسلام به عنوان یک مکتب بر تمامی اجزای تشکیل دهنده این مدیریت حاکم است . با عبارت دیگر ریشه های مدیریت اسلامی از نظام ارزشی اسلام تغییر تغذیه می نماید نه از آنچه که به نام دانش مدیریت در مکاتب و دانشگاه های شرق وغرب انتشار یافته است . روابط انسانی و اصولی که امروز درنظام ها وکشورهای شرق و غرب انتشار یافته است . روابط انسانی و اصولی که امروز درنظام ها و کشورهای مختلف بر اداره امور تنظیم شده است مبتنی بر نوعی تفکر فلسفی و یا بینش اجتماعی است ودر حقیقت آنچه که امروز در نظام های مختلف به عنوان اصل در مدیریت پذیرفته شده است بر اساس جهان بینی یا بینش خاصی است که نظام ها و جوامع آن را پذیرفته اند . در حقیقت آنچه به نام اصول و زیربنای مدیریت مطرح می گردد یک مقوله فلسفی است خواه اسلامی باشد یا غیر اسلامی و آنچه که به نام علم مطرح می گردد دانشی است که مشخص کننده پدیده های مختلف و تفسیر کننده روابط بین این پدیده ها است. بنابراین آنچه که به صورت علم در آمده است .بنابراین آنچه که به صورت علم درآمده است بیشتر روش های کمی و فرمول ها وتکنیک هایی است که می تواند به عنوان ابزاری در اختیار این اصول و روابط قرار گیرد خواه این اصول و روابط اسلامی باشد یا مبتنی بر سایر بینش ها و جهان بینی فلسفی.

4-رجوع شود به کتاب راه طی شده توشته مهندس مهدی بازرگان
5-آیه 9 سوره اسراء‌ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم
 
بنابراین مدیریت به مفهوم عام آن در همه سیستم های اجتماعی مبتنی بر یک مقوله فلسفی عقیدتی است گرچه در تحقق اهداف خود از روش ها و تکنیک های علمی بهره گیرد.
دراسلام نیز مدیریت مبتنی بر جهان بینی الهی است و ریشه در نظام ارزشی اسلام دارد . اما برای تحقق هدف های خود ممکن است از کلیه روشهای موجود به عنوان یک وسیله یا ابزار استفاده نماید 6.لذا جهان بینی الهی زیر بنا و تفکر حاکم بر مدیریت اسلامی خواهد بود.
2-اصل نظام گرایی یا سیستمیک
اکنون که مشخص شد ریشه و اساس مدیریت اسلامی را جهان بینی تشکیل می دهد بایستی توضیح دهیم که دیدگاه های فلسفی می تواند شامل ابعاد خاصی از زندگی انسان گردد و یا تمامی ابعاد زندگی را شامل شود .مثلاً ممکن است اساس و ریشه یک جهان بینی را تفکر و بینش اقتصادی تشکیل دهد و یا بینش اصالت وجود را مطرح کند.
اسلام بر خلاف این گونه مکاتب از نظر جهان بینی و فلسفی یک نظام مکاتب از نظر جهان بینی و فلسفی یک نظام کامل و چند بعدی است .بدین معنی که فقط دریک زمینه خاص مثلاً در باب اقتصاد یا اخلاق یاسیاست و... دارای نظر نیست بلکه در کلیه زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی دارای دیدگاه و نظر است و به صورت یک مجموعه هماهنگی است که اجزای آن با یکدیگر مرتبط بوده و روی یکدیگر اثر می گذراد و همواره انسان ، گروه یا جامعه را جدا از محیط و مجزا از ارزش ها و قوانین حاکم بر محیط آن ارزیابی نمی کند و اینها همان خصوصیات نظام گرایی یا تفکر سیستمیک به مفهوم عام و چند بعدی آن است.7
باید توجه داشت که در اسلام نمی توان یک بعد از ابعاد زندگی را مورد عنایت قرار داد و بقیه را به فراموشی سپرد . مثلاً اینکه سعی شود اقتصاد در جامعه شکوفا گردد اما اخلاق ،‌فرهنگ وسایر ابعاد اجتماعی تحت الشعاع آن قرار گرفته و از اولویت برخوردار نشوند قابل قبول نیست. لذا در قرآن کسانی را که به بخشی از کتاب ایمان آورده و به بخش دیگر آن کفر ورزیده اند مکرراً مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد .قرآن اسلام را یک مکتب فراگیر و چندبعدی می داند که برای سعادت انسان لازم است همه ابعاد آن مورد توجه و دقت قرار گیرند. در این زمینه مناسب است به آیات قرآن اشاراتی داشته باشیم.
1-سوره آل عمران آیه 7:
هو الذی انزل علیک الکتاب منه ایات محکمات هو ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعور ماتشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاویل و مایعلم الا الله و الراسخور. فی العلم یقولون امنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولوا الالباب.
اوست خدایی که قرآن را به تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که آنها اصل و مرجع دیگر آیات کتاب خواهد بود و برخی دیگر آیاتی است متشابه تا آنکه گروهی که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تاویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه گری پدید آرند در صورتی که تاویل آن جز خدای کسی نداند و اهل دانش گویند ما به همه آن کتاب گرویدیم که تمام محکم و متشابه آن از جانب پروردگار ما آمده و به این دانش و بر این معنی آگاهند.
2-سوره نسا آیات 150 تا 152:
ان الذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرقوا بین الله و رسله و یقولون نومن ببعض و نکفر ببعض و یرویدن ان یتخذوا بین ذلک سبیلا    اولئک هم الکافریون حقا و اعتدنا الکافرین عذاباً مهیناً    و الذین امنو باالله و رسله و لم یفرقو بین    منهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم و کان الله غفورا رحیما
آنان که به خدا و پیامبران او کافر شوند وخواهند که میان خدا و پیامبرانشان جدایی اندازند و گویند که ما به برخی از گفتار انبیاء‌گرویده و به پاره ای دیگر کافر شویم و خواهند که میان کفر و ایمان راهی اختیار کنند و به حقیقت کافر هم اینهایند و ما برای کافران عذابی خوار کننده مهیا داشته ایم و به آنان که به خدا و رسولان اوایمان آوردند و میان هیچیک از پیامبران تفرقه نینداختند اینها راخدا به زودی اجرا عطا کند و خدا پیوسته در صف بندگان بخشنده و مهربان است.
6-برای توضیح بیشتر این قسمت مراجعه شود به فصل اول کتاب « مدیریت اسلامی» نوشته دکتر سید علی‌اکبر افجه‌ای ،‌انتشارات جهاد دانشگاهی ،1364
7-برای توضیح بیشتر رجوع شود به فصل سوم از کتاب اصول ومبانی مدیریت تحت عنوان سیستم های اجتماعی نوشته دکتر عبدالله جاسبی
 
3-سوره حجر آیات 90 تا 92
کما انزلنا علی المقتسمین   الذین جعلوا القرآن عفین    فو ربک لنسئلنهم اجمعین
آن گونه عذابی که بر کسانی که آیات خدا را قسمت کردن نازل کردیم آنان که قرآن را جزء جزء و پاره پاره کردن د قسم به خدای تو که از همه آنها سخت مؤاخذه خواهیم کرد.
4-سوره بقره آیات 85 تا87
ثم انتم هو لاء تقتلون انفسکم و تخرجون فریقاً منکم من دیار هم تظاهرون علیهم بالاثم و العدوان و ان یاتوکم اساری تفادوهم و هم محرم علیهم اخراجهم افتومون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض فما جزاء من یفعل ذلک منکم الاخزی فی الحیوه الدنیا و یوم القیمه بردون الی اشد العذاب و ماالله بغافل عما تعملون        اولئک الذین اشتروا الحیوه الدنیا بالاخره فلا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینصرون     و لقد اتینا موسی الکتاب و قفینا من بعده بالرسل واتینا عیسی ابن مریم البینات و ایدناه بروم القدس افکما جاءکم رسول بما لاتهوی انفسکم استکبرتم ففریقاً کذبتم و فریقاً تقتلون
با این عهد باز بر خوی زشت اخلاف خود که خون یکدیگر می ریزید و گروه ضعیف را از دیار خود می رانید و در بدکرداری و ستم بر ضعیفان پشتیبان همدیگرید و چون اسرایی بگیرید برای آزادی آنها فدیه می طلبید درصورتی که به حکم تورات اخران کردن آنها محققاً بر شما حرام شده است چرا به برخی از احکام تورات که به نفع شماست ایمان آروده و به بعضی دیگر کافر می شوید پس جزای چنین مردم بدکردار شما نیست . اینان همان کسانند که متاع دو روزه دنیا را خریده و ملک ابدی آخرت را فروختند پس در آخرت عذاب آنها هیچ تخفیف نیابد و کسی آنان را یاری نکند و ما به موسی کتاب تورات را عطا کردیم و از پی او پیغمبران فرستادیم و عیسی پسر مریم را به ادله روشن حجت‌ها دادیم و او را به واسطه روح القدس اقتدار و توانایی بخشیدیم آیا هر پیامبری که بر خلاف هوای نفس شما اوامری از جانب خدا آرد از امرش سرپیچی کرده و از ره حسد گروهی را تکدیب می کنید و گروهی را می کشید.
5-سوره قصص آیه 50:
و لقد وهلنا لهم و القول لعلهم یتذکرون
همانا برای اینان (مردم) سخن را پیوسته آوردیم تا شاید متذکر گردند.
سه خصوصیت مهم نظام گرایی یعنی هدف جویی و وحدت همه اجزاء و هماهنگی بین آنها ، ارتباط متقابل بین اجزاء و تاثیر متقابل آنها روی یکدیگر ، و بالاخره همپایانی را به خوبی می توان در قرآن که کتاب آفرینش انسان است و مجموعه نظام ارزشی اسلام درآن گنجانده شده ملاحظه نمود.8
الف: هدف جویی ،‌وحدت همه اجزاء و هماهنگی بین آنها
در آیاتی که به این قسمت مربوط می شود تصریح می گرد که خلقت آسمان ها و زمین و به طور کلی جهان هستی ،‌بحث بیهوده و بدون هدف نیست اگرچه بسیاری از افراد این هدف و جهت گیری را درک نکنند .هدف نهایی خلقت
بازگشت به خدا و اتصال به ذات لایزال باری تعالی است و همه جهان هستی در این جهت و به آن سو حرکت می کند
1-دخان سوره 44 آیه 38:
و ما خلقنا السموات و الارض و مابینهما لاعبین
و آسمان ها و زمین وآنچه بین آنهاست را بازیچه خلق نکردیم.
2-دخان سوره 44 آیه 39:
ما خلقنا هما الا بالحق و لکن اکثرهم لایعلمون
آنها را جز برای حقیقت خلق نکردیم ولی اکثر آنها نمی فهمند.
3-مومنون سوه 23 آیه 115:
افحسبتم انما خلقنا کم عبثنا وانکم الینا لاترجعون
آیا پنداشتید که شما را بیهوده خلق کردیم و به سوب ما باز نخواهید گشت.
4-احقاف سوره 46 آیه 3:

8- برای توضیح این قسمت  می توان به کتاب «‌توحید و تفکر سیستمیک» نوشته – شیرزاد ، چاپ اول ،‌کانون نشر حنیف رجوع نمود.
 
ما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی و الذین کفر و اعما انذرو مکرفون.
آسمان ها و زمین و آنچه را که بین آنها است خلق نکردیم مگر بر حق و برای پایانی مشخص و آنهایی که کفر وروزیده اند از آنچه آگاه شده اند رو می گردانند.
5-جاثیه سوره 45 آیه 22:
و خلق الله السموات و الارض بالحق و لتجزی کل نفض بما کسبت و هم لایظلمون
خداوند آسمان ها و زمین را برای حقیقت آفریده و هر فردی جزاء و پاداش آنچه کسب کرده است دریافت خواهد کرد و به هیچکس ظلم نخواهد شد.
ب: تاثیر متقابل اجزاء روی یکدیگر و ارتباط و تبادل منطقی
بین آنها- در این دسته از آیات تاثیر متقابل افراد و نیروها روی یکدیگر مورد توجه قرار گرفته تا هیچ حال وجود تعادل برای ادامه حیات در طبیعت و قرار گرفتن هرچیز در جای خود مورد دقت واقع شده است.
1-رعد سوره 13 – آیه 10:
ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
خداوند هرگز شرایط ملتی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خودشان را تغییر دهند.
2-طلاق سوره 65 آیه 3:
ان الله بالغ امره قدجعل الله لکل شی قدرا
خداوند امر خود را می رساند . مسلماً برای هر چیز اندازه ای معین کرده است.
3-الحجر سوره 15 آیه 19:
والارض مددناها و القینا فیها رواسی و انبتنا فیها من کل شیء موزور.
و زمین را گستردیم و در آن کوه ها را محکم و ثابت قرار دادیم و انواع چیزها را در حد تعادل در آن به وجود آوردیم.
ج: هم پایانی – در این دسته از آیات هم پایانی نهایی همه موجودات در جهان هستی مورد توجه واقع شده است .بدین معنی که موجودات سرانجام به یک نقطه رجوع خواهند کرد و دردوران زندگی نیز حوادثی پیش خواهد آمد که از نظر خالق و آفریننده جهان مشخص و روشن است گرچه برای انسان ناشناخته و مجهول می باشد.
1-تکویر سوره 81 آیات 1 تا 6:
اذا الشمس کورت  و اذا النجوم انکدرت  و اذا الجبال سیرت   و اذا العشار عطلت  و اذا الموحوش حشرت  و اذا البحار سجرت
هنگامی که خورشید به تیرگی می گراید و موقعی که ستاره ها روشنایی خود را از دست می دهند و هنگامی که کوه ها به حرکت در آیند وهنگامی که شتران ماده بچه دار تنها رها شوند و هنگامی که اقیانوس ها می جوشند.
2-انعام سوره 6 آیه 2:
هو الذی خلقکم من طین ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده ثم انتم تمترون
او است که شما را از خاک آفرید و پایان معینی را برای شما قرار داد و پایان دیگری نزد او برایتان تعیین شده است مع هذا در بین خود اختلاف دارید.
3-اعراف سوره 7 آیه 34:
و لکل امه اجل فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعه و لایستقدمون
برای هر مردمی دوره ای است تعیین شده ، هنگامی که اجل آن فرا می رسد نمی توانند ساعتی آن را تعویق اندازند و یا تسریع نمایند.
4-بقره سوره 2 آیه 156:
انا الله و انا الیه راجعون
از خدا آمده ایم و به سوی آن باز می گردیم
5-یس سوره 36 آیه 38:
و الشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم
خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است . این مشیت پرودگار عزیز و دانا است.
در اینجا به قسمتی از سخنان شهید مطهری در خصوص هدف های نهضت اسلامی که بنیانگر خصوصیت هدف های نهضت اسلامی که بیانگر خصوصیت نظام گرایی و چندبعدی بودن اسلام به عنوان یک کل تجزیه ناپذیر است اشاره می‌کنیم . « این نهضت چه هدفی را تعقیب می کند و چه می خواهد؟ آیا دمکراسی می خواهد؟ آیا می خواهد دست استعمار را از این کشور کوتاه کند؟ آیا برای دفاع از آنچه امروز حقوق بشر نامیده می شود به پا خواسته است؟ تبعیض ها ، نابرابری ها را می خواهد معدوم کند؟ ریشه ظلم رامی خواهد بکند وآیا...
پاسخ این پرشی ها را از آنچه درباره ماهیت نهضت آن بیان کردیم و هم از بیانیه ها و اعلامیه های رهبرای نهضت می توان به دست آورد.
آنچه اینجا به اجمال در پاسخ به این پرسش ها می توان گفت این است که : آری و نه
آری ، یعنی همه آن هدف ها جزء اهداف نهضت است و نه ، یعنی محدود به هیچیک از آنها نیست. یک نهضت اسلامی نمی تواند از نظر هدف محدود باشد زیرا اسلام در ذات خود یک «‌کل تجزیه ناپذیر» است و با به دست آوردن هیچیک از آن هدف ها پایان نمی پذیرد9 ».
این بیان شهید مطهری در حقیقت بیش از پیش خصوصیت نظام گرایی را در مدیریت اسلامی روشن می سازد چرا که اسلام یک کل تجزیه ناپذیر است و برای تدوین مدیریت اسلامی نیز باید به همه خصوصیات این مکتب در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، اخلاقی و ... توجه داشت.
3-اصل کلیت و عام بودن
با توجه به اینکه بحث مدیریت اسلامی بیشتر پیرامون اصول و مبانی مدیریت است تا بحث تکنیک ها ورش ها لذا بحثی کلی و اساسی است که مربوط به همه سطوح مدیریت از مدیریت گروه و سازمان جامعه و امت اسلامی می باشد و اختصاص به یک سطح از سطوح و یک بعد از ابعاد متلف مدیریت ندارد و این بدین معنی نیست که ما نیاز به تحقیق پیرامون مسائل مربوط به سازمان و موسسات رانداریم بلکه بدین معنی است که آنچه ما به عنوان مبانی ارزشی و اصول مدیریت در اسلام از کتب و ماخذ اسلامی استخراج می نماییم ناظر بر مدیریت به صورت عام و در سطوح مختلف جامعه است . به عنوان مثال روابط انسان نسبت به زیردستان و مسئولان موضوعی است که در همه سطوح مدیریت مطرح می باشد و بعضی از اصول کلی نظام ارزشی اسلام است که می توان آنها را از منابع معتبر استخراج کرده و مدون نمود، اما این موضوع که در زندگی صنعتی و در بوروکراسی اداری سازمان های امروزی این روابط نیست که ما چه توقع داشته باشیم مستقیماً درمنابع اسلامی تشریح شده باشد ، از این رو هرگونه انتظاری مبنی بر تشریح و تنظیم ریز مسائل مربوط به تاثیر ماشین و تکنولوژی بر زندگی امروز و تاثیر آن در امر مدیریت و یا انتظار جست و جوی ریز روابط بین افراد در یک سازمان صنعتی یا اداری انتظاری نابه‌جا خواهد بود و لذا همان طور که قبلاً ذکر شده است مدیریت اسلامی به بحث پیرامون اصول و ضوابط کلی در اداره جامعه وخصوصیات مدیریت اسلامی به بحث پیرامون اصول و ضوابط کلی در اداره جامعه و خصوصیات مدیریت و مدیر می پردازد و یه یک سطح خاص از مدیریت یاسازمان محدود نمی گردد. به عنوان مثال وقتی موضوع شورا ومشاوره به عنوان یک اصل درنظام تشکیلاتی و ارزشیابی اسلامی مورد بحث قرار می گیرد این اصل در همه سطوح مدیریت جامعه اسلامی از مقام رهبری گرفته تا مدیریت یک مدرسه یا خانواده مصداق دارد و در یک سطح خاص مثلاً سطح حکومت یا سطح موسسات بزرگ و ... محدود نمی شود .اما اینکه ان اصل شورا و مشاوره در هر سطحی چگونه اجرا گردد ، حدود وظایف واختیارات آن چه باشد و افراد مورد مشاوره چگونه تعیین گردند چیزی است که نمی توان انتظار داشت در منابع اسلامی نسبت به تک تک آنها به صورت ریز اظهار کامل شده باشد بلکه با استفاده از اصول و ضوابط شوراها در اسلام می توان این مشخصات را برای هر سطح از مدیریت جامعه تعیین کرد ، همانگونه که قانون شوراها در مجلس شورای اسلامی با اتکاء به اصول مربوط به آن در قانون اساسی برای سطوح مختلف تصمیم گیری تدوین و تنظیم گشت.

9- نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر ، مرتضی مطهری ، جاپ نشر عصر ، قم ، صفحه 68
 
نتیجه گیری
مدیریت اسلامی مبتنی بر اصول ومبانی فلسفی عقیدتی است که از جهان بینی الهی نشات می گیرد.
درمدیریت اسلامی به اصل نظام گرایی و خصوصیت کلی وعام بودن مدیریت برای تعمیم آن در همه سطوح مدیریت توجه شده است.

منابع و مأخذ
1-قرآن کریم
2-شهید مرتضی مطهری ،‌شش مقاله ، جهان بینی الهی و جهان بینی مادی ،‌انتشارات صدرا ، چاپ آرین، اسفند 1363
3-شهید مرتضی مطهری ، نهضت های اسلامی ، چاپ نشر عصر، قم
4-خیام
5-دکتر عبدالله جاسبی ، اصول و مبانی مدیریت ، چاپ ششم ، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ، سال 1374
6-مهندس مهدی بازرگان ، راه طی شده،
7-دکتر سید علی افجه ای ، مدیریت اسلامی ، انتشارات جهاد دانشگاهی ،1363
8-شیرزاد ، توحید و تفکر سیستمیک ،‌چاپ اول ، کانون نشر حنیف

 

 

http://www.jassbi.net/home/contents.asp?cid=15