متن کامل استفتائات مقام معظم رهبری
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شخصیتهای معاصر ،اسلام

متن کامل کتاب استفتائات مقام معظم رهبری جلد اول


احکام تقلید
راههاى سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید
س 1: آیا وجوب تقلید، امرى تقلیدى است یا اجتهادى؟
ج: این مسئله عقلى و اجتهادى است. (یعنى عقل حکم مى‏کند که شخص ناآگاه به احکام دین به مجتهد جامع الشرایط مراجعه کند)
س 2: به نظر شریف حضرتعالى عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟
ج: چون عمل به احتیاط مستلزم شناسائى موارد و چگونگى احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دین از مجتهد جامع‏الشرائط تقلید کند.
س 3: قلمرو احتیاط در احکام دین در بین فتاواى فقها چه اندازه است؟ آیا رعایت آراى فقیهان گذشته نیز لازم است؟
ج: مراد از احتیاط در موارد آن، رعایت همه احتمالات فقهى است به طورى که مکلّف مطمئن شود به وظیفه خود عمل کرده است.
س 4: دخترم بزودى به سن تکلیف مى‏رسد و باید براى خود مرجع تقلیدى انتخاب کند اما درک مسئله تقلید براى او دشوار است، وظیفه ما نسبت به او چیست؟
ج: اگر وى به تنهائى نمى‏تواند وظیفه شرعى خود دراین باره را تشخیص دهد، وظیفه شما ارشاد و راهنمائى اوست.
س 5: معروف نزد فقها این است که تشخیص موضوعات احکام به عهده خود مکلّف است و وظیفه مجتهد تشخیص حکم است، ولى در عین حال مجتهدین در بسیارى موارد، در تشخیص موضوعات احکام نیز اظهار نظر مى‏کنند، آیا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نیز واجب است؟
ج: تشخیص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است و متابعت از مجتهد در تشخیص موضوع واجب نیست، مگر آنکه به آن تشخیص اطمینان پیدا کند و یا موضوع از موضوعاتى باشد که تشخیص آن نیاز به استنباط دارد.
س 6: آیا کسى که در آموختن احکام دینى مورد نیاز خود کوتاهى مى‏کند، گناهکار است؟
ج: اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناهکار است.
س 7: گاهى از افراد کم اطلاع از مسائل دینى درباره مرجع تقلید شان پرسش مى‏شود، مى‏گویند نمى‏دانیم، یا اظهار مى‏دارند از فلان مجتهد تقلید مى‏کنیم ولى عملا التزامى به خواندن رساله آن مجتهد و عمل به فتاواى او ندارند، اعمال این گونه افراد چه حکمى دارد؟
ج: اگر اعمال آنان موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدى باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند، محکوم به صحت است.
س 8: با توجه به اینکه در مسائلى که مجتهد اعلم قائل به وجوب احتیاط است مى‏توانیم به مجتهد اعلم بعد از وى مراجعه کنیم، اگر اعلم بعد از او نیز قائل به وجوب احتیاط در مسئله باشد، آیا رجوع به اعلم بعد از او جایز است؟ و اگر فتواى سومى هم همانگونه بود، آیا مى‏توان به اعلم بعد از آنان مراجعه کرد؟ و همینطور...، لطفا این مسئله را توضیح دهید.
ج: در مسائلى که مجتهد اعلم فتوا ندارد، رجوع به مجتهدى که در آن مسئله احتیاط نکرده است و فتواى صریح دارد با رعایت ترتیب الاعلم فالاعلم، اشکال ندارد.
شروط تقلید
س 9: آیا تقلید از مجتهدى که متصدى مقام مرجعیت نبوده و رساله عملیه هم ندارد جایز است؟
ج: در صحت تقلید از مجتهد جامع الشرایط تصدى مرجعیت یا داشتن رساله عملیه شرط نیست، لذا اگر براى مکلفى که قصد تقلید از او را دارد ثابت شود که وى مجتهد جامع الشرایط است، تقلید اشکال ندارد.
س 10: آیا تقلید از کسى که در یکى از ابواب فقه مثل نماز و روزه به درجه اجتهاد رسیده جایز است؟
ج: فتواى مجتهد متجزّى که تنها در برخى ابواب فقهى داراى فتوا و نظر اجتهادى است براى خودش حجت است، ولى جواز تقلید دیگران از او محل اشکال است. اگر چه جواز آن بعید نیست.
س 11: آیا تقلید از علماى کشورهاى دیگر که دسترسى به آنان امکان ندارد جایز است؟
ج: در تقلید از مجتهد جامع‏الشرائط شرط نیست که مجتهد اهل کشور مکلّف و یإ؛ظظ ساکن در محل سکونت او باشد.
س 12: آیا عدالت معتبر در مجتهد و مرجع تقلید با عدالت معتبر در امام جماعت از حیث شدت و ضعف تفاوت دارد؟
ج: با توجه به حسّاسیّت و اهمیت منصب مرجعیت در فتوا، بنا بر احتیاط واجب شرط است که مجتهد مرجع تقلید علاوه بر عدالت، قدرت تسلّط بر نفس سرکش را داشته و حرص به دنیا نداشته باشد.
س 13: این که گفته مى‏شود باید از مجتهدى تقلید نمود که عادل باشد، مقصود از عادل چه کسى است؟
ج: عادل کسى است که پرهیزگارى او به حدى رسیده باشد که از روى عمد مرتکب گناه نشود.
س 14: آیا اطلاع از اوضاع زمان و مکان از شرایط اجتهاد است؟
ج: ممکن است این شرط در بعضى از مسائل دخیل باشد.
س 15: بنا بر نظر حضرت امام راحل «قدس سره» مرجع تقلید باید علاوه بر علم به احکام عبادات و معاملات، نسبت به همه امور سیاسى، اقتصادى، نظامى، اجتماعى و رهبرى، عالم و آگاه باشد. ما در گذشته مقلد حضرت امام بودیم، بعد از رحلت ایشان با راهنمائى تعدادى از علما و تشخیص خودمان لازم دانستیم به جنابعالى رجوع نموده و از شما تقلید کنیم تا بین مرجعیت و رهبرى جمع کرده باشیم، نظر شما در این مورد چیست؟
ج: شرایط صلاحیت مرجعیت تقلید، در تحریر الوسیله و رساله‏هاى دیگر به تفصیل ذکر شده است، و تشخیص فرد شایسته تقلید موکول به نظر خود مکلّف مى‏باشد.
س 16: آیا در تقلید، اعلمّیت مرجع شرط است یا خیر؟ معیار و ملاک‏اعلمیّت‏چیست؟
ج: در مسائلى که فتواى اعلم با فتواى غیر اعلم اختلاف دارد، احتیاط آنست که از اعلم تقلید کند و ملاک اعلمیت این است که آن مرجع نسبت به سایر مراجع قدرت بیشترى بر شناخت حکم الهى داشته باشد و بهتر بتواند احکام شرعیه را از أدلّه استنباط کند و همچنین نسبت به اوضاع زمان خود به مقدارى که در تشخیص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهى مؤثر است آگاه‏تر باشد.
س 17: آیا تقلید کسى که از جهت احتمال عدم وجود شرایط معتبر تقلید در مجتهد اعلم، از مجتهد غیر اعلم تقلید کرده است، محکوم به بطلان است؟
ج: بنابر احتیاط، تقلید از غیر اعلم در مسائل مورد اختلاف، به مجرد احتمال عدم وجود شرایط معتبر در اعلم جایز نیست.
س 18: اگر ثابت شود که تعدادى از علما در بعضى از مسائل اعلم هستند به طورى که هر کدام از آنان در مسئله معینى اعلم مى‏باشند آیا تقلید از هر یک از آنان جایز است؟
ج: تبعیض در تقلید اشکال ندارد و اگر اعلمیّت هر یک از آنان در مسائلى که مکلف بنا دارد در آن مسائل از او تقلید کند محرز شود، بنا بر احتیاط تبعیض در تقلید در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نیاز مقلد، واجب است.
س 19: آیا با وجود اعلم، تقلید از غیر اعلم جایز است؟
ج: در مسائلى که فتواى غیر اعلم مخالفِ فتواى اعلم نباشد، رجوع به غیر اعلم اشکال ندارد.
س 20: نظر جنابعالى در اشتراط اعلمیّت مرجع تقلید چیست و دلیل آن کدام است؟
ج: در صورت تعدد فقهاى جامع الشرایط و اختلاف آنان در فتوى، بنا بر احتیاط واجب مکلّف باید از اعلم تقلید نماید، مگر آنکه احراز شود که فتواى وى مخالف احتیاط است و فتواى غیر اعلم موافق با احتیاط. و دلیل وجوب تقلید از اعلم بناى عقلاء و حکم عقل است زیرا که اعتبار فتواى اعلم براى مقلد یقینى و اعتبار قول غیر اعلم احتمالى است.
س 21: از چه کسى باید تقلید کنیم؟
ج: از مجتهدى که جامع شرایط فتوا و مرجعیت است، و بنابر احتیاط باید اعلم هم باشد.
س 22: آیا تقلید ابتدائى از میّت جایز است؟
در تقلید ابتدائى، احتیاط در تقلید از مجتهد زنده و اعلم، نباید ترک شود.
س 23: آیا تقلید ابتدائى از مجتهد میّت، متوقف بر تقلید از مجتهد زنده است؟
ج: تقلید ابتدائى از مجتهد میّت یا بقاء بر تقلید او باید به تقلید از مجتهد زنده و اعلم باشد.
راههاى اثبات اجتهاد، اعلمیت و بدست آوردن فتوى‏
س 24: بعد از احراز صلاحیت مجتهدى براى مرجعیت تقلید بوسیله شهادت دو فرد عادل، آیا لازم است در این باره از اشخاص دیگر نیز تحقیق کنم؟
ج: شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحیت و جامع الشرائط بودن مجتهد براى جواز تقلید از او کافى است و تحقیق از افراد دیگر لازم نیست.
س 25: راههاى انتخاب مرجع و بدست آوردن فتوى کدام است؟
ج: احراز اجتهاد و اعلمیت مرجع تقلید بوسیله امتحان یا تحصیل یقین ولو از شهرت‏مفید علم یا اطمینان، یا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت‏مى‏گیرد.
راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد عبارتند از:
1 - شنیدن از خود مجتهد
2 - شنیدن از دو یا یک فرد عادل‏
3 - شنیدن از یک نفر مورد اطمینان‏
4 - دیدن در رساله مجتهد در صورتى که رساله مصون از اشتباه باشد.
س 26: آیا وکالت در انتخاب مرجع صحیح است؟ مثل وکالت پدر براى پسر و معلم براى شاگرد.
ج: اگر مراد از وکالت، سپردن وظیفه تحقیق و جستجو براى یافتن مجتهد جامع الشرائط به پدر، معلم، مربى و یا غیر آنان باشد، اشکال ندارد و نظرشان در این مورد اگر مفید علم یا اطمینان و یا واجد شرایط بیّنه و شهادت باشد، از نظر شرعى معتبر و حجت است.
س 27: از تعدادى از علماء که خود مجتهد بودند، راجع به فرد اعلم سؤال شد. فرمودند که رجوع به فلان مجتهد دامت افاضاته باعث برائت ذمه مى‏گردد. آیا با آنکه شخصا اطلاع از اعلمیت آن مجتهد ندارم و یا در این باره شک دارم و یا اطمینان دارم که اعلم نیست زیرا افراد دیگرى که با دلیل و بینه مشابه اعلمیت آنان ثابت شده است وجود دارند، مى‏توانم به گفته آنان اعتماد کرده و از آن مجتهد تقلید کنم؟
ج: اگر بیّنه شرعى بر اعلیمت مجتهد جامع الشرائط اقامه شود، تا زمانى که بیّنه شرعیه دیگرى که معارض آن باشد پیدا نشود، آن بیّنه حجت شرعى است و به آن اعتماد مى‏شود اگر چه موجب حصول علم یا اطمینان نباشد، در این صورت جستجو از بیّنه معارض و احراز عدم وجود آن لازم نیست.
س 28: آیا جایز است کسى که اجازه از مجتهد ندارد و در بعضى از موارد مرتکب اشتباه در نقل فتوى و احکام شرعى شده است، متصدى نقل فتواى مجتهد و بیان احکام شرعى شود؟ وظیفه ما در صورتى که این شخص احکام را از روى رساله عملیه نقل مى‏کند، چیست؟
ج: در تصدى نقل فتواى مجتهد و بیان احکام شرعى، اجازه داشتن شرط نیست، ولى کسى که دچار خطا و اشتباه مى‏شود جایز نیست متصدى این کار شود و اگر در موردى اشتباه کرد چنانچه متوجه اشتباه خود شد، بر او واجب است شنونده را از آن اشتباه آگاه نماید. به هر حال بر مستمع جایز نیست تا اطمینان به صحت گفتار گوینده پیدا نکرده به نقل او عمل کند.
عدول از مجتهدى به مجتهد دیگر
س 29: تا به حال در بقاء بر تقلید از میّت، به اجازه مجتهد غیر اعلم عمل مى‏کردیم. اگر اجازه مجتهد اعلم شرط بقاء بر تقلید از میّت است آیا عدول به اعلم و طلب اجازه او براى بقاء بر میّت بر ما واجب است؟
ج: اگر فتواى غیر اعلم موافق با فتواى اعلم در این مسئله باشد، عمل به فتواى غیر اعلم اشکال ندارد و نیازى به عدول به اعلم نیست.
س 30: آیا عدول از مجتهد أعلم در مسائل مستحدثه از جهت عدم توانائى وى بر استنباط صحیح در اینگونه مسائل جایز است؟
ج: اگر مکلّف قصد عمل به احتیاط و یا قدرت آن را ندارد و مجتهد اعلم دیگرى در آن مسئله فتوى دارد، بر مکلّف عدول و تقلید از او واجب است.
س 31: آیا در عدول از یکى از فتاواى امام خمینى «قدس سره» واجب است به فتواى مجتهدى که از او براى بقاء بر تقلید میّت اجازه گرفته‏ام رجوع کنم یا آنکه به فتواى سایر مجتهدین هم مى‏شود عمل کرد؟
ج: احتیاط در رجوع به فتاوى همان مجتهد است، مگر آنکه مجتهد دیگر زنده اعلم از آن مجتهد و فتواى او در مسأله مورد عدول مخالف فتواى مجتهد اول باشد، که احتیاط واجب در این صورت رجوع به مجتهد اعلم است.
س 32: آیا عدول از اعلم به غیر اعلم جایز است؟
ج: احتیاط واجب در عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد دیگر است، مخصوصا در صورتى که مرجع تقلید اول اعلم باشد.
س 33: کسى که مقلد امام خمینى «قدس سره» بوده و بر تقلید ایشان باقى است، آیا در بعضى از موارد مى‏تواندبه فتواى سایر مراجع عمل کند؟ مثلا در این که آیا تهران از بلاد کبیره محسوب مى‏شود یا خیر؟
ج: عدول از تقلید امام راحل «قدس سره» ولو در بعض مسائل به مجتهد زنده جامع الشرایط جایز است، ولى اگر اعتقاد دارد که ایشان از مراجع زنده اعلم هستند احتیاط آنست که بر تقلید امام «قدس سره» باقى بماند.
س 34: جوانى هستم ملتزم به احکام شرعى، در گذشته قبل از رسیدن به سن تکلیف مقلد حضرت امام (ره) بودم، ولى این تقلید مبتنى بر بیّنه شرعى نبود بلکه بر این اساس بود که تقلید از امام سبب برائت ذمّه مى‏گردد، بعد از مدّتى به مرجع دیگرى عدول کردم در حالى که این عدول هم صحیح نبود. بعد از درگذشت آن مرجع به جنابعالى عدول کردم. لطفا حکم تقلیدم از آن مرجع و حکم اعمالم در آن مدت و تکلیف فعلى‏ام را بیان فرمائید.
ج: آن دسته از اعمال شما که بر اساس فتواى امام «قدس سره» چه در حال حیات با برکت وى و چه بعد از رحلت ایشان بنا بر بقاء بر تقلید از امام «قدس سره» انجام گرفته محکوم به صحت است. ولى آن اعمالى که به تقلید غیر منطبق با موازین شرعى از مرجع دیگرى انجام یافته اگر منطبق با فتواى کسى که هم اکنون باید از او تقلید کنید، باشد، محکوم به صحت و موجب برائت ذمه است، والّا قضاى آنها بر شما واجب مى‏باشد، در حال حاضر شما بین بقاء بر تقلید از امام راحل طاب ثراه و بین عدول به کسى که بر اساس موازین شرعى او را شایسته تقلید مى‏دانید مخیّر هستید.
بقاء بر تقلید میّت‏
س 35: شخصى که مقلّد امام رحمةالله علیه بوده، پس از ارتحال ایشان از مرجع معینى تقلید نموده است. در حال حاضر مى‏خواهد دوباره از امام تقلید نماید. آیا این تقلید جایز است؟
ج: رجوع از مجتهد زنده جامع الشرایط به مجتهد میّت بنا بر احتیاط جایز نیست. ولى اگر مجتهد زنده در زمان عدول به او واجد شرایط نبوده است، عدول به او از همان ابتدا باطل بوده، و این فرد در حال حاضر اختیار دارد که همچنان بر تقلید امام(ره) باقى بماند و یا به مجتهد زنده‏اى که تقلیدش جایز است، عدول کند.
س 36: من در زمان حیات امام خمینى (ره) به سن تکلیف رسیده و در بعضى از احکام از ایشان تقلید کردم، در حالى که مسئله تقلید بخوبى برایم معلوم نبود، اکنون چه تکلیفى دارم؟
ج: اگر در اعمال عبادى و غیر عبادى در زمان حیات امام (ره) به فتاواى ایشان عمل نموده‏اید، و عملا مقلد ایشان هر چند در بعضى از احکام بوده‏اید، در حال حاضر بقاء بر تقلید حضرت امام (ره) در همه مسائل براى شما جایز است.
س 37: حکم بقاء بر تقلید میّت اگر اعلم باشد چیست؟
ج: بقاء بر تقلید میّت در هر حالى جایز است نه واجب. ولى سزاوار است احتیاط در بقاء بر تقلید میّت اعلم ترک نشود.
س 38: آیا در بقاء بر تقلید میّت، اجازه از مجتهد اعلم معتبر است و یا اجازه هر مجتهدى کافى است؟
ج: در جواز بقاء بر تقلید میّت، در صورتى که مورد اتفاق فقها باشد، اجازه از اعلم واجب نیست.
س 39: شخصى که از امام راحل «قدس سره» تقلید مى‏کرده و بعد از رحلت ایشان در بعضى از مسائل از مجتهد دیگرى تقلید کرده است اکنون آن مجتهد نیز وفات نموده است این شخص چه تکلیفى دارد؟
ج: مى‏تواند مانند گذشته بر تقلید از امام «قدس سره» در مسائلى که از ایشان عدول نکرده باقى بماند. همچنان که مخیّر است در مسائلى که عدول نموده بر فتواى مجتهد دوم باقى بماند و یا به مجتهد زنده عدول کند.
س 40: بعد از وفات امام راحل «قدس سره» گمان مى‏کردم که بنا بر فتواى ایشان بقاء بر تقلید میّت جایز نیست، لذا مجتهد زنده دیگرى را براى تقلید انتخاب کردم. آیا مى‏توانم بار دیگر به تقلید از امام راحل رجوع کنم؟
ج: رجوع به تقلید از امام «قدس سره» بعد از عدول از ایشان به مجتهد زنده در مسائلى که عدول نموده‏اید جایز نیست، مگر این که فتواى مجتهد زنده، وجوب بقاء بر تقلید میّت اعلم باشد و شما معتقد باشید که امام (ره) نسبت به مجتهد زنده اعلم است، که در این صورت بقاء بر تقلید امام (ره) واجب است.
س 41: آیا جایز است در یک مسئله با وجود اختلاف در فتوى گاهى به فتواى مجتهد میّت رجوع کنم و گاهى به فتواى مجتهد زنده اعلم؟
ج: بقاء بر تقلید میّت تا زمانى که به مجتهد زنده عدول نشده، جایز است و پس از عدول رجوع مجدد به میّت جایز نیست.
س 42: آیا بر مقلّدین امام راحل «قدس سره» و کسانى که قصد بقاء بر تقلید از ایشان را دارند، اجازه گرفتن از یکى از مراجع زنده واجب است؟ یا این که اتفاق اکثر مراجع و علماى اسلام بر جواز بقاء بر میّت کافى است؟
ج: به استناد اتفاق علماى عصر حاضر بر جواز تقلید میّت، بقاء بر تقلید امام(ره) جایز است و در این مورد نیازى به رجوع به مجتهد معینى نیست.
س 43: نظر شریف جنابعالى راجع به بقاء بر تقلید از میّت در مسئله‏اى که مکلّف در حال حیات مرجع به آن عمل کرده و یا نکرده، چیست؟
ج: بقاء بر تقلید میّت در همه‏ى مسائل حتى در مسائلى که تاکنون مکلّف به آنها عمل نکرده است، جایز و مجزى‏است.
س 44: بنا بر جواز بقاء بر تقلید میّت، آیا این حکم شامل اشخاصى که در زمان حیات مجتهد مکلّف نبوده ولى به فتاواى آن مرجع عمل کرده‏اند، هم مى‏شود؟
ج: اگر تقلید شخص غیربالغ از مجتهد جامع الشرائط به نحو صحیح محقق شده باشد، تقلید وى در زمان حیات مجتهد براى باقى ماندن بعد از بلوغ بر تقلید همان مجتهد بعد از فوتش کافى است.
س 45: ما از مقلدین امام خمینى «قدس سره» هستیم که بعد از رحلت جانسوز ایشان بر تقلید وى باقى مانده‏ایم. ولى چون در شرائط دشوار فعلى که ملت مسلمان با استکبار جهانى درگیر است، با مسائل شرعى تازه‏اى روبرو مى‏شویم و احساس مى‏کنیم باید به حضرتعالى رجوع نمائیم و از شما تقلید کنیم، آیا این کار براى ما جایز است؟
ج: بقاء بر تقلید از امام «قدس سره» بر شما جایز است و فعلا نیازى به عدول از تقلید ایشان ندارید، در صورت نیاز به استعلام حکم شرعى در مسائل مستحدثه، مى‏توانید با دفتر ما مکاتبه نمائید. خداوند شما را در انجام امور خیر موفق بدارد.
س 46: وظیفه مقلد در قبال مرجع تقلید خود در صورتى که اعلمیت مرجع دیگرى را احراز نماید چیست؟
ج: بنا بر احتیاط واجب است در مسائلى که فتواى مرجع فعلى با فتواى مرجع اعلم اختلاف دارد، به مرجع اعلم عدول نماید.
س 47: 1 - در چه صورتى جایز است، مقلد از مرجع تقلیدش عدول کند؟
2 - آیا عدول از اعلم به غیر اعلم در مواردى که فتاواى مرجع اعلم منطبق با زمان نباشد و یا عمل به آن بسیار دشوار باشد، جایز است؟
ج: 1 - عدول از مرجع تقلید زنده به مجتهد دیگر جایز نیست على الاحوط، مگر در صورتى که مرجع دوم اعلم از مرجع اول و فتواى او در مسأله مخالف فتواى مجتهد اول باشد.
2 - تنها گمان به ناهماهنگى فتاواى مرجع تقلید با زمان و شرایط حاکم بر آن و یا دشوارى عمل به فتاواى او، سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد دیگر نمى‏شود.
مسائل متفرقه تقلید
س 48: مراد از جاهل مقصّر چه کسى است؟
ج: جاهل مقصر به کسى گفته مى‏شود که متوجه جهل خود بوده و راههاى رفع جهالت خود را هم مى‏داند ولى در آموختن احکام کوتاهى مى‏کند.
س 49: جاهل قاصر کیست؟
ج: جاهل قاصر کسى است که اصلا متوجه جهل خود نیست و یا راهى براى برطرف کردن جهل خود ندارد.
س 50: احتیاط واجب چه معنائى دارد؟
ج: یعنى وجوب انجام یا ترک فعلى از باب احتیاط.
س 51: آیا عبارت «فیه اشکال» که در بعضى از فتاوى ذکر مى‏شود، دلالت بر حرمت دارد؟
ج: بر حسب اختلاف موارد، معناى آن فرق مى‏کند اگر اشکال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.
س 52: عبارت‏هاى «فیه اشکال»، «مشکل»، «لایخلو من اشکال»، «لا اشکال فیه» فتواست یا احتیاط؟
ج: همه این عبارت‏ها دلالت بر احتیاط دارند مگر عبارت «لااشکال فیه» که فتوى است.
س 53: فرق بین جایز نبودن و حرام چیست؟
ج: در مقام عمل بین آنها فرقى نیست.
مرجعیت و رهبرى‏
س 54: در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمین با فتواى مرجعى در مسائل سیاسى، اجتماعى و فرهنگى وظیفه شرعى مسلمانان چیست؟ آیا معیارى براى تفکیک احکام صادره از طرف مراجع تقلید و ولى فقیه وجود دارد؟ مثلا اگر نظر مرجع تقلید با نظر ولى فقیه در مسئله موسیقى اختلاف داشته باشد، متابعت از کدامیک از آنان واجب و مجزى است؟ به طور کلى احکام حکومتى که در آن نظر ولى فقیه بر فتواى مراجع تقلید برترى دارد کدام است؟
ج: در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامى و امورى که به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولى امر مسلمین باید اطاعت شود. ولى در مسائل فردى محض، هر مکلفى باید از فتواى مرجع تقلیدش پیروى نماید.
س 55: همانگونه که مطّلع هستید در اصول فقه از مسئله‏اى تحت عنوان «اجتهاد متجزّى» بحث مى‏شود آیا اقدام امام خمینى «قدس سره» در تفکیک مرجعیت و رهبرى، گامى در تحقق تجزّى در اجتهاد محسوب نمى‏شود؟
ج: تفکیک بین رهبرى ولى فقیه و مرجعیت تقلید، ربطى به مسئله تجزّى در اجتهاد ندارد.
س 56: اگر مقلد یکى از مراجع باشم و در این حال ولى امر مسلمین اعلان جنگ یا جهاد بر ضد کفار ظالم نماید و مرجع تقلید من اجازه شرکت در جنگ را ندهد، آیا ملزم به رعایت نظر وى هستم؟
ج: در مسائل عمومى جامعه اسلامى که یکى از آنها دفاع از اسلام و مسلمین بر ضد کفار و مستکبران متجاوز است، اطاعت از حکم ولى امر مسلمین واجب است.
س 57: حکم یا فتواى ولى امر مسلمانان تا چه حد قابل اجرا است؟ و در صورت تعارض با راى مرجع تقلید اعلم، کدامیک مقدم است؟
ج: اطاعت از حکم ولى فقیه بر همگان واجب است و فتواى مرجع تقلید نمى‏تواند با آن معارضه کند.
ولایت فقیه و حکم حاکم‏
س 58: آیا اعتقاد به اصل ولایت فقیه از جهت مفهوم و مصداق یک امر عقلى است یا شرعى؟
ج: ولایت فقیه (که عبارت است از حکومت فقیه عادل و دین‏شناس) حکم شرعى تعبدى است که مورد تایید عقل نیز مى‏باشد. و در تعیین مصداق آن روش عقلائى وجود دارد که در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران بیان شده است.
س 59: آیا احکام شرعى در صورتى که ولى امر مسلمین به دلیل مصالح عمومى مسلمانان، بر خلاف آنها حکم نماید، قابل تغییر و تعطیل است؟
ج: موارد این مسئله مختلف است.
س 60: آیا رسانه‏هاى گروهى در نظام حکومت اسلامى باید تحت نظارت ولى فقیه یا حوزه‏هاى علمیه و یا نهاد دیگرى باشند؟
ج: اداره رسانه‏هاى گروهى باید تحت امر و اشراف ولى امر مسلمین باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمین و نشر معارف ارزشمند الهى به کار گمارده شود، و نیز در جهت پیشرفت فکرى جامعه اسلامى و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادرى در میان مسلمین و أمثال اینگونه امور از آن استفاده شود.
س 61: آیا کسى که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، مسلمان حقیقى محسوب مى‏شود؟
ج: عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمى‏شود.
س 62: آیا ولى فقیه ولایت تکوینى دارد که بر اساس آن بتواند احکام دینى را به هر دلیلى مانند مصلحت عمومى، نسخ نماید؟
ج: بعد از وفات پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» امکان نسخ احکام دین اسلام وجود ندارد، و تغییر موضوع یا پیدایش حالت ضرورت و اضطرار یا وجود مانع موقتى براى اجراى حکم، نسخ محسوب نمى‏شود، و ولایت تکوینى بنا بر نظر قائلین به آن اختصاص به معصومین «علیهم السلام» دارد.
س 63: وظیفه ما در برابر کسانى که اعتقادى به ولایت فقیه جز در امور حسبیه ندارند با توجه به اینکه بعضى از نمایندگان آنان این دیدگاه را ترویج مى‏کنند، چیست؟
ج: ولایت فقیه در رهبرى جامعه اسلامى و اداره امور اجتماعى ملت اسلامى در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّه اثنى‏عشرى است که ریشه در اصل امامت دارد، اگر کسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است، ولى ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان براى او جایز نیست.
س 64: آیا اوامر ولى فقیه براى همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر کسى که مقلد مرجعى است که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولى فقیه واجب است یا خیر؟
ج: بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولائى ولى فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهى او باشند، و این حکم شامل فقهاى عظام هم مى‏شود چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّه معصومین(ع) نیست.
س 65: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» به این معنى استعمال شده است که اگر رسول اکرم «صلى الله علیه و آله» شخصى را به انجام کارى امر کنند، انجام آن حتى اگر از سخت‏ترین کارها هم باشد بر آن فرد واجب است، به طور مثال اگر پیامبر «صلى الله علیه و آله» به کسى دستور خودکشى بدهند. آن فرد باید خود را به قتل برساند. سؤال این است که آیا ولایت فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» معصوم بودند و در این زمان ولى معصوم وجود ندارد، به همان معناى عصر پیامبر «صلى الله علیه و آله» است؟
ج: مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط این است که دین حنیف اسلام (که آخرین دین آسمانى است و تا روز قیامت استمرار دارد)، دین حکومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامى ناگزیر از داشتن ولى امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعیف جلوگیرى نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفائى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبرى را طبق موازین شرعى به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.
س 66: آیا همانگونه که بقاء بر تقلید میّت بنا بر فتواى فقها باید با اجازه مجتهد زنده باشد، اوامر و احکام شرعى حکومتى هم که از رهبر متوفّى صادر شده است، براى استمرار و نافذ بودن احتیاج به اذن رهبر زنده دارد یا این که بدون اذن رهبر زنده هم خود به خود از قابلیت اجرائى برخوردار است؟
ج: احکام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمین اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود مگر این که ولى امر جدید مصلحتى در نقض آنها ببیند و آنها را نقض کند.
س 67: آیا بر فقهیى که در کشور جمهورى اسلامى ایران زندگى مى‏کند (و اعتقادى به ولایت مطلقه فقیه ندارد.) اطاعت از دستورات ولى فقیه واجب است؟ و اگر با ولى فقیه مخالفت نماید فاسق محسوب مى‏شود؟ و در صورتى که فقیهى اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارد ولى خود را از او شایسته‏تر به مقام ولایت مى‏داند، اگر با اوامر فقیهى که متصدى مقام ولایت امر است مخالفت نماید، فاسق است؟
ج: اطاعت از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین بر هر مکلفى ولو این که فقیه باشد، واجب است. و براى هیچ کسى جایز نیست با متصدى امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته‏تر است، مخالفت نماید. این در صورتى است که متصدى منصب ولایت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولى در غیر این صورت مسئله به طور کلى تفاوت خواهد کرد.
س 68: آیا مجتهد جامع الشرائط در عصر غیبت ولایت بر اجراى حدود دارد؟
ج: اجراى حدود در زمان غیبت هم واجب است، و ولایت بر آن اختصاص به ولى امر مسلمین دارد.
س 69: آیا ولایت فقیه یک مسئله تقلیدى است یا اعتقادى؟ و کسى که به آن اعتقاد ندارد چه حکمى دارد؟
ج: ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت است که از اصول مذهب مى‏باشد. با این تفاوت که احکام مربوط به ولایت فقیه مانند سایر احکام فقهى از ادّله شرعى استنباط مى‏شوند، و کسى که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است.
س 70: گاهى از بعضى از مسئولین، مسئله‏اى به عنوان «ولایت ادارى» شنیده مى‏شود که به معناى لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالى در این باره چیست؟ و وظیفه شرعى ما کدام است؟
ج: مخالفت با اوامر ادارى که بر اساس ضوابط و مقررات قانونى ادارى صادر شده باشد جایز نیست. ولى در مفاهیم اسلامى چیزى به عنوان ولایت ادارى وجود ندارد.
س 71: آیا مسئولین نظامى در صورتى که انجام کارهاى شخصى شان باعث به هدر رفتن وقت آنان مى‏شود، جایز است به سربازان دستور انجام آنها را بدهند؟
ج: براى مسئولین جایز نیست به سربازان و یا هر فرد دیگرى دستور انجام کارهاى شخصى شان را بدهند، و این کار موجب ضمان اجرة المثل است.
س 72: آیا اطاعت از دستورات نماینده ولى فقیه در مواردى که داخل در قلمرو نمایندگى اوست، واجب است؟
ج: اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحیت و اختیاراتى که از طرف ولى فقیه به او واگذار شده است، صادر کرده باشد، مخالفت با آنها جایز نیست.

طهارت‏
احکام آبها
س 73 : اگر قسمت پایین آب قلیلى که به طور سرازیر و بدون فشار به پایین مى‏ریزد، با نجاست برخورد کند، آیا قسمت بالاى این آب همچنان پاک باقى مى‏ماند؟
ج: اگر سرازیرى آب بگونه‏اى باشد که جریان از بالا به پایین بر آن صدق کند، قسمت بالاى آن پاک است.
س 74 : آیا براى پاک شدن لباس متنجس، بعد از شستن با آب جارى یا کر فشار دادن آن در خارج از آب لازم است یا با همان فشار داخل آب پاک مى‏شود؟
ج: در شستن لباس و مانند آن با آب جارى یا کر، فشار دادن شرط نیست، بلکه هر عملى که موجب جابجایى آب داخل آن ولو در داخل همان آب کر یا جارى شود هر چند با تکان دادن شدید باشد، براى طهارت کافى است.
س 75 : حکم وضو و غسل با آبى که به طور طبیعى غلیظ است چیست؟ مانند آب دریایى که بر اثر وجود املاح فراوان غلیظ شده است مثل دریاچه ارومیه یا موارد دیگرى که غلظت بیشترى دارند.
ج: مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمى‏شود، و براى ترتب آثار شرعى آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف کافى است.
س 76 : آیا براى ترتب آثار کر بودن آب، علم به کر بودن آن واجب‏است یا این که بناء بر کر بودن آب کافى است؟ (مانند آب موجود در دستشویى‏هاى قطار و غیره)
ج: اگر حالت سابقه کر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر کر بودن آن جایزاست.
س 77 : در مساله  ـ147ـ رساله امام خمینى «قدس سره» آمده است: «در طهارت و نجاست به گفته کودک ممیّـز تا زمان بلوغ اعتناء نمى‏شود» این فتوا تکلیف دشوارى است. زیرا به طور مثال مستلزم این است که پدر و مادر تطهیر فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگى به عهده بگیرند. لطفاً وظیفه شرعى ما را بیان فرمایید.
ج: قول کودکى که در آستانه بلوغ است در این باره معتبر مى‏باشد.
س 78 : گاهى به آب موادى اضافه مى‏کنند که آن را به رنگ شیر در مى‏آورد، آیا این آب مضاف است؟ حکم وضو و تطهیر با آن چیست؟
ج: آن آب حکم آب مضاف را ندارد.
س 79 : در تطهیر، چه فرقى بین آب کر و آب جارى است؟
ج: هیچ تفاوتى با هم ندارند.
س 80 : اگر آب شور جوشانده شود، آیا با آبى که از بخار آن بدست مى‏آید مى‏توان وضو گرفت؟
ج: اگر آب مطلق بر آن صدق کند، آثار آب مطلق را دارد.
س 81 : آیا در شستن لباسهاى نجس با آب کر، فشردن هم واجب است؟ یا آنکه بعد از زوال نجاست، همین که آب، محل نجاست را فرا گرفت کافى است؟
ج: همین که آب کر لباسهاى نجس را پس از زوال عین نجاست فرا گرفت سپس از آن هر چند با تکان دادن در داخل آب جابجا و خارج شد، کافى است و فشار دادن لازم نیست.
س 82 : آیا گلیم یا فرش نجسى را که با آب لوله‏کشى متصل به منبع آب شهرى شستشو مى‏دهیم به مجرد رسیدن آب لوله‏کشى به محل نجس، پاک مى‏شوند یا باید آب غساله از آن جدا شود؟
ج: در تطهیر با آب لوله‏کشى جدا شدن آب غساله شرط نیست، بلکه به مجرد رسیدن آب به مکان نجس بعد از زوال عین نجاست و حرکت غساله از جاى خود، طهارت حاصل مى‏شود.
س 83 : براى پاک شدن کف پا یا کفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آیا این کار باید بعد از زوال عین نجاست صورت بگیرد یا پانزده گام رفتن با وجود عین نجاست کافى است؟ و آیا پس از آنکه عین نجاست با پانزده گام از بین رفت، کف پا یا کفش پاک مى‏شود؟
ج: راه رفتن به مقدار پانزده گام براى حصول طهارت شرط نیست، بلکه میزان راه رفتن روى زمین خشک و پاک به مقدارى است که باعث از بین رفتن عین نجاست شود و در موردى که عین نجاست قبلا از بین رفته باشد کمترین مقدار راه رفتن که صدق راه رفتن بر آن نماید کافى است.
س 84 : آیا کف پا یا ته کفش با راه رفتن روى زمینى که آسفالت شده پاک مى‏شود؟
ج: زمینهاى آسفالت و یا آغشته به قیر پاک کننده کف پا یا ته کفش نیستند.
س 85 : آیا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست شرایط مطهّریت آن چیست؟
ج: تابیدن آفتاب باعث طهارت زمین و همه اشیاء غیر منقول از قبیل ساختمان و چیزهایى که در آن بکار رفته است مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مى‏شود، به شرطى که عین نجاست قبلا ً از آنها زا ئل شده باشد و در موقع تابش آفتاب‏ ، تر باشند و به وسیله آفتاب خشک شوند.
س 86 : لباسهاى نجسى که در موقع تطهیر، آب را رنگین مى‏کنند، چگونه پاک مى‏شوند؟
ج: اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاى نجس با ریختن آب بر آن، پاک مى‏شوند.
س 87 : کسى که براى غسل جنابت آب را در ظرفى مى‏ریزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف مى‏چکد، آیا موجب نجس شدن آب مى‏گردد؟ و آیا مانع از تمام کردن غسل با آن آب مى‏شود؟
ج: اگر از آن قسمت بدن که پاک است آب به داخل ظرف بچکد، آب پاک است و مانعى براى تمام کردن غسل با آن وجود ندارد.
س 88 : آیا تطهیر تنورى که با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امکان دارد؟
ج: ظاهر آن با شستن قابل تطهیر است و طهارت ظاهر تنور که خمیر به آن مى‏چسبد براى پختن نان کافى است.
س 89 : روغن نجسى که از بدن حیوانى بدست آمده است، آیا با انجام فعل و انفعالات شیمیایى بر روى آن به طورى که ماده‏ى آن داراى خواص جدیدى شود، بر نجاست خود باقى مى‏ماند یا این که حکم استحاله را پیدا مى‏کند؟
ج: براى طهارت مواد نجس حیوانى مجرّد انجام فعل و انفعالات شیمیایى که خاصیت جدیدى به آن مواد ببخشد، کافى نیست.
س 90 : در روستاى ما حمامى وجود دارد که سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام کنندگان مى‏چکد. آیا این قطرات پاک است؟ آیا غسل بعد از چکیدن این قطرات صحیح است؟
ج: بخار حمام و قطراتى که از سقف پاک مى‏چکد محکوم به طهارت است، و چکیدن این قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمى‏شود و به صحت غسل ضرر نمى‏رساند.
س 91 : با توجه به اینکه بر اساس تحقیقات علمى، وزن آبهاى فاضلاب‏ها در اثر اختلاط با مواد معدنى و آلودگى به میکرب 10% بیشتر از وزن طبیعى آب است، اگر در اینگونه آبها در تصفیه‏خانه‏ها تغییراتى بوجود آید و بوسیله عملیات فیزیکى، شیمیایى و بیولوژیکى، مواد معدنى آلوده و میکروبها را از آن جدا سازند. به طورى که بعد از تصفیه کامل از جهت فیزیکى (رنگ، بو، طعم) و از جهت شیمیایى (مواد معدنى آلوده) و از جهت بهداشتى (میکروبهاى مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتى‏تر و بهتر از آبهاى بسیارى از نهرها و دریاها بویژه آبها یى که براى آبیارى استفاده مى‏نمایند گردد. آیا این آبها که قبل از تصفیه نجس هستند، با اعمال مذکور پاک شده و حکم استحاله بر آنها جارى مى‏گردد یا آنکه پس از تصفیه هم محکوم به نجاست هستند؟
ج: به مجرد جداسازى مواد معدنى آلوده و میکربها و غیر آن از آبهاى فاضلابها، استحاله تحقق پیدا نمى‏کند. مگر این که عمل تصفیه با تبخیر آب و تبدیل دوباره بخار به آب، انجام شود. البته مخفى نیست که این حکم در موردى جارى است که آبهاى فاضلابها متنجس باشند در حالى که معلوم نیست که آنها دائماً متنجس باشند.
س 92 : در منطقه ما میّت را روى تخت چوبى غسل مى‏دهند. اگر فرض شود که نجاست ظاهرى بر میّت باشد، آیا با این که مى‏دانیم چوب، آبى را که بار اول بر میّت مى‏ریزیم در خود فرو مى‏برد، تخت چوبى به تبعیت از طهارت میّت پاک مى‏شود؟
ج: تخت چوبى با غسل دادن میّت پاک مى‏شود و احتیاج به تطهیر جداگانه ندارد.
 
احکام تخلـّى‏
س 93 : عشایر بخصوص در ایام کوچ کردن، آب کافى براى تطهیر در اختیار ندارند، آیا چوب و سنگریزه براى تطهیر مخرج بول کفایت مى‏کند؟. و مى‏توانند با این حال نماز بخوانند؟
ج: مخرج بول جز با آب پاک نمى‏شود. ولى نماز کسى که توانایى تطهیر بدن خود با آب را ندارد صحیح است.
س 94 : حکم تطهیر مخرج بول و غائط با آب قلیل چیست؟
ج: براى طهارت مخرج بول با آب قلیل دو بار شستن بنابراحتیاط لازم است، و براى طهارت مخرج غایط شستن تا مقدارى که عین نجاست و آثار آن از بین برود لازم است.
س 95 : بر حسب عادت، نمازگزار باید بعد از بول کردن استبراء نماید. در عورت من زخمى وجود دارد که هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جارى شده و با آبى که براى تطهیر استفاده مى‏کنم مخلوط مى‏شود و باعث نجاست بدن و لباسم مى‏گردد. اگر استبراء نکنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود یابد ولى با استبراء و فشارى که بر آن وارد مى‏شود زخم باقى خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد کشید. خواهش مى‏کنم بیان فرمایید که عمل استبراء را انجام بدهم یا خیر؟
ج: استبراء واجب نیست. بلکه اگر موجب ضرر شود جایز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول کردن رطوبت مشتبه خارج شود، حکم بول را دارد.
س 96 : دانشجو یى هستم که از چند سال پیش دچار مشکلى شده‏ام که باعث اذیت و ناراحتى شدید من شده است. و آن این که گاهى بعد از بول و استبراء مایعى از مجراى بول خارج مى‏شود که مقدار آن به یک چهارم حجم یک قطره نمى‏رسد، این مایع گاهى پنج دقیقه یا بیشتر بعد از بول خارج مى‏شود. در گذشته که استبراء نمى‏کردم حجم آن به مقدار چند قطره بود ولى اکنون که استبراء مى‏کنم به اندازه یک چهارم قطره یا کمتر از آن شده است. نمى‏دانم این مایع پاک و نماز با آن صحیح است یا خیر؟
ج: رطوبت مشکوکى که بعد از استبراء از انسان خارج مى‏شود محکوم به طهارت است مگر این که یقین حاصل شود که بول است.
س 97 : گاهى بدون اختیار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتى خارج مى‏شود که شبیه بول است. آیا این رطوبت نجس است یا پاک؟ اگر انسان بعد از مدتى بطور اتفاقى متوجه این مس أله شود، نمازهاى گذشته‏اش چه حکمى دارد؟ آیا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج این رطوبت غیر اختیارى بررسى نماید؟
ج: اگر بعد از استبراء رطوبتى خارج شود که بول بودن آن مشکوک باشد، حکم بول را ندارد و محکوم به طهارت است، و بررسى و جستجو در این باره لازم نیست.
س 98 : لطف بفرما یید در صورت امکان راجع به اقسام رطوبتى که گاهى از انسان خارج مى‏شود، توضیح دهید.
ج: رطوبتى که گاهى بعد از خروج منى از انسان خارج مى‏شود، وَذى نام دارد. و رطوبتى که بعضى از اوقات بعد از بول خارج مى‏شود، و َدْى نامیده مى‏شود. و رطوبتى که بعد از ملاعبه زن و مرد با یکدیگر خارج مى‏شود، م َذى نام دارد. همه این رطوبتها پاک است و باعث نقض طهارت نمى‏شود.
س 99 : اگر کاسه توالتها در جهت مخالف سمتى که اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتى متوجه شویم که جهت کاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آیا تغییر جهت کاسه توالت واجب است یا خیر؟
ج: انحراف از قبله به مقدارى که انحراف از سمت قبله بر آن صدق کند، کافى است و اشکال ندارد.
س 100 : بر اثر بیمارى در مجارى ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمى‏شود و رطوبت مى‏بینم. براى معالجه به پزشک مراجعه نموده و به دستورات او عمل کردم ولى بیمارى‏ام معالجه نشد. وظیفه شرعى من چیست؟
ج: بعد از استبراء، به شک در خروج بول اعتنا نمى‏شود، و اگر یقین دارید که بول به صورت قطره قطره از شما خارج مى‏شود، باید به وظیفه مسلوس که در رساله عملیه امام خمینى «قدس سره» ذکر شده است عمل نمائید. و تکلیفى زائد بر آن ندارید.
س 101 : کیفیت استبراء قبل از تطهیر مخرج غایط چگونه است؟
تفاوتى بین استبراء قبل از تطهیر مخرج غائط و بعد از تطهیر آن، از نظر کیفیت وجود ندارد.
س 102 : استخدام در بعضى از شرکت‏ها و مؤسسات مستلزم معاینات پزشکى است که گاهى مشتمل بر کشف عورت است. آیا این عمل در صورت نیاز جایز است؟
ج: کشف عورت در برابر شخص دیگـر هر چند لازمه استخدام باشد، جایز نیست، مگـر در صورتــى که ترک ک ــار براى او مشقت آور بوده و مضطر ّ به آن باشد.
س 103 : در هنگام تخلّى، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاک مى‏شود؟
ج: محل دفع بول بنابر احتیاط واجب با دو مرتبه شستن با آب قلیل پاک مى‏شود.
س 104 : مخرج مدفوع را چگونه مى‏توان تطهیر کرد؟
ج: مخرج مدفوع را به دوگونه مى‏توان تطهیر کرد، اول آنکه با آب شستشو کند تا نجاست زایل شود و پس از آن آب کشیدن لازم نیست. دوم آنکه با سه قطعه سنگ یا پارچه پاک و امثال آن، نجاست را پاک نماید و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات دیگرى آن را کاملا ً پاک کند، و به جاى سه قطعه مى‏تواند از سه جاى یک قطعه سنگ یا پارچه استفاده کند.
 
احکام وضو
س 105 : به نیت طهارت براى نماز مغرب وضو گرفتم، آیا براى من با این وضو مسّ قرآن کریم و خواندن نماز عشا ء جایز است؟
ج: بعد از آنکه وضو به طور صحیح محقق شد، تا زمانى که باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جایز است.
س 106 : کسى که در جلوى سرش موى مصنوعى گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت مى‏افتد، آیا مسح بر موى مصنوعى براى او جایز است؟
ج: موى مصنوعى اگر به نحو کلاه گیس باشد واجب است براى مسح آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود که عادتاً قابل تحمل نیست مسح بر روى آن مجزى است.
س 107 : شخصى گفته است که هنگام وضو فقط باید دو مشت آب بر صورت ریخته شود. و اگر بار سوم آب ریخته شود وضو باطل خواهد بود. آیا این سخن صحیح است؟
ج: ریختن چندین مشت آب بر صورت اشکال ندارد، ولى شستن کامل صورت و دستها بیشتر از دوبار، مشروع نیست.
س 108 : آیا چربیها یى که به طور طبیعى در مو و صورت بوجود مى‏آیند، مانع محسوب مى‏شوند؟
ج: مانع محسوب نمى‏شود مگر آنکه به حدّى باشد که مانع از رسیدن آب به پوست و مو گردد.
س 109 : مدت زمانى مسح پاهایم را از سر انگشتان انجام نمى‏دادم بلکه فقط روى پا و مقدارى از انگشتان را مسح مى‏کردم. آیا این مسح صحیح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهایى را که خوانده‏ام باید قضا کنم؟
ج: اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاى نمازهاى خوانده شده واجب است. و در صورتى که انسان شک داشته باشد که آیا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح مى‏کرده است یا نه؟ وضو و نمازهاى خوانده شده محکوم به صحت هستند.
س 110 : بر آمدگى روى پا که هنگام مسح، دست باید تا آنجا کشیده شود کدام است؟
ج: مشهور کفایت مسح پا تا همان برآمدگى روى پا نرسیده به مفصل ساق است که از آن به برآمدگى روى پا تعبیر مى‏شود. ولى احتیاط واجب این است که مسح تا مفصل ساق کشیده شود.
س 111 : وضو در مساجد و مراکز و ادارات دولتى که دولت در سایر کشورهاى اسلامى بنا مى‏کند چه حکمى دارد؟
ج: جایز است و مانع شرعى ندارد.
س 112 : آیا اگر در وضو براى یک بار شستن چندین مرتبه آب به عضو ریخته شود به وضو ضرر مى‏زند؟ و اگر با چندین مرتبه آب ریختن نیت یک بار شستن نماید ولى بیشتر از یک بار شستن حاصل شود، وضو چه حکمى دارد؟
ج: ملاک قصد انسان و یک بار شستن است و چندین بار آب ریختن ضررى به صحت وضو نمى‏رساند.
س 113 : چشمه‏اى است که سرچشمه آن در زمین ملکى شخصى قرار دارد. اگر بخواهیم آب آن را به وسیله لوله به منطقه‏اى که چند کیلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهیم، باید لوله از زمین‏هاى ملکى این شخص و افراد دیگر عبور نماید، آیا در صورت عدم رضایت این افراد، استفاده از آب چشمه براى وضو و غسل و سایر تطهیرات جایز است؟
ج: اگر چشمه در کنار ملک غیر خودبخود جوشیده باشد و قبل از جریان آن در زمین ملکى مجاور آبهاى آن وارد لوله شود، و یا در صورت وجود چشمه در داخل ملک غیر، آب آن از عمق زمین وارد لوله شود و از زمینى که چشمه در آن یا در کنار آن قرار دارد و از زمینهاى دیگر براى عبور لوله استفاده شود، مصرف آب اشکال ندارد، مشروط به این که استفاده از آب عرفا تصرف در زمینى که چشمه در آن یا در کنار آن قرار دارد و همچنین زمینهاى دیگرى که لوله از آن عبور مى‏کند، محسوب نشود.
س 114 : در محله ما فشار آب ضعیف است بطورى که گاهى آب بر اثر پایین بودن فشار آن به طبقات بالا نمى‏رسد. در طبقات پایین هم فشار آب بسیار ضعیف است. بعضى از همسایگان براى استفاده از آب، پمپ فشار نصب کرده‏اند که هنگام استفاده از آن، آب طبقات بالا قطع مى‏شود در طبقات پایین هم ممکن است آب قطع نشود ولى فشار آن به حدى ضعیف مى‏شود که امکان استفاده از آب وجود ندارد. مشکل در اوقات وضو و غسل بیشتر مى‏شود به طورى که گاهى نمى‏توان از آب استفاده کرد، ولى زمانى که پمپ آب کار نمى‏کند همه ساکنین طبقات مى‏توانند براى وضو و غسل و انجام فریضه نماز از آب استفاده کنند. از طرفى هم سازمان آب، نصب پمپ و استفاده از آن را ممنوع اعلام کرده است. و چنانچه از نصب پمپ آب در منازل مطلع شود به صاحبان آنها اخطار داده و در صورت عدم توجه آنان، خود سازمان آب اقدام به جمع آورى پمپ‏ها و جریمه صاحبان آنها مى‏نماید. با توجه به این مطالب به دو سؤال زیر پاسخ فرما یید:
الف: آیا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بیشتر از نظر شرعى جایز است؟
ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبى که بوسیله پمپ جذب مى‏شود چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جایز نیست و وضو و غسل با آبى که بوسیله پمپ بدست مى‏آید محل اشکال است.
س 115 : نظر جنابعالى درباره وضو گرفتن قبل از داخل شدن وقت نماز چیست؟ در پاسخ به یکى از استفتائات فرموده‏اید که با وضویى که نزدیک اول وقت نماز گرفته مى‏شود مى‏توان نماز خواند. منظور شما از نزدیک اول وقت نماز، چه مقدار است؟
ج: ملاک صدق عرفى نزدیکى وقت نماز است، و اگر در آن وقت براى نماز وضو گرفته شود اشکال ندارد.
س 116 : آیا شخصى که وضو مى‏گیرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پایین انگشتان پا یعنى جا یى که موقع راه رفتن با زمین تماس پیدا مى‏کند را مسح نماید؟
ج: محل مسح پا عبارت است از روى پا از سر انگشتان و استحباب مسح پایین انگشتان پا ثابت نشده است.
س 117 : اگر شخص وضو گیرنده هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شیر آب نماید، این کار او چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد و به صحت وضو لطمه‏اى نمى‏زند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شیرى که خیس است بگذارد و آب وضوى دستش با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتى که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال است.
س 118 : آیا براى مسح مى‏توان از غیر آب وضو استفاده کرد؟ و همچنین آیا مسح سر حتماً باید با دست راست و از بالا به پایین باشد؟
ج: مسح سر و پاها باید با رطوبتى که از آب وضو در دستها مانده کشیده شود و احتیاط آن است که مسح سر با دست راست باشد، ولى کشیدن مسح از بالا به پایین لازم نیست.
س 119 : بعضى از زنها ادعا مى‏کنند که وجود رنگ روى ناخن مانع وضو نیست و مسح روى جوراب نازک هم جایز است. نظر شریف جنابعالى در این باره چیست؟
ج: در صورتى که رنگ مانع از رسیدن آب به ناخن باشد وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازک باشد، صحیح نیست.
س 120 : آیا مجروحان جنگى که قطع نخاع شده‏اند و قدرت نگهدارى بول را ندارند، جایز است در نماز جمعه شرکت کرده و به خطبه‏ها گوش دهند و با عمل به وظیفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟
ج: شرکت آنان در نماز جمعه اشکال ندارد، ولى با توجه به اینکه بر آنان واجب است بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زمانى، شروع به خواندن نماز کنند و براى نماز عصر دوباره وضو بگیرند، مگر این که بعد از وضوى اول حدثى از آنان صادر نشود که دراین صورت وضوى اول براى هر دو نمازشان کافى است، بنابراین وضوى قبل از خطبه‏هاى نماز جمعه در صورتى براى خواندن نماز جمعه کافى است که بعد از وضو حدثى از آنان سر نزند.
س 121 : شخصى که قادر بر وضو گرفتن نیست، فرد دیگرى را براى انجام وضو به نیابت مى گیرد و خودش نیت نموده و با دست خود مسح مى‏کند و اگر قادر بر مسح نباشد نایب دست او را گرفته و با آن مسح مى نماید. اگر از این کار هم عاجز باشد، نایب از دست او رطوبت گرفته و مسح مى‏کند. حال، اگر این شخص دست نداشته باشد چه حکمى دارد؟
ج: اگر این شخص کف دست نداشته باشد، براى مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مى شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح مى‏شوند.
س 122 : آیا هنگام وضو باید ظرف آب لوله دار باشد؟ آیا اگر ظرف آب لوله‏دار نباشد وضو باطل است؟
ج: ظرف آب وضو لازم نیست لوله‏دار باشد. وضو گرفتن با آبى که در ظرف قرار دارد اشکال ندارد، اعم از این که آب از ظرف بر دست ریخته شود یا با دست آب از ظرف برداشته شده و بر اعضاى وضو ریخته شود.
س 123 : در نزدیکى محل برگزارى نماز جمعه مکانى براى وضو گرفتن وجود دارد که تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غیر بودجه مسجد پرداخت مى شود. آیا شرکت کنندگان در نماز جمعه جایز است از آن آب، استفاده کنند؟
ج: چون آب آن براى وضو گرفتن همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشکال ندارد.
س 124 : آیا وضو یى که قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براى خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به این که در این مدت هیچیک از مبطلات وضو از وى سرنزده است، کافى است؟ یا آنکه هر نمازى نیت و وضوى جداگانه‏اى دارد؟
ج: براى هر نمازى وضوى جداگانه لازم نیست. بلکه با یک وضو تا زمانى که باطل نشده مى تواند هر مقدار نماز که مى‏خواهد بخواند.
س 125 : آیا وضو گرفتن به نیت نماز واجب قبل از داخل شدن وقت آن جایز است؟
ج: وضو گرفتن براى خواندن نماز واجب، اگر نزدیک داخل شدن وقت آن باشد اشکال ندارد.
س 126 : به علت فلج شدن هر دو پایم به کمک کفش طبى و عصاى چوبى راه مى روم، و چون به هیچ وجه بیرون آوردن کفش هنگام وضو برایم امکان ندارد، امیدوارم وظیفه شرعى مرا در رابطه با مسح هر دو پا بیان فرما یید.
ج: اگر بیرون آوردن کفش براى مسح پاها براى شما دشوار است ، مسح بر روى کفش کافى و مجزى است.
س 127 : اگر بعد از رسیدن به مکانى تا چند فرسخى آن به جستجوى آب بپردازیم و آب آلوده و کثیفى را بیابیم، در این حالت تیمم براى ما واجب است یا وضو گرفتن با آن آب؟
ج: اگر آن آب پاک و مطلق باشد و استعمال آن ضررى نداشته باشد، وضو واجب‏است و نوبت به تیمم نمى‏رسد.
س 128 : آیا وضو به خودى خود مستحب است؟ و آیا مى توان قبل از داخل شدن وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟
ج: وضو به قصد طهارت از نظر شرعى مستحب و مطلوب است. و خواندن نماز بإ؛*$ض‏ظظ وضوى مستحب جایز است.
س 129 : کسى که همیشه در وضویش شک مى‏کند، چگونه مى‏تواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن کریم و زیارت معصومین علیهم السلام بپردازد؟
ج: شک در بقاى طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا یقین به نقض وضو پیدا نکرده است مى‏تواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت کند.
س 130 : آیا در صحت وضو شرط است که آب بر همه قسمتهاى دست جریان پیدا کند یا آنکه کشیدن دست تر بر آن کافى است؟
ج: صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسیله دست کشیدن باشد. ولى مسح با دست مرطوب به تنها یى کافى نیست.
س 131 : آیا مسح سر همانطورکه با دست راست صحیح است، با دست چپ هم صحیح است؟ و آیا مسح سر از پا یین به بالا جایز است؟
ج: مسح سر با دست چپ جایز است هر چند احوط مسح سر با دست راست است، و احوط این است که از بالا به پایین یعنى از فرق سر به طرف پیشانى باشد، هر چند بر عکس هم جایز است.
س 132 : آیا در مسح سر، مرطوب شدن مو کافى است یا این که رطوبت باید به پوست سر هم برسد؟ و هنگامى که شخصى از موى مصنوعى استفاده مى کند، مسح سر را چگونه انجام دهد؟
ج: مسح پوست سر واجب نیست. موى مصنوعى هم اگر قابل برداشتن نباشد، مسح بر آن مجزى است.
س 133 : ایجاد فاصله زمانى در شستن اعضاء هنگام وضو یا غسل، چه حکمى دارد؟
ج: فاصله زمانى (عدم موالات) در غسل اشکال ندارد. ولى در وضو اگر فاصله به مقدارى باشد که اعضاى قبلى خشک شوند، وضو باطل است.
س 134 : وضو و نماز کسى که پى در پى از او باد به مقدار کم خارج مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: اگر نتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجدید وضو در اثناء نماز هم براى او دشوار باشد، مى تواند با هر وضو یى یک نماز بخواند. یعنى براى هر نماز به یک وضو اکتفا کند هر چند وضوى او در بین نماز باطل شود.
س 135 : بعضى از افرادى که در مجتمع هاى مسکونى زندگى مى کنند از پرداخت هزینه خدماتى که از آنها استفاده مى کنند از قبیل هزینه آب سرد و گرم، تهویه، نگهبانى و مانند آنها، خوددارى مى کنند. آیا روزه و نماز و سایر عبادات این افراد که بار مالى این خدمات را بدون رضایت همسایگان به دوش آنان مى‏اندازند، از نظر شرعى باطل است؟
ج: هر یک از مشترکین از نظر شرعى به مقدارى که از امکانات مشترک استفاده مى کند، نسبت به هزینه خدمات مدیون است. و اگر از پرداخت پول آب با قصد استفاده از آن، امتناع کند، وضو و غسل او محل اشکال و بلکه باطل است.
س 136 : شخصى غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مى خواهد نماز بخواند، ولى نمى داند غسلش باطل شده است یا خیر؟ اگر احتیاطاً وضو بگیرد، اشکال دارد یا خیر؟
ج: در فرض مذکور وضو واجب نیست ولى احتیاط هم مانعى ندارد.
س 137 : آیا کودک نابالغ، محدث به حدث اصغر مى شود ؟ آیا مى توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ کند؟
ج: بله، با عارض شدن مبطلات وضو، کودک نابالغ هم مُحد ِث مى شود، ولى مس کتابت قرآن بر او حرام نیست و بر مکلّف واجب نیست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.
س 138 : اگر عضوى از اعضاى وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حکمى دارد؟
ج: نجس شدن آن عضو اگر از اعضاى مسح نباشد به صحت وضو ضرر نمى‏رساند، ولى تطهیر آن عضو براى پاک شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.
س 139 : آیا بودن چند قطره آب بر روى پا هنگام مسح، براى وضو ضرر دارد؟
ج: واجب است محل مسح از آن قطرات خشک شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تاثیر بگذارد نه بر عکس.
س 140 : کسى که دست راست او از بالاى مرفق قطع شده، آیا مسح پاى راست از او ساقط است؟
ج: مسح پاى راست از او ساقط نمى شود بلکه باید با دست چپ بر آن مسح کند.
س 141 : کسى که در اعضاى وضوى او زخم یا شکستگى باشد چه وظیفه اى دارد؟
ج: اگر در اعضاى وضو زخم یا شکستگى است و روى آن باز باشد و آب براى آن ضرر ندارد باید آن را بشوید و اگر شستن آن مضر است باید اطراف آن را بشوید. و احتیاط آن است که اگر کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد.
س 142 : کسى که محل مسح او زخم است چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر نمى تواند روى زخم محل مسح دستِ تر بکشد باید به جاى وضو تیمم کند. ولى در صورتى که مى تواند پارچه‏اى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد احتیاط آن است که علاوه بر تیمم، وضو نیز با چنین مسحى بگیرد.
س 143 : کسى که جاهل به بطلان وضویش است و بعد از وضو متوجه آن مى شود، چه حکمى دارد؟
ج: اعاده وضو براى اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و هرگاه با وضوى باطل نماز خوانده باشد اعاده آن نیز واجب است.
س 144 : کسى که در یکى از اعضاى وضویش زخمى وجود دارد که حتـى اگر جبیره هم بر روى آن قرار دهـد دائما ً از آن خون مىآید، چگونه باید وضو بگیرد؟
ج: واجب است جبیره‏اى را بر روى زخم بگذارد که خون از آن بیرون نمى آید مثل نایلون.
س 145 : آیا در وضوى ارتماسى جایز است چند بار دست و صورت را داخل آب کنیم یا این که فقط دو بار جایز است؟
ج: جایز است دوبار دست و صورت را در آب فرو ببرد. بار اول به قصد شستن واجب و بار دوم به قصد شستن مستحب. ولى در وضوى ارتماسى در مورد دستها باید قصد شستن وضوئى آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از این طریق مسح را با آب وضو انجام داد.
س 146 : آیا خشک کردن رطوبت بعد از وضو مکروه است؟ و در مقابل آیا خشک نکردن آن مستحب است؟
ج: اگر دستمال یا پارچه معینى را مخصوص این کار قرار دهد، اشکال ندارد.
س 147 : آیا رنگ مصنوعى که زنها از آن براى رنگ کردن موى سر و ابروى شان استفاده مى‏کنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟
ج: اگر صرفاً رنگ باشد و داراى جرمى که مانع از رسیدن آب به مو شود، نباشد، وضو و غسل صحیح است.
س 148 : آیا جوهر از موانعى است که وجود آن بر روى دست باعث بطلان وضو مى‏شود؟
ج: اگر جوهر مانع از رسیدن آب به پوست شود وضو باطل است. و تشخیص این موضوع بر عهده مکلّف است.
س 149 : آیا اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، وضو باطل مى شود؟
ج: اشکال ندارد، ولى از آنجا یى که احتیاط در مسح پاها این است که با رطوبتى که از آب وضو در کف دو دست باقى مانده صورت بگیرد، لذا براى رعایت این احتیاط باید هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاى پیشانى نرسد و با رطوبت صورت برخورد نکند تا این که رطوبت دست که هنگام مسح پا به آن نیاز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.
س 150 : شخصى که وضویش نسبت به وضوى متعارف بین مردم وقت بیشترى مى گیرد، براى یقین پیدا کردن به شستن اعضاى وضو چه کارى باید انجام دهد؟
ج: باید از وسوسه اجتناب نماید، و براى این که شیطان از او ناامید شود باید به وسوسه‏ها اعتناء نکند و کوشش کند همانند سایر اشخاص به مقدارى که از نظر شرعى واجب است اکتفا نماید.
س 151 : بعضى از قسمت‏هاى بدنم خالکوبى شده است، گفته مى شود که غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازى از من پذیرفته نمى شود. امیدوارم مرا در این باره راهنمایى فرمائید.
ج: اگر خالکوبى مجرد رنگ باشد و بر ظاهر پوست چیزى که مانع از رسیدن آب بر آن شود وجود نداشته باشد، وضو و غسل صحیح است و اشکال در صحت نماز وجود ندارد.
س 152 : اگر بعد از این که انسان بول و استبراء کرد و وضو گرفت، رطوبتى که مردد بین بول و منى است از او خارج شود، چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال براى تحصیل یقین به طهارت از حدث واجب است هم غسل کند و هم وضو بگیرد.
س 153 : لطفا ً تفاوت وضوى زن و مرد را بیان فرما یید.
ج: بین زن و مرد در افعال و کیفیت وضو فرقى نیست. جز این که براى مردها مستحب است هنگام شستن آرنج از قسمت بیرونى آن شروع کنند و زنها از قسمت داخلى آن.
 
مسّ اسماء و آیات الهى‏
س 154 : مسّ ضمیرها یى که به ذات بارى تعالى بر مى گردند مثل ضمیر جمله «بسمه تعالى» چه حکمى دارد؟
ج: ضمیر حکم لفظ جلاله را ندارد.
س 155 : نوشتن اسم جلاله «الله» بصورت «ا...» و «اله» مرسوم شده است. کسانى که بدون وضو این دو کلمه (الف و اله) را مسّ مى کنند چه حکمى دارند؟
ج: همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد ولى کلمه «اله» همان حکم لفظ جلاله را دارد.
س 156 : در جا یى که من کار مى کنم در مکاتبات خود کلمه «الله» را به صورت «ا...» مى‏نویسند. آیا نوشتن‏ الف‏ و سه نقطه به جاى لفظ جلاله «الله» از نظر شرعى ‏صحیح‏ است؟
ج: از نظر شرعى مانعى ندارد.
س 157 : آیا جایز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله «الله» توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خوددارى نموده و یا بصورت «ا...» نوشته شود؟
ج: مانعى ندارد.
س 158 : نابینایان براى خواندن و نوشتن از خط برجسته‏اى معروف به خط بریل که با لمس انگشتان خوانده مى‏شود، استفاده مى‏کنند. با توجه به این که این خط قراردادى از شش نقطه تشکیل شده است، لطفا به سؤال ذیل پاسخ فرمایید:
آیا بر نابینایان واجب است که هنگام فراگیرى قرآن کریم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بریل نوشته شده است، وضو داشته باشند یا خیر؟
ج: نقاط برجسته‏اى که علامت حروف اصلى هستند، حکم آن حروف را ندارند و در مواردى که به عنوان علامتى براى حروف قرآن کریم و اسماء طاهره استفاده مى‏شوند، مسّ آنها نیاز به طهارت از حدث ندارد.
س 159 : مسّ اسمهایى از قبیل عبدالله و حبیب الله بدون وضو چه حکمى دارد؟
ج: مسّ لفظ جلاله بدون وضو جایز نیست اگر چه جز یى از یک اسم مرکب باشد.
س 160 : آیا جایز است زن حائض گردنبندى را به گردن بیندازد که نام مبارک پیامبر «صلى الله علیه و آله» بر آن نقش شده است؟
ج: به گردن آویختن آن اشکال ندارد ولى واجب است اسم مبارک پیامبر «صلى الله علیه و آله» با بدن تماس نداشته باشد.
س 161 : آیا حرمت مسّ نوشته‏هاى قرآن بدون وضو اختصاص به موردى دارد که در قران کریم باشد، یا شامل مواردى که نوشته قرآنى در کتاب دیگرى یا تابلو یا دیوار و غیر آنها هم باشد، مى‏گردد؟
ج: حرمت مسّ کلمات و آیات قرآنى بدون وضو اختصاص به قرآن کریم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آیات قرانى مى‏شود هر چند در کتاب دیگرى یا در روزنامه، مجله، تابلو، نقاشى دیوارى و غیر آنها باشد.
س 162 : خانواده‏اى به قصد خیر و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفى استفاده مى‏کنند که آیات قرآنى از جمله آیةالکرسى روى آن نوشته شده است. آیا این کار اشکال دارد؟
ج: اگر با وضو باشند و یا غذا را با قاشق از ظرف بر مى‏دارند اشکال ندارد.
س 163 : آیا کسانى که بوسیله دستگاه تحریر اسماء جلاله یا آیات قرآنى و یا نامهاى معصومین علیهم السلام را مى‏نویسند، باید در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟
ج: این کار مشروط به طهارت نیست، ولى آن نوشته‏ها را نباید بدون وضو مسّ کرد.
س 164 : آیا مسّ آرم جمهورى اسلامى ایران که روى نامه‏ها و بلیطهاى اتوبوس نقش شده است، حرام است؟
ج: اگر در نظر عرف اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.
س 165 : آیا آرم جمهورى اسلامى ایران از اسماء جلاله محسوب مى‏شود یا خیر؟ و چاپ آن بر اوراق ادارى و استفاده از آن در مکاتبات و غیر آن، چه حکمى دارد؟
ج: نوشتن و چاپ لفظ جلاله یا آرم جمهورى اسلامى ایران در مکاتبات اشکال ندارد، و احوط این است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهورى اسلامى ایران هم رعایت شود.
س 166 : قسمت بالاى بعضى از اوراق رسمى ادارى مزیّن به آرم جمهورى اسلامى ایران است، و در اوراقى که در بیمارستانها و درمانگاهها مورد استفاده قرار مى‏گیرند، عبارت «هوالشافى» وجود دارد. پرتاب این اوراق بعد از استفاده به طرفى، یا آلوده کردن آنها به خون، چه حکمى دارد؟
ج: تزیین اوراق مکاتبات به لفظ جلاله و کلماتى که در حکم آن است اشکال ندارد، ولى باید از بى احترامى و نجس کردن آنها اجتناب شود.
س 167 : استفاده از تمبرهاى پستى که بر روى آنها آیات قرآنى چاپ شده است، و یا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند «عزّ و جلّ» و آیات قرآنى و یا چاپ آرم مؤسساتى که مشتمل بر آیاتى از قرآن کریم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشریاتى که همه روزه منتشر مى‏شوند، چه حکمى دارد؟
ج: طبع و نشر آیات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولى بر کسى که به دستش مى‏رسد واجب است احکام شرعى آنها را رعایت نماید و از بى احترامى و نجس کردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى کند.
س 168 : در بعضى از روزنامه‏ها اسم جلاله یا آیات قرآنى نوشته مى‏شود، آیا پیچاندن غذا با آنها، یا نشستن بر آنها و یا استفاده از آنها به جاى سفره و یا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههاى دیگر، جایز است یا خیر؟
ج: استفاده از این روزنامه‏ها در مواردى که از نظر عرف بى احترامى به چیزى که هتک حرمت آن حرام است از قبیل لفظ جلاله و آیات قرآنى که در روزنامه نوشته شده است، محسوب نشود، و در معرض نجاست هم قرار نگیرد، اشکال ندارد.
س 169 : انداختن تمبرهاى پستى که در بردارنده اسم جلاله هستند، در سطل زباله چه حکمى دارد؟ آیا مسّ آنها بدون وضو صحیح است؟
ج: مسّ نوشته لفظ جلاله بدون وضو و یا نجس کردن آن و یا انداختن آن در مکانهایى که موجب اهانت و بى احترامى است، جایز نیست.
س 170 : آیا مسّ نقش کلمات روى انگشترها، جایز است؟
ج: اگر از کلماتى باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جایز نیست.
س 171 : آیا جایز است مغازه داران کالاهاى فروخته شده خود را در روزنامه‏اى که یقین داریم در آن اسم جلاله «اللّه» تبارک و تعالى و مانند آن نوشته شده است، بپیچند؟ آیا مسّ آنها بدون وضو جایز است؟
ج: پیچیدن کالاهاى فروخته شده در روزنامه در صورتى که بى احترامى به اسم «الله تعالى» و آیات قرآنى و نامهاى ائمه معصومین علیم السلام که در آن نوشته شده است، محسوب نشود، اشکال ندارد. ولى جایز نیست شخص بى وضو در صورت علم به وجودشان آنها را مسّ کند.
س 172 : چاپ اسماء انبیاء و آیات قرآنى در روزنامه‏ها با این احتمال که ممکن است روزنامه‏ها سوزانده شوند و یا زیردست و پا بیفتند، چه حکمى دارد؟
ج: نوشتن آیات قرآنى و اسامى معصومین علیهم السلام در روزنامه‏ها و مجلات از نظر شرعى مانعى ندارد، ولى پرهیز از بىاحترامى و نجس کردن یا مسّ بدون طهارت آنها واجب است.
س 173 : انداختن چیزى که مشتمل بر نامهاى خداوند است در نهرها و جوى‏ها چه حکمى دارد؟ آیا این عمل اهانت محسوب مى‏شود؟
ج: اگر انداختن آنها در نهرها و جویبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.
س 174 : آیا باید هنگام انداختن اوراق امتحانى تصحیح شده در زباله یا آتش زدن آنها، اطمینان حاصل شود که نامهاى خداوند و اسامى معصومین علیهم السلام در آنها نباشد؟ آیا دور انداختن اوراقى که در یکى از دو طرف آن چیزى نوشته نشده است، اسراف محسوب مى‏شود یا خیر؟
ج: فحص و بررسى لازم نیست، و هنگامى که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقى که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازى و مانند آن وجود دارد، و یا بر یک طرف آن نوشته شده است و طرف دیگر آن قابل استفاده براى نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالى از اشکال نیست.
س 175 : اسامى مبارکى که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوى آنها حرام است، کدامند؟
ج: مسّ اسماء ذات بارى تعالى و نامهاى صفات مخصوص خداوند منان، بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاى انبیاء عظام و ائمه معصومین علیهم السلام به نامهاى خداوند متعال در حکم مذکور است.
س 176 : مقدار زیادى نشریات گوناگون که از طرف مؤسسات داخلى به سفارت از زمان تأسیس آن ارسال مى‏شده، نزد ما جمع شده است، و چون بیشتر صفحات آن در بردارنده نامهاى خداوند تعالى و مانند آن هستند، لطفا ً ما را در حل مشکل نگهدارى آنها راهنما یى فرمائید.
ج: دفن آنها در زمین و یا ریختن آنها در صحرا اگر بى‏احترامى محسوب نشود، و یا خمیر کردن آنها اشکال ندارد.
س 177 : راههاى شرعى محو کردن اسماء مبارک و آیات قرآنى هنگام نیاز کدامند؟ سوزندان اوراقى که در آن اسم جلاله و آیات قرآنى نوشته شده است، هنگام ضرورت براى حفظ اسرار چه حکمى دارد؟
ج: دفن آنها در خاک و یا تبدیل آنها به خمیر بوسیله آب اشکال ندارد. ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است، و اگر بى احترامى محسوب شود جایز نیست، مگر در صورتى که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آیات قرآنى و نامهاى مبارک امکان نداشته باشد.
س 178 : قطعه قطعه کردن اسماء مبارک ه و آیات قرآنى به مقدار زیاد به طورى که حتى دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غیر قابل خواندن شوند، چه حکمى دارد؟ آیا در محو کردن اسماء مبارکه و آیات قرآنى و ساقط شدن حکم آنها، تغییر صورت خطى آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافى است؟
ج: تقطیع اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آیات قرآنى نشود کافى نیست، همچنان که تغییر صورت خطى کلمات با اضافه کردن بعض حروف هم باعث زوال حکم شرعى حروفى که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفته‏اند، نمى‏شود. بلى، زوال حکم بر اثر تغییر حروف به نحوى که ملحق به محو حروف گردد، بعید نیست، هر چند احتیاط اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.
 
احکام غسل جنابت‏
س 179 : آیا شخص جنب مى‏تواند در صورت تنگى وقت با تیمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند یا این که باید بعد از تطهیر و غسل، نماز را قضا نماید؟
ج: اگر وقت به مقدارى نیست که بدن و لباسش را تطهیر کند و یا لباس خود را عوض نماید و به علت سردى هوا و مانند آن، نماز خود را برهنه هم نمى‏تواند بخواند، باید نماز را با تیمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. این نماز مجزى است و بر او قضاى آن واجب نیست.
س 180 : آیا رسیدن منى به داخل رحم بدون دخول سبب جنابت زن مى‏شود؟
ج: در این صورت جنابت محقق نمى‏شود.
س 181 : آیا بر زنان پس از انجام معاینات داخلى با وسایل طبى غسل واجب مى‏گردد؟
ج: با معاینات داخلى و با وسائل طبى تا زمانى که منى خارج نشود، غسل واجب نیست.
س 182 : اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگیرد ولى منى خارج نشود و زن نیز به مرحله اوج لذت نرسد، آیا غسل فقط بر زن واجب است یا فقط بر مرد یا بر هر دو؟
ج: با تحقق دخول ولو به مقدار حشفه غسل بر هر دو واجب است.
س 183 : در مورد احتلام زنان، در چه صورتى غسل جنابت بر آنان واجب مى‏شود؟ و آیا رطوبتى که هنگام ملاعبه و شوخى با مردان از آنان خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟ و آیا بدون سست شدن بدن و رسیدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مى‏شود؟ بطور کلى در زنان بدون نزدیکى، جنابت چگونه تحقق مى‏یابد؟
ج: اگر منى از زن خارج شود خواه در اثر احتلام باشد یا ملاعبه و شوخى با مردان، بر او غسل جنابت واجب مى‏شود، ولى رطوبتى که بعد از ملاعبه و شوخى از او خارج مى‏شود حکم منى را ندارد مگر این که هنگام خروج آن بدن زن سست شود و به اوج لذت جنسى برسد.
س 184 : اگر از دختران بطور غیر ارادى رطوبتى خارج شود، آیا حکم منى را دارد و بر آنان غسل جنابت واجب مى‏شود؟ یا این که زمانى موجب غسل مى‏گردد که همراه شهوت باشد؟
ج: اگر خروج رطوبت بر اثر شهوت و توأم با آن باشد، حکم به منى بودن آن مى‏شود و باعث وجوب غسل مى‏گردد حتى اگر شهوت بدون اختیار و اراده باشد.
س 185 : اگر شهوت دختران بر اثر خواندن کتاب عاشقانه و مانند آن تحریک شود، آیا غسل بر آنان واجب مى‏شود؟ و در صورت واجب شدن، چه غسلى را باید انجام دهند؟
ج: خواندن کتابهایى که موجب تحریک شهوت مى‏شوند جایز نیست، و بهرحال غسل جنابت وقتى واجب مى‏شود که منى خارج شود.
س 186 : اگر زن در حال ملاعبه احساس نماید آبى همراه با شهوت از او خارج شده است، آیا غسل جنابت بر او واجب مى‏شود؟
ج: اگر براى زن یقین به خروج منى از وى حاصل شود، غسل بر او واجب مى‏گردد. و همچنین اگر رطوبتى همراه با شهوت و اوج لذت از او خارج شود و شک داشته باشد که منى است یا خیر، شرعا در حکم منى است و غسل بر او واجب مى‏گردد.
س 187 : اگر زن بعد از نزدیکى همسرش با وى در حالى که منى در رحم او باقى مانده است بلافاصله غسل نماید و بعد از غسل منى از رحم خارج شود، آیا غسل او صحیح است؟ و آیا منى خارج شده بعد از غسل، پاک است یا نجس و موجب جنابت مجدد مى‏شود یا خیر؟
ج: غسل او صحیح است و رطوبتى که بعد از غسل از او خارج مى‏شود اگر منى باشد در هر حالى نجس است، ولى اگر منى مرد باشد باعث جنابت مجدد نمى‏شود.
س 188 : مدتى است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام به طورى که با همسرم نزدیکى نمى‏کنم. با این حال حالتى غیرارادى به من دست مى‏دهد که گمان مى‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتى هر روز دو یا سه بار غسل مى‏کنم، و این شک مرا آزار مى‏دهد، تکلیف من چیست؟
ج: با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر این که رطوبتى از شما خارج شود که همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد یا یقین به خروج منى داشته باشید.
س 189 : آیا غسل جنابت در حال حیض صحیح است، به طورى که مسقط تکلیف زن جنب باشد؟
ج: صحت غسل در فرض مذکور محل اشکال است.
س 190 : اگر زن در حال حیض، جنب یا در حال جنابت حایض شود، آیا بعد از پاک شدن از حیض هر دو غسل بر او واجب است؟ یا این که با حدوث جنابت در حال حیض، غسل جنابت بر او واجب نیست زیرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟
ج: بر او علاوه بر غسل حیض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جایز است در مقام عمل به غسل جنابت اکتفا کند، لیکن احوط این است که نیت هر دو غسل را بنماید.
س 191 : در چه صورتى حکم مى‏شود که رطوبت خارج شده از انسان منى است؟
ج: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد حکم منى را دارد.
س 192 : گاهى اثر گچ یا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏هاى دست و پا مشاهده مى‏شود که در حمام هنگام غسل دیده نمى‏شد ولى بعد از خروج از حمام و دقت، سفیدى صابون یا گچ آشکار مى‏شود. در این حال تکلیف چیست؟ در حالى که بعضى از افراد هنگام غسل و وضو به این مسئله جاهل هستند و یا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمى‏شود.
ج: مجرد وجود اثر گچ یا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو یا غسل نمى‏رساند مگر این که داراى جرمى باشد که مانع از رسیدن آب به پوست است.
س 193 : رطوبتى که هنگام بوسیدن و بازى مرد با همسرش خارج مى‏شود چه حکمى دارد؟
ج: اگر خروج آن به صورت جستن و همراه با شهوت و سستى بدن باشد حکم منى را دارد.
س 194 : یکى از برادران مى‏گوید صحت غسل مشروط به تطهیر بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهیر آن از منى یا غیر آن در اثناى غسل باشد موجب بطلان غسل مى‏شود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به این که من جاهل به این مسأله بوده‏ام، آیا نمازهاى گذشته من باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: واجب است شستن براى پاک شدن بدن جداى از شستن به قصد غسل جنابت باشد، ولى تطهیر تمامى بدن قبل از غسل واجب نیست بلکه پاک بودن هر عضوى هنگام غسل آن کافى است، بنابراین اگر عضو قبل از غسل تطهیر شده باشد، غسل و نمازى که با آن خوانده شده، صحیح است. ولى اگر عضو نجس قبل از غسل تطهیر نشود، و با یک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نماید، غسل باطل است و نمازى که با چنین غسلى خوانده باطل و قضاى آن واجب است.
س 195 : آیا رطوبتى که از انسان در حال خواب خارج مى‏شود حکم منى را دارد؟ با آنکه مى‏دانیم هیچیک از علامتهاى سه گانه (ج ُستن، شهوت و سستى بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمى‏شود مگر وقتى که بعد از بیدارى لباسهاى زیر خود را مرطوب ببیند.
ج: علایم شرعى یاد شده راجع به خروج رطوبت مشتبه به منى در حال بیدارى است، و رطوبتى که در حال خواب بر اثر احتلام خارج شود و یا انسان یقین به منى بودن آن پیدا کند، حکم منى را دارد و موجب جنابت مى‏شود، هر چند همراه با علایم یاد شده نباشد.
س 196 : جوانى هستم که در خانواده فقیرى زندگى مى‏کنم و از من زیاد منى به دفعات خارج مى‏شود و خجالت مى‏کشم از پدرم تقاضاى پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداریم. تقاضا مى‏کنم مرا راهنما یى فرما یید.
ج: در انجام تکلیف شرعى حیا معنى ندارد. حیا عذر شرعى ترک واجب نیست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امکان ندارد، وظیفه شما براى نماز و روزه تیمم بدل از غسل است.
س 197 : حمام یکى از روستاهاى مناطق محروم مدتى است به علت خرابى تعطیل است، و اهالى روستا براى نظافت و تطهیر با مشکل روبرو هستند، و ما بر اثر فشار اهالى درخواست کتبى به استاندارى نوشتیم که در آن اینگونه آمده است: «حمام روستاى ما بر اثر ریزش برف و باران خراب شده است و قابل ترمیم نیست و نیاز به ساختن حمام جدیدى داریم».
استاندارى در نتیجه این درخواست مبلغ معینى از بودجه اختصاصى مقابله با حوادث غیر مترقبه را براى ساخت حمام اختصاص داده و آن را در اختیار جهاد سازندگى گذاشت و حمام ساخته شد. سؤال این است که با توجه به مطالب مذکور، استفاده از این حمام براى تطهیر و غسل اشکال شرعى دارد یا خیر؟
ج: هر چند اعلام و اخبار بر خلاف واقع جایز نیست ولى استفاده اهالى از حمام در فرض مذکور اشکال ندارد.
س 198 : اینجانب با مشکلى مواجه هستم، مشکل من این است که شستن بدنم هر چند با یک قطره آب براى بدنم ضرر دارد حتى مسح هم همین طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض دیگر، تپش قلبم هم زیاد مى‏شود، آیا با این وضعیت براى من جایز است با همسرم مقاربت نموده و براى چندین ماه تیمم بدل از غسل نمایم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟
ج: ترک مقاربت و جماع بر شما واجب نیست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظیفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل جنابت است. و با آن تیمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کریم و بقیه اعمالى که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.
س 199 : استقبال قبله هنگام غسلِ واجب یا مستحب، واجب است یا خیر؟
ج: استقبال قبله در وقت غسل واجب نیست.
س 200 : آیا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قلیل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحیح است؟ آیا استفاده از غُساله غسل از حدث اکبر هر یک از زن و شوهر براى دیگرى جایز است؟
ج: اگر غساله حدث اکبر پاک باشد، غسل کردن با آن مانعى ندارد، و همچنین غسل کردن هر یک از زن و شوهر با غساله غسل دیگرى بدون اشکال است.
س 201 : اگر از کسى که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آیا باید دوباره غسل نماید یا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگیرد؟
ج: حدث اصغر در اثناى غسل به صحت غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نیست غسل را از نو شروع کند، ولى چنین غسلى کفایت از وضو براى نماز و سایر اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏کند.
س 202 : رطوبت غلیظى که شبیه منى است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مى‏کند، آیا با اینکه بدون شهوت و اراده خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟
ج: حکم منى بر آن مترتب نیست مگر این که یقین به منى بودن آن حاصل شود یا این که هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد.
س 203 : کسى که غسلهاى متعددى اعم از واجب یا مستحب بر ذمّه او باشد، آیا یک غسل، کفایت از غسل‏هاى دیگر مى‏کند؟
ج: اگر به نیت همه آنها یک غسل بجا آورد، کفایت مى‏کند، و اگر در بین آنها غسل جنابت باشد و به نیت آن غسل کند از بقیه غسلها هم کفایت مى‏کند.
س 204 : آیا غسل غیر از جنابت کفایت از وضو مى‏کند؟
ج: کفایت نمى‏کند.
س 205 : به نظر شریف جنابعالى آیا در غسل جنابت جریان آب بر بدن شرط است؟
ج: ملاک صدق شستن بدن به قصد غسل است و جریان آب بر بدن شرط نیست.
س 206 : کسى که مى‏داند اگر با نزدیکى با همسرش خود را جنب کند، آبى براى غسل کردن نمى‏یابد و یا وقت براى غسل و نماز ندارد، آیا مى‏تواند با همسرش نزدیکى نماید؟
ج: اگر در صورت عجز از غسل، قدرت بر تیمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزدیکى کند.
س 207 : جوانى بیست و دوساله هستم، مدتى است که موهایم شروع به ریزش کرده است و از این موضوع بسیار رنج مى‏برم و تصمیم به کاشتن مو بر سرم در مؤسسه کشت مو گرفته‏ام. سؤال این است که اگر کشت مو مانع رسیدن آب به بعضى از قسمت‏هاى پوست سر گردد، غسل چه حکمى دارد؟
ج: اگر موهاى کاشته شده قابل ازاله نباشد و یا ازاله آن مستلزم ضرر یا مشقت باشد و با وجود آنها قادر به رساندن آب به پوست هم نباشید، غسل با آنها محکوم به صحت است.
س 208 : آیا در غسل جنابت مراعات ترتیب بین سر و سایر اعضاى بدن کافى است یا این که باید بین طرف راست و چپ بدن هم ترتیب رعایت شود؟
ج: احتیاط واجب آن است که ترتیب بین دو طرف بدن نیز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.
س 209 : آیا هنگام غسل ترتیبى مانعى دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نیت غسل ترتیبى نموده و آن را بجا آورم؟
ج: شستن پشت و یا هر عضوى از اعضاى بدن قبل از نیت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کیفیت غسل ترتیبى به این صورت است که بعد از تطهیر تمام بدن باید نیت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتیاط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائین پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتیب باید شسته شود. با رعایت این ترتیب، غسل به طور صحیح انجام مى‏شود.
س 210 : آیا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهایش را هم بشوید؟ و آیا با توجه به این که آب به تمام پوست سر رسیده است، نرسیدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مى‏شود؟
ج: بنا بر احتیاط واجب باید تمام مو شسته شود.
 
احکام غسل باطل‏
س 211 : کسى که به سن تکلیف رسیده ولى جاهل به وجوب غسل و کیفیت آن بوده و بعد از گذشت مدتى در حدود ده سال متوجه مسئله تقلید و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمى دارد؟ وظیفه او نسبت به قضاى نمازها و روزه‏هاى گذشته‏اش چیست؟
ج: قضاى نمازهائى که در حال جنابت خوانده بر او واجب‏است، و همچنین قضاى روزه هم در صورتى که مى‏دانسته که جنب است ولى جاهل به وجوب غسل بر جنب براى روزه گرفتن بوده، بر او واجب است. بلکه اقوى این است که اگر جهل او به حکم، ناشى از تقصیر باشد، کفاره هم بر او واجب است. ولى اگر جاهل به اصل جنابت خود باشد و هنگام طلوع فجر روزى که باید روزه بگیرد، متوجه جنب بودن خود نباشد، روزه او صحیح است و چیزى از قضا یا کفاره بر او نیست.
س 212 : جوانى بر اثر نادانى قبل از سن چهارده سالگى و بعد از آن، اقدام به استمناء مى‏کرده که بر اثر آن از او منى خارج مى‏شده ولى نمى‏دانسته که خروج منى باعث جنابت مى‏شود و باید براى نماز و روزه غسل کند، تکلیف او چیست؟ آیا براى مدتى که استمناء مى‏کرده و منى از او خارج مى‏شده، غسل بر او واجب است؟ آیا نماز و روزه‏هاى او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: براى هر چند بار خروج منى اگر تا به حال غسل نکرده است یک غسل جنابت کافى است، و باید همه نمازها یى را که یقین دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نماید. و اگر در شبهاى ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده روزه‏هاى او قضا ندارد و محکوم به صحت است. ولى اگر عالم به خروج منى و جنابت بوده ولى نمى‏دانسته که براى صحت روزه، غسل بر او واجب است، باید روزه همه روزها یى را که در حال جنابت گرفته است قضا نماید، و اگر جهل او بر اثر تقصیر و کوتاهى بوده، کفاره هر روز را هم باید بدهد.
س 213 : متأسفانه در طول چند سال هیچگونه اطلاعى از مسأله جنابت و احکام غسل جنابت نداشتم. با توجه به این که در آن مدت نماز خوانده و روزه گرفته‏ام، حکم شرعى آن چیست؟
ج: اگر در آن مدت در ایام روزه جهل به اصل حدوث جنابت داشته‏اید، روزه هایتان صحیح است. ولى قضاى نمازها بعد از علم به این که آنها را در حال جنابت خوانده‏اید، واجب است.
س 214 : شخصى که بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام مى‏دهد، با توجه به جهل او به این مس أله، نمازها یى را که با این غسل مى‏خواند چه حکمى دارند؟
ج: نمازِ با غسل باطل و در حال جنابت باطل است و باید اعاده یا قضا شود.
س 215 : به قصد انجام یکى از غسل‏هاى واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتیب را رعایت نکرده‏ام، و چون احتمال مى‏دادم که نیّت ترتیب کافى است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحیّر هستم، آیا قضاى همه نمازهایى که خوانده‏ام، واجب است؟
ج: اگر احتمال صحت غسل را مى‏دهید و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بوده‏اید، چیزى بر عهده شما نیست. بله، اگر یقین به بطلان غسل پیدا کنید، قضاى همه نمازها بر شما واجب است.
س 216 : من غسل جنابت را به این ترتیب انجام مى‏داده‏ام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مى‏شستم. در سؤال و تحقیق در این زمینه هم کوتاهى کرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارند؟
ج: غسل به کیفیت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نمى‏شود، لذا نمازها یى که با چنین غسلى خوانده شده، باطل و قضاى آنها واجب است. ولى روزه‏ها با فرض اینکه معتقد به صحت غسل به صورت مذکور بوده‏اید و بقاى شما بر جنابت، عمدى نبوده است، محکوم به صحت است.
س 217 : آیا خواندن سوره‏هایى که سجده واجب دارند بر جنب حرام است؟
ج: از جمله کارهایى که بر جنب حرام است خواندن خصوص آیات سجده است، ولى خواندن سایر آیات از این سوره‏ها اشکال ندارد.
احکام تیمم‏
س 218 : اگر چیزها یى که تیمم بر آنها صحیح است مثل خاک، گچ، سنگ به دیوار چسبیده باشند، آیا تیمم بر آنها صحیح است یا آنکه حتما باید بر روى زمین باشند؟
ج: در صحت تیمم، بودن آنها بر روى زمین شرط نیست.
س 219 : در صورتى که جنب بر اثر عدم امکان رسیدن به حمام، چند روزى جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازى که با تیمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغرى از او سر بزند، آیا براى نماز بعدى باید دوباره تیمم بدل از غسل نماید؟ یا آنکه همان تیمم اول از جهت جنابت کفایت مى‏کند، و براى نمازهاى بعدى از جهت حدث اصغر وضو یا تیمم واجب است؟
ج: شخص جنب پس از آن که بطور صحیح تیمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى که عذرِ شرعىِ مجوز تیمم بر طرف نشده است، بنابر احتیاط واجب باید براى اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل نماید و وضو هم بگیرد و اگر معذور از وضو باشد باید تیمم دیگرى بدل از آن نماید.
س 220 : آیا تیمم بدل از غسل همان احکام قطعى و ثابت غسل را دارد؟ به این معنى که آیا با آن داخل مسجد شدن جایز است؟
ج: ترتیب همه آثار شرعى غسل بر تیمم بدل از غسل جایز است مگر این که تیمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد.
س 221 : شخصى که از مجروحین جنگى است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نیست، آیا مى‏تواند به این دلیل که حمام رفتن براى او کمى مشقت دارد، براى انجام اعمال مستحبى مانند غسل جمعه و زیارت و غیر آنها تیمم بدل از غسل نماید؟
ج: صحت تیمم بدل از غسل براى اعمالى که مشروط به طهارت نیست مانند زیارت محل اشکال است، ولى انجام آن بجاى غسل‏هاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبیت اشکال ندارد.
س 222 : کسى که فاقد آب است و یا استعمال آب برایش ضرر دارد، آیا در صورت تیمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براى او جایز است؟ قرائت قرآن کریم چه حکمى دارد؟
ج: تا زمانى که عذر مجوز تیمم باقى است و تیمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جایز است.
س 223 : رطوبتى از انسان در حال خواب خارج مى‏شود و بعد از بیدارى چیزى به یاد نمى‏آورد ولى لباس خود را مرطوب مى‏بیند و وقت هم براى به یاد آوردن ندارد زیرا نماز صبح او قضا مى‏شود. وظیفه انسان در این حالت چیست؟ چگونه نیت تیمم بدل از غسل نماید؟ حکم اصلى در این باره چیست؟
ج: اگر مى‏داند که محتلم شده، جنب است و باید غسل کند و در صورت تنگى وقت باید بعد از تطهیر بدنش تیمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نماید، ولى در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جارى نمى‏شود.
س 224 : شخصى که چندین شب متوالى جنب شده، با توجه به این که در حدیث شریف آمده است که چند روز متوالى حمام رفتن انسان را ضعیف مى‏کند، چه تکلیفى دارد؟
ج: غسل بر او واجب است مگر این که استعمال آب براى او ضرر داشته باشد که در این صورت باید تیمم کند.
س 225 : شخصى قصد خواندن نماز و گرفتن روزه ماه مبارک رمضان را دارد ولى بر اثر خروج غیرارادى منى جنب مى‏شود، و به عللى قادر به انجام غسل در هر ساعت یا هر روز نیست. این شخص چه کار کند که بتواند نماز و روزه‏اش را انجام دهد؟
ج: اگر عذر شرعى موجهى براى ترک غسل جنابت دارد، بر او واجب است به جاى آن تیمم کند و نماز و روزه‏اش با تیمم صحیح است.
س 226 : من در یک وضعیت غیرطبیعى بسر مى‏برم بطورى که از من چند دفعه بدون اختیار در نوبت‏هاى متعدد منى خارج مى‏شود که خروج آن همراه با لذت نیست. وظیفه من درباره هر نماز چیست؟
ج: اگر غسل کردن براى هر نماز ضرر دارد و یا تکلیف دشوارى بر شما است، بعد از تطهیر بدن با تیمم نماز بخوانید.
س 227 : کسى که غسل جنابت را براى نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد این که اگر غسل کند، مریض مى‏شود، تیمم کرده است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر به اعتقاد او غسل برایش ضرر دارد، تیمم اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.
س 228 : کیفیت تیمم چگونه است؟ آیا فرقى بین تیمم بدل از وضو و غسل هست؟
ج: تیمم بدین ترتیب است: ابتدا باید نیت نمود و سپس کف هر دو دست را بر چیزى که تیمم بر آن صحیح است زد و آن را به تمام پیشانى و دو طرف آن از جایى که موى سر مى‏روید تا ابروها و بالاى بینى کشید، و احتیاط واجب این است که انسان بار دیگر دستها را به زمین بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست و کف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد. این ترتیب در تیمم بدل از وضو و بدل از غسل یکسان است.
س 229 : تیمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمى دارد؟
ج: تیمم بر هر آنچه از زمین محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک صحیح است. بلکه بعید نیست تیمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها صحیح باشد.
س 230 : فرموده‏اید چیزى که بر آن تیمم مى‏شود باید پاک باشد، آیا اعضاء تیمم - پیشانى و پشت دستها - هم باید پاک باشند؟
ج: احتیاط آن است که در صورت امکان، پیشانى و پشت دستها پاک باشند و اگر فردى نتواند محل تیمم را تطهیر کند، بدون آن تیمم نماید، هر چند بعید نیست طهارت در هر صورتى شرط نباشد.
س 231 : اگر انسان نتواند وضو بگیرد و تیمم هم براى او امکان نداشته باشد، چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگیرد و تیمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتیاط باید نماز را در وقت بدون وضو و تیمم بخواند و سپس با وضو یا تیمم قضا کند.
س 232 : من به بیمارى پوستى مبتلا شده‏ام بطورى که هر گاه غسل مى‏کنم پوست بدنم خشک مى‏شود. و حتى در صورت شستن دست و صورتم هم این خشکى بوجود مى‏آید. بنابراین مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتیجه هنگام وضو بخصوص براى نماز صبح با مشکلاتى مواجه مى‏شوم. آیا جایز است در نمازهاى صبح به جاى وضو تیمم کنم؟
ج: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد وضو گرفتن از شما صحیح نیست، باید به جاى آن تیمم کنید.
س 233 : شخصى به خاطر تنگى وقت، نمازش را با تیمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براى او آشکار مى‏شود که وقت براى وضو داشته است. نماز او چه حکمى دارد؟
ج: اعاده آن نماز بر او واجب است.
س 234 : ما در منطقه سردسیرى زندگى مى‏کنیم که نه حمام دارد و نه مکانى براى استحمام، وقتى در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بیدار مى‏شویم، با توجه به این که غسل کردن جوانان در نیمه شب در برابر مردم با آب مشک یا حوض عیب شمرده مى‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکلیف ما براى روزه فردا چیست؟ آیا تیمم جایز است؟ در صورتى که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمى دارد؟
ج: مجرد مشقّت یا عیب شمرده شدن غسل کردن جوانان در نیمه شب عذر شرعى محسوب نمى‏شود، بلکه به هر صورت ممکن، مادامى که غسل حرجى و ضررى بر مکلّف نشود، غسل کردن واجب است، و در صورت حرج یا ضرر باید قبل از طلوع فجر تیمم کند و با تیمم بدل از غسل جنابت پیش از طلوع فجر روزه‏اش صحیح است، و اگر تیمم نکند روزه‏اش باطل است ولى امساک در طول روز بر او واجب است.
 
احکام بانوان‏
س 235 : مادرم از ذریّه پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» است. آیا من نیز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آیا مى‏توانم عادت ماهیانه‏ام را تا سن شصت سالگى، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
ج: زنى که پدرش هاشمى نیست - هر چند مادرش از سادات باشد - اگر بعد از پنجاه سالگى خونى را مشاهده کند، محکوم به استحاضه است.
س 236 : اگر زنى که به خاطر نذر روزه روز معینى روزه‏دار است، در حال روزه حیض شود، چه تکلیفى دارد؟
ج: روزه‏اش با عادت شدن ولو در یک جزء از روز باشد باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.
س 237 : لکه‏ها یى که زن بعد از یقین به پاک شدن مى‏بیند، با توجه به این که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمى دارد؟
ج: اگر خون نباشد حکم حیض را ندارد حتى اگر چه پیش از تمام شدن ده روز ببیند و تشخیص این موضوع به عهده زن‏است.
س 238 : جلوگیرى از عادت ماهیانه بوسیله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س 239 : اگر زنى در ایام باردارى به خون ریزى کمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آیا غسل بر او واجب مى‏شود یا خیر؟ وظیفه او چیست؟
ج: خونى که زن در ایام باردارى مى‏بیند اگر صفات و شرائط حیض را داشته باشد، خون حیض است والا استحاضه خواهد بود و با عمل به وظیفه مستحاضه روزه او صحیح است.
س 240 : زنى داراى عادت ماهیانه معینى مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگیرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بیند. آیا خونى که از روز هفتم به بعد مى‏بیند خون حیض است یا استحاضه؟
ج: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى که در ایام عادت مى‏بیند خون حیض است و باقى استحاضه خواهد بود.
س 241 : آیا جایز است زنى که در حال حیض و یا نفاس است داخل حرم امامزادگان «علیهم السلام» شود؟
ج: اگر بى احترامى محسوب نشود جایز است.
س 242 : زنى که عمل کورتاژ (سقط جنین) را انجام داده، در حال نفاس است یا خیر؟
ج: بعد از سقط جنین - ولو به صورت علقه باشد - اگر خونى را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.
س 243 : خونى که زن در سن یائسگى مى‏بیند، چه حکمى دارد؟ و وظیفه شرعى او چیست؟
ج: محکوم به استحاضه است.
س 244 : یکى از راههاى جلوگیرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى‏است. زنها یى که از این داروها استفاده مى‏کنند لکه‏هاى خونى را در ایام عادت و غیر آن مشاهده مى‏کنند. این لکه‏ها چه حکمى دارد؟
ج: اگر این لکه‏ها واجد شرایط شرعى حیض نباشد، حکم حیض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه ‏است.
 
احکام اموات‏
س 245 : در زمان حاضر افرادى (مزد بگیر یا موظف از طرف سازمان مربوط به نظارت بر امور اموات) مس ؤولیت کفن و دفن اموات اعم از زن و مرد را به عهده دارند. آیا با توجه به این که این افراد از محارم میّت نیستند، دفن اموات به وسیله آنها اشکال دارد؟
ج: همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتى که غسل دادن میّت بوسیله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولى در تکفین و دفن همجنس بودن شرط نیست.
س 246 : امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونى غسل مى‏دهند. گاهى میّت وصى نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارک راجع به این موارد چیست؟
ج: تصرفات مورد نیاز براى تجهیز میّت از قبیل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولى صغیر نیست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمى‏شود.
س 247 : شخصى بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت کرده است، و جسد او خونریزى دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون خود به خود یا با وسایل پزشکى بند بیاید؟ یا این که با وجود خونریزى جایز است اقدام به دفن او نمایند؟
ج: تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار براى توقف خونریزى یا منع آن ممکن باشد، واجب است.
س 248 : استخوان مرده‏اى که حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن مى‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومى گردیده است، در اثر کندن نهرى در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس کردن استخوان‏ها براى دیدن آنها اشکال دارد؟ آیا استخوانها نجس هستند؟
ج: استخوان میّت مسلمانى که غسل داده شده است، نجس نیست ولى دفن مجدّد آن زیر خاک واجب است.
س 249 : آیا براى انسان جایز است پدر یا مادر و یا یکى از بستگان خود را در کفنى که براى خودش خریده است، کفن کند؟
ج: اشکال ندارد.
س 250 : یک تیم پزشکى براى انجام آزمایشات و تحقیقات پزشکى احتیاج دارند که قلب و بعضى از اعضاى مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یک روز از انجام آزمایشات و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:
1- آیا با توجه به این که امواتى که این آزمایشات بر روى آنها اعمال مى‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این کار براى ما جایز است؟
2- آیا دفن قلب و بعضى از اعضا جسد جداى از بدن میّت جایز است؟
3- آیا با توجه به این که دفن جداگانه قلب و بعضى از اعضا مشکلات فراوانى براى ما ایجاد مى‏کند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟
ج: در صورتى که نجات نفس محترمه یا دستیابى به تجارب علوم پزشکى که جامعه به آن محتاج است و یا شناسا یى بیمارى که حیات مردم را تهدید مى‏کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت به طور مطلق جایز است. هر چند احوط این است که براى این منظور از بدن میّت مسلمان استفاده نشود. حکم شرعى اعضایى که از جسد مسلمان جدا شده‏اند این است که با بدن دفن شوند. و اگر دفن با بدن مشکل داشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.
س 251 : اگر شخصى براى خودش کفنى بخرد و همیشه در وقت نمازهاى واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن کریم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است انسان کفنى را براى خود بخرد و بر آن آیات قرآنى بنویسد و از آن فقط هنگام تکفین استفاده نماید؟
ج: اشکال در آنچه ذکر شد وجود ندارد.
س 252 : اخیرا جنازه زنى در یک قبر قدیمى که تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر مى‏گردد، کشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانى عظیم کامل و سالمى است که بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلق به یک زن مسلمان است. آیا جایز است این اسکلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعى (بعد از بازسازى شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید کنندگان از موزه علوم طبیعى گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذکر و موعظه دیدار کنندگان شود؟
ج: اگر ثابت شود که اسکلت استخوانى متعلق به بدن میّت مسلمانى است. دفن فورى آن واجب است.
س 253 : گورستانى در روستا یى وجود دارد که ملک خاص کسى نیست و وقف هم نشده است آیا جایز است اهالى این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهاى دیگر یا میتى که وصیت کرده است در آن قبرستان دفن شود، جلوگیرى کنند؟
ج: اگر قبرستان عمومى مزبور ملک خاص کسى یا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیرى کنند و اگر شخصى وصیت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.
س 254 : روایاتى وجود دارد دال بر این که پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتى که در کتاب «لآلى الاخبار» ذکر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاخبار» چنین است؟ نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشکال ندارد.
س 255 : چرا میّت را شب دفن نمى‏کنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟
ج: دفن میّت در شب اشکال ندارد.
س 256 : شخصى بر اثر تصادف ماشین فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند ولى هنگام دفن، متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونى است که از او جریان دارد، آیا عوض کردن کفن او در این حالت واجب است؟
ج: اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است، یا بریدن و یا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولى اگر امکان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.
س 257 : اگر سه ماه از دفن آن میّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟
ج: نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.
س 258 : از حضرتعالى تقاضا مى‏کنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمایید :
1- اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حکمى دارد؟
الف: اگر روح به تازگى در او دمیده شده باشد (سه ماه یا بیشتر)، با توجه به این که احتمال مرگ جنین در صورت خارج کردن آن از رحم مادر بسیار زیاد است؟
ب: اگر عمر جنین هفت ماه یا بیشتر باشد؟
ج: اگر جنین در رحم مادر مرده باشد؟
2- اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسى کامل مرگ و زندگى جنین بر دیگران واجب است؟
3- اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این باره چیست؟
ج: اگر جنین با مرگ مادرش فوت کند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد خارج کردن آن از شکم مادر واجب نیست بلکه جایز هم نیست. ولى اگر جنین که روح در او دمیده شده و در شکم مادرش از دنیا رفته است، زنده باشد، و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است سریعا ً او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتى که موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنین زنده از شکم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر این است که تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر کسى بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏اى که در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمایند و این کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر کسى که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این که مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد که در این صورت دیه بر او واجب است.
س 259 : شهردارى براى استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏کنیم حکم شرعى آن را بیان فرمایید.
ج: جایز است قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود بشرطى که این کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.
س 260 : کودکى در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چیست؟
ج: جسد کودک در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصى کسى نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضى باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.
س 261 : در منطقه ما مرسوم است که مراسم سینه‏زنى و زنجیرزنى به صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار «علیهم السلام» و شهدا و بزرگان دینى برگزار مى‏شود. آیا برپایى این مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نیروهاى بسیج و یا از کسانى که بنحوى به حکومت اسلامى و این ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جایز است؟
ج: در فرض مذکور نفس این عمل اشکال ندارد، ولى انجام چنین کارى خیرى به آن میّت نمى‏رساند. بهتر است براى میّت مجلس فاتحه و قرائت قرآن کریم برگزار شود.
س 262 : شبانه رفتن به قبرستان براى کسى که اعتقاد دارد شبانه به قبرستان رفتن عامل موثرى براى تربیت اسلامى است، با توجه به این که رفتن به قبرستان در شب مکروه است، چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س 263 : آیا شرکت در تشیع جنازه و حمل آن براى زنان جایز است؟
ج: اشکال ندارد.
س 264 : در میان بعضى از عشایر معمول است که هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادى گوسفند مى‏کنند (که این کار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود)، تا همه کسانى را که در مراسم عزادارى شرکت مى‏نمایند، اطعام کنند. آیا تحمل این ضررها براى حفظ عادات و رسوم جایز است؟ و حکم شارع مقدس درباره خانواده‏هاى عزادار و شرکت کنندگان در مراسم عزادارى چیست؟
ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، به هر صورت و به هر مقدارى که باشد جایز است. ولى اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگى به نحوه وصیت او دارد.
س 265 : آیا اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مین کشته شود، احکام شهید را دارد؟
ج: سقوط تکلیف غسل و کفن شهید از احکام اختصاصى شهیدى است که در میدان جنگ کشته شود.
س 266 : برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى که در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏کنند، گاهى با کمین‏ها یى که از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند که گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهداى عزیز واجب است یا این که آنجا میدان جنگ محسوب مى‏شود؟
ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغى باشد، افرادى که از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حکم شهید را دارند.
س 267 : آیا کسى که واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یکى از م ؤمنین را عهده‏دار شود؟
ج: بعید نیست که شرایط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هر چند احوط این است که آن شرا یط در نماز میّت هم رعایت شود.
س 268 : آیا اگر م ؤمنى در جا یى از جهان در راه اجراى احکام اسلامى و یا در تظاهرات یا در راه اجراى فقه جعفرى کشته شود، شهید محسوب مى‏شود؟
ج: چنین شهیدى اجر و ثواب شهید را دارد ولى احکام تجهیز شهید اختصاص به کسى دارد که در میدان جنگ، هنگام درگیرى و در معرکه نبرد به شهادت رسیده باشد.
س 269 : اگر مسلمانى بر اساس قانون و ت أیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود، و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:
1- آیا نماز میّت بر او خوانده مى‏شود؟
2- شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کریم و مصیبت خوانى براى اهل بیت «علیهم‏السلام» که براى او برگزار مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: مسلمانى که حکم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حکم سایر مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامى میّت در مورد او هم جارى است.
س 270 : آیا مسّ کردن استخوانى که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟
ج: دست زدن به عضوى که از بدن شخص زنده جدا شده است غسل ندارد.
س 271 : آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟
ج: شایسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طورى که کف پاى او به جانب قبله باشد. بسیارى از فقهاء این عمل را برخود محتضر - در صورتى که قادر باشد - و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترک نشود.
س 272 : اگر هنگام کشیدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن کنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟
ج: اگر گوشت مختصرى از لثه همراه آن کنده شود، مس آن موجب غسل مس میت نیست.
س 273 : آیا بر شهید مسلمانى که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ میّت مترتب‏است؟
ج: با مسّ شهیدى که تغسیل و تکفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود.
س 274 : اینجانب دانشجوى رشته پزشکى دانشگاه هستم. گاهى هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد کسانیکه از دنیا رفته‏اند مى‏شویم و نمى‏دانیم که آن اموات مسلمان هستند یا خیر؟ و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولى مسئولین مى‏گویند این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرما یید، و آیا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود یا خیر؟
ج: اگر اصل غسل میّت احراز نشود و شما در آن شک داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب مى‏شود و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولى اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود حتى اگر در صحت غسل آن میّت شک داشته باشید.
س 275 : شهیدى که نام و نشانى او معلوم نیست با تعدادى از اطفال در یک قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى بدست آمد که دلالت مى‏کند که آن شهید اهل شهرى که در آن دفن شده است، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟
ج: اگر بر اساس موازین و احکام شرعى دفن گردیده، نبش قبر وى جایز نیست.
س 276 : اگر آگاهى از داخل قبر و تصویر بردارى تلویزیونى از آنچه در آن است بدون کندن و خاکبردارى، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق مى‏کند یا خیر؟
ج: بر تصویربردارى از بدن میتى که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏کند.
س 277 : شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه کوچه‏ها، خراب نماید، امیدواریم لطف فرموده و به سؤالات زیر پاسخ دهید:
هی أت نظارت بر امور قبرستان چه مس ؤولیتى در مورد قبور م ؤمنین که در آن مقبره‏ها دفن شده‏اند دارد؟ ثانیا ً: آیا خارج کردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مکانى دیگر جایز است؟
ج: تخریب قبور م ؤمنین و نبش آنها جایز نیست حتى اگر براى تعریض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏هاى آن که هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند. ولى هی أت نظارت مس ؤولیتى در این باره به عنوان هی أت نظارت ندارد.
س 278 : اگر شخصى بدون رعایت موازین شرعى اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهاى دیگر در برابر او چه مس ؤولیتى دارند؟
ج: وظیفه دیگران در این باره نهى از منکر با رعایت شرایط و مراتب آن است و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدداً دفن نمایند.
س 279 : پدرم در حدود 36 سال است در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده کنم. آیا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این باره لازم است؟
ج: اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبرى که زمین آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نیست. ولى قبل از تبدیل استخوان‏هاى میّت به خاک، نبش قبر براى دفن میّت دیگرى در آن جایز نیست.
س 280 : من دانشجوى رشته پزشکى دانشگاه هستم. آیا به علت کمبود استخوان‏هاى طبیعى که به آنها در محل تحصیل براى تحقیق احتیاج داریم، استفاده از استخوان‏هاى موجود در قبرهایى که خراب شده‏اند، جایز است؟ آیا با دست زدن به استخوان مرده‏هاى موجود در موزه‏ها یا قبرستان‏ها، غسل مسّ میّت واجب مى‏شود؟
ج: اگر برداشتن استخوان از قبرستان مسلمان منجر به نبش قبر گردد، جایز نیست، و هنگام مسّ استخوان میتى که معلوم نیست غسل داده شده یا نه، غسل مسّ میّت واجب مى‏گردد.
س 281 : لطفا ً موارد جواز نبش قبر را بیان فرموده، و اگر راهى براى خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراکز دیگر وجود دارد، توضیح دهید.
ج: موارداستثناء شده از حرمت نبش قبر، در رساله‏هاى ‏عملیه ‏بیان ‏گشته ‏است. تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان که براى دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.
س 282 : آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانى که براى دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟
ج: در مواردى که نبش قبر و تبدیل قبرستان وقف شده براى دفن اموات، جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثرى ندارد.
س 283 : مردى در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندى پیش هم زنى در همان روستا از دنیا رفت، اشتباها ً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به این که در داخل قبر هیچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلى ما چیست؟
ج: در حال حاضر با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تکلیفى ندارند، و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر دیگر نمى‏شود.
س 284 : در وسط خیابانى، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشکال شرعى دارد. امیدواریم براى این که شهردارى مرتکب عمل خلاف شرعى نشود، وظیفه ما را بیان فرما یید.
ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امکان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى باشد، احداث آن اشکال ندارد. و ا لّا تخریب و نبش قبرها براى جاده‏سازى جایز نیست.
 
احکام نجاسات‏
س 285 : آیا خون پاک است؟
ج: اگر از حیوانى که خون جهنده دارد باشد، نجس است.
س 286 : آیا خونى که بر اثر کوبیدن شدید سر به دیوار در عزاى امام حسین «علیه السلام» از سر انسان جارى و به سر و صورت شرکت کنندگان در مراسم عزادارى پاشیده مى‏شود، پاک است یا خیر؟
ج: خون انسان در هر حالى نجس است.
س 287 : آیا اثر کم رنگ خون که بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند نجس است؟
ج: اگر عین خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد که با شستن از بین نمى‏رود، پاک است.
س 288 : لکه خونى که گاهى در تخم مرغ یافت مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: محکوم به طهارت است ولى خوردن آن حرام مى‏باشد.
س 289 : عرق جنب از حرام و عرق حیوان نجاست خوار چه حکمى دارد؟
ج: عرق شتر نجاست خوار نجس است ولى در عرق حیوانات دیگر نجاست خوار و همچنین عرق جنب از حرام اقوى طهارت است، لکن احتیاط واجب این است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود.
س 290 : آیا قطرات آبى که از بدن میّت قبل از غسل با آب خالص و بعد از غسل با آب سِدر و کافور بر زمین مى‏ریزد، پاک هستند یا خیر؟
ج: تا زمانى که غسل سوم کامل نشده باشد، بدن میّت محکوم به نجاست‏است.
س 291 : پوستى که گاهى از لبها، دستها و یا پاها جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟
ج: پوست نازکى که خود بخود از دستها، لبها، پاها و سایر قسمت‏هاى بدن جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است.
س 292 : شخصى در جبهه‏هاى جنگ در وضعیتى قرار گرفت که مجبور به کشتن خوک و خوردن آن شد، آیا رطوبت بدن و آب دهان وى محکوم به نجاست است؟
ج: عرق بدن و آب دهان شخصى که گوشت حرام و نجس خورده، نجس نیست. ولى هر چیزى که با وجود رطوبت، با گوشت خوک برخورد کرده محکوم به نجاست است.
س 293 : با توجه به این که در نقاشى و نقشه‏کشى از قلم مو استفاده مى‏شود و نوع خوب و مرغوب آن غالبا ً از موى خوک ساخته شده و از کشوره ـاى غیر اسلام ـى وارد و در دسترس همگان بخصوص مراک ـز تبلیغـى و فرهنگـى قرار مى‏گیرد، استفاده از این قلـم موها چه حکمى دارد؟ نوشتن آیات قرآنى و احادیث شریف با آنها چه حکمى دارد؟
ج: موى خوک نجس است و استفاده از آن در امورى که مشروط به طهارت است، جایز نیست. ولى استفاده از آن در امرى که مشروط به طهارت نیست اشکال ندارد. و اگر معلوم نباشد که قلم مو از موى خوک ساخته شده است یا خیر، استفاده از آن حتى در امورى که مشروط به طهارت است هم اشکال ندارد.
س 294 : یکى از علما یى که به آلمان آمده بود فرمودند که در اینجافقط در سه مورد باید به شک اعتنا کرد که عبارتند از گوشت و پوست و روغن، و در بقیه موارد اعتنا به شک واجب نیست. آیا این نظر صحیح است؟ با توجه به این که در اینجا روغن‏هاى نباتى وجود دارد که به استناد نوشته روى آن بدون موادى است که خوردن آن اشکال دارد، بر اثر تحقیقاتى که عده‏اى از برادران انجام داده‏اند معلوم شده است که به آنها مقدار کمى روغن حیوانى اضافه مى‏کنند بدون این که روى آن بنویسند، حکم شرعى این مسأله چیست؟
ج: هر گوشتى که حلال بودن آن متوقف بر تذکیه شرعى باشد، در کشورهاى غیر اسلامى به حکم میته و تذکیه نشده است و خوردن آن حرام است ولى از نظر طهارت، اگر یقین به عدم تذکیه نباشد پاک است.
س 295 : در مورد گوشت، چرم و اجزاى حیوانى که از بلاد غیر اسلامى تهیه شده، نظر مبارک را مرقوم فرما یید.
ج: اگر احتمال دهید که حیوان ذبح اسلامى شده پاک است و اگر یقین دارید ذبح اسلامى نشده، محکوم به نجاست است.
س 296 : اگر لباس جنب با منى نجس شود، اولا حکم دست زدن به آن با وجود رطوبت چیست؟ ثانیاً: آیا جایز است جنب لباسهاى خود را براى آب کشیدن به کس دیگرى بدهد؟ و آیا شخص محتلم باید نجس بودن لباسهایش را به کسى که مى‏خواهد آنها را بشوید اطلاع دهد؟
ج: منى نجس است و اگر با رطوبت مسریه با چیزى برخورد نماید آن را نجس مى‏کند، و آگاه کردن کسى که لباس را مى‏شوید از نجاست آن لازم نیست. ولى صاحب لباس تا یقین به طهارت آن حاصل نکند نمى‏تواند آثار طهارت بر آن مترتب سازد.
س 297 : اینجانب پس از بول، استبراء مى‏کنم که همراه آن مایعى خارج مى‏شود که بوى منى مى‏دهد. وظیفه من نسبت به نماز چیست؟
ج: اگر به منى بودن آن یقین ندارید و خروج آن همراه با علامتهاى شرعى خروج منى نیست، حکم منى ندارد.
س 298 : آیا فضله کلاغ نجس است؟
ج: اقوى‏، پاک بودن آن است.
س 299 : در رساله‏هاى عملیه آمده است که مدفوع حیوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آیا مدفوع حیوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است یا خیر؟
ج: مدفوع حیوانات حلال گوشت از پرندگان و غیره و همچنین مدفوع پرندگان حرام گوشت پاک است.
س 300 : اگر نجاستى مانند مدفوع در اطراف یا داخل کاسه دستشویى باشد و آن جا با آب کر یا قلیل شسته شود ولى عین نجاست باقى بماند، آیا آن قسمتى که عین نجاست در آن نیست و آن آب به آنجا رسیده، پاک است یا نجس؟
ج: مکانى که به آن آب نجس نرسیده باشد محکوم به طهارت است.
س 301 : آیا اگر مهمانى یکى از اثاثیه‏هاى میزبانش را نجس کند، مطلع کردن میزبان واجب است؟
ج: اطلاع دادن در غیر از خوردنى و آشامیدنى و ظرفهاى غذا، لازم نیست.
س 302 : آیا چیز پاکى که با متنجس برخورد نموده، نجس است یا خیر؟ و در صورت نجس بودن، تا چند واسطه نجس است؟
ج: چیزى که با عین نجس تماس یافته و نجس شده است، اگر باز با چیزى که پاک است تماس پیدا کند و یکى از آنها تر باشد، آن چیز پاک را نجس مى‏کند. و باز این چیزى که بر اثر ملاقات با متنجس نجس شده است، اگر با چیز پاکى برخورد نماید، بنا بر احوط آن را نجس مى‏کند، ولى این متنجس سوم هیچ چیزى را با ملاقات خود نجس نمى‏کند.
س 303 : آیا هنگام استفاده از کفشى که از پوست حیوان غیر مذکّى ساخته شده همیشه واجب است پاها قبل از وضو شسته شوند؟ عده‏اى مى‏گویند که در صورت عرق کردن پا در کفش، شستن آن واجب است، و تجربه شده که پا در هر کفشى به مقدار کم یا زیاد، عرق مى‏کند. نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: اگر یقین دارد که کفش او از پوست حیوانى است که تذکیه نشده است، و احراز شود که پا در کفش‏هاى مذکور عرق کرده، شستن پاها براى نماز واجب است، ولى در صورت شک در عرق کردن پاها یا شک در تذکیه حیوانى که کفش از پوست آن دوخته شده است محکوم به طهارت است.
س 304 : کودکى که همیشه خود را نجس مى‏کند، دست‏تر، آب دهان و باقیمانده غذایش چه حکمى دارد؟ کودکانى که دست‏ ِ تر خود را بر پاهایشان مى‏گذارند، چه حکمى دارند؟
ج: تا زمانى که یقین به نجاست آن حاصل نشده، حکم به پاکى مى‏شود.
س 305 : من مبتلا به بیمارى لثه هستم و طبق دستور پزشک باید همیشه آن را مالش دهم، این کار باعث سیاهى بعضى از قسمت‏هاى لثه‏ام مى‏شود مثل این که خونى در داخل آن جمع شده باشد. هنگامى که دستمال کاغذى روى آن مى‏گذارم رنگ دستمال قرمز مى‏شود، لذا اقدام به شستن دهانم با آب کر مى‏کنم، ولى خون منجمد، مدت زمانى باقى مى‏ماند و با شستن از بین نمى‏رود. بعد از قطع آب کر، آیا آبى که وارد دهان شده و به آن قسمت‏ها رسیده و سپس از دهان خارج شده، محکوم به نجاست است یا این که جزء آب دهان محسوب مى‏شود و محکوم به طهارت است؟
ج: محکوم به طهارت است، هر چند احتیاط اجتناب از آن است.
س 306 : سؤال من این است که آیا غذا یى که خورده‏ام و با اجزاى خون منجمد شده در لثه تماس پیدا کرده، نجس است یا خیر؟ و در صورت نجس شدن، آیا فضاى دهان بعد از فرو بردن غذا، نجس باقى مى‏ماند؟
ج: غذا در فرض مزبور محکوم به نجاست نیست و فرو بردن آن اشکال ندارد و فضاى دهان پاک است.
س 307 : مدتى است که شایع شده لوازم آرایشى را از ناف جنین که هنگام تولد از او جدا مى‏کنند و یا از جنین مرده مى‏سازند. ما گاهى از این لوازم استفاده کرده و حتى گاهى رژ لب خورده مى‏شود، آیا اینها نجس هستند؟
ج: شایعه دلیل شرعى بر نجس بودن لوازم آرایشى نیست، و تا نجاست آنها از راه شرعى احراز نشود، استفاده از آنها اشکال ندارد.
س 308 : از هر لباس یا پارچه‏اى هنگام شستن، پرزهاى ریزى مى‏ریزد که اگر به طشت نگاه کنیم آنها را مى‏بینیم. وقتى که طشت پر از آب و متصل به آب شیر است، اگر لباس را داخل طشت فرو ببریم آب از اطراف آن سرازیر مى‏شود. به علت وجود این تارها و پرزهاى ریز در آبى که از طشت به بیرون مى‏ریزد، از آن آب احتیاط کرده و همه جا را تطهیر مى‏کنم. و یا وقتى لباسهاى نجس بچه‏ها را بیرون مى‏آورم، همه جاها یى را که لباسها را در آنجا در آورده‏ام حتى اگر خشک هم باشد آب مى‏کشم زیرا فکر مى‏کنم تارها و پ ُرزهاى ریز در آنجا افتاده‏اند. آیا این احتیاط لازم است؟
ج: لباسى که براى آب کشیدن در ظرفى گذاشته مى‏شود و آب لوله‏کشى روى آن ریخته شده و سراسر آن را فرا مى‏گیرد، لباس و ظرف و آب و پرزها یى که از لباس جدا شده و بر روى آب دیده مى‏شود و همراه آب به بیرون مى‏ریزد همگى پاک هستند. پ ُرزها یا غبارى هم که از لباس نجس جدا مى‏شود پاک هستند مگر این که یقین حاصل شود که از قسمت نجس جدا شده‏اند، و به مجرد شک در اصل جدا شدن آن از لباس نجس یا نجس بودن محل آن احتیاط لازم نیست.
س 309 : مقدار رطوبتى که باعث سرایت از چیزى به چیز دیگر مى‏شود، چقدر است؟
ج: ملاک رطوبت مسریه این است که به مقدارى باشد که رطوبت هنگام برخورد از جسم مرطوب به جسم دیگر سرایت کند.
س 310 : لباسها یى که به خشکشو یى‏ها داده مى‏شود از نظر طهارت چه حکمى دارد؟ لازم به تذکّر است که اقلیتهاى دینى (یهود ونصارى و...) هم لباسهاى خود را براى شستشو و اتو کردن به این خشکشویى‏ها مى‏دهند و مى‏دانیم که صاحبان این مکانها براى شستن لباسها از مواد شیمیا یى استفاده مى‏کنند.
ج: اگر لباسها یى که به خشکشو یى‏ها داده مى‏شود از قبل نجس نباشند، محکوم به طهارت هستند، و تماس آن با لباسهاى پیروان اقلیتهاى دینى (اهل کتاب) باعث نجاست نمى‏شود.
س 311 : آیا لباسها یى که با لباسشو یى تمام اتوماتیک شسته مى‏شود، پاک مى‏گردد یا خیر؟ نحوه کار این لباسشویى‏ها به این صورت است که در مرحله اول که لباس با آب مخلوط با پودر لباسشو یى شسته مى‏شود، مقدارى از آب و کف پودر بر شیشه درب  لباسشو یى و نوار پلاستیکى اطراف آن پاشیده مى‏شود، و در مرتبه دوم آب غُساله شستشو کشیده شده ولى کف پودر، درب و نوار پلاستیکى اطراف آن را به طور کامل مى‏پوشاند. در مراحل بعدى ماشین لباسشوئى لباسها را در سه نوبت با آب قلیل مى‏شوید و از آن پس آب غساله بیرون کشیده مى‏شود، امیدواریم توضیح بفرما یید لباسها یى که به این ترتیب شسته شده‏اند، پاک هستند یا خیر؟
ج: اگر بعد از زوال عین نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشین لباسشو یى به لباسها و همه قسمت‏هاى داخل ماشین برسد و از آن جدا و خارج شود، محکوم به طهارت است.
س 312 : اگر آب بر زمین یا در حوض یا حمامى که لباس در آن شسته مى‏شود، ریخته شود و قطراتى از آن آب به لباس ترشح کند، آیا لباس نجس مى‏شود یا خیر؟
ج: وقتى که آب بر مکان یا زمین پاکى بریزد، ترشح ناشى از آن هم پاک است.
س 313 : آبى که از ماشین‏هاى حمل زباله شهرى در خیابان مى‏ریزد و گاهى بر اثر شدت باد به مردم پاشیده مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟
ج: آب مزبور محکوم به طهارت است مگر این که فردى یقین پیدا کند که آن آب بر اثر برخورد با نجس، نجس شده است.
س 314 : آیا آبها یى که در چاله‏هاى موجود در خیابان‏ها جمع مى‏شود، پاک است یا نجس؟
ج: این آبها محکوم به طهارت هستند.
س 315 : رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى که به طهارت و نجاست در خوردن و آشامیدن و مانند آن اهمیت نمى‏دهند، چه حکمى دارد؟
ج: در مورد طهارت و نجاست، هر چیزى که یقین به نجاست آن نباشد، از نظر شرعى محکوم به طهارت است.
س 316 : استفراغ افراد زیر از جهت پاک یا نجس بودن، چه حکمى دارد؟
الف: طفل شیرخوار
ب: طفلى که هم شیر مى‏خورد و هم غذا
ج: انسان بالغ‏
ج: در همه موارد پاک است.
س 317 : ملاقى شبهه محصوره چه حکمى دارد؟
ج: اگر با بعضى از اطراف تماس پیدا کند، حکم متنجس را ندارد.
س 318 : شخصى که دین او مشخص نیست و از کشور دیگرى براى کار وارد کشور اسلامى شده و مغازه اغذیه فروشى دایر کرده و کار او فروش مواد خوراکى است، هنگام فروش، ماده غذایى با بدن او که رطوبت مسریه دارد تماس پیدا مى‏کند، آی ا باید از او درباره دینش سؤال کرد یا این که اصل پاک بودن اشیاء جارى مى‏شود؟
ج: سؤال از دین او واجب نیست و اصل طهارت اشیاء نسبت به وى و چیزى که با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‏شود.
س 319 : اگر یکى از اعضاى خانواده یا شخصى که به منزل انسان رفت و آمد دارد به طهارت و نجاست اهمیت ندهد و باعث نجس شدن گسترده خانه و اثاثیه آن شود بطورى که شستن و آب کشیدن آنها ممکن نباشد، تکلیف اهل منزل دراین باره چیست؟ و با این فرض چگونه ممکن است انسان پاک بماند بخصوص در نماز که پاکى شرط صحت آن است؟ حکم شرعى در این مورد چیست؟
ج: تطهیر تمام خانه لازم نیست و براى صحت نماز، پاک بودن لباس نمازگزار و محل گذاشتن پیشانى کافى است. نجاست خانه و اثاثیه آن موجب اثبات تکلیف بیشترى غیر از لزوم رعایت طهارت در نماز و خوردن و آشامیدن، بر انسان نمى‏شود.
 
احکام مسکرات‏
س 320 : آیا مشروبات الکلى نجس است؟
ج: مشروبات مست کننده بنا بر احتیاط نجس است.
س 321 : آب انگور و خرمائى که با آتش جوشیده شده و دو ثلث آن کم نشده است، ولى مست کننده نیست، چه حکمى دارد؟
ج: خوردن آن حرام است ولى نجس نیست.
س 322 : گفته مى‏شود که اگر مقدارى غوره براى گرفتن آب آن جوشانده شود و همراه آن یک یا چند حب ّـه انگور باشد، آنچه بعد از جوشاندن باقى مى‏ماند حرام است. آیا این سخن صحیح است؟
ج: اگر حبّـه‏هاى انگور بسیار کم باشد و آب آن در آب غوره مستهلک شود به طورى که آب انگور بر آن صدق نکند، حلال است. ولى اگر حب ّه‏هاى انگور به تنها یى به وسیله آتش جوشانده شود خوردن آن، حرام است.
س 323 : امروزه از الکل (که در واقع مسکراست) براى ساخت بسیارى از داروها بخصوص داروهاى نوشیدنى، عطرها بویژه انواع ادکلن‏ها یى که از خارج وارد مى‏شوند، استفاده مى‏کنند. آیا به افراد آگاه یا جاهل به مسأله اجازه خرید و فروش و استفاده و بهره‏گیریهاى دیگر از آنها را مى‏دهید؟
ج: الکل‏ها یى که معلوم نیست در اصل از اقسام مایعات مست کننده باشند، محکوم به طهارت هستند، و خرید و فروش و استعمال مایعاتى که با آنها مخلوط شده‏اند اشکال ندارد.
س 324 : آیا استفاده از الکل سفید براى ضد عفونى کردن دست و لوازم پزشکى مثل دماسنج و غیر آن به خاطر استفاده از آنها در امور پزشکى و درمان توسط پزشک یا تیم پزشکى جایز است؟ الکل سفید همان الکل پزشکى است که قابل نوشیدن هم هست، و فرمول آن C2HOOH است، آیا نماز خواندن با لباسى که یک یا چند قطره از این الکل بر آن ریخته شده، جایز است؟
ج: اگر از الکلى که در اصل مایع نیست باشد محکوم به طهارت است هر چند مست کننده باشد، و نماز با لباسى که با این الکل برخورد کرده صحیح است و احتیاجى به تطهیر ندارد. ولى اگر از الکل مایع بالاصالة و بر حسب تشخیص اهل فن مست کننده باشد نجس است، و نماز با بدن یا لباسى که با آن برخورد کرده موقوف بر تطهیر است، لیکن استفاده از آن جهت ضد عفونى کردن ادوات پزشکى و مانند آن اشکال ندارد.
س 325 : ماده‏ایست بنام «کفیر» که در صنایع غذائى و داروسازى کاربرد دارد. هنگام تخمیر 5% یا 8% الکل در ماده بدست آمده بوجود مى‏آید. این مقدار الکل سبب هیچ نوع مستى در مصرف کننده نمى‏شود. آیا از نظر شرعى استفاده از این ماده مانعى دارد یا خیر؟
ج: اگر الکل موجود در ماده بدست آمده، فى نفسه مست کننده باشد، نجس و حرام است، هر چند به علت کمى آن و مخلوط شدن با ماده بدست آمده، نسبت به مصرف کننده مسکر نباشد، ولى اگر شک داشته باشیم که فى نفسه مست کننده و یا در اصل مایع است، حکم متفاوت مى‏شود.
س 326 : 1- آیا الکل اتیلیک نجس است یا خیر؟ (ظاهراً این الکل در همه مست کننده‏ها وجود دارد و سبب مستى است).
2- ملاک نجس بودن الکل چیست؟
3- روشى که مست کننده بودن مشروب را ثابت کند کدام است؟
ج: 1 - هر یک از اقسام الکل که مست کننده و در اصل مایع باشد نجس‏است.
2 - ملاک نجاست الکل این است که مست کننده و در اصل مایع باشد.
3 - اگر خود مکلّف یقین نداشته باشد، خبردادن اهل خبره مورد اطمینان کافى‏است.
س 327 : نوشابه‏هاى موجود در بازار که بعضى از آنها مانند کوکاکولا و پپسى کولا و... در داخل تولید مى‏شوند و گفته مى‏شود که مواد اصلى آنها از خارج وارد مى‏گردد و احتمال دارد از الکل در آنها استفاده شده باشد، چه حکمى دارد؟
ج: پاک و حلال است مگر این که مکلّف شخصا یقین حاصل کند که آنها مخلوط با الکل مست کننده‏اى هستند که در اصل مایع است.
س 328 : آیا اساسا ً هنگام خرید مواد غذا یى، لازم است تحقیق شود که فروشنده یا سازنده غیر مسلمان کالا آنها را لمس کرده و یا در ساخت آنها الکل بکار برده است یا خیر؟
ج: سؤال و تحقیق لازم نیست.
س 329 : اینجانب اقدام به ساخت «اسپرى اتروپین سولفات» کرده‏ام که الکل نقش اساسى در ترکیب فرمول دارو یى آن دارد، بطورى که اگر الکل به ترکیب مذکور اضافه نشود، ساخت آن اسپرى ممکن نیست و از جهت عملى هم این اسپرى ضد گازهاى شیمیایى و جنگى اعصاب است که براى محافظت از نیروهاى اسلام در برابر آنها کاربرد دارد. آیا از نظر جنابعالى استفاده از الکل به ترتیب مذکور در صنعت داروسازى، شرعاً جایز است؟
ج: اگر الکل مست کننده‏اى باشد که در اصل مایع است، نجس و حرام مى‏باشد ولى استفاده از آن به عنوان دارو در هیچ یک از حالات اشکال ندارد.
 
وسوسه و درمان آن‏
س 330 : چند سالى است که به بیمارى وسواس مبتلا شده‏ام و این موضوع مرا بسیار عذاب مى‏دهد، و روز به روز این حالت در من تشدید مى‏شود تا جایى که در همه چیز شک مى‏کنم و همه زندگى ام بر پایه شک استوار گشته است. بیشترین شک من درباره غذا و اشیاء مرطوب است، به همین دلیل نمى‏توانم مثل سایر مردم عادى زندگى کنم. وقتى داخل مکانى مى‏شوم فورى جورابهایم را از پاى خود بیرون مى‏آورم زیرا فکر مى‏کنم جوراب‏هایم عرق کرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهند شد، حتى من بر سجاده هم نمى‏توانم بنشینم. هر وقت بر آن مى‏نشینم بر اثر وسوسه نفس از روى آن بلند مى‏شوم تا مبادا پرزهاى سجاده به لباسهایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. در گذشته چنین نبودم، اکنون از این کارهایم خجالت مى‏کشم و همیشه دوست دارم کسى را در عالم رؤیا ببینم و مشکلاتم را با او در میان بگذارم و یا معجزه‏اى رخ دهد و زندگى‏ام را دگرگون نماید و به حالت گذشته‏ام برگردم. امیدوارم مرا راهنمایى فرمایید.
ج: احکام طهارت و نجاست همان است که در رساله‏هاى عملیه ذکر شده‏است. از نظر شرعى همه اشیاء محکوم به طهارت هستند مگر مواردى که شارع حکم به نجاست آنها کرده و براى انسان هم یقین به آن حاصل شده است. در این صورت رهایى از بیمارى وسواس احتیاج به رویا و معجزه ندارد بلکه باید مکلّف ذوق و سلیقه شخصى خود را کنار گذاشته و متعبد و مومن به دستورات شرع مقدس باشد و چیزى را که یقین به نجس بودن آن ندارد، نجس نداند. زیرا شما از کجا یقین به نجاست در و دیوار و سجاده و سایر اشیا یى که استفاده مى‏کنید پیدا کرده‏اید. چگونه یقین پیدا کرده‏اید که پُرزهاى سجاده‏اى که بر روى آن راه مى‏روید یا مى‏نشینید، نجس هستند و نجاست آنها به جوراب و لباس و بدن شما سرایت مى‏کند؟! در این صورت اعتناء به وسواس بر شما جایز نیست. مقدارى عدم توجه به وسوسه نجاست و تمرین عدم اعتنا به شما کمک خواهد کرد تا به خواست و توفیق خداوند خود را از وسواس نجات دهید.
س 331 : زنى هستم با تحصیلات عالى و داراى چندین فرزند، مشکلى که از آن رنج مى‏برم مسأله طهارت است. و چون در خانواده‏اى متدین بزرگ شده‏ام، مى‏خواهم همه تعالیم اسلامى را مراعات کنم. به علت داشتن فرزندان کوچک، همیشه با مسا یل بول و غا ئط سر و کار دارم. هنگام تطهیر بول، ترشحات سیفون پراکنده شده و به پاها، صورت و حتى سرم برخورد مى‏کنند. و هر دفعه با مشکل تطهیر آن اعضاء مواجه هستم، و این باعث شده که در زندگى با سختى‏هاى زیادى روبرو شوم. از طرفى هم نمى‏توانم این امور را رعایت نکنم زیرا مربوط به عقیده و دینم هست. حتى براى حل مشکل به پزشک روانشناس هم مراجعه کردم ولى نتیجه‏اى نگرفتم. بعلاوه موارد دیگرى هم هست که از آنها رنج مى‏برم مثل غبار شى‏ء نجس یا مراقبت از دست‏هاى کودک که یا باید آنها را آب بکشم و یا از دست زدن بچه به اشیاء دیگر جلوگیرى نمایم. با توجه به این که تطهیر شى‏ء نجس براى من بسیار دشوار است ولى در همان وقت، شستن آن ظرفها و لباسها در صورتى که فقط کثیف باشند برایم راحت است. لذا از حضرتعالى مى‏خواهم که با راهنمایى‏هاى خود زندگى را بر من آسان نمایید.
ج: 1- از نظر شرع مقدس در طهارت و نجاست، اصل بر طهارت اشیاء است. یعنى در هر موردى که کمترین تردیدى در نجس شدن آن براى شما حاصل شد، واجب است حکم به عدم نجاست کنید.
2- کسانى که داراى حساسیت نفسانى شدیدى در مورد نجاست هستند. (به این افراد در اصطلاح فقهى وسواسى گفته مى‏شود). حتى اگر گاهى یقین به نجاست هم پیدا کردند باید حکم به عدم نجاست کنند مگر در مواردى که نجس شدن یک شى را با چشمان خود ببینند، بطورى که اگر فرد دیگرى هم آن را ببیند، یقین به سرایت نجاست پیدا کند، فقط در این موارد باید حکم به نجاست کنند.
استمرار اجراى این حکم در مورد افراد مزبور تا زمانى است که این حساسیت به طور کلى از بین برود.
3- هر شى‏ء یا عضوى که نجس مى‏شود، براى تطهیر آن، یکبار شستن با آب لوله‏کشى بعد از زوال عین نجاست کافى است. تکرار در شستن یا فرو بردن آن در آب لازم نیست، و اگر شى‏ء نجس از قبیل پارچه و مانند آن باشد، باید به مقدار متعارف فشار داده شود تا آب از آن خارج گردد.
4- از آنجایى که شما به این حساسیت شدید در برابر نجاست مبتلا هستید، باید بدانید که غبار نجس در هیچ صورتى نسبت به شما نجس نیست و نیز مراقبت از دست‏هاى کودک چه پاک باشد یا نجس همچنین دقت در این که خون از بدن زایل شده یا خیر، لازم نیست. این حکم درباره شما تا زمانى که این حساسیت از بین نرفته، باقى است.
5- دین اسلام داراى احکام سهل و آسان و منطبق با فطرت بشرى است، لذا آنرا بر خود مشکل نکنید. و با این کار باعث وارد شدن ضرر و اذیت به جسم و روحتان نگردید. حالت دلهره و اضطراب در این موارد زندگى را بر شما تلخ مى‏کند، و خداوند راضى به رنج و عذاب شما و کسانى که با شما ارتباط دارند نیست. شکرگزار نعمت دین آسان باشید و شکر این نعمت، عمل بر اساس تعلیمات خداوند تبارک و تعالى است.
6- این حالت یک وضعیت گذرا و قابل علاجى است. افراد بسیارى بعد از ابتلاء به آن، با روش مذکور از آن نجات یافته‏اند. به خداوند توکّل نمایید و نفس خود را با همت و اراده آرامش ببخشید.
 
احکام کافر
س 332 : بعضى از فقها اعتقاد به نجاست اهل کتاب دارند و بعضى دیگر به طهارت آنها، راى جنابعالى چیست؟
ج: نجاست ذاتى اهل کتاب معلوم نیست. به نظر ما آنها محکوم به طهارت ذاتى هستند.
س 333 : آیا آن دسته از اهل کتاب که از جهت اعتقادى ایمان به رسالت خاتم النبیین «صلى‏الله علیه و آله» دارند ولى بر اساس روش و عادت‏هاى پدران و اجدادشان عمل مى‏کنند، در طهارت حکم کافر را دارند یا خیر؟
ج: مجرد اعتقاد به رسالت خاتم النبیین «صلى الله علیه و آله» براى اجراى حکم اسلام در مورد آنان کافى نیست. ولى اگر از اهل کتاب محسوب شوند، محکوم به طهارت هستند.
س 334 : با جمعى از دوستان خانه‏اى را اجاره کردیم و متوجه شدیم یکى از آنها نماز نمى‏خواند. بعد از سؤال از وى، پاسخ داد که قلبا ً به خداوند تبارک و تعالى ایمان دارد ولى نماز نمى‏خواند. با توجه به هم غذا بودن و ارتباط زیاد با وى، آیا باید او را نجس بدانیم؟
ج: مجرد ترک نماز و روزه و سایر واجبات شرعى باعث ارتداد مسلمان و کافر شدن و نجاست وى نمى‏گردد، و تا زمانى که ارتداد وى احراز نشده است حکم سایر مسلمانان را دارد.
س 335 : مقصود از اهل کتاب چه کسانى است؟ معیارى که حدود معاشرت با آنها را مشخص کند چیست؟
ج: مقصود از اهل کتاب هر کسى است که اعتقاد به یکى از ادیان الهى داشته و خود را از پیروان پیامبرى از پیامبران الهى «على نبینا وآله و علیهم السلام» بداند و یکى از کتاب‏هاى الهى را که بر انبیاء علیهم السلام نازل شده داشته باشند مانند یهود، نصارى، زرتشتى‏ها و همچنین صابئین که بر اساس تحقیقات ما از اهل کتاب هستند و حکم آنها را دارند. معاشرت با پیروان این ادیان با رعایت ضوابط و اخلاق اسلامى اشکال ندارد.
س 336 : فرقه‏اى وجود دارد که خود را «على اللهى» مى‏نامند، یعنى امیرالمومنین على بن ابى طالب را خدا دانسته و به دعا و طلب حاجت به جاى نماز و روزه اعتقاد دارند. آیا اینها نجس هستند؟
ج: اگر اعتقاد داشته باشند که امیر المومنین على بن ابى طالب علیه السلام خدا است «تعالى الله عن ذلک علواً کبیرا ً»، حکم آنها مانند غیر مسلمانها یى است که اهل کتاب نباشند.
س 337 : فرقه‏اى وجود دارد که خود را «على اللهى» مى‏نامند و معتقدند که حضرت على «علیه السلام» خدا نیست ولى کمتر از خدا هم نیست، این گروه چه حکمى دارند؟
ج: اگر قائل به شریکى براى خداوند واحد منان متعال نباشند، حکم مشرک را نخواهند داشت.
س 338 : آنچه را که از طرف شیعیان دوازده امامى براى امام حسین «علیه‏السلام» یا اصحاب کساء «صلوات الله علیهم اجمعین» نذر مى‏شود، آیا جایز است به مراکزى که محل اجتماع پیروان فرقه «على اللهى» است داده شود بنحوى که باعث احیاء این مراکز گردد؟
ج: اعتقاد به خدا بودن مولى الموحدین علیه الصلوة و السلام عقیده باطلى‏است و موجب مى‏شود کسى که به آن اعتقاد دارد از اسلام خارج گردد. کمک به ترویج این عقیده فاسد حرام است، بعلاوه مصرف مال نذرى در غیر مورد نذر جایز نیست.
س 339 : در اطراف منطقه ما و بعضى نواحى دیگر فرقه‏اى وجود دارد که خود را اسماعیلیه مى‏نامند و اعتقاد به امامت شش امام دارند ولى به هیچیک از واجبات دینى و همچین ولایت فقیه معتقد نیستند. لذا امیدواریم جنابعالى روشن فرمایید که پیروان این فرقه نجس هستند یا پاک؟
ج: مجرد عدم اعتقاد آنان به شش امام دیگر از ائمه معصومین علیهم السلام و یا عدم اعتقادشان به واجبات دینى و احکام شرعى تا زمانى که به انکار اصل دین یا نبوت خاتم الانبیاء «علیه و آله الصلاة و السلام» منجر نشود، موجب کفر و نجاست نمى‏شود مگر این که از آنها دشنام و اهانت به یکى از امامان معصوم «علیهم السلام» صادر شود.
س 340 : در منطقه محل تحصیل و سکونت ما اکثریت مطلق مردم کفار بودایى هستند. اگر دانشجویى، خانه‏اى را از آنها اجاره نماید، آن خانه از نظر طهارت و نجاست چه حکمى دارد؟ آیا شستن و تطهیر منزل ضرورت دارد؟ قابل ذکر است که بسیارى از خانه‏هاى این منطقه از چوب ساخته شده و قابل شستن نیست. هتل‏ها و اثاثیه و لوازم موجود در آنها چه حکمى دارند؟
ج: تا یقین به تماس اشیاء مورد استفاده شما با دست و بدن مرطوب کافر غیر کتابى حاصل نشده، حکم به نجاست نمى‏شود. و در صورت یقین به نجاست هم آب کشیدن در و دیوار منازل و هتل‏ها و اثاثیه و لوازم موجود در آن واجب نیست. آنچه واجب است تطهیر اشیاء نجسى است که براى خوردن و آشامیدن و نماز خواندن مورد استفاده قرار مى‏گیرند.
س 341 : تعداد زیادى از مردم در خوزستان زندگى مى‏کنند که خود را «صابئه» مى‏نامند و ادعاى پیروى از پیامبر خدا حضرت یحیى «علیه السلام» را دارند و مى‏گویند کتاب او نزد ما موجود است. نزد علماى ادیان ثابت شده که آنها همان صابئون هستند که در قرآن آمده است. لطفا ً بیان فرما یید که این گروه از اهل کتاب هستند یا خیر؟
ج: گروه مذکور در حکم اهل کتاب هستند.
س 342 : آیا این گفته که اگر خانه‏اى بدست کافر ساخته شده باشد، نجس است و نماز خواندن در آن مکروه مى‏باشد، صحیح است؟
ج: نماز خواندن در آن خانه مکروه نیست.
س 343 : کار کردن نزد یهود و نصارى و فرقه‏هاى کافر دیگر و مزد گرفتن از آنها چه حکمى دارد؟
ج: کار کردن نزد کافر، فى نفسه اشکال ندارد مشروط بر این که آن کار از کارهاى حرام و خلاف مصالح عمومى اسلام و مسلمانان نباشد.
س 344 : در منطقه‏اى که خدمت سربازى را انجام مى‏دهم، عده‏اى از عشایر زندگى مى‏کنند که پیرو فرقه‏اى موسوم به اهل حق هستند. آیا استفاده از شیر و پنیر و کره‏اى که در اختیار آنها قرار دارد جایز است؟
ج: اگر به اصول اسلام اعتقاد داشته باشند، در مس أله طهارت و نجاست، حکم سایر مسلمانان را دارند.
س 345 : اهل روستا یى که من در آن تدریس مى‏کنم نماز نمى‏خوانند زیرا از فرقه اهل حق هستند، و ما مجبور به خوردن غذا و نان آنها هستیم. و چون شب و روز در آن روستا اقامت داریم، آیا نمازهاى ما اشکال دارد؟
ج: اگر توحید و نبوت و هیچیک از ضروریات دین اسلام را انکار نکنند و معتقد به نقصى در رسالت رسول اکرم «صلى الله علیه و آله» نباشند، حکم به کفر و نجاست آنها نمى‏شود. در غیر این صورت باید هنگام تماس با آنها یا خوردن غذاى آنان، مس أله طهارت و نجاست مراعات شود.
س 346 : یکى از بستگان ما که کمونیست است به ما در دوران کودکى اموال و لوازم زیادى بخشیده است. در صورتى که عین آنها در حال حاضر موجود باشد، چه حکمى دارند؟
ج: اگر کفر و ارتداد او ثابت شود و در سن بلوغ و قبل از اظهار اسلام، کفر را پذیرفته باشد، اموال او حکم اموال سایر کفار را دارد.
س 347 : لطفا ً به سؤالات زیر پاسخ فرما یید:
1- معاشرت و همنشینى و دست دادن دانش‏آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدایى، متوسطه و پیش دانشگاهى، چه حکمى دارد؟
2- رفتار استادان و مربیان با دانش‏آموزانى که بها یى بودن خود را آشکار مى‏کنند و یا یقین داریم بهائى هستند، چگونه باید باشد؟
3- استفاده از وسایلى که همه دانش‏آموزان از آنها استفاده مى‏کنند مانند شیر آب آشامیدنى، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم چه حکمى دارد؟
ج: همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسا یل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش‏آموزان بهائى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.
س 348 : خواهشمندیم تکلیف م ؤمنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامى، بیان فرما یید.
ج: همه م ؤمنین باید با حیله‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف و پیوستن دیگران به آن جلوگیرى کنند.
س 349 : گاهى بعضى از پیروان فرقه گمراه بهائیت براى ما غذا یا چیز دیگرى مى‏آورند، آیا استفاده از آنها براى ما جایز است؟
ج: رد هدایا و امتناع از قبول آنها واجب نیست و در مواردى که شک دارید که با وجود رطوبت، با بدن آنها برخورد کرده است، مى‏توانید بنا بر طهارت بگذارید، ولى باید سعى در ارشاد و ترغیب آنها به اسلام نما یید.
س 350 : بهائیان بسیارى در اینجا کنار ما زندگى مى‏کنند که رفت و آمد زیادى در خانه‏هاى ما دارند. عده‏اى مى‏گویند بهائى‏ها نجس هستند و عده‏اى هم آنها را پاک مى‏دانند. این گروه از بهائى‏ها اخلاق خوبى از خود آشکار مى‏کنند، آیا آنها نجس هستند یا پاک؟
ج: آنها نجس و دشمن دین و ایمان شما هستند، پس فرزندان عزیزم جداً از آنها بپرهیزید.
س 351 : آیا صندلى‏هاى ماشین و قطارى که مورد استفاده مشترک مسلمانان و کافران است، با این که کفار در بعضى از مکانها بیشتر از مسلمان‏ها هستند و حرارت هوا باعث ترشح عرق و حتى سرایت رطوبت مى‏شود، محکوم به طهارت است؟
ج: کافر اهل کتاب محکوم به طهارت است، و در هر صورت در مورد اشیاء مورد استفاده مشترک کفار و مسلمین با عدم علم به نجاست، حکم به طهارت آنها مى‏شود.
س 352 : زندگى دانشجو یى در خارج مستلزم ارتباط و معاشرت با کفار است، در چنین موردى استفاده از مواد غذایى ساخت آنها مشروط بر این که مواد حرام مثل گوشت تذکیه نشده در آنها نباشد، ولى احتمال تماس دست مرطوب کافر با آنها داده شود، چه حکمى دارد؟
ج: مجرد احتمال تماس دست مرطوب کافر با مواد غذایى، براى وجوب اجتناب کافى نیست، بلکه تا یقین به تماس حاصل نشود، حکم به طهارت مى‏شود. و کافر اگر از اهل کتاب باشد نجس ذاتى نیست و تماس دست مرطوب او باعث نجاست نمى‏شود.
س 353 : اگر همه مخارج و هزینه‏هاى فرد مسلمانى که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‏کند با کاربراى شخص غیر مسلمانى که روابط صمیمى با او دارد، تأمین شود، آیا جایز است با این فرد مسلمان روابط محکم و خانوادگى برقرار کرد و گاهى از غذاى او استفاده نمود؟
ج: روابط مسلمانان با مسلمان مذکور اشکال ندارد. ولى اگر شخص مسلمان در اثر کار براى غیر مسلمان و ارتباط با وى خوف انحراف عقیدتى خود را داشته باشد واجب است این کار را ترک کند. دیگران هم باید او را نهى از منکر کنند.
س 354 : متأسفانه برادر همسرم به علل مختلف فاسد گردیده و از دین بطور کامل برگشته است تا جا یى که به بعضى از مقدسات دینى اهانت مى‏کند. در حال حاضر بعد از گذشت چند سال از ارتداد او از اسلام، طى نامه‏اى اظهار کرده که به اسلام ایمان دارد ولى نه نماز مى‏خواند و نه روزه مى‏گیرد. رابطه پدر و مادرش و بقیه افراد خانواده با وى چگونه باید باشد؟ آیا عنوان کافر بر او صدق مى‏کند؟ آیا باید او را نجس محسوب ‏کرد؟
ج: بر فرض ثبوت ارتداد قبلى وى، اگر بعد از آن توبه کرده باشد، محکوم به طهارت است و ارتباط پدر و مادر و سایر خانواده با وى اشکال ندارد.
س 355 : آیا اگر کسى بعضى از ضروریات دین مانند روزه و غیر آن را انکار کند، حکم کافر را دارد یا خیر؟
ج: اگر انکار هر یک از ضروریات دین به انکار رسالت یا تکذیب پیامبر اکرم اسلام «صلى الله علیه و آله» یا وارد کردن نقصى به شریعت منجر شود، باعث کفر و ارتداد است.
س 356 : آیا مجازاتهایى که براى مرتد و کفار حربى وضع شده، از امور سیاسى و مسؤولیت‏هاى رهبرى‏ است یا این که مجازاتهاى ثابتى تا روز قیامت هستند؟
ج: حکم شرعى الهى است.
احکام نماز
اهمیت و شرا یط نماز
س 357 : کسى که عمدا ً نماز را ترک کند یا سبک بشمارد چه حکمى دارد؟
ج: نمازهاى روزانه‏اى که در پنج نوبت خوانده مى‏شود، از واجبات بسیار مهم شریعت اسلامى بوده و بلکه ستون دین است و ترک یا سبک شمردن آن شرعا ً حرام و موجب استحقاق عقاب است.
س 358 : آیا بر کسى که آب و چیزى که تیمم بر آن صحیح است در اختیار ندارد (فاقد الطهورین) نماز واجب است؟
ج: بنا بر احتیاط، نماز را در وقت بخواند و بعد از وقت با وضو یا تیمم قضا نماید.
س 359 : به نظر شریف جنابعالى موارد عدول در نماز واجب کدام است؟
ج: عدول در چند مورد واجب است:
1- از نماز عصر به نماز ظهر، در صورتى که در بین نماز عصر متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است.
2- از نماز عشاء به نماز مغرب اگر در بین نماز عشاء متوجه شود که نماز مغرب ر ا نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد.
3- اگر دو نماز قضائى که در اداى آنها ترتیب معتبر است، بر عهده او باشد و بر اثر فراموشى قبل از اداى نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود.
و عدول در چند مورد مستحب است.
1- از نماز اداء به نماز قضاى واجب، در صورتى که بر اثر آن وقت فضیلت اداء فوت نشود.
2- از نماز واجب به مستحب براى درک ثواب نماز جماعت.
3- از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه براى کسى که قرائت سوره جمعه را فراموش کرده و به جاى آن سوره دیگرى را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. مستحب است این شخص از نماز واجب به نافله عدول کند تا بتواند نماز فریضه را با سوره جمعه به جا آورد.
س 360 : نماز گزارى که مى‏خواهد در روز جمعه بین نماز جمعه و ظهر جمع نماید، آیا باید براى هر یک بدون قصد وجوب، فقط قصد قربت کند، یا این که براى یکى از آن دو هم قصد قربت نماید و هم قصد وجوب و براى دیگرى فقط قصد قربت نماید و یا این که باید براى هر دو هم قصد وجوب کند و هم قصد قربت؟
ج: در هر یک از آن دو قصد قربت کافى است و قصد وجوب در هیچکدام واجب نیست.
س 361 : اگر خونریزى از دهان یا بینى از اول وقت نماز تا نزدیک آخر آن ادامه داشته باشد، نماز چه حکمى دارد؟
ج: اگر تطهیر بدن ممکن نباشد و بترسد وقت نماز فوت شود، نماز را در همان حالت بخواند.
س 362 : آیا هنگام خواندن ذکرهاى مستحبى نماز، آرامش کامل بدن واجب است یا خیر؟
ج: فرقى بین ذکر واجب و مستحب در وجوب استقرار و آرامش بدن نیست.
س 363 : براى بعضى از افراد در بیمارستان لوله‏ها یى به نام سوند براى خروج بول قرار مى‏دهند که در این صورت بول بدون اختیار از مریض در حالت خواب یا بیدارى و یا در بین نماز خارج مى‏شود، امیدواریم به این سؤال پاسخ فرمائید: آیا این فرد باید دوباره نماز را در وقت دیگرى بخواند یا نمازى که در آن حالت خوانده، کافى است؟
ج: اگر در آن حالت نماز را طبق وظیفه شرعى و فعلى خود خوانده، صحیح‏است و اعاده و قضا واجب نیست.
 
وقت نماز
س 364 : دلیل مذهب شیعه در مورد وقت نمازهاى روزانه چیست؟ همانگونه که مى‏دانید اهل سنت، با داخل شدن وقت نماز عشاء، نماز مغرب را قضا مى‏دانند و همچنین در مورد نماز ظهر و عصر هم به همین ترتیب است. لذا معتقدند وقتى وقت نماز عشاء داخل شد و امام جماعت براى خواندن آن بپاخاست، مأموم نمى‏تواند همراه او، نماز مغرب را بخواند و نماز مغرب و عشاء را در یک زمان بجا آورد.
ج: دلیل شیعه اطلاق آیات قرآنى و سنّت شریف است به اضافه روایاتى که بخصوص دلالت بر جواز جمع دارند. نزد اهل سنت هم روایاتى وجود دارد که دلالت بر جواز جمع بین دو نماز در وقت یکى از آن دو مى‏کند.
س 365 : با توجه به این که آخر وقت نماز عصر، مغرب است و آخر وقت نماز ظهر نزدیک مغرب است به مقدارى که براى خواندن نماز عصر به آن نیاز است، مى‏خواهم سؤال کنم که منظور از مغرب چیست؟ آیا مراد زمان غروب خورشید است یا زمانى که اذان مغرب طبق افق هر مکانى گفته مى‏شود؟
ج: وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است.
س 366 : فاصله زمانى بین غروب خورشید و اذان مغرب چند دقیقه است؟
ج: ظاهر این است که با اختلاف فصل‏هاى سال تفاوت مى‏کند.
س 367 : من تا دیر وقت سر کارم هستم بطورى که ساعت یازده شب به منزل بر مى‏گردم و در هنگام کارهم بخاطر کثرت مراجعه کنندگان وقت خواندن نماز مغرب و عشاء را ندارم. آیا خواندن نماز مغرب و عشاء بعد از ساعت یازده شب صحیح است؟
ج: اگر از نصف شب به تأخیر نیفتد، اشکال ندارد ولى تلاش کنید که از ساعت یازده شب به تأخیر نیفتد بلکه تا مى‏توانید نماز را در اول وقت آن بخوانید.
س 368 : چه مقدار از نماز اگر در وقت اداء واقع شود، نیت اداء صحیح است؟ و در صورت شک در این که این مقدار، داخل وقت واقع شده یا خیر، وظیفه چیست؟
ج: وقوع یک رکعت نماز در آخر وقت براى این که نماز، اداء محسوب شود کافى است و در صورت شک در این که وقت لااقل به مقدار یک رکعت باقى است یا خیر، باید به قصد مافى‏الذمّه نماز بخوانید و نیت اداء یا قضا نکنید.
س 369 : سفارتخانه‏ها و کنسولگرى‏هاى جمهورى اسلامى ایران در خارج، جدول‏هاى زمانى براى تعیین اوقات شرعى پایتخت‏ها و شهرهاى بزرگ تهیه مى‏کنند. سؤال این است که اولا تا چه مقدار مى‏توان به این جدولها اعتماد کرد؟
ثانیا: در شهرهاى دیگر آن کشورها، وظیفه چیست؟
ج: معیار در احراز دخول وقت، حصول اطمینان براى مکلّف است، و اگر براى او اطمینان به مطابقت این جدولها با واقع حاصل نشود، باید احتیاط نموده و صبر کند تا یقین به داخل شدن وقت شرعى نماید.
س 370 : نظر شما درباره فجر صادق و کاذب چیست؟ و نمازگزار در این مورد چه تکلیفى دارد؟
ج: معیار شرعى در مورد وقت نماز و روزه، فجر صادق است و احراز آن موکول به تشخیص مکلّف است.
س 371 : مسئولین یکى از دبیرستان‏هاى تمام وقت، نماز جماعت ظهر و عصر را ساعت دو بعد از ظهر، کمى قبل از شروع درسهاى شیفت عصر اقامه مى‏کنند. علت تأخیر، این است که درسهاى شیفت صبح، چهل و پنج دقیقه قبل از ظهر شرعى تعطیل مى‏شود و نگهداشتن دانش‏آموزان تا ظهر شرعى مشکل است. با توجه به اهمیت اقامه نماز در اول وقت، نظر شریف خود را در این باره بیان فرما یید.
ج: تأخیر نماز جماعت براى این که نمازگزاران در نماز حاضر شوند، با این فرض که در اول وقت در مدرسه نیستند، اشکال ندارد.
س 372 : آیا باید نماز ظهر بعد از اذان ظهر و نماز عصر بعد از دخول وقت آن خوانده شود؟ و همچنین نماز مغرب و عشاء هم باید هر کدام در وقت خود خوانده شوند؟
ج: بعد از داخل شدن وقت دو نماز، مکلّف در خواندن هر دو نماز پشت سر هم به صورت جمع و یا خواندن هر یک در وقت فضیلت خود مخیّر است.
س 373 : با توجه به این که امروزه با فراوانى ساعت، یقین به طلوع فجر ممکن است، آیا باید در شبهاى مهتابى براى خواندن نماز صبح به مدت پانزده تا بیست دقیقه صبر کرد؟
ج: فرقى بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى در طلوع فجر، وقت فریضه صبح و وجوب امساک براى روزه گرفتن نیست، هر چند احتیاط در این زمینه خوب است.
س 374 : آیا مقدار اختلاف اوقات شرعى میان استان‏ها که بر اثر اختلاف افقهاى آنها بوجود مى‏آید، در اوقات سه گانه نمازهاى یومیه به یک اندازه است؟ مثلا بین دو استان در وقت ظهر بیست و پنج دقیقه تفاوت است، آیا در بقیه وقت‏هاى نماز هم این اختلاف وجود دارد و به همین مقدار است؟ یا این که مقدار آن در وقت نماز صبح و مغرب و عشاء تفاوت مى‏کند؟
ج: مجرّد یکى بودن مقدار تفاوت بین دو منطقه در طلوع فجر یا زوال آفتاب یا غروب خورشید، مستلزم اتحاد در سایر اوقات نیست، بلکه غالبا مقدار اختلاف بین شهرها در اوقات سه گانه با هم تفاوت دارد.
س 375 : اهل سنّت نماز مغرب را قبل از غروب شرعى مى‏خوانند، آیا جایز است در ایام حج و غیر آن به آنها اقتدا کرده و به همان نماز اکتفا کنیم؟
ج: معلوم نیست که نماز آنها قبل ازداخل شدن وقت باشد و شرکت در نماز جماعت آنها و اقتدا به آنان اشکال ندارد و مجزى است، ولى درک وقت نماز ضرورى است، مگر این که خود وقت هم از موارد تقیه باشد.
س 376 : خورشید در دانمارک و نروژ ساعت هفت صبح طلوع نموده و تا عصر در آسمان به مقدار دوازده ساعت مى‏درخشد در حالى که در کشورهاى دیگر شب است، تکلیف من درباره نماز و روزه چیست؟
ج: مکلف باید در مورد اوقات نمازهاى یومیه همان افق محل سکونت خود را رعایت کند، ولى اگر روزه گرفتن بر اثر طولانى بودن روز، غیر مقدور یا حرجى باشد، اداى آن ساقط و قضاى آن واجب است.
س 377 : رسیدن نور خورشید به زمین تقریبا هفت دقیقه طول مى‏کشد. آیا ملاک پایان وقت نماز صبح، طلوع خورشید است یا رسیدن نور آن به زمین؟
ج: ملاک طلوع خورشید، دیدن آن در افق مکان نمازگزار است.
س 378 : رسانه‏هاى گروهى اوقات شرعى هر روز را یک روز قبل از آن اعلام مى‏کنند، آیا اعتماد بر آن و بنا گذاشتن بر دخول وقت نماز بعد از پخش اذان از رادیو و تلویزون جایز است؟
ج: اگر براى مکلّف اطمینان به دخول وقت از طریق مذکور حاصل شود مى‏تواند بر آن اعتماد کند.
س 379 : آیا وقت نماز به مجرد شروع اذان آغاز مى‏شود؟ یا این که باید صبر نمود تا اذان تمام شود و سپس شروع به خواندن نماز کرد؟ آیا روزه‏دار جایز است به مجرد شروع اذان افطار نماید یا این که باید صبر کند تا اذان تمام شود؟
ج: اگر اطمینان حاصل شود که اذان از هنگام داخل شدن وقت شروع شده، صبر کردن تا پایان اذان لازم نیست.
س 380 : آیا نماز کسى که نماز دوم را بر اوّلى مقدّم داشته مثلا نماز عشاء را جلوتر از مغرب خوانده، صحیح است؟
ج: اگر بر اثر اشتباه یا غفلت نماز دوم را مقدم داشته و بعد از تمام شدن نماز متوجه شده، نماز او صحیح است. ولى اگر عمدى بوده باطل است.
س 381 : با عرض سلام و تحیت، در آستانه ماه شریف و مبارک رمضان و با توجه به توسعه شهرها وعدم امکان تشخیص دقیق لحظه طلوع فجر، خواهشمند است نظر شریف خود را در مورد زمان امساک براى روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمائید.
ج: مقتضى است م ؤمنین محترم ایّدهم اللّه تعالى جهت رعایت احتیاط در مورد امساک روزه ووقت نماز صبح همزمان با شروع اذان صبح از رسانه‏ها براى روزه امساک نمایند و حدود پنج الى شش دقیقه بعد از اذان شروع به اداى فریضه صبح نمایند.
س 382 : وقت نماز عصر تا اذان مغرب است یا تا هنگام غروب آفتاب؟ نیمه شب شرعى براى نماز عشاء و بیتوته در منى چه وقت است؟
ج: آخر وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است، و احتیاط آن است که براى نماز مغرب و عشاء و مانند اینها شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کنند، بنابراین تقریبا ً یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعى آخر وقت نماز مغرب و عشاء است، ولکن براى بیتوته در منى از غروب تا طلوع آفتاب حساب کنند.
س 383 : اگر کسى در بین نماز عصر متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است، چه تکلیفى دارد؟
ج: اگر به خیال این که نماز ظهر را خوانده است به نیت نماز عصر مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که قبلا ً نماز ظهر را نخوانده است، در صورتى که در وقت مشترک نماز ظهر و عصر است، باید بلافاصله نیت خود را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عصر را به جا آورد. و اگر این اتفاق در وقت مخصوص به نماز ظهر (  ) افتاده باشد، احتیاط واجب آن است که نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند ولى بعدا ً هر دو نماز (ظهر و عصر) را به ترتیب به جاى آورد، و همین تکلیف در مورد نماز مغرب و عشاء نیز هست.
 
قبله‏
س 384 : خواهشمندیم به سؤالات زیر پاسخ فرمائید:
1- به استناد بعضى از کتاب‏هاى فقهى، گفته شده که در روزهاى چهارم خرداد و بیست و ششم تیر  (  ) آفتاب بطور عمودى بر کعبه مى‏تابد. آیا در این هنگام، تشخیص‏ جهت قبله با نصب شاخص در زمانى که صداى اذان مکه بلند مى‏شود، امکان دارد؟ اگر جهت قبله در محراب مساجد با جهت سایه شاخص اختلاف داشت، کدامیک صحیح‏تر است؟
2- آیا اعتماد بر قبله نما صحیح است؟
ج: اعتماد بر شاخص یا قبله نما در صورتى که موجب اطمینان مکلّف شود صحیح است و باید طبق آن عمل گردد، و در غیر این صورت اشکال نیست که مى‏توان بر اساس محراب مساجد و قبور مسلمین جهت قبله را تشخیص داد.
س 385 : آیا اگر شدت درگیرى و جنگ مانع تعیین جهت قبله شود، نماز خواندن به هر طرف صحیح است؟
ج: اگر وقت باشد باید به چهار طرف نماز خوانده شود. ولى اگر وقت نباشد، به مقدار وسعت وقت به هر طرف که احتمال مى‏دهد قبله است نماز بخواند.
س 386 : اگر نقطه مقابل کعبه مکرمه در طرف دیگر زمین مشخص شود به طورى که اگر خط مستقیمى از وسط زمین کعبه عبور کند و زمین را شکافته و از مرکز آن بگذرد، از سمت دیگر این نقطه بیرون آید، در این جا چگونه مى‏توان رو به قبله ایستاد؟
ج: ملاک روبه قبله بودن این است که انسان از سطح کره زمین به طرف بیت عتیق باشد، یعنى از طرف سطح زمین رو به طرف کعبه که روى زمین در مکه مکرمه ساخته شده است بایستد. بنابراین اگر انسان در یک نقطه‏اى از کره زمین باشد که اگر خطوط مستقیمى از چهار جهت آن مکان بر سطح کره زمین به طرف مکه مکرمه ترسیم شود، از نظر مسافت با هم مساوى باشند، مخیر است براى قبله به هر طرف که خواست بایستد و نماز بخواند. ولى اگر مسافت خطوط در بعضى از جهت‏ها کمتر و کوتاه‏تر باشد به مقدارى که با آن، صدق عرفى رو به قبله بودن اختلاف پیدا کند، بر انسان واجب است جهت کوتاه‏تر را انتخاب کند.
س 387 : اگر در جائى باشیم و جهت قبله را ندانیم و وسیله‏اى هم براى تعیین جهت قبله در دسترس نباشد و احتمال قبله هم در هر یک از چهار طرف داده شود، چه باید بکنیم؟
ج: اگر احتمال جهت قبله در هر یک از چهار طرف مساوى باشد، باید به هر چهار طرف نماز خواند تا یقین حاصل شود که به طرف قبله نماز خوانده شده است.
س 388 : تشخیص قبله در قطب شمال و جنوب چگونه است؟ و نماز چگونه خوانده مى‏شود؟
ج: ملاک تعیین جهت قبله در قطب شمالى و جنوبى، تعیین کوتاه‏ترین خط از مکان نمازگزار از روى سطح زمین به طرف کعبه است، و پس از تعیین آن خط، باید به همان طرف نماز خواند.
 
مکان نمازگزار
س 389 : آیا نشستن و نماز خواندن یا عبور کردن از مکان‏هائى که دولت ظالم آنها را غصب مى‏کند، جایز است؟
ج: در صورت علم به غصب، احکام و آثار مغصوب مترتب است.
س 390 : نماز خواندن در زمینى که قبلا وقف بوده و دولت آن را تصرف نموده و در آن مدرسه ساخته است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر احتمال قابل توجهى داده شود که تصرف مذکور مجوز شرعى داشته است، نماز خواندن در آن مکان اشکال ندارد.
س 391 : من نماز جماعت را در تعدادى از مدارس اقامه مى‏کنم. زمین بعضى از این مدارس از صاحبان آن بدون رضایت آنها گرفته شده است. نماز من و دانش‏آموزان در این مدارس چه حکمى دارد؟
ج: اگر احتمال قابل توجهى داده شود که مسئول ذیربط به استناد مجوز قانونى و شرعى اقدام به احداث مدارس در آن اراضى نموده، نماز خواندن در آن اشکال ندارد.
س 392 : اگر شخصى مدتى بر سجاده یا با لباسى که خمس به آن تعلق گرفته است، نماز بخواند، نمازهاى او چه حکمى دارد؟
ج: اگر جهل به تعلق خمس به آن مال و یا به حکم تصرف در آن، داشته نمازهائى که تا به حال در آن خوانده، صحیح است.
س 393 : آیا این گفته که باید مردان هنگام نماز جلوتر از زنان بایستند، صحیح است؟
ج: اگر بین زن و مرد مقدارى ولو به اندازه یک وجب فاصله باشد، جلوتر بودن زن اشکال ندارد.
س 394 : نصب تصویر امام خمینى «قدس سره» و شهداى انقلاب اسلامى در مساجد، با توجه به این که خود حضرت امام «قدس سره» عدم تمایل خود را نسبت به نصب عکسشان در مساجد ابراز کرده و راجع به کراهت آن هم مطالبى وجود دارد، چه حکمى دارد؟
ج: نصب تصاویر آنان اشکال شرعى ندارد، و اگر در جهت قبله و در برابر نمازگزاران نباشد، مکروه نیست.
س 395 : شخصى در یک خانه دولتى زندگى مى‏کند که مدت سکونت وى در آن به پایان رسیده و حکم تخلیه نیز به او ابلاغ شده است. نماز و روزه‏هاى وى بعد از انقضاى موعد مقرر تخلیه، چه حکمى دارد؟
ج: اگر از طرف مسئولین مربوطه مجاز به استفاده از آن خانه بعداز مهلت مقرر نباشد، تصرفات او در آن حکم غصب را دارد.
س 396 : آیا نماز خواندن بر سجاده‏اى که شکلهائى روى آن رسم شده و یا بر مهرى که داراى نقش است، کراهت دارد؟
ج: فى نفسه اشکال ندارد. ولى اگر بگونه‏اى باشد که بهانه به دست کسانى دهد که تهمت به شیعه مى‏زنند، تولید آن و نماز خواندن بر آن جایز نیست.
س 397 : آیا اگر مکان نمازگزار پاک نباشد ولى محل سجده پاک باشد، نماز صحیح است؟
ج: اگر نجاست مکان نمازگزار به لباس یا بدن وى سرایت نکند و محل سجده هم پاک باشد، نماز در آن اشکال ندارد.
س 398 : ساختمان کنونى اداره‏اى که در آن کار مى‏کنم در گذشته قبرستان بود که چهل سال قبل متروکه شده و سى سال است که این ساختمان در آن ایجاد شده است. در حال حاضر ساختمان همه زمین‏هاى اطراف اداره تمام گردیده و اثرى از قبرستان باقى نمانده است. با توجه به مطالب مذکور امیدواریم پاسخ فرما یید که آیا اقامه نماز در این اداره توسط کارمندان آن از نظر شرعى صحیح است یا خیر؟
ج: نماز خواندن و تصرفات دیگر در این اداره اشکال ندارد مگر این که از طریق شرعى ثابت شود زمینى که ساختمان مذکور در آن ایجاد شده، وقف براى دفن اموات است.
س 399 : جوانان مؤمن تصمیم گرفته‏اند که به منظور امر به معروف ،هفته‏اى یک یا دو روز نماز را در پارکها اقامه کنند، ولى بعضى اشکال مى‏کنند که مالکیت زمین‏هاى پارکها مشخص نیست. نماز خواندن در آنها چه حکمى دارد؟
ج: نماز خواندن در پارک‏هاى فعلى و غیر آن اشکال ندارد و به صرف احتمال غصب توجهى نمى‏شود.
س 400 : زمین یکى از دبیرستان‏هاى این شهر ملک یکى از افراد است. این زمین طبق نقشه شهر باید به پارک تبدیل مى‏شد ولى به علت نیاز شدید و با موافقت مس ؤولین مربوطه، مقرر شد که تبدیل به مدرسه شود. از آنجائى که صاحب آن زمین راضى به تملک آن توسط دولت نیست و عدم رضایت خود را نسبت به اقامه نماز و مانند آن در زمین مذکور اعلام نموده است. امیدواریم نظر شریف خود را راجع به نماز خواندن در این مکان اعلام فرما یید.
ج: اگر گرفتن زمین از مالک شرعى آن طبق قانونى که توسط مجلس شوراى اسلامى وضع و به ت أ یید شوراى نگهبان رسیده است انجام گرفته باشد، نماز خواندن و تصرفات دیگر در آن مکان اشکال ندارد.
س 401 : در شهر ما دو مسجد مجاور هم وجوددارد که دیوار بین آن دو آنها را از هم جدا مى‏کند. مدتى پیش تعدادى از مومنین براى این که دو مسجد به هم وصل شوند، اقدام به خراب کردن قسمت زیادى از دیوار فاصل بین آن دو نمودند، و همین امر باعث شبهه براى بعضى در مورد اقامه نماز در آن دو مسجد شد و هنوز هم این شک براى آنان وجود دارد. امیدواریم راه حل این مشکل را بیان فرمائید.
ج: از میان برداشتن دیوارى که بین دو مسجد فاصله انداخته، باعث اشکال در اقامه نماز در دو مسجد نیست.
س 402 : در جاده‏ها رستورانها یى وجود دارد که در کنار آنها مکانهائى براى خواندن نماز قرار دارد، آیا اگر کسى در آن رستوران غذا نخورد، جایز است در آن مکانها نماز بخواند یا این که ابتدا باید اجازه بگیرد؟
ج: اگر احتمال دهد نماز خانه ملک صاحب رستوران است و استفاده از آن مخصوص کسانى است که در آن رستوران غذا مى‏خورند، باید اجازه بگیرد.
س 403 : آیا نماز کسى که در زمین غصبى روى سجاده یا چوب و مانند آن نماز خوانده، صحیح است یا باطل؟
ج: نماز در زمین غصبى باطل است هر چند روى جا نماز و تخت باشد.
س 404 : در بعضى از شرکت‏ها و مؤسسه‏ها یى که امروزه در اختیار دولت قرار دارد بعضى اعضاى شرکت و کارمندان از شرکت در نماز جماعتى که در آنجا اقامه مى‏شود خوددارى مى‏کنند به این دلیل که آن مکانها توسط دادگاه شرع از صاحبان آنها مصادره شده است. خواهشمندیم نظر مبارک را در این باره بیان فرما یید.
ج: اصولا ً شرکت در نماز جماعت الزامى نیست و هر کسى مى‏تواند به هر دلیلى در آن شرکت نکند. ولى از جهت حکم شرعى آن مکان، اگر احتمال مى‏دهند که قاضى صادر کننده حکم مصادره، با صلاحیت قانونى و بر اساس موازین شرعى و قانونى اقدام به صدور حکم کرده است، عمل او شرعا محکوم به صحت است، وبنا بر این تصرف در آن مکان جایز است، و حکم غصب بر آن منطبق نیست.
س 405 : اگر مسجدى مجاور حسینیه‏اى باشد، آیا اقامه نماز جماعت در حسینیه صحیح‏است؟ و آیا ثواب آن در هر دو برابر است؟
ج: شکى نیست که فضیلت نماز در مسجد بیشتر از فضیلت نماز درغیر مسجد است ولى خواندن نماز جماعت در حسینیه یا در هر مکان دیگرى اشکال شرعى ندارد.
س 406 : آیا نماز خواندن در مکانى که موسیقى حرام پخش مى‏شود، صحیح است یا خیر؟
ج: اگر نماز خواندن در آن محل مستلزم گوش دادن به موسیقى حرام باشد، توقف در آنجا جایز نیست ولى نماز محکوم به صحت است. و اگر موسیقى باعث عدم توجه و تمرکز حواس شود، نماز خواندن در آن مکان مکروه است.
س 407 : نماز کسانى که با قایق به مأموریت فرستاده مى‏شوند و وقت نماز آنها مى‏رسد بطورى که اگر در همان زمان نماز نخوانند، بعد از آن نمى‏توانند نماز خود را داخل وقت بخوانند، چه حکمى دارد؟
ج: در فرض مزبور واجب است نماز را در وقت آن به هر صورتى که ممکن است، ولو در داخل همان قایق بخوانند.
 
احکام مسجد
س 408 : با توجه به این که مستحب است انسان نماز را در مسجد محله خود بخواند، آیا خالى کردن مسجد محل و رفتن به مسجد جامع شهر براى خواندن نماز جماعت، اشکال دارد یا خیر؟
ج: اگر ترک مسجد محله براى خواندن نماز جماعت در مسجد دیگر بخصوص مسجد جامع شهر باشد، اشکال ندارد.
س 409 : نماز خواندن در مسجدى که سازندگان آن ادعا مى‏کنند آن را براى خود و قبیله خود ساخته‏اند، چه حکمى دارد؟
ج: مسجد پس از آنکه به عنوان مسجد ساخته شد اختصاص به قوم و گروه و قبیله و اشخاص خاصى ندارد و همه مسلمانان مى‏توانند از آن استفاده نمایند.
س 410 : آیا زنها بهتر است نماز را در مسجد بخوانند یا در خانه؟
ج: فضیلت خواندن نماز در مسجد مختص مردان نیست.
س 411 : در حال حاضر بین مسجدالحرام و محل سعى بین صفا و مروه دیوار کوتاهى وجود دارد که ارتفاع آن نیم متر و عرض آن یک متر است. این دیوار بین مسجد و مسعى مشترک است. آیا زنها در ایام عادت که حق داخل شدن به مسجد الحرام را ندارند، مى‏توانند روى این دیوار بنشینند؟
ج: اشکال ندارد، مگر این که یقین حاصل شود که آن دیوار جزء مسجداست.
س 412 : آیا انجام تمرین‏هاى ورزشى در مسجد محل یا خوابیدن در آن جایز است؟ این کارها در مسجدهاى دیگر چه حکمى دارد؟
ج: مسجد جاى ورزش و تمرین ورزشى نیست، و از کارهائى که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد باید پرهیز شود، و خواب در مسجد هم مکروه است.
س 413 : آیا استفاده از شبستان مسجد براى رشد فکرى، فرهنگى و نظامى (با آموزشهاى نظامى) جوانان جایز است؟ آیا با توجه به کمبود مکانهاى اختصاصى مى‏توان این کارها را در ایوان مسجد انجام داد؟
ج: این امور تابع کیفیت وقف صحن مسجد و ایوان آن است. و باید از امام جماعت و هی أت امناى مسجد در این باره نظرخواهى شود. البته حضور جوانان در مساجد و برپا یى درس‏هاى دینى زیر نظر امام جماعت و هی أت امناى آن کار خوب و مطلوبى است.
س 414 : در بعضى از مناطق بخصوص روستاها مجلس عروسى را در مساجد برگزار مى‏کنند به این صورت که مجلس رقص و آواز در خانه بر پا مى‏شود ولى نهار یا شام را در مسجد تناول مى‏کنند. آیا این کار شرعا ً جایز است یا خیر؟
ج: غذا دادن به دعوت شدگان در مسجد فى نفسه اشکال ندارد، ولى برگزارى مجالس عروسى در آن مخالف جایگاه اسلامى مسجد است و جا یز نیست، و ارتکاب اعمالى که شرعا حرام است از قبیل گوش دادن به غنا و موسیقى لهوى و مطرب، بطور مطلق حرام مى‏باشد.
س 415 : شرکت‏هاى تعاونى مردمى اقدام به ساختن مناطق مسکونى مى‏کنند، ابتدا توافق مى‏نمایند که براى آن محله‏ها مکان‏هاى عمومى مانند مسجد ساخته شود، اکنون که آن واحدها به سهامداران شرکت تعاونى تحویل داده شده است، آیا بعضى از آنان مى‏توانند هنگام تحویل گرفتن واحد مسکونى از توافق خود عدول کرده و بگویند ما راضى به ساختن مسجد نیستیم؟
ج: اگر شرکت با توافق همه اعضاء اقدام به ساخت مسجد نموده و مسجد هم ساخته شده و وقف گردیده است، عدول بعضى از اعضاء از موافقت اولیه خود اثرى ندارد. ولى اگر بعضى از آنان قبل از تحقق وقف شرعى مسجد از موافقت خود عدول کنند، ساخت مسجد با اموال آنان در زمین متعلق به همه اعضاء بدون رضایت آنان جایز نیست مگر این که در ضمن عقد لازم بر همه آنها شرط شده باشد که بخشى از زمین شرکت براى ساخت مسجد تخصیص یابد و اعضاء این شرط را پذیرفته باشند، در این صورت حق عدول ندارند و عدول آنها هم تاثیرى ندارد.
س 416 : براى مقابله با تهاجم فرهنگ غیر اسلامى، حدود سى دانش‏آموز را از گروه ابتدا یى و متوسطه به شکل گروه سرود در مسجد جمع کرده‏ایم که این افراد درسها یى از قرآن کریم، احکام و اخلاق اسلامى را به مقتضاى سن و سطح فکرى شان فرامى‏گیرند. اقدام به این کار چه حکمى دارد؟ استفاده از آلت موسیقى اُر گ توسط گروه چه حکمى دارد؟ انجام تمرین بوسیله آن در مسجد با رعایت موازین شرعى و مقررات مربوطه و متعارف رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد جمهورى اسلامى ایران داراى چه حکمى‏است؟
ج: مقابله با تهاجم فرهنگى و اقدام به امر معروف و نهى از منکر مستلزم استفاده از آلات موسیقى، بخصوص در مسجد نیست. تعلیم قرآن و احکام و آموزش اخلاق اسلامى و تمرین سرودهاى مذهبى و انقلابى در مسجد اشکال ندارد، ولى در هر حال مراعات شأن و جایگاه مسجد واجب است و مزاحمت نماز گزاران جایز نیست.
س 417 : آیا نمایش فیلم‏هاى سینما یى که توسط وزارت ارشاد اسلامى ایران توزیع مى‏شود، در مسجد براى شرکت کنندگان در جلسات قرانى، اشکال شرعى دارد یا خیر؟
ج: تبدیل مسجد به مکانى براى نمایش فیلم‏هاى سینما یى جایز نیست ولى نمایش فیلم‏هاى مذهبى و انقلابى داراى محتواى مفید و آموزنده به مناسبت خاصى و بر حسب نیاز و تحت نظارت امام جماعت مسجد اشکال ندارد.
س 418 : آیا پخش موسیقى شاد از مسجد به مناسبت جشن میلاد ائمه معصومین «علیهم‏السلام» شرعا ً اشکال دارد؟
ج: واضح است که مسجد جایگاه شرعى خاصى دارد، لذا اگر پخش موسیقى در آن منافى با حرمت مسجد باشد، حرام است حتى اگر موسیقى غیرمطرب باشد.
س 419 : استفاده از بلندگوهاى مساجد که صدا را در خارج از مسجد پخش مى‏کنند، تا چه وقت جایز است؟ پخش سرودهاى انقلابى یا قرآن کریم قبل از اذان چه حکمى دارد؟
ج: پخش قرائت قرآن کریم براى چند دقیقه قبل از اذان در وقتهایى که باعث اذیت و آزار همسایگان و اهل محل نشود، اشکال ندارد.
س 420 : مسجد جامع چه تعریفى دارد؟
ج: مسجد جامع مسجدى است که در شهر براى اجتماع همه اهل شهر بنا شده است بدون این که اختصاص به گروه و قشر خاصى داشته باشد.
س 421 : قسمت سر پوشیده‏اى از یک مسجد حدود سى سال است که متروکه و تبدیل به خرابه شده و نماز در آن اقامه نمى‏شود و بخشى از آن به عنوان انبار مورد استفاده قرارمى‏گیرد. نیروهاى بسیجى که حدود پانزده سال است در این قسمت سقف دار مستقر هستند، تعمیراتى را در آن انجام داده‏اند زیرا وضعیت بسیار نامناسبى داشت و سقف آن هم در معرض ریزش بود. و چون برادران بسیجى آگاهى از احکام شرعى مسجد نداشتند و افراد مطلع هم آنها را آگاه نکردند، اقدام به ساختن چند اتاق در این قسمت نمودند که بر اثر آن مبالغ زیادى خرج شد و در حال حاضر کارهاى ساختمانى رو به پایان است. امیدواریم حکم شرعى موارد زیر را بیان فرما یید:
1- بر فرض این که متصدیان این کار و گروه ناظر بر آن جاهل به مسئله باشند، آیا در برابر مخارجى که از بیت المال صرف کرده‏اند ضامن هستند؟ و آیا مرتکب گناه شده‏اند؟
2- با توجه به این که مخارج مزبور از بیت المال بوده، آیا اجازه مى‏دهید تا زمانى که مسجد به این قسمت احتیاج ندارد و نماز در آن اقامه نمى‏شود، از آن اتاق‏ها با رعایت کامل احکام شرعى مسجد، براى فعالیت‏هاى آموزشى مانند آموزش قرآن کریم و احکام شرعى و سایر امور مسجد استفاده شود؟ و آیا اقدام به تخریب اطاق‏ه ا واجب است؟
ج: واجب است قسمت سرپوشیده مسجد با خراب کردن اتاق ها یى که در آن ساخته شده است به حالت قبل برگردد، و اگر مخارج احداث اتاقها ناشى از تعدى و تفریط و عمد و تقصیر نباشد معلوم نیست کسى ضامن آن باشد، و استفاده از قسمت سرپوشیده مسجد براى تشکیل جلسات آموزش قرآن کریم و احکام شرعى و معارف اسلامى و سایر مراسم دینى و مذهبى، اگر مزاحمت براى نمازگزاران ایجاد نکند و تحت نظارت امام جماعت مسجد باشد، اشکال ندارد، و باید امام جماعت و نیروهاى بسیجى و سایر مس ؤولین مسجد با هم همکارى کنند تا حضور نیروهاى بسیجى در مسجد استمرار پیدا کند و خللى در انجام وظا یف عبادى مانند نماز و غیر آن هم پیش نیاید.
س 422 : در طرح توسعه یکى از خیابانها چند مسجد در مسیر طرح قرار مى‏گیرد که باید بعضى از آنها بطور کلى خراب شوند و در بقیه قسمتى از آنها تخریب گردد تا حرکت وسائط نقلیه براحتى صورت گیرد. خواهشمند است نظر شریف را بیان فرما یید.
ج: خراب کردن تمام مسجد یا قسمتى از آن جایز نیست مگر در صورت وجود مصلحتى که اهمیت ندادن و بى توجهى به آن ممکن نباشد.
س423 : آیا استفاده شخصى و اندک از آب مساجد که مخصوص وضو گرفتن است جایز است؟ مثل این که مغازه داران از آن براى نوشیدن، درست کردن چاى و یا براى ماشین استفاده کنند با توجه به این که آن مسجد واقف خاصى ندارد که از این اعمال جلوگیرى نماید.
ج: اگر وقف آب براى خصوص وضو گرفتن نمازگزاران معلوم نباشد و عرف رایج در محله مسجد، این باشد که همسایه‏ها و عبور کنندگان هم از آب آن استفاده مى‏کنند، اشکال ندارد، هر چند احتیاط در این مورد، مطلوب است.
س 424 : مسجدى در مجاورت قبرستانى، وجود دارد و هنگامى که بعضى از م ؤمنین به زیارت اهل قبور مى‏آیند از آب مسجد براى پاشیدن روى قبرهاى ارحام خود استفاده مى‏کنند و ما نمى‏دانیم که این آب عمومى است یا وقف خاص مسجد، و بر فرض هم که وقف خاص مسجد نباشد، معلوم نیست که مخصوص وضو گرفتن و دستشو یى رفتن است یا خیر، آیا استفاده مذکور از آن آب جایز است؟
ج: اگر استفاده از آب مسجد براى پاشیدن روى قبرها یى که خارج از آن قرار دارد، امر رایجى است و کسى به آن اعتراض نمى‏کند و دلیلى هم بر وقف آن آب براى خصوص وضو و تطهیر نیست، استفاده از آن براى امر مذکور اشکال ندارد.
س 425 : اگر مسجد نیاز به تعمیر داشته باشد، آیا اجازه گرفتن از حاکم شرع یا وکیل او واجب است؟
ج: اگر تعمیر داوطلبانه و تبرعى (از مال شخصى افراد خیّر) باشد، نیازى به اجازه حاکم شرع نیست.
س 426 : آیا جایز است وصیت کنم که مرا بعد از مردن در مسجد محله که تلاش فراوانى براى آن کرده‏ام دفن نمایند. زیرا دوست دارم در داخل یا صحن آن دفن شوم؟
ج: اگر هنگام اجراى صیغه وقف، دفن میّت استثناء نشده باشد، دفن در مسجد جایز نیست و وصیت شما در این مورد اعتبارى ندارد.
س 427 : مسجدى حدود بیست سال پیش ساخته شده و به نام مبارک صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف زینت یافته است، ولى معلوم نیست که این اسم در صیغه وقف مسجد ذکر شده باشد. تغییر اسم مسجد از صاحب الزمان «عجل الله فرجه الشریف» به مسجد جامع چه حکمى دارد؟
ج: مجرد تغییر اسم مسجد مانعى ندارد.
س 428 : در مساجدى که از محل نذورات خاص مسجد و تبرعات مؤمنین به برق و سیستم تهویه مجهز شده‏اند، هنگامى که شخصى از اهالى محل فوت مى‏کند، براى او مجلس فاتحه در مسجد برگزار مى‏شود که در آن از برق و سیستم تهویه مسجد استفاده مى‏گردد و برگزار کنندگان مراسم آن هزینه‏ها را نمى‏پردازند. آیا این کار شرعا ً جایز است؟
ج: جواز استفاده از امکانات مسجد در مجالس اقامه فاتحه براى اموات و امثال آن منوط به کیفیت وقف و نذر آن امکانات براى مسجد است.
س 429 : در روستا یى مسجد نوسازى وجود دارد که در مکان مسجد قبلى بنا شده‏است. در گوشه‏اى از این مسجد که زمین آن جزء مسجد قبلى است، بر اثر جهل به مس أله، اتاقى براى تهیه چاى و مانند آن و کتابخانه‏اى در نیم طبقه قسمتى از شبستان مسجد در داخل شبستان مسجد ساخته شده است. خواهشمندیم نظر خود را در این باره و مسئله تکمیل و کیفیت استفاده از نصف دور داخلى مسجد، بیان فرما یید.
ج: ساختن اتاق مخصوص چاى در محل مسجد قبلى صحیح نیست و واجب است آن مکان به حالت مسجد بودن خود برگردد. نیم طبقه داخل شبستان مسجد هم در حکم مسجد است و همه احکام و آثار شرعى آن را دارد، ولى نصب قفسه‏هاى کتاب و حضور در آنجا براى مطالعه، اگر مزاحمتى براى نمازگزاران ایجاد نکند اشکال ندارد.
س 430 : رأى جنابعالى در مورد مس أله ذیل چیست؟
در یکى از روستاها مسجدى وجود دارد که رو به خرابى است ولى دلیلى براى خراب کردن آن وجود ندارد زیرا مانع استمرار جاده نیست. آیا تخریب آن بطور کامل جایز است؟ همچنین این مسجد داراى مقدارى اثاثیه و اموال است، اینها باید به چه کسى داده شوند؟
ج: تخریب و ویران کردن مسجد جایز نیست و بطور کلى خراب کردن مسجد آن را از مسجد بودن خارج نمى‏کند. اثاث و لوازم مسجد اگر مورد استفاده در آن نباشد، بردن آن به مساجد دیگر براى استفاده از آنها اشکال ندارد.
س 431 : آیا شرعا ً ساخت موزه در گوشه‏اى از صحن مسجد بدون دخل و تصرف در ساختمان آن جایز است؟ مثل کتابخانه که امروزه جز ئى از مسجد را تشکیل مى‏دهد؟
ج: ایجاد موزه یا کتابخانه در گوشه صحن مسجد اگر مخالف کیفیت وقف تالار و شبستان و صحن مسجد باشد و یا موجب تغییر ساختمان مسجد گردد، جایز نیست. بهتر است مکانى در کنار مسجد براى این منظور تهیه شود.
س 432 : مکانى وقفى وجود دارد که در آن مسجد، مدرسه علوم دینى و کتابخانه عمومى بنا شده است که همگى آنها ال آن فعّال هستند. این مکان در حال حاضر جزء نقشه مکان‏ها یى است که از طرف شهردارى باید خراب شوند. چگونه باید با شهردارى براى تخریب آن و گرفتن امکانات همکارى کرد تا بتوان آن را تبدیل به ساختمان بهترى نمود؟
ج: اگر شهردارى اقدام به تخریب آن و دادن عوض نماید و آن را تحویل دهد، اشکال ندارد، ولى اصل خراب کردن مسجد و مدرسه وقفى فى نفسه جایز نیست، مگر در صورتى که مصلحت اهم غیر قابل اغماضى آن را اقتضا کند.
س 433 : براى توسعه مسجد نیاز به کندن چند درخت از صحن آن است، آیا این عمل با توجه به بزرگ بودن صحن مسجد و وجود درختان زیاد در آنجا، جایز است؟
ج: اگر نیاز به توسعه مسجد باشد و داخل کردن صحن در آن و قطع درختان تغییر و تبدیل وقف شمرده نشود، اشکال ندارد.
س 434 : زمینى که جزء قسمت سرپوشیده مسجد بوده و بر اثر واقع شدن مسجد در مسیر طرح عمرانى شهردارى، در خیابان افتاده و قسمتى از آن به علت اضطرار تخریب شده، چه حکمى دارد؟
ج: اگر احتمال برگشت آن به حالت اولیه مسجد بودن ضعیف باشد، ترتّب آثار شرعى مسجد بر آن معلوم نیست.
س 435 : مدتى است که در یکى از مساجد، نماز جماعت اقامه مى‏کنم و اطلاعى از کیفیت وقف مسجد ندارم. با توجه به این که مسجد از جهت هزینه با مشکلاتى روبرو است، آیا اجاره دادن زیرزمین مسجد براى کارى که مناسب با شأن مسجد باشد، جایزاست؟
ج: اگر زیر زمین عنوان مسجد را ندارد و جزء تأسیساتى نیست که مسجد به آن نیاز داشته باشد، و وقف آن هم وقف انتفاع نباشد اشکال ندارد.
س 436 : هی أت امناى مسجدى که املاکى براى اداره امور خود ندارد تصمیم گرفته‏اند زیرزمینى را در قسمت سقف دار مسجد براى ساختن کارگاه و تأسیسات عمومى براى خدمت به مسجد ایجاد نمایند، آیا این کار جایز است؟
ج: حفر زمین مسجد براى ت أسیس کارگاه و مانند آن جایزنیست.
س 437 : آیا بطور مطلق جایز است کفّار داخل مساجد مسلمانان شوند هر چند براى مشاهده آثار تاریخى باشد؟
ج: ورود آنان به مسجد الحرام شرعا ممنوع است، و در سایر مساجد هم اگر هتک و بى‏حرمتى ‏مسجد شمرده شود جایزنیست، بلکه ‏در سایر مساجد هم ‏مطلقا ً وارد نشوند.
س 438 : آیا نماز خواندن در مسجدى که توسط کفّار ساخته شده جایز است؟
ج: نماز خواندن در آن اشکال ندارد.
س 439 : اگر کافرى داوطلبانه مالى را براى کمک به ساختمان مسجد بدهد و یا کمک دیگرى نماید، آیا قبول آن جایز است؟
ج: اشکال ندارد.
س 440 : اگر کسى شب به مسجد بیاید و در آن بخوابد و محتلم شود و پس از بیدارى خروج از مسجد برایش ممکن نباشد، چه تکلیفى دارد؟
ج: اگر قادر بر خروج از مسجد و رفتن به جاى دیگر نیست، واجب است فورا ً تیمم نماید تا بقاء در مسجد براى او حلال شود.
 
احکام سایر مکانهاى دینى‏
س 441 : آیا از نظر شرعى به ثبت رساندن حسینیه به نام اشخاص معین، جایز است؟
ج: ثبت ملکى حسینیه‏اى که وقف عام جهت اقامه مجالس دینى شده جایز نیست، و ثبت وقفى آن به نام اشخاص ضرورتى ندارد، به هر حال، ثبت وقفى آن به اسم افراد خاص بهتر است با اجازه و موافقت همه افرادى باشد که در ساختن آن حسینیه مشارکت داشته‏اند.
س 442 : در رساله‏هاى عملیه آمده است که شخص جنب و حائض جایز نیست داخل حرم ائمه «علیهم السلام» شوند. خواهشمند است توضیح بفرمائید که منظور از حرم، همان زیر گنبد است یا این که شامل همه ساختمان‏هاى ملحق به آن هم مى‏شود؟
ج: مراد از حرم همان زیر گنبد مبارک و جا یى است که به آن حرم و مشهد شریف گفته مى‏شود، ولى ساختمان‏هاى ملحق به آن و شبستانها حکم حرم راندارند و ورود جنب و حائض به آنجاها اشکال ندارد مگر جاها یى که عنوان مسجد را داشته باشد.
س 443 : حسینیه‏اى در کنار مسجدى قدیمى ساخته شده است، در حال حاضر مسجد قدیم گنجایش نمازگزاران را ندارد، آیا مى‏توان حسینیه را در مسجد ادغام کرد و از آن به عنوان مسجد استفاده نمود؟
ج: نماز خواندن در حسینیه اشکال ندارد ولى اگر حسینیه به عنوان حسینیه وقف صحیح شرعى شد، تبدیل آن به مسجد جایز نیست و همچنین ضمیمه کردن آن به مسجد به عنوان مسجد بودن هم جایز نیست.
س 444 : استفاده از فرشها و اجناس نذر شده براى مرقد یکى از فرزندان ائمه «علیهم‏السلام» در مسجد جامع محله، چه حکمى دارد؟
ج: اگر زائد بر نیاز مرقد امامزاده «علیه السلام» و زائران آن باشد، اشکال ندارد.
س 445 : آیا تکایا یى که به نام حضرت ابوالفضل «علیه السلام» و غیر آن ت أسیس مى‏شود، حکم مسجد رادارد؟ لطفا ً احکام آن را بیان فرما یید.
ج: تکیه‏ها و حسینیه‏ها حکم مسجد را ندارند.
 
لباس نمازگزار
س 446 : آیا نماز خواندن در لباسى که شک در نجس بودن آن دارم، صحیح است؟
ج: لباسى که نجس بودن آن مشکوک مى‏باشد، محکوم به طهارت بوده و نماز خواندن با آن صحیح است.
س 447 : آیا نماز خواندن در کمر بند چرمى که از آلمان خریده‏ام و شک دارم از پوست طبیعى است یا مصنوعى و از پوست حیوان تذکیه شده است یا خیر، اشکال شرعى دارد؟ نمازهائى که با آن خوانده‏ام چه حکمى دارد؟
ج: اگر شک در این باشد که آن چرم طبیعى است یا مصنوعى، نماز با آن اشکال ندارد، ولى اگر بعد از احراز چرم طبیعى بودن آن، شک در این باشد که آیا از حیوانى است که شرعا ً تذکیه شده یا خیر، نجس نیست ولى نماز با آن باطل است و نمازهاى گذشته که در حال جهل به این حکم خوانده‏اید قضا ندارد.
س 448 : اگر نمازگزار یقین داشته باشد که نجاستى بر بدن یا لباسش وجود ندارد و نماز بخواند. بعدا معلوم شود که بدن یا لباس او نجس بوده است. آیا نماز وى باطل است؟ اگر در حین نماز متوجه نجاست شود نماز او چه حکمى دارد؟
ج: اگر اصلا ً علم به نجس بودن لباس یا بدن نداشته باشد و بعد از نماز متوجه آن شود، نماز او صحیح است و اعاده و قضا واجب نیست. ولى اگر در اثناء نماز متوجه آن شود، اگر براى وى ازاله نجاست از بدن یا در آوردن لباس نجس بدون ارتکاب عملى که منافات با نماز دارد، ممکن باشد باید نجاست بدن را بر طرف یا لباس نجس را از خود دور کند و نماز خود را تکمیل نماید و اگر بر طرف کردن نجاست با حفظ حالت نماز براى او امکان ندارد و وقت هم وسعت دارد، واجب است نماز را قطع کند و با بدن و لباس پاک دوباره بخواند.
س 449 : فردى از مقلدین یکى از مراجع، مدت زمانى نماز خود را با پوست حیوانى که تذکیه آن مشکوک بوده و نماز با آن صحیح نیست، مى‏خوانده است. طبق نظر مرجع تقلید او، اگر جزئى از حیوان حرام گوشت همراه او باشد، احتیاط واجب اعاده آن است، آیا حیوانى که تذکیه آن مشکوک است، حکم حیوان حرام گوشت را دارد؟
ج: حیوانى که تذکیه آن مشکوک است، از لحاظ حرمت خوردن گوشت و عدم جواز نماز با پوست آن، در حکم میته است ولى نجس نیست و نمازهاى گذشته اگر  با جهل به حکم در این باره انجام گرفته است محکوم به صحت است.
س 450 : زنى در اثناى ‏نماز متوجه مى‏شود که مقدارى از موهایش پیدا است و فورا ً آن را مى‏پوشاند، آیا نماز خود را باید دوباره بخواند یا خیر؟
ج: تا زمانى که ظاهر شدن مو عمدى نباشد، اعاده واجب نیست.
س 451 : شخصى به علت اضطرار مجبور به تطهیر مخرج بول با سنگ یا چوب و یا هر چیز دیگرى مى‏شود و هنگامى که به منزل مراجعت مى‏کند آن را با آب تطهیر مى‏نماید، آیا باید هنگام نماز لباس زیر خود را عوض کرده یا تطهیر نماید؟
ج: اگر لباس او با رطوبت بول نجس نشده است، تطهیر لباس واجب نیست.
س 452 : بکار انداختن بعضى از دستگاههاى صنعتى وارداتى با همکارى متخصصین بیگانه امکان‏پذیر است و آنها از دیدگاه فقه اسلامى کافر و نجس هستند، با توجه به این که به کار انداختن آن دستگاهها با استفاده از روغن و مواد دیگرى که با دست ریخته مى‏شوند صورت مى‏گیرد، بنابراین پاک بودن آنها امکان ندارد. و همچنین با توجه به این که لباس و بدن کارگران هنگام کار، با این دستگاهها در تماس است و در وقت نماز فرصت تطهیر لباس و بدن را بطور کامل ندارند، تکلیف آنها نسبت به نماز چیست؟
ج: با احتمال این که کافرى که اقدام به کاراندازى دستگاهها و وسائل مى‏کند از اهل کتاب باشد که محکوم به طهارت هستند و یا در هنگام کار دستکش پوشیده باشد، به صرف این که دستگاه به وسیله کافر راه‏اندازى شده است، یقین به نجاست حاصل نمى‏شود و بر فرض یقین به نجاست دستگاه و تماس بدن و لباس کارگران با آن در حین کار، تطهیر بدن براى نماز واجب است و لباس هم باید عوض و یا تطهیر شود.
س 453 : اگر نمازگزار دستمال و امثال آن را که با خون نجس شده‏اند حمل کند و یا در جیب خود بگذارد، آیا نماز او باطل است؟
ج: اگر دستمال، بقدرى کوچک باشد که نتوان عورت را با آن پوشاند، همراه بودن آن در نماز اشکال ندارد.
س 454 : آیا نماز در لباس معطر به عطرهاى امروزى که حاوى الکل است، صحیح است؟
ج: اگر علم به نجاست آن عطرها نداشته باشد، نماز در لباسهاى مذکور اشکال ‏ندارد.
س 455 : زنان چه مقدار از بدن خود را باید هنگام نماز بپوشانند؟ آیا پوشیدن لباسهاى آستین کوتاه و نپوشیدن جوراب اشکال دارد؟
ج: معیار این است که تمام بدن به غیر از صورت به مقدارى که شستن آن در وضو واجب است و کف دو دست تا مچ و پاها تا مفصل ساق با لباسى هر چند چادر ایرانى باشد، پوشیده شود.
س 456 : آیا بر زنان پوشاندن روى پاها هنگام نماز واجب است؟
ج: پوشاندن پاها تا مفصل ساق واجب نیست.
س 457 : آیا پوشاندن کامل چانه هنگام حجاب و در نماز واجب است یا این که فقط قسمت پا یین آن باید پوشانده شود؟ و آیا وجوب پوشش چانه مقدمه پوشاندن صورت است که شرعا ً واجب مى‏باشد؟
ج: پوشاندن قسمت پا یین چانه واجب است نه خود آن، زیراچانه‏جزئى از صورت است.
س 458 : آیا حکم صحیح بودن نماز در متنجسى که کافى براى پوشش عورت محسوب نمى‏شود، اختصاص به صورت نسیان و جهل نمازگزار به حکم یا موضوع دارد و یإ؛ظض ظظ شامل شبهه حکمیه و موضوعیه هم مى‏شود؟
ج: اختصاص به دو صورت جهل و نسیان ندارد بلکه نماز در متنجسى که کافى براى پوشش عورت نیست، حتى در صورت علم هم صحیح است.
س 459 : آیا وجود مو یا آب دهان گربه در لباس نمازگزار باعث بطلان نماز او مى‏شود؟
ج: بله، موجب بطلان نماز است.
 
پوشیدن طلا و نقره و استفاده از آن‏
س 460 : بدست کردن انگشتر طلا توسط مردان بخصوص در نماز چه حکمى دارد؟
ج: بدست کردن انگشتر طلا براى مردان در هیچ حالى جایز نیست و نماز با آن هم باطل است.
س 461 : استفاده مردان از انگشترى که از جنس طلاى سفید است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر چیزى که طلاى سفید نامیده مى‏شود از موادى غیر از طلاى زرد ترکیب شده باشد، به دست کردن آن حرام نیست.
س 462 : آیا استفاده از طلا بدون قصد زینت به طورى که دیگران نبینند، اشکال شرعى دارد؟
ج: پوشیدن طلا خواه حلقه انگشترى باشد یا غیر آن براى مردان مطلقا ً حرام است هر چند به قصد زینت نباشد و از دید دیگران مخفى باشد.
س 463 : استفاده از طلا براى مردان به مدت کوتاه چه حکمى دارد؟ ما اشخاص بسیارى را مشاهده مى‏کنیم که مى‏گویند استفاده از آن براى مدت کوتاه، مثل لحظه عقد، اشکال ندارد.
ج: پوشیدن طلا براى مرد حرام است، و فرقى بین مدت کم یا زیاد نیست.
س 464 : با توجه به احکام لباس نمازگزار و حرام بودن زینت کردن با طلا بر مردان، خواهشمندیم به دو سؤال زیر پاسخ فرمائید:
الف - آیا مقصود از زینت با طلا، مطلق استفاده از آن توسط مردان است هر چند براى جراحى استخوان و دندانسازى باشد؟
ب - با توجه به این که در شهر ما به دست کردن انگشتر طلاى زرد توسط جوانانى که تازه ازدواج مى‏کنند، مرسوم است و این امر از نظر عموم مردم براى مرد زینت محسوب نمى‏شود بلکه علامت آغاز زندگى زناشو یى فرد است، نظر حضرتعالى در این باره چیست؟
ج: الف: ملاک حرمت استفاده از طلا براى پوشیدن یا به گردن آویختن توسط مردان، صدق زینت نیست، بلکه استفاده از آن به هر صورت و به هر قصدى حرام است هر چند انگشتر، حلقه، گردنبند و مانند آن باشد. ولى استفاده از آن توسط مردان براى عملیات جراحى و دندانسازى اشکال ندارد.
ب: استفاده از انگشترى طلاى زرد توسط مردان در هر حال حرام است.
س 465 : ساخت و فروش جواهرات طلا که مخصوص مردان است و زنان از آنها استفاده نمى‏کنند، چه حکمى دارد؟
ج: ساخت جواهرات طلا اگر به منظور استفاده مردان باشد، حرام است و خرید و فروش آن به این قصد جایز نیست.
س 466 : در بعضى از میهمانیها دیده مى‏شود که شیرینى‏ها را در ظرفهاى نقره‏اى مى‏گذارند، آیااین‏کار، خوردن غذا در ظرف نقره محسوب‏ مى‏شود؟ و حکم ‏آن ‏چیست؟
ج: اگر برداشتن غذا و مانند آن از ظرف نقره به قصد خوردن ،استعمال ظرف نقره محسوب شود، حرام است.
س 467 : آیا گذاشتن روکش طلا روى دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتین چطور؟
ج: گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روى دندان اشکال ندارد، ولى پوشاندن دندان‏هاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زینت باشد، خالى از اشکال نیست.
 اذان و اقامه‏
س 468 : در روستاى ما مؤذن همیشه اذان صبح را در ماه مبارک رمضان چند دقیقه قبل از وقت مى‏گوید تا مردم بتوانند تا وسط یا آخر اذان به خوردن و آشامیدن ادامه دهند، آیا این کار صحیح است؟
ج: اگر گفتن اذان، مردم را به اشتباه نیندازد و به عنوان اعلام طلوع فجر نباشد، اشکال ندارد.
س 469 : بعضى از افراد براى اعلان دخول وقت نماز، اقدام به گفتن اذان به صورت دسته جمعى در معابر عمومى مى‏کنند که الحمدللّه این کار اثر زیادى در جلوگیرى از فساد علنى در منطقه داشته و موجب روى آوردن مردم بخصوص جوانان به نماز اوّل وقت شده است. ولى فردى مى‏گوید این عمل در دین اسلام وارد نشده و بدعت است و گفته او باعث ایجاد شبهه در این زمینه شده است. نظر شریف حضرتعالى چیست؟
ج: اذان اعلامى در اوّل وقت نمازهاى واجب یومیه و تکرار آن با صداى بلند از طرف شنوندگان از مستحبات شرعى مؤکّد است و اذان گفتن بصورت دسته جمعى در معابر عمومى، اگر موجب بى احترامى، یا سدّ معبر و یا اذیت دیگران نشود، اشکال ندارد.
س 470 : از آنجا یى که اذان گفتن با صداى بلند یک عمل عبادى سیاسى است که ثواب زیادى دارد، تعدادى از مومنین تصمیم گرفته‏اند که بدون بلندگو بالاى بام خانه‏هاى خود بخصوص براى نماز صبح، اذان بگویند. سؤال این است که در صورت اعتراض بعضى از همسایگان این عمل چه حکمى دارد؟
ج: اذان گفتن بر بالاى بام بنحو متعارف اشکال ندارد به شرطى که موجب اذیت دیگران و نگاه کردن به خانه‏هاى همسایگان نشود.
س 471 : پخش برنامه‏هاى خاص سحرهاى ماه مبارک رمضان (به استثناى اذان صبح) از بلندگوى مسجد تا همگان آن را بشنوند، چه حکمى دارد؟
ج: در جاهایى که بیشتر مردم در شبهاى ماه مبارک رمضان براى قرائت قرآن و خواندن دعا و شرکت در مراسم دینى و امثال آن بیدار هستند، اشکال ندارد. ولى اگر سبب اذیت همسایگان مسجد شود جایز نیست.
س 472 : آیا پخش آیات قرآنى قبل از اذان صبح و دعا بعد از آن با صداى بلند بوسیله بلندگوى مسجد و سایر مراکز بطورى که از چند کیلومتر دورتر قابل شنیدن باشد، جایز است؟ با توجه به این که این برنامه گاهى بیشتر از نیم ساعت طول میکشد.
ج: پخش اذان بنحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح بوسیله بلندگو، اشکال ندارد ولى پخش آیات قرآنى و دعا و غیر آن از بلندگوى مسجد، اگر موجب اذیت همسایگان شود توجیه شرعى ندارد بلکه داراى اشکال است و اصولا اذیت دیگران با پخش تلاوت آیات قرآنى و ادعیه صحیح نیست.
س 473 : آیا جایز است مرد در نماز به اذان زن اکتفا کند؟
ج: بعید نیست که مرد بتواند به اذان زن در صورتى که تمام فصل‏هاى آن را از وى شنیده باشد، اکتفا کند.
س 474 : نظر شریف جنابعال ـى درباره شهادت سوم اذان که دلالت بر پیشوا بودن و ولایت سید الاوصیاء علـى بن ابى طالب «صلوات الله علیه و علیهم» مى‏کند، در اذان و اقامه نماز واجب چیست؟
ج: شرعا جزء اذان و اقامه نیست، ولى گفتن آن اگر به قصد ورود و جزئیت براى اذان و اقامه نباشد اشکال ندارد. و در صورتى که فقط براى اقرار و اعتراف و شهادت به اعتقاد گوینده درباره خلیفه پیامبر اکرم «صلى الله علیه و على اوصیائه المعصومین» باشد گفتن آن بهتر است.
 
قرائت و احکام آن‏
س 475 : نمازى که قرائت آن بلند خوانده نشده باشد، چه حکمى دارد؟
ج: بر مردان واجب است حمد و سوره را در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء بلند بخوانند. اگر سهوا یا جهلا آهسته بخوانند نماز صحیح است ولى اگر از روى عمد باشد نماز باطل است.
س 476 : آیا اگر قصد خواندن قضاى نماز صبح را داشته باشیم باید آن را بلند بخوانیم یا آهسته؟
ج: واجب است قرائت حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء چه اداء باشد و چه قضاء در هر حالى بلند باشد حتى اگر قضاى آنها در روز خوانده شود و اگر عمدا بلند نخواند باطل است.
س 477 : مى‏دانیم که یک رکعت از نماز متشکل از نیت، تکبیرةالاحرام، حمد، سوره، رکوع و سجده است، و از طرف دیگر در نماز ظهر و عصر و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت سوم و چهارم نماز عشاء آهسته خواندن واجب است. ولى در نماز جماعتى که از رادیو و تلویزیون مستقیما پخش مى‏کنند مشاهده مى‏شود که امام جماعت ذکر رکوع و سجده رکعت سوم را بلند مى‏خواند، با توجه به اینکه آن رکوع وسجده دو جزء رکعتى هستند که آهسته خواندن در آن واجب است. این مسأله چه حکمى دارد؟
ج: وجوب بلند خواندن در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح و وجوب آهسته خواندن در نماز ظهر و عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است. همانگونه که وجوب آهسته خواندن در غیر از دو رکعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد یا تسبیحات در رکعت سوم و چهارم است. ولى در ذکر رکوع و سجده و تشهد و سلام و دیگر ذکرهاى واجب در نمازهاى پنجگانه، مکلّف بین آهسته یا بلند خواندن مخیّر است.
س 478 : اگر شخص بخواهد علاوه بر هفده رکعت نماز واجب روزانه، هفده رکعت نماز قضاء احتیاطى هم بخواند، آیا قرائت دو رکعت اول و دوم نمازهاى صبح و مغرب و عشاء را باید بلند بخواند یا آهسته؟
ج: در وجوب جهر و اخفات در نمازهاى واجب فرقى بین نماز اداء و قضا وجود ندارد هر چند نماز قضا احتیاطى باشد.
س 479 : مى‏دانیم که کلمه «صلاة» به حرف «تاء» ختم مى‏شود ولى در اذان «حى على الصلاه» با «هاء» گفته مى‏شود، آیا این صحیح است؟
ج: ختم لفظ صلوة به هاء، هنگام وقف اشکال ندارد بلکه متعیّن است.
س 480 : با توجه به نظر حضرت امام «قدس سره» در تفسیر سوره مبارکه حمد مبنى بر راجح بودن لفظ «م َـلِک» بر «مال ِک»، آیا هنگام قرائت این سوره مبارکه، احتیاط در قرائت به هر دو صورت در نمازهاى واجب و غیر واجب، صحیح است؟
ج: احتیاط در این مورد اشکال ندارد.
س 481 : آیا صحیح است نمازگزار هنگام خواندن «غیر المغضوب علیهم» آن را بدون عطف فورى، با وقف بخواند و سپس «ولا الضالین» را قرائت نماید؟ آیا در تشهد وقف بر «محمد» «صلى الله علیه و آله» در جمله «اللهّم صلّ على محمد» و سپس قرائت عبارت «آل محمد» صحیح است؟
ج: وقف و فاصله تا مقدارى که به وحدت جمله ضرر نزند اشکال ندارد.
س 482 : استفتاء زیر از حضرت امام «قدس سره» شده است:
با توجه به تعدد اقوال در تلفظ «الضاد» در علم تجوید، شما به کدام قول عمل مى‏کنید؟
امام «قدس سره» در پاسخ نوشته‏اند: شناخت مخارج حروف بر اساس نظرات علماى تجوید، واجب نیست بلکه باید تلفظ هر حرفى به صورتى باشد که نزد عُرف عرب صدق کند که آن حرف را ادا کرده است.
سؤال ما این است که اولا: عبارت «نزد عرف عرب صدق کند که آن حرف را ادا کرده است» به چه معنى است؟
ثانیا: آیا قواعد علم تجوید هم همانند قواعد علم صرف و نحو از عرف و کلام عرب استخراج نشده است؟ در این صورت چگونه مى‏توان قائل به جدا یى آن دو از ریشه خود شد؟
ثالثا: اگر براى کسى از طریق معتبر یقین حاصل شود که حروف را هنگام قرائت از مخارج صحیح خود ادا نمى‏کند و یا به طور کلى حروف و کلمات را صحیح تلفظ نمى‏نماید و زمینه مناسبى براى یادگیرى از جمیع جهات دارد مثل این که استعداد خوبى و یا فرصت مناسبى براى فراگیرى این علم دارد، آیا واجب است در حد استعداد، سعى در آموختن قرائت صحیح نماید؟
ج: ملاک در صحت قرائت موافقت آن با نحوه قرائت اهل لغتى است که قواعد تجوید از آنها گرفته شده است. بنابراین اگر اختلاف نظرات علماى تجوید در کیفیت تلفظ یکى از حروف ناشى از اختلاف آنان در فهم نحوه تلفظ اهل لغت باشد، مرجع حل اختلاف، خود عرف اهل لغت است. ولى اگر اختلاف نظرات آنان ناشى از اختلاف خود آنان در کیفیت تلفظ باشد، مکلّف در انتخاب هر یک از آن اقوال مخیّر است. و کسى که قرائت خود را صحیح نمى‏داند باید در صورت تمکن براى یادگیرى قرائت صحیح اقدام نماید.
س 483 : کسى که از ابتدا و یا بر حسب عادت قصد خواندن سوره فاتحه و اخلاص را داشت و بسم الله الرحمن الرحیم را گفت ولى سهوا سوره را تعیین نکرد، آیا باید از اول، سوره معینى را قصد نماید و بعد بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت کند؟
ج: اعاده بسم الله الرحمن الرحیم واجب نیست، بلکه مى‏تواند براى خواندن هر سوره‏اى به آن اکتفا کند.
س 484 : آیا اداء کامل الفاظ عربى در نماز واجب است؟ آیا اگر کلمات بصورت عربى صحیح و کامل تلفظ نشود، نماز محکوم به صحت است؟
ج: واجب است همه ذکرهاى واجب نماز از قبیل قرائت حمد و سوره و غیر آنها به طور صحیح قرائت شود و اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ کلمات عربى را نمى‏داند واجب است یاد بگیرد و اگر قادر به یادگیرى نیست، معذور است.
س 485 : آیا بر قرائت قلبى در نماز یعنى گذراندن کلمات در قلب بدون تلفظ آنها، قرائت صدق مى‏کند یا خیر؟
ج: عنوان قرائت بر آن صدق نمى‏کند و در نماز واجب است کلمات تلفظ شوند به طورى که قرائت بر آن صدق کند.
س 486 : بنا بر نظر بعضى از مفسرین، تعدادى از سوره‏هاى قرآن کریم مثل سوره فیل، قریش، انشراح، وضحى یک سوره کامل محسوب نمى‏شوند. آنان مى‏گویند: کسى که یکى از آن دو سوره مثل سوره فیل را در نماز قرائت کند حتما باید بعد از آن، سوره قریش را هم بخواند و همچنین دو سوره انشراح وضحى باید با هم قرائت شوند. بنابراین اگر کسى بر اثر جهل به مسأله، سوره فیل یا انشراح را به تنهایى در نماز بخواند وظیفه او چیست؟
ج: اگر جاهل به مسأله بوده، نمازهاى گذشته او که در آنها فقط یکى از سوره‏هاى فیل و ایلاف یاضحى والم نشرح را خوانده، محکوم به صحت است.
س 487 : اگر شخصى هنگام نماز بر اثر غفلت در رکعت سوم یا چهارم نماز ظهر، حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود، آیا اعاده نماز بر او واجب است؟ و اگر متوجه نشود، آیا نماز وى صحیح است؟
ج: در فرض سؤال، نمازش صحیح است.
س 488 : طبق نظر امام خمینى «قدس سره» ملاک آهسته خواندن قرائت در نماز ظهر و عصر، عدم جهر است و ما مى‏دانیم که به استثناى ده حرف، بقیه حروف با صدا هستند، بنابراین اگر نماز ظهر و عصر را آهسته و بدون صدا بخوانیم هجده حرف صدادار درست تلفظ نخواهند شد، خواهشمند است این مس أله را توضیح فرما یید.
ج: ملاک اخفات (آهسته خواندن) عدم وجود جوهر صدا نیست بلکه ملاک آشکار نکردن آن است و در مقابل، ملاک جهر (بلند خواندن) آشکار کردن جوهر صدا است.
س 489 : افراد خارجى اعم از زن و مرد که مسلمان مى‏شوند و شناختى نسبت به کلمات عربى ندارند، چگونه مى‏توانند واجبات دینى خود اعم از نماز و غیره را انجام دهند؟ و اصولا نیازى به فراگیرى عربى براى این کار وجود دارد؟
ج: یادگیرى تکبیرة الاحرام، حمد، سوره، تشهد و سلام نماز و هر چیزى که عربى بودن در آن شرط است، واجب مى‏باشد.
س 490 : آیا دلیلى بر این که نافله‏هاى شب و یا نافله نمازهایى که بلند خواندن قرائت در آنها واجب است، باید بلند خوانده شوند و نافله نمازها یى که آهسته خواندن آن واجب است، باید آهسته خوانده شوند، وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است آیا اگر نافله‏هاى نمازهاى جهرى آهسته خوانده شوند و همچنین برعکس، مجزى است؟
ج: قرائت در نافله‏هاى نمازهاى جهرى مستحب است بلند باشد و در نمازهاى اخفاتى مستحب است آهسته باشد و اگر بر عکس هم انجام شود مجزى است.
س 491 : آیا بعد از قرائت سوره حمد در نماز واجب است یک سوره کامل خوانده شود یا تلاوت مقدارى از قرآن کریم هم کافى است؟ و در صورت اول آیا بعد از قرائت سوره خواندن بعضى از آیات قرآنى جایز است؟
ج: در نمازهاى واجب یومیه، قرائت آیاتى از قرآن کریم بجاى سوره کامل، مجزى نیست. ولى قرائت بعضى از آیات به قصد قرآن بعد از قرائت یک سوره کامل، اشکال ندارد.
س 492 : اگر بر اثر سهل انگارى و یا لهجه‏اى که انسان به آن تکلم مى‏کند، اشتباهى در قرائت حمد و سوره و یا در اعراب و حرکات کلمات نماز رخ دهد مثلا کلمه یولَد به جاى فتح لام، به کسر لام خوانده شود، نماز چه حکمى دارد؟
ج: اگر عامد یا جاهل مقصر (قادر بر یادگیرى) باشد، نماز باطل است والاّ نماز صحیح است.
س 493 : شخصى است که حدود 35 یا 40 سال سن دارد و پدر و مادرش در دوران کودکى به او نماز یاد نداده‏اند و سواد هم ندارد اما سعى کرده است که نماز را به صورت صحیح یاد بگیرد، ولى قادر بر اداى صحیح کلمات و ذکرهاى نماز نیست و بعضى از کلمات را اصلا نمى‏تواند تلفظ کند، آیا نماز او صحیح است؟
ج: اگر آنچه را که قادر بر تلفظ آن است انجام دهد، نمازش محکوم به صحت است.
س 494 : من کلمات نماز را همانگونه که از پدر و مادرم آموخته‏ام و در دبیرستان آموزش داده‏اند، تلفظ مى‏کردم. بعد اً متوجه شدم که کلمات را اشتباه ادا مى‏کرده‏ام. آیا طبق فتواى امام «قدس سره» اعاده نماز بر من واجب است یا آنکه همه نمازها یی را که به آن صورت خوانده‏ام، صحیح هستند؟
ج: در فرض سؤال، تمامى نمازهاى گذشته محکوم به صحت است و اعاده و قضاء ندارد.
س 495 : آیا اگر کسى که بر اثر ابتلاء به بیمارى لالى قادر بر تکلم نیست ولى حواس سالمى دارد، نمازش را با اشاره بخواند صحیح است؟
ج: نماز او در فرض مزبور صحیح و مجزى است.
 
ذکر نماز
س 496 : آیا قرائت عمدى ذکرهاى رکوع و سجده بجاى یکدیگر اشکال دارد؟
ج: اگر آنها را به قصد مطلق ذکر خداوند عز و جل بگوید، اشکال ندارد و رکوع و سجده و نماز همگى صحیح هستند.
س 497 : اگر شخصى سهوا در سجده ذکر رکوع را بگوید و یا بر عکس، در رکوع ذکر سجده را بگوید و در همان حال متوجه اشتباه خود شده و آن را اصلاح نماید، آیا نماز او باطل است؟
ج: اشکال ندارد و نمازش صحیح است.
س 498 : اگر نمازگزار در هنگام نماز و یا بعد از فراغت از آن متوجه شود که ذکر را اشتباه گفته است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر از محل ذکر یعنى رکوع و سجده تجاوز کند، چیزى بر او واجب نیست.
س 499 : آیا یک بار گفتن تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافى است؟
ج: کافى است هر چند احتیاط این است که سه مرتبه گفته شود.
س500 : تعداد تسبیحات اربعه در نماز سه مرتبه است ولى فردى سهواً چهار بار گفته است، آیا نماز او در پیشگاه خداوند مقبول است؟
ج: اشکال ندارد.
س 501 : کسى که نمى‏داند تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه گفته یا بیشتر و یا کمتر، چه حکمى دارد؟
ج: یک مرتبه نیز کفایت مى‏کند و چیزى بر او واجب نیست و تا به رکوع نرفته مى‏تواند بنا را بر اقل ّ گذاشته و تسبیحات را تکرار نماید تا یقین کند که آن را سه مرتبه گفته است.
س 502 : آیا قرائت « بحول الله و قوته اقوم واقعد» هنگام نماز در حال حرکت جایز است؟ و آیا گفتن آن در حال قیام صحیح است؟
ج: اشکال ندارد و اصولاً این ذکر در حالت قیام براى رکعت بعدى گفته مى‏شود.
س 503 : مراد از ذکر چیست؟ آیا شامل صلوات بر پیامبر «صلى الله علیه و آله» و خاندان آن حضرت مى‏شود؟
ج: هر عبارتى که متضمّن ذکر خداوند عزوجل باشد، ذکر محسوب مى‏شود و صلوات بر محمد و آل محمد «علیهم افضل صلوات الله» از بهترین ذکرهاست.
س 504 : هنگامى که در نماز وتر که یک رکعت است دستها را براى قنوت بلند کرده و حاجات خود را از خداوند عزّوجلّ طلب مى‏کنیم، آیا طلب حاجات به زبان فارسى اشکال دارد؟
ج: دعا در قنوت به زبان فارسى اشکال ندارد بلکه هر دعائى را در قنوت مى‏توان به هر زبانى خواند.
 
سجده و احکام آن‏
س 505 : سجده و تیمم بر سیمان و موزائیک چه حکمى دارد؟
ج: سجده و تیمم بر آن دو اشکال ندارد. اگرچه احوط ترک تیمم بر سیمان و موزائیک است.
س 506 : آیا گذاشتن دستها هنگام نماز بر موزائیکى که داراى سوراخهاى ریزى است، اشکال دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س 507 : آیا سجده بر مهر که سیاه و چرک شده بطورى که لایه‏اى از چرک روى آن را پوشانده و مانع چسبیدن پیشانى روى مهر است، اشکال دارد؟
ج: اگر چرک روى مهر به مقدارى باشد که حائل بین پیشانى و مهر شود، سجده و نماز باطل است.
س 508 : آیا بر زنى که هنگام سجده بر مهر، پیشانى وى بخصوص جاى سجده با حجاب پوشیده شده است، اعاده نمازهایش واجب است؟
ج: اگر هنگام سجده متوجه وجود حائل نبوده، اعاده بر او واجب نیست.
س 509 : زنى هنگام سجده، سر خود را روى مهر گذاشته، متوجه مى‏شود که پیشانى وى به طور کامل با مهر تماس ندارد زیرا چادر یا روسرى وى مانع از تماس کامل پیشانى با مهر است، لذا سرش را از روى آن بلند کرده و بعد از رفع مانع دوباره روى مهر گذاشته است، نماز او چه حکمى دارد؟ اگر عمل وى سجده مستقلى محسوب شود، نمازهائى که خوانده است چه حکمى دارد؟
ج: واجب است بدون این که سر خود را از زمین بلند کند، پیشانى اش را حرکت دهد تا روى مهر قرار بگیرد. و اگر بلند کردن پیشانى از زمین براى سجده روى مهر بر اثر جهل یا فراموشى بوده و این عمل را فقط در یکى از دو سجده یک رکعت انجام مى‏داده، نمازش صحیح است و اعاده واجب نیست. ولى اگر این کار با علم و عمد بوده و یا در هر دو سجده یک رکعت آن را انجام داده نمازش باطل و اعاده آن واجب است.
س 510 : در سجده باید هفت عضو از بدن روى زمین باشد، ولى ما به خاطر وضیعت خاص جسمى که داریم قادر به انجام این کار نیستیم زیرا از معلولین جنگى که از صندلى چرخدار استفاده مى‏کنند هستیم و براى نماز یا مهر را به طرف پیشانى بلند مى‏کنیم و یا آن را روى دسته صندلى چرخدار گذاشته و بر آن سجده مى‏کنیم، آیا این کار صحیح است یا خیر؟
ج: اگر قادر به گذاشتن مهر روى دسته صندلى چرخدار یا چیز دیگر مانند بالشت یا چهار پایه و سجده بر آن هستید، باید سجده را بدین نحو انجام دهید و نماز شما صحیح است. در غیر این صورت به هر نحو که مى‏توانید هر چند باایماء و اشاره، سجده و رکوع را انجام دهید و نماز شما صحیح است. انشاء الله موفق باشید.
س 511 : سجده بر سنگفرش مرمر مشاهد مشرفه چه حکمى دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر اشکال ندارد.
س 512 : آیا جایز است هنگام سجده علاوه بر انگشت بزرگ پا، بعضى از انگشتان دیگر آن را هم بر زمین بگذاریم؟
ج: اشکال ندارد.
س 513 : امروزه مهرى براى نماز ساخته شده که با شمارش رکعت‏ها و سجده‏هاى نمازگزار باعث مى‏شود تا حدى شک او بر طرف گردد. با توجه به این که هنگام گذاشتن پیشانى روى آن، مهر به خاطر دستگاه فلزى که زیر آن نصب شده است، به سمت پایین حرکت مى‏کند، آیا با این توصیف سجده بر آن صحیح است؟ امیدواریم نظر شریف خود را بیان فرما یید.
ج: اگر محل گذاشتن پیشانى از چیزهائى باشد که سجده بر آن صحیح است و پس از گذاشتن پیشانى ثابت و بى حرکت بماند، سجده بر روى آن اشکال ندارد.
س 514 : هنگام نشستن بعد از سجده کدام پا روى دیگرى گذاشته مى‏شود؟
ج: مستحب است بر ران چپ بنشیند و پشت پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.
س 515 : در سجده و رکوع بعد از قرائت ذکر واجب، گفتن چه ذکرى افضل است؟
ج: تکرار همان ذکر واجب و بهتر است به عدد فرد ختم شود، و در سجده علاوه بر آنچه گفته شد، صلوات و دعا براى حاجت‏هاى دنیا و آخرت مستحب‏است.
س 516 : هنگام شنیدن آیات سجده از بلندگو و رادیو که به صورت زنده و مستقیم نیست، تکلیف شرعى چیست؟
ج: شنیدن آیات سجده از طریق نوار ضبط صوت باعث وجوب سجده نمى‏شود ولى اگر هنگام شنیدن آن از رادیو یا بلندگو، به صورت پخش مستقیم و زنده باشد، بنا بر احتیاط، سجده واجب است.
 
جواب سلام در نماز
س 517 : آیا جواب سلام کودکان اعم از دختر و پسر واجب است؟
ج: جواب سلام کودکان ممیّ ـز اعمّ از پسر و دختر مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.
س 518 : اگر کسى سلام را بشنود ولى به دلیل غفلت یا هر سبب دیگر جواب سلام را ندهد بطورى که زمان کمى فاصله شود، آیا بعد از آن گفتن جواب سلام واجب است؟
ج: اگر تأخیر به مقدارى باشد که جواب سلام و ردّ تحیت بر آن صدق نکند، واجب نیست.
س 519 : اگر شخصى به گروهى سلام کند و بگوید «السلام علیکم جمیعا» و یکى از آنان مشغول نماز باشد، آیا بر او هم جواب سلام واجب است حتى اگر دیگران جواب سلام را داده باشند؟
ج: اگر کس دیگرى جواب آن را بدهد، احتیاط این است که اقدام به جواب گفتن نکند.
س 520 : نظر جنابعالى درباره ردّ تحیتى که به صیغه سلام نباشد، چیست؟
ج: اگر در حال نماز باشد، جواب دادن جایز نیست، ولى اگر در حال نماز نباشد، اگر کلامى است که عرف آن را تحیت محسوب مى‏کند، احتیاط، جواب گفتن آن است.
س 521 : اگر شخصى در یک زمان چند بار سلام کند و یا چند نفر سلام دهند، آیا یکبار جواب دادن از همه آنها کفایت مى‏کند؟
ج: در صورت اول یک جواب کافى است. و در حالت دوم یک جواب به صیغه‏اى که شامل همه آنها گردد و به قصد جواب سلام آنان باشد، کافى است.
س 522 : شخصى هنگام سلام دادن به جاى «سلام علیکم» از لفظ «سلام» استفاده مى‏کند، آیا جواب سلام او واجب است؟
ج: اگر عرفا ً بر آن تحیت و سلام صدق نماید، جواب دادن واجب است.
 
مبطلات نماز
س 523 : آیا نماز با ذکر شهادت به ولایت امیرالمومنین على علیه‏السلام در تشهد، باطل مى‏شود؟
ج: امورى که جزء تشهد نمازهاى واجب نیست، اگر آن را به قصد این که شرعا به عنوان جزئى از تشهد وارد شده است بگوید، نماز را باطل مى‏کند هر چند آن امور فى نفسه حق و صحیح باشند.
س 524 : شخصى در عبادات خود مبتلا به ریا است و در حال حاضر با نفس خود مبارزه مى‏کند، آیا این عمل وى نیز ریا محسوب مى‏شود؟ و چگونه مى‏توان از ریا دورى کرد؟
ج: واجب است عبادات به قصد قربت به خداوند عزوجل انجام شوند و براى رهایى از ریا باید در عظمت خداوند و ضعف و احتیاج خود و دیگران به خداوند تفکر نماید و همچنین در بندگى خود و دیگر مردم براى خداوند تبارک تعالى اندیشه کند.
س 525 : آیا بر زنان گذاشتن یک دست روى دست دیگر هنگام نماز واجب است؟
ج: واجب نیست و اگر به صورت تکتف باشد جایز هم نیست.
س 526 : هنگام شرکت در نماز جماعت برادران اهل سنت، بعد از قرائت سوره حمد توسط امام جماعت، کلمه «آمین» با صداى بلند و بصورت دسته جمعى گفته مى‏شود، این کار چه حکمى دارد؟
ج: اگر مقتضاى تقیه، گفتن آمین باشد، اشکال ندارد و در غیر این صورت جایز نیست.
س 527 : گاهى هنگام خواندن نماز واجب متوجه کودکى مى‏شویم که در حال انجام کار خطرناکى است، آیا جایز است بعضى از کلمات سوره حمد یا سوره دیگر و یا بعضى از ذکرها را بلند بخوانیم تا کودک یا کسانى که در خانه هستند، متوجه شوند و خطر رفع گردد؟ اگر هنگام قیام نماز دست یا ابرو را براى فهماندن چیزى به کسى و یا در جواب سؤال او تکان دهیم، آن نماز چه حکمى دارد؟
ج: اگر بلند کردن صدا هنگام قرائت آیات یا ذکرهاى نماز براى آگاه کردن دیگران، موجب خروج از هی أت نماز نشود، اشکال ندارد. مشروط بر این که قرائت و ذکر به نیت قرائت و ذکر باشد. ولى حرکت دادن دست یا چشم و ابرو اگر به نحوى باشد که با استقرار و آرامش و یا هیأت نماز منافات داشته باشد، موجب بطلان نماز مى‏گردد.
س 528 : آیا اگر کسى هنگام نماز به خاطر یادآورى حرف خنده ‏دار یا پیدایش حالت خنده‏آورى، بخندد، نمازش باطل مى‏شود یا خیر؟
ج: اگر خنده با صدا (یعنى قهقهه) باشد، نماز باطل است.
س 529 : آیا مالیدن دستها به صورت بعد از قنوت در حال نماز، موجب بطلان آن مى‏گردد؟ و در صورتى که نماز را باطل کند، آیا معصیت و گناه محسوب مى‏شود؟
ج: اشکال ندارد و نماز را باطل نمى‏کند.
س 530 : آیا بستن چشمها در نماز به این دلیل که باز بودن آنها فکر انسان را از نماز باز مى‏دارد، جایز است؟
ج: به هم گذاشتن چشم‏ها در نماز مانع شرعى ندارد.
س 531 : من گاهى در هنگام نماز به یاد حالت‏هاى ایمانى و معنوى که در دوران جنگ با نظام کافر بعثى داشتم مى‏افتم که باعث افزایش حالت خشوع من مى‏شود، آیا این کار نماز را باطل مى‏کند؟
ج: به صحت نماز ضرر نمى‏زند.
س 532 : آیا ادامه قهر و دشمنى بین دو نفر، تا مدت سه روز موجب بطلان نماز و روزه آنها مى‏گردد؟
ج: وقوع دشمنى و قهر بین دو نفر، نماز و روزه را باطل نمى‏کند.
 
شکّیات نماز
س 533 : کسى که در رکعت سوم نماز شک کند که قنوت را به جاآورده یا خیر، چه حکمى دارد؟ آیا نمازش را تمام کند و یا از هنگام شک آن را قطع نماید؟
ج: به شک مذکور اعتنا نمى‏شود و نماز صحیح است و در این مورد چیزى بر مکلّف واجب نیست.
س 534 : آیا در نماز نافله به شک در غیر از رکعت‏هاى آن اعتنا مى‏شود؟ مثل شک در این که یک سجده انجام داده یا دو سجده؟
ج: شک در اقوال و افعال نماز نافله همان حکم شک در اقوال و افعال نماز فریضه را دارد، در این که اگر از محل آن تجاوز نکرده است به آن اعتنا مى‏شود و اگر از محل انجام آن تجاوز کرده است، به آن اعتنا نمى‏شود.
س 535 : با توجه به این که کثیر الشک نباید به شک خود اعتنا کند، اگر براى او در نماز شکى پیش آمد، وظیفه‏اش چیست؟
ج: باید بنا بر انجام کارى بگذارد که در آن شک کرده است، مگر آنکه انجام آن موجب بطلان نماز شود که در این صورت بنا بر عدم انجام آن مى‏گذارد، بدون این که در این مورد فرقى بین رکعتها و افعال و اقوال نماز باشد.
س 536 : اگر شخصى بعد از چند سال متوجه بطلان عبادتهایش شود و یا در آن شک کند، وظیفه‏اش چیست؟
ج: به شک بعد از عمل اعتنا نمى‏شود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادت‏هاى قابل تدارک را قضاء نماید.
س 537 : اگر شخصى سهوا بعضى از اجزاء نماز را به جاى بعضى دیگر انجام دهد و یا در هنگام نماز نگاهش به جایى بیفتد یا سهوا ً حرف بزند، آیا نماز او باطل است؟ وظیفه او چیست؟
ج: عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمى‏شود، لیکن در بعضى از موارد باعث وجوب سجده سهو مى‏گردد، مگر آنکه رکنى از نماز را کم یا زیاد کند که موجب بطلان نماز مى‏شود.
س 538 : اگر فردى یک رکعت از نماز را فراموش کند و در رکعت آخر یادش بیاید، مثلا فکر مى‏کرد که رکعت اول نمازش رکعت دوم است لذا رکعت سوم و چهارم را هم به جا آورد، و در رکعت آخرى متوجه شد که در رکعت سوم است، وظیفه او چیست؟
ج: واجب است هر رکعتى را که به جا نیاورده، قبل از سلام نمازبه جا آورد و سپس سلام دهد و در این صورت اگر سهواً عمل زا ئدى انجام داده یا بعضى از واجبات نماز را که رکن نیستند، سهواً ترک کرده باشد، باید دو سجده سهو هم انجام دهد، و اگر تشهد واجب نماز را در محل خود انجام نداده، بنا بر احتیاط قضاى آن هم واجب است.
س 539 : براى مکلّف دانستن تعداد رکعتهاى نماز احتیاط، که یک رکعت است یا دو رکعت، چگونه ممکن‏است؟
ج: تعداد رکعتهاى نماز احتیاط به مقدار کمبود احتمالى در نماز است. بنابراین در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط، واجب است. و در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته، واجب است.
س 540 : آیا اگر کلمه‏اى از ذکرهاى نماز یا آیات قرآنى یا دعاهاى قنوت، سهوا ً غلط خوانده شود، سجده سهو واجب مى‏شود؟
ج: واجب نیست.
 
نماز قضا
س 541 : من تا سن هفده سالگى با مسأله احتلام و غسل و مانند آن آشنا نبودم و از کسى هم درباره آنها چیزى نشنیده بودم و خودم هم معناى جنابت و وجوب غسل را نمى‏فهمیدم، لذا نماز و روزه‏ام تا این سن اشکال دارد، امیدوارم وظیفه مرا بیان فرمایید.
ج: همه نمازهایى را که در حال جنابت خوانده‏اید باید قضا کنید، ولى روزه‏اى را که در حال جنابت بدون علم به اصل جنابت گرفته‏اید صحیح و مجزى است و قضا ندارد.
س 542 : متأسفانه من در گذشته بر اثر نادانى و ضعف اراده مبتلا به عمل شنیع استمناء بودم، لذا گاهى نماز نمى‏خواندم که مدت دقیق آن را به یاد ندارم. نماز نخواندن من به صورت مستمر نبوده بلکه مربوط به زمانى است که جنب بودم و غسل نکرده‏ام که گمان مى‏کنم حدود شش ماه باشد. تصمیم گرفته‏ام نمازهایم در این مدت را قضا کنم، آیا قضاى آنها واجب است یا خیر؟
ج: هر مقدار از نمازهاى روزانه‏اى را که مى‏دانید انجام نداده‏اید و یا در حال جنابت خوانده‏اید، قضاى آن بر شما واجب است.
س 543 : شخصى که نمى‏داند نماز قضا برذمّه‏اش هست یا خیر، اگر نماز مستحبى یا نافله بخواند، بر فرض که نماز قضا داشته باشد، آیا به عنوان نماز قضاى او محسوب مى‏شود؟
ج: نوافل و نمازهاى مستحب به جاى نماز قضا محسوب نمى‏شوند، و اگر نماز قضا بر عهده او باشد، واجب است آن را به نیت نماز قضا بخواند.
س 544 : من حدود شش ماه است که به سن تکلیف رسیده‏ام. چند هفته قبل از رسیدن به آن سن فکر مى‏کردم تنها علامت بلوغ، تمام کردن پانزده سال هجرى قمرى است. ولى اکنون کتابى راجع به علامتهاى بلوغ پسران خواندم که در آن علامتهاى دیگرى براى بلوغ ذکر شده که در من وجود دارند ولى زمان پیدایش آنها را نمى‏دانم. آیا در حال حاضر قضاى نماز و روزه بر عهده من هست یا خیر؟ با توجه به این که من گاهى نماز مى‏خواندم و ماه رمضان سال گذشته را به طور کامل روزه گرفته‏ام، وظیفه من در این‏باره چیست؟
ج: قضاى همه نمازها و روزه‏هایى که یقین به فوت آنها پس از رسیدن به سنّ بلوغ و تکلیف شرعى دارید، واجب است.
س 545 : اگر شخصى در ماه مبارک رمضان سه بار غسل جنابت کند مثلا در روزهاى بیستم، بیست و پنجم و بیست و هفتم غسل نماید، و بعد یقین کند که یکى از آن غسلها باطل بوده است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟
ج: روزه‏اش صحیح است ولى بنا بر احتیاط، قضاى نمازها بطورى که یقین به فراغت ذمّه پیدا کند، واجب است.
س 546 : شخصى بر اثر جهل به حکم شرعى، مدتى ترتیب را در غسل رعایت نکرده است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟
ج: اگر غسل را به نحوى انجام داده که شرعا باطل است قضاى نمازهائى که در این حالت با حدث اکبر خوانده، واجب است. ولى روزه‏اش، اگر در آن هنگام اعتقاد به صحت غسل خود داشته، محکوم به صحت است.
س 547 : کسى که قصد دارد نماز قضاى یک سال را بخواند، چگونه باید آن را انجام دهد؟
ج: مى‏تواند با یکى از نمازها شروع کند و به ترتیبى که نمازهاى پنجگانه یومیه را مى‏خواند، آن را ادامه دهد.
س 548 : شخصى مدت زیادى نماز قضا بر عهده دارد، آیا مى‏تواند آنها را به ترتیب زیر بجا آورد؟
1- مثلا بیست بار نماز صبح بخواند.
2- هر یک از نماز ظهر و عصر را بیست بار بخواند.
3- هر یک از نماز مغرب و عشاء را بیست بار بخواند و تا یک سال به همین صورت ادامه دهد.
ج: قضاى نمازها به ترتیب مذکور اشکال ندارد.
س 549 : شخصى از ناحیه سر مجروح شده و قسمتى از مغز وى آسیب دیده که بر اثر آن دست و پاى چپ و زبانش فلج گشته است. و همچنین نماز را فراموش کرده و قادر به یادگیرى آن نیست ولى مى‏تواند اجزاى نماز را با خواندن از کتاب و یا شنیدن از نوار، تشخیص دهد. در حال حاضر وى در رابطه با نماز دو مشکل دارد، یکى این که قدرت تطهیر محل بول و وضو گرفتن را ندارد، دوم این که در قرائت نماز مشکل دارد. تکلیف او چیست؟ و همچنین نسبت به نمازها یى که تقریبا ً به مدت شش ماه از او فوت شده است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر بتواند هر چند با کمک دیگران، وضو یا تیمم بگیرد واجب است نماز را به هر نحوى که مى‏تواند بخواند اگرچه با شنیدن ازنوار یا خواندن از روى نوشته و مانند آن باشد. و در مورد طهارت بدن، اگر قدرت بر تطهیر آن هر چند به کمک دیگران ندارد، با همان بدن نجس نماز بخواند، صحیح است. قضاى نمازهاى گذشته‏اى هم که از وى فوت شده، واجب است مگر نمازهایى که بر اثر بیهوشى که در تمام وقت نماز ادامه داشته، از او فوت شده باشد.
س 550 : در دوران جوانى نمازهاى ظهر و عصر من بیشتر از نمازهاى مغرب و عشاء و صبح قضا شده‏اند که پشت سر هم بودن و تعداد و ترتیب آنها را نمى‏دانم. آیا در این مورد باید نماز دوره‏اى خوانده شود؟ و نماز دوره‏اى چیست؟ امیدواریم توضیح فرما یید.
ج: در نماز قضا مراعات ترتیب واجب نیست و خواندن مقدارى که یقین به قضا شدن آن دارید کافى است و دوره کردن و تکرار نماز براى احراز ترتیب بر شما واجب نیست.
س 551 : گاهى پس از ازدواج مایعى از من خارج مى‏شد که اعتقاد به نجس بودن آن داشتم. لذا به نیت غسل جنابت غسل کرده و نمازم را بدون وضو مى‏خواندم. در رساله‏هاى عملیه این مایع، م َذى نامیده شده است. و اکنون نمى‏دانم نمازها یى را که بدون وضو بى‏آنکه جنب باشم با غسل جنابت خوانده‏ام، چه حکمى دارد؟
ج: قضاى همه نمازها یى که بعد از خروج آن مایع، بدون وضو و با غسل جنابت خوانده‏اید، واجب است.
س 552 : کافرى پس از مدتى اسلام آورده است. آیا قضاى نماز و روزه‏هایی که انجام نداده، واجب است؟
ج: واجب نیست.
س 553 : بعضى از افراد بر اثر تبلیغات گمراه کننده کمونیستها چندین سال نماز و واجبات خود را ترک کرده‏اند ولى بعد از پیام تاریخى امام راحل به سران شوروى سابق پى به اشتباه خود بردند و به سوى خداوند توبه نموده‏اند، آنها در حال حاضر قادر به قضاى همه آن نمازها و روزه‏ها نیستند، وظیفه آنها چیست؟
ج: بر آنان واجب است نمازها و روزه‏هاى فوت شده را به هر مقدار که قدرت دارند قضا و جبران نمایند.
س 554 : شخصى فوت کرده و قضاى روزه ماه مبارک رمضان و نماز بر عهده اوست و فرزند ذکورى هم ندارد. مقدارى مال بجا گذاشته که براى قضاى یکى از نماز و روزه کفایت مى‏کند. در این صورت قضاى نماز مقدم است یا روزه؟
ج: ترجیحى بین نماز و روزه نیست و بر ورثه واجب نیست که ما ترک وى را صرف قضاى نماز و روزه او نمایند، مگر آنکه در این باره وصیت کرده باشد، که در این صورت باید به وصیت او در اجیر گرفتن از ثلث ترکه یا تمام آن براى قضاى نماز و روزه‏اش به هر مقدار که کفایت مى‏کند عمل کنند.
س 555 : من در اکثر اوقات نماز خود را خوانده و در صورت فوت شدن نماز، آن را قضا کرده‏ام، و این نمازهاى فوت شده هم مواردى بوده که یا من خواب مانده‏ام و یا بدن و لباسم نجس بوده و در تطهیر آنها کوتاهى کرده‏ام. مقدار نمازهاى قضا شده یومیّه، آیات و قصر را که بر عهده من است، چگونه محاسبه نمایم؟
ج: قضاى نمازها یى که یقین به فوت شدن آنها دارید، کافى است، و از این مقدار هر کدام را که یقین دارید نماز قصر یا آیات بوده باید بر وفق یقین خودآنها را به جا آورید، و بقیه را به عنوان قضاى نمازهاى یومیه بخوانید و چیزى بیشتر از این مقدار بر شما واجب نیست.
 
نماز قضاى پدر و مادر
س 556 : پدرم سکته مغزى نموده و مدت دو سال مریض بود و بر اثر سکته قادر به تشخیص خوب و بد نبود یعنى قدرت تفکر و تعقل از او سلب شده بود. در این دو سال نماز و روزه خود را انجام نداده است. آیا قضاى نماز و روزه او بر من که پسر بزرگ خانواده هستم واجب است؟ البته مى‏دانم که اگر وى بیماریهاى مذکور را نداشت، قضاى نماز و روزه‏هاى او بر من واجب بود. امیدوارم مرا در این مسئله راهنمائى فرمائید.
ج: اگر ضعف عقلى وى به حدى که عنوان جنون بر آن صدق کند نرسیده و در تمام اوقات نماز در حال اغماء نبوده است، قضاى نمازها و روزه‏هاى فوت شده او بر شما واجب است، و گرنه چیزى از بابت آن بر شما نیست.
س 557 : اگر شخصى فوت کند، چه کسى باید کفاره روزه او را بپردازد؟ آیا بر پسران و دختران وى دادن کفاره واجب است یا شخص دیگرى هم مى‏تواند آن را بدهد؟
ج: کفاره روزه که بر پدر واجب است اگر به نحو تخییرى بوده است، یعنى وى هم توانایى روزه گرفتن را داشته و هم اطعام را، در این صورت اگر بتوان آن را از تَرَکه خارج کرد، از آن برداشت مى‏شود. در غیر این صورت بر پسر بزرگتر واجب است روزه را بگیرد.
س 558 : مرد بزرگسالى به دلایل مشخصى از خانواده‏اش جدا شده و برقرارى ارتباط با آنها براى او مقدور نیست. وى فرزند بزرگ خانواده هم هست و پدرش در این مدت فوت کرده است و نمى‏داند چه مقدار نماز قضا و غیر آن بر عهده پدرش مى‏باشد و مال کافى هم براى اجیر گرفتن در اختیار ندارد و خودش هم به علت سن زیاد نمى‏تواند آنها را بجا آورد، وظیفه وى چیست؟
ج: قضاى نمازهاى پدر واجب نیست مگر آن مقدارى که پسر بزرگتر یقین به فوت آن دارد و بر پسر بزرگتر واجب است نمازهاى پدرش را به هر صورتى که امکان دارد، قضا نماید و اگر از انجام آن حتى از اجیر گرفتن براى انجام آن هم عاجز باشد، معذور است.
س 559 : اگر فرزند بزرگ میّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آیا قضاى نمازها و روزه‏هاى پدر و مادر بر این پسر واجب است؟
ج: ملاک واجب بودن قضاى نماز و روزه پدر و مادر این است که فرزند مذکر از دیگر اولاد ذکور میّت اگر میّت اولاد ذکور داشته باشد بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضاى نماز و روزه پدر بر پسر که فرزند دوم پدر است واجب مى‏باشد و قضاى نماز و روزه‏اى که از مادر فوت شده نیز واجب است.
س 560 : اگر پسر بزرگ چه بالغ باشد یا غیر بالغ، قبل از پدر فوت کند. آیا قضاى نمازهاى پدر از فرزندان دیگر ساقط مى‏شود؟
ج: تکلیف قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است که هنگام وفات پدر زنده باشد هر چند فرزند اول یا پسر اول پدر نباشد.
س 561 : من پسر بزرگ خانواده هستم. آیا واجب است براى خواندن نمازهاى قضاى پدرم، از او تا زنده است تحقیق کنم؟ یا این که بر او واجب است مرا از مقدار آن آگاه نماید؟ در صورتى که مرا مطلع نکند، تکلیف من چیست؟
ج: تفحص و سؤال بر شما واجب نیست ولى بر پدر واجب است تا فرصت دارد خودش بخواند و اگر نتوانست وصیت نماید. بهرحال پسر بزرگ مکلّف است بعد از فوت پدرش، آن مقدار از نماز و روزه‏هایى را که یقین دارد از پدرش فوت شده است، قضا نماید.
س 562 : اگر شخصى فوت کند و همه دارا یى او خانه‏اى باشد که فرزندانش در آن سکونت دارند، و نماز و روزه بر ذمّه او باشد و پسر بزرگ او هم به علت کارهاى روزانه قادر به قضاى آن نباشد، آیا واجب است این خانه را بفروشند و نماز و روزه او را قضا نمایند؟
ج: در فرض مرقوم فروش خانه واجب نیست ولى قضاى نماز و روزه‏اى که به عهده پدر است، در هر حالى بر پسر بزرگتر واجب است مگر در صورتى که میّت وصیت به اجیر گرفتن از ثلث ترکه‏اش کرده باشد و ثلث ترکه هم براى انجام همه نماز و روزه‏هاى او کفایت کند که در این صورت ثلث ترکه باید براى آن مصرف شود.
س 563 : آیا اگر پسر بزرگ که قضاى نماز پدر بر عهده اوست فوت نماید، انجام آنها بر ذمه وارث پسر بزرگ است یا این که به پسر بعدى پدر (برادر پسر بزرگ) منتقل مى‏شود؟
ج: قضاى نماز و روزه پدر که بر پسر بزرگ واجب است با فوت وى پس از فوت پدرش بر پسر و یا برادر او واجب نمى‏شود.
س 564 : اگر پدرى اصلا نماز نخوانده باشد، آیا همه نمازهاى او قضا دارد؟ و انجام آنها بر پسر بزرگ او واجب است؟
ج: بنا بر احتیاط در این صورت هم قضاى آنها واجب است.
س 565 : پدرى که همه اعمال عبادى خود را عمدا ً انجام نداده است، آیا بر پسر بزرگ قضاى همه نمازها و روزه‏هایى را که پدرش انجام نداده و به پنجاه سال مى‏رسد، واجب است؟
ج: اگر ترک نماز و روزه بر اثر طغیان باشد، قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولى در این صورت هم احتیاط در قضاى آنها ترک نشود.
س 566 : اگر قضاى نماز و روزه بر عهده پسر بزرگ باشد و قضاى نماز و روزه پدر هم برآن اضافه گردد، کدام یک مقدم است؟
ج: در این صورت مخیّر است و شروع به انجام هر کدام کند، صحیح است.
س 567 : پدرم مقدارى نماز قضا دارد ولى قدرت انجام آن را ندارد. آیا بر من که پسر بزرگ خانواده هستم جایز است در زمان حیات پدرم نمازهاى فوت شده او را قضا نمایم و یا شخصى را اجیر کنم تا آن را انجام دهد؟
ج: نیابت از شخص زنده براى انجام نماز و روزه قضا صحیح نیست.
 
نماز جماعت‏
س 568 : امام جماعت در نماز باید چه نیتى بکند؟ آیا نیت جماعت باید بکند یا نیت فرادى؟
ج: اگر بخواهد فضیلت نماز جماعت را درک کند باید قصد امامت و جماعت کند، و اگر بدون قصد امامت نماز، مشغول آن شود، نماز وى و اقتداى دیگران به او اشکال ندارد.
س 569 : در اماکن نظامى هنگام برپا یى نماز جماعت که در وقت ادارى است، تعدادى از نظامیان بخاطر شرایط کارى در آن شرکت نمى‏کنند با آنکه انجام آن کارها بعد از وقت ادارى و یا در روز بعد ممکن است. آیا این عمل سبک شمردن نماز است؟
ج: شرکت در نماز جماعت، فى نفسه واجب نیست ولى بهتر است در وقت آن براى درک فضیلت نماز اول وقت و جماعت، کارهاى ادارى بگونه‏اى تنظیم شود که آنها بتوانند این فریضه الهى را بصورت جماعت و در کمترین مدت بخوانند.
س 570 : نظر جنابعالى درباره انجام کارهاى مستحبى مثل نماز مستحب یا دعاى توسل و یا سایر دعاهاى طولانى که قبل یا بعد از نماز جماعت و یا در اثناى آن در نماز خانه ادارات دولتى برگزار مى‏شود و بیشتر از نماز جماعت طول مى‏کشد، چیست؟
ج: دعاها و اعمال مستحبى زائد بر فریضه الهى نماز جماعت که از شعائر اسلامى است، اگر منجر به تضییع وقت ادارى و تأخیر در انجام کارهاى واجب شود، اشکال دارد.
س 571 : آیا اقامه نماز جماعت دوم در نزدیکى مکانى که نماز جماعت در آن جا با حضور تعداد زیادى از نمازگزاران اقامه مى‏شود، و صداى اذان و اقامه آن شنیده مى‏شود، صحیح است؟
ج: اقامه نماز جماعت دوم اشکال ندارد، ولى مناسب است مومنین در یک مکان اجتماع کرده و همگى در یک نماز جماعت شرکت کنند تا بر عظمت مراسم دینى نماز جماعت افزوده شود.
س 572 : بعضى از اشخاص هنگام برپا یى نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادى مى‏کنند، این کار چه حکمى دارد؟
ج: این عمل اگر تضعیف نماز جماعت و اهانت و بى احترامى به امام جماعتى که مردم اعتماد به عدالت او دارند، محسوب شود، جایز نیست.
س 573 : در محله‏اى چند مسجد وجود دارد که در همه آنها نماز جماعت اقامه مى‏شود، خانه‏اى بین دو مسجد واقع شده که فاصله آن از یک مسجد ده خانه و از دیگرى دو خانه است، در این خانه هم نماز جماعت اقامه مى‏شود، این نماز جماعت چه حکمى دارد؟
ج: سزاوار است اقامه نماز جماعت وسیله وحدت و انس باشد نه اینکه باعث ایجاد جو اختلاف و تفرقه گردد، در هر صورت اقامه نماز جماعت در خانه مجاور مسجد، اگر باعث اختلاف و پراکندگى نگردد اشکال ندارد.
س 574 : آیا جایز است شخصى بدون اجازه امام جماعت راتب مسجد که مورد تأ یید مرکز اداره امور مساجد است، در آن مسجد نماز جماعت اقامه کند؟
ج: اقامه نماز جماعت متوقف بر اجازه امام جماعت راتب مسجد نیست ولى بهتر است کسى مزاحم امام جماعت راتب مسجد هنگام حضور وى در آن مسجد براى اقامه نماز جماعت نشود، و حتى اگر ایجاد مزاحمت براى او موجب برانگیخته شدن فتنه و مانند آن شود، حرام است.
س 575 : اگر گاهى امام جماعت سخنى بگوید و یا مزاحى کند که خوشایند و مناسب شأن عالم دینى نباشد، آیا با این کار از عدالت ساقط مى‏شود؟
ج: اگر مخالف شرع و منافى مروّت نباشد، ضررى به عدالت نمى‏زند.
س 576 : آیا اقتدا به امام جماعت بدون شناخت واقعى او جایز است؟
ج: اگر عدالت او نزد مأموم به هر طریقى ثابت باشد، اقتدا به او جایز و نماز جماعت صحیح است.
س 577 : اگر شخصى اعتقاد به عدالت و تقواى فردى داشته باشد و در همان زمان معتقد باشد که شخص مزبور در مواردى به او ظلم کرده است، آیا مى‏تواند او را به طور کلى عادل بداند؟
ج: تا براى او احراز نشود که عمل آن امام جماعت که او آن را ظلم مى‏شمارد با علم و اختیار و بدون مجوز شرعى بوده، مجاز نیست حکم به فسق او نماید.
س 578 : آیا نیت اقتدا به امام حاضر بدون شناخت نام و دیدن چهره او صحیح است؟
ج: اگر به عدالت او از هر طریقى اطمینان حاصل شود، اقتدا به وى صحیح است.
س 579 : آیا اقتدا به امام جماعتى که مى‏تواند امر به معروف و نهى از منکر کند ولى انجام نمى‏دهد، جایز است؟
ج: مجرد ترک امر به معروف و نهى از منکر که ممکن است بر اثر عذر مقبولى نزد مکلّف باشد، به عدالت ضرر نمى‏زند و مانع اقتدا به او نیست.
س 580 : به نظر شما معناى عدالت چیست؟
ج: عدالت عبارت از حالت نفسانى است که باعث مى‏شود انسان همیشه تقوا یى داشته باشد که مانع از ترک واجبات یا انجام محرمات شرعى است، و براى احراز آن، حسن ظاهر که غالبا ً بیانگر عدالت است، کافى مى‏باشد.
س 581 : ما تعدادى جوان هستیم که در تکیه‏ها و حسینیه‏ها دور هم جمع مى‏شویم و هنگام رسیدن وقت نماز فرد عادلى را مقدم کرده و براى نماز به او اقتدا مى‏کنیم. ولى بعضى از برادران به این کار اشکال نموده و مى‏گویند امام راحل «قدس سره» خواندن نماز پشت سر غیر عالم دینى را حرام مى‏داند، وظیفه ما چیست؟
ج: اگر براى برادران عزیز براحتى خواندن نماز پشت سر عالم دینى که او را شایسته اقتدا مى‏دانند، و لو با رفتن به مساجد نزدیک، امکان دارد، سزاوار نیست به غیر عالم اقتدا کنند. بلکه اقتدا به غیر عالم دینى در بعضى از موارد خالى از اشکال نیست.
س 582 : آیا دو نفر مى‏توانند نماز جماعت اقامه کنند؟
ج: اگر مراد تشکیل نماز جماعتى است که مرکب از امام و یک مأموم باشد، اشکال ندارد.
س 583 : اگر مأموم در نماز جماعت ظهر و عصر حمد و سوره را براى تمرکز ذهن قرائت کند با اینکه بر او واجب نیست، نماز او چه حکمى دارد؟
ج: واجب است مأموم در نماز ى که باید آهسته خوانده شود مثل نماز ظهر و عصر، هنگام قرائت حمد و سوره توسط امام، سکوت کند و قرائت براى او جایز نیست حتى اگر براى تمرکز ذهن باشد.
س 584 : اگر امام جماعت با دوچرخه براى اقامه نماز جماعت برود و همه قوانین عبور و مرور را رعایت کند، چه حکمى دارد؟
ج: این کار به عدالت و صحت امامت جماعت ضرر نمى‏زند، مگر اینکه در عرف منطقه عمل مستهجن و منافى با شأن امام جماعت و مرو ّت باشد.
س 585 : اگر انسان نماز جماعت را بطور کامل درک نکند و به آخر آن برسد و براى درک ثواب آن، تکبیرة الاحرام را گفته و به حالت تجافى بنشیند و تشهد را با امام بخواند و بعد از سلام او برخیزد و رکعت اول را بخواند، آیا این کار را در تشهد رکعت دوم نمازهاى چهار رکعتى هم مى‏تواند انجام دهد؟
ج: این طریق مختص تشهد آخر نماز جماعت و براى درک ثواب جماعت است.
س 586 : آیا جایز است امام جماعت براى نماز اجرت بگیرد؟
ج: جایز نیست مگر آنکه براى مقدمات حضور در جماعت باشد.
س 587 : آیا جایز است امام جماعت در یک زمان عهده ‏دار امامت دو نماز (دو نماز عید یا هر نمازى) گردد؟
ج: تکرار نماز جماعت براى یکبار به خاطر مأمومین دیگر در نمازهاى یومیه جایز و بلکه مستحب است. ولى جواز آن در نماز عید مشکل است.
س 588 : اگر امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم نماز عشاء باشد و مأموم در رکعت دوم، آیا بلند قرائت کردن حمد و سوره بر مأموم واجب است؟
ج: در فرض سؤال واجب است حمد و سوره را آهسته بخواند.
س 589 : در نماز جماعت بعد از سلام ابتدا آیه صلوات بر پیامبر تلاوت مى‏شود و نمازگزاران سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد «صلى الله علیهم اجمعین» مى‏فرستند، بعد از آن سه بار تکبیر مى‏گویند و سپس شعارهاى سیاسى به صورت دعا و برائت توسط مومنین با صداى بلند داده مى‏شود، آیا این کار اشکال دارد؟
ج: قرائت آیه و ذکر صلوات بر پیامبر و آل او «صلى الله علیهم اجمعین» نه تنها اشکال ندارد بلکه مطلوب بوده و ثواب دارد، و مواظبت بر شعارهاى اسلامى و شعار انقلاب اسلامى (تکبیر و ملحقات آن) که یادآور رسالت و اهداف بلند انقلاب اسلامى‏است، هم مطلوب‏است.
س 590 : اگر شخصى در رکعت دوم نماز جماعت به مسجد برسد و بر اثر جهل به مسأله، تشهد و قنوت را که باید در رکعت بعد بجا آورد، انجام ندهد، آیا نماز صحیح است؟
ج: نماز صحیح است. ولى قضاى تشهد و دو سجده سهو هم براى ترک تشهد بر او واجب‏است.
س 591 : آیا رضایت کسى که در نماز به او اقتدا مى‏شود شرط است؟ و آیا اقتدا به مأموم صحیح است؟
ج: رضایت امام جماعت شرط صحت اقتدا نیست، و اقتدا به مأموم تا وقتى که نمازش را به جماعت ادامه مى‏دهد صحیح نیست.
س 592 : دو نفر که یکى امام است و دیگرى مأموم، اقامه نماز جماعت کرده‏اند. شخص سومى به تصور اینکه فرد دوم امام است به او اقتدا مى‏کند و بعد از نماز مى‏فهمد که وى مأموم بوده نه امام، نماز شخص سوم چه حکمى دارد؟
ج: اقتدا به مأموم صحیح نیست ولى زمانى که انسان نداند و به او اقتدا کند، اگر در رکوع و سجود به وظیفه نمازگزار منفرد عمل کرده بدین معنى که رکنى را عمداً و یا سهوا ً کم یا زیاد نکرده باشد، نمازش صحیح است.
س 593 : آیا کسى که قصد خواندن نماز عشاء دارد، مى‏تواند به کسى که نماز مغرب مى‏خواند اقتدا نماید؟
ج: اشکال ندارد.
س 594 : آیا عدم رعایت ارتفاع محل نماز امام نسبت به مأمومین، موجب بطلان نماز آنها مى‏شود یا خیر؟
ج: اگر بلندى جایگاه امام نسبت به جایگاه مأمومین، بیشتر از حدى باشد که شرعاً مجاز است، موجب بطلان نماز جماعت است.
س 595 : اگر یکى از صفهاى نماز جماعت بطور کامل از افرادى تشکیل شده باشد که نماز شان قصر (شکسته) است و نماز همه افراد صف بعدى تمام باشد، اگر افراد صف جلو بعد از خواندن دو رکعت نماز فوراً براى خواندن دو رکعت بعدى اقتدا کنند، آیا نماز کسانى که در صف پشت سر آنها هستند، نسبت به دو رکعت آخر نماز، جماعت باقى مى‏ماند یا فرادى مى‏شود؟
ج: با این فرض که نماز همه افراد صف جلو قصر است، صحت نماز جماعت صفهاى بعدى محل اشکال است. احوط این است که صفهاى بعدى، بعد از اینکه افراد صف اول براى سلام نماز نشستند، نماز خود را بصورت فرادى بخوانند.
س 596 : اگر مأموم در آخر یکى از دو طرف صف اول نماز ایستاده باشد، آیا مى‏تواند قبل از مأمومینى که بین او و امام ایستاده‏اند، وارد نماز جماعت شود؟
ج: اگر مأمومینى که بین او و امام ایستاده‏اند، بعد از اینکه امام جماعت شروع به نماز کرد، آماده خواندن نماز باشند، مى‏تواند به نیت جماعت وارد نماز شود.
س 597 : کسى که به رکعت سوم نماز جماعت برسد و به خیال اینکه امام در رکعت اول است، چیزى نخواند، آیا اعاده نماز بر او واجب است؟
ج: اگر قبل از رکوع متوجه شود قرائت واجب است، ولى اگر بعد از اینکه داخل رکوع شد متوجه شود، نماز او صحیح است و چیزى بر او واجب نیست هر چند احتیاط مستحب این است که دو سجده سهو براى ترک سهوى قرائت بجا آورد.
س 598 : براى برگزارى نماز جماعت در اداره‏هاى دولتى و دبیرستانها نیاز شدیدى به امام جماعت وجود دارد، و چون غیر از من عالم دیگرى در منطقه وجود ندارد، مجبور هستم یک نماز را در مکان‏هاى مختلف براى سه یا چهار بار به عنوان امام جماعت اقامه کنم و چون همه مراجع نماز جماعت دوم را اجازه مى‏هند، آیا در بیشتر از آن نیت نماز قضاى احتیاطى جایز است؟
ج: اعاده نمازى که بصورت جماعت اقامه شده، فقط یک بار براى جماعت دیگر اشکال ندارد ولى تکرار آن بیشتر از یک بار محل اشکال است، و امامت به نیت نماز قضاى احتیاطى هم صحیح نیست.
س 599 : یکى از دانشگاهها اقدام به برگزارى نماز جماعت براى کارمندان خود در یکى از ساختمان‏هاى مربوط به دانشگاه که در مجاورت یکى از مساجد شهر قرار دارد، کرده است، با توجه به اینکه در همان زمان در آن مسجد نماز جماعت اقامه مى‏شود، شرکت در نماز جماعت دانشگاه چه حکمى دارد؟ و آیا اجبار و الزام کارمندان توسط مسؤولین دانشگاه تغییرى در حکم ایجاد مى‏کند؟
ج: شرکت در نماز جماعتى که از نظر ما موم واجد شرایط اقتدا و جماعت است، اشکال ندارد، هر چند نزدیک مسجدى باشد که در همان زمان در آن نماز جماعت برگزار مى‏شود، ولى وادار کردن و اجبار کارمندان براى شرکت در نماز جماعت توجیه شرعى ندارد.
س 600 : آیا نماز خواندن پشت سر امام جماعتى که شغل قضاوت دارد ولى مجتهد نیست، صحیح است؟
ج: اگر شغل قضاوت او بعد از نصب وى توسط کسى که صلاحیت نصب را دارد، باشد مانع اقتدا به او در نماز نیست.
س 601 : آیا کسى که در نماز مسافر مقلد امام خمینى «قدس سره» است مى‏تواند به امام جماعتى ‏که ‏در آن مسأله مقلد مرجع ‏دیگرى ‏است، بخصوص در نماز جمعه، اقتدا نماید؟
ج: اختلاف در تقلید مانع از صحت اقتدا نیست، ولى اقتدا در نمازى که طبق فتواى مرجع تقلید مأموم قصر است و طبق فتواى مرجع تقلید امام جماعت تمام است، یا بالعکس صحیح نیست.
س 602 : اگرامام جماعت سهوا ً بعدازتکبیرةالاحرام به‏رکوع برود، وظیفه مأموم چیست؟
ج: اگر مأموم بعد از داخل شدن در نماز جماعت و پیش از رفتن به رکوع متوجه شود واجب است نیت فرادى نموده و حمد و سوره را قرائت کند.
س 603 : اگر تعدادى از دانش‏آموزان غیر بالغ مدارس بعد از صف سوم یا چهارم نماز جماعت ایستاده باشند و بعد از آنها تعدادى از افراد مکلّف ایستاده باشند، نماز مکلفین صفهاى بعدى چه حکمى دارد؟
ج: در فرض مذکور اشکال ندارد.
س 604 : آیا تیمم بدل از غسل نسبت به امام جماعتى که معذور است، براى اقامه نماز جماعت کافى است؟
ج: اگر شرعا ً معذور باشد، مى‏تواند با تیمم بدل از غسل، امام جماعت شود و اقتدا به او اشکال ندارد.
 حکم امام جماعتى که قرائت وى صحیح نیست‏
س 605 : آیا در صحت قرائت بین نماز فرادى و نماز مأموم یا امام تفاوت وجود دارد؟ یا اینکه صحت قرائت در هر حال مسأله واحدى است؟
ج: اگر قرائت مکلّف صحیح نباشد و قدرت بر یادگیرى هم نداشته باشد نماز او صحیح است ولى دیگران نمى‏توانند به وى اقتدا کنند.
س 606 : قرائت بعضى از ائمه جماعات از جهت مخارج حروف صحیح نیست. آیا کسى که حروف را بطور صحیح از مخارج خود ادا مى‏کند مى‏تواند به آنان اقتدا نماید؟ عده‏اى مى‏گویند مى‏توانید نماز را به جماعت بخوانید ولى باید بعدا اعاده نمایید، من که فرصت اعاده ندارم، وظیفه‏ام چیست؟ آیا مى‏توانم در نماز جماعت شرکت نموده ولى حمد و سوره را آهسته بخوانم؟
ج: اگر قرائت امام از نظر مأموم صحیح نباشد، اقتدا و نماز جماعت او باطل‏است و اگر نمى‏تواند نماز را اعاده کند، اقتدا نکردن اشکال ندارد، ولى آهسته خواندن در قرائت نمازى که باید بلند خوانده شود براى اظهار اقتدا به امام جماعت صحیح و مجزى نیست.
س 607 : عده‏اى معتقدند که قرائت بعضى از ائمه جمعه صحیح نیست زیرا یا حروف را آنگونه که هستند ادا نمى‏کنند و یا حرکت آنها را طورى تغییر مى‏دهند که دیگر آن حرف نیست. آیا اقتدا به آنان بدون اعاده نمازى که پشت سر آنان خوانده مى‏شود، صحیح است؟
ج: ملاک صحت قرائت عبارت است از رعایت قواعد زبان عربى و اداء حروف از مخارج آن بطورى که اهل لسان آن را اداء آن حرف بدانند نه حرف دیگر، اگر مأموم قرائت امام را مطابق قواعد و صحیح نداند نمى‏تواند به او اقتدا کند، و در صورت اقتداء، نماز او صحیح نیست و اعاده آن واجب است.
س 608 : اگر امام جماعت در اثناى نماز در کیفیت تلفظ کلمه پس از اداى آن شک کند و بعد از فراغت از نماز علم پیدا کند که در تلفظ آن کلمه اشتباه کرده است، نماز او و مأمومین چه حکمى دارد؟
ج: نماز محکوم به صحت است.
س 609 : وظیفه شرعى شخص بخصوص معلم قرآن کریم که یقین دارد امام جماعت نماز خود را از جهت تجوید غلط مى‏خواند چیست؟ در حالى که این فرد بدلیل عدم شرکت در نماز جماعت در معرض تهمت‏هاى زیادى قرار گرفته است.
ج: اگر قرائت امام جماعت از نظر مأموم صحیح نباشد و در نتیجه نماز او را صحیح نداند، نمى‏تواند به او اقتدا کند، ولى شرکت ظاهرى در نماز جماعت براى یک غرض عقلا ئى، اشکال ندارد.
 
امامت شخص ناقص‏ العضو
س 610 : اقتدا به معلولین عزیز براى نماز در موارد زیر چه حکمى دارد؟
1- معلولینى که فاقد عضوى از اعضاى بدن نیستند ولى به دلیل معیوب بودن پا، با تکیه بر عصا و دیوار مى‏توانند بایستند.
2- معلولینى که فاقد بند انگشت دست یا پا و یا انگشتى از دست یا پا هستند.
3- معلولینى که همه انگشتان دست یا پا و یا هر دو آنها قطع شده است.
4- معلولینى که قسمتى از یک دست یا پا و یا هر دو را ندارند.
5- معلولینى که فاقد یکى از اعضاى بدن هستند و به دلیل از کار افتادگى دست، براى وضو گرفتن نایب مى‏گیرند.
ج: بطور کلى اگر استقرار و آرامش در قیام وجود داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذکرهاى نماز و انجام افعال آن حفظ کند و قدرت بر رکوع و سجده کامل با گذاشتن هفت عضو بدن بر زمین داشته باشد و بتواند وضوى صحیح بگیرد، اقتداى دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در غیر این صورت صحیح و مجزى نیست.
س 611 : من از طلاب علوم دینى هستم که دست راستم بر اثر عمل جراحى قطع شده است. به تازگى متوجه شده‏ام که امام خمینى «قدس سره» امامت فرد ناقص براى کامل را جایز نمى‏داند. بنابراین خواهشمندم حکم نمازهاى مأمومینى که تا به حال امام جماعت آنان بوده‏ام را بیان فرما یید.
ج: نماز مأمومین که در گذشته بر اثر جهل به حکم شرعى به شما اقتدا کرده‏اند محکوم به صحت است و اعاده و قضا بر آنان واجب نیست.
س 612 : من از طلاب علوم دینى هستم که در جریان جنگ تحمیلى بر جمهورى اسلامى ایران از ناحیه انگشتان هر دو پا مجروح شدم که البته انگشت شست پاهایم کاملاً سالم است، در حال حاضر امام جماعت یکى از حسینیه‏ها هستم، آیا این کار اشکال شرعى دارد؟ لطفا ً آن را بیان فرما یید.
ج: با فرض سالم بودن انگشتان شست پا و در نتیجه توانایى گذاشتن آنها بر زمین هنگام سجده، امام جماعت بودن شما از این جهت اشکال ندارد.
 
شرکت زنان در نماز جماعت‏
س 613 : آیا شارع مقدس زنان را همانند مردان به شرکت در نماز جماعت مساجد یا نماز جمعه تشویق فرموده یا اینکه نماز خواندن آنها در خانه بهتر است؟
ج: شرکت زنان در نماز جمعه و جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.
س 614 : در چه صورتى زن مى‏تواند امام جماعت شود؟
ج: امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جایز است.
س 615 : شرکت زنان (مانند مردان) در نماز جماعت از جهت استحباب و کراهت چه حکمى دارد؟ و شرکت آنها در صورتى که پشت سر مردان بایستند چه حکمى دارد؟ و آیا در حالى که پشت سر مردان براى نماز جماعت ایستاده‏اند، احتیاج به پرده و ساتر است؟ و اگر در نماز کنار مردان بایستند، از جهت حائل چه حکمى دارد؟ با توجه به اینکه پشت پرده بودن زنان هنگام نماز جماعت و سخنرانى‏ها و مراسم دیگر، موجب تحقیر و اهانت به آنها مى‏شود.
ج: حضور و شرکت زنان در نماز جماعت اشکال ندارد، و اگر پشت سر مردان بایستند احتیاجى به حائل و پرده نیست، ولى اگر در کنار مردان بایستند سزاوار است حائلى بین آنها باشد تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز برطرف شود، و اینکه وجود حائل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و کرامت زنان مى‏شود، توهّم و خیالى بیش نیست و اساسى ندارد، بعلاوه دخالت دادن نظرات شخصى در فقه صحیح نیست.
س 616 : کیفیت اتصال و عدم اتصال صفوف زنان و مردان در نماز در صورت نبودن پرده و حائل چگونه است؟
ج: زنان مى‏توانند پشت سر مردان بدون فاصله بایستند.
 
اقتدا به اهل سنت‏
س 617 : آیا نماز جماعت پشت سر اهل سنت جایز است؟
ج: در فرض سؤال نماز جماعت براى ضرورت حفظ وحدت اسلامى، جایز و صحیح است.
س 618 : محل کار من در یکى مناطق کردنشین است که اکثر ائمه جمعه و جماعات آنجا از اهل سنت هستند، اقتدا به آنها چه حکمى دارد؟ آیا غیبت آنها جایز است؟
ج: مشارکت با آنان در نماز جمعه و جماعتشان از جهت ضرورت حفظ وحدت اشکال ندارد، و از غیبت باید پرهیز شود.
س 619 : در مکانهاى مشارکت و رفت و آمد با برادران اهل سنت، هنگام شرکت در نمازهاى روزانه، در بعضى از موارد مانند آنان عمل مى‏کنیم مثل نماز بصورت تکتف (  ) و عدم رعایت وقت و سجده بر فرش، آیا این نمازها احتیاج به اعاده دارند؟
ج: اگر حفظ وحدت مقتضى انجام آن کارها باشد، نماز صحیح و مجزى است حتى اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد، ولى تکتف در نماز جایز نیست مگر اینکه ضرورت آن را اقتضا کند.
س 620 : در مکه و مدینه به استناد فتواى امام خمینى «قدس سره» نماز جماعت را با برادران اهل سنت مى‏خوانیم و گاهى براى درک فضیلت نماز در مسجد مثل اداء نماز عصر یا عشاء بعد از نماز ظهر و مغرب آن را بصورت فرادى در مساجد اهل سنت بدون مهر و با سجده بر فرش بجا مى‏آوریم، این نمازها چه حکمى دارد؟
ج: نماز در فرض مذکور محکوم به صحت است.
س 621 : مشارکت ما شیعیان در نماز جماعت مساجد کشورهاى دیگر با برادران اهل سنت که دست بسته نماز مى‏خوانند، چگونه است؟ آیا تبعیت از آنان در تکتف بر ما واجب است یا آن که باید نماز را بدون تکتف بخوانیم؟
ج: اقتدا به اهل سنت، براى رعایت وحدت جایز است و نماز خواندن با آنها صحیح و مجزى است، ولى تکتف واجب نیست و بلکه جایز نیست ، مگر در صورتى که ضرورتى آن را اقتضا کند.
س 622 : هنگام شرکت در نماز جماعت با برادران اهل سنت، چسباندن انگشتان کوچک پا در حال قیام به انگشتان پاهاى دو نفرى که در دو طرف نمازگزار ایستاده چنانچه آنان ملتزم هستند، چه حکمى دارد؟
ج: این کار واجب نیست ولى انجام آن به صحت نماز ضرر نمى‏رساند.
س 623 : برادران اهل سنت در ایام حج یا غیر آن، نماز مغرب را قبل از اذان مغرب مى‏خوانند، آیا براى ما اقتدا به آنان و اکتفا به آن نماز صحیح است؟
ج: معلوم نیست که آنان نماز را قبل از وقت بخوانند، ولى اگر مکلّف دخول وقت را احراز نکند نمى‏تواند داخل شود مگر آنکه رعایت وحدت آن را اقتضا کند که در این صورت شرکت در نماز جماعت آنان و اکتفا به آن اشکال ندارد.
 
نماز جمعه‏
س 624 : نظر جنابعالى درباره شرکت در نماز جمعه با توجه به اینکه در عصر غیبت حضرت حجت «عجل الله تعالى فرجه الشریف» بسر مى‏بریم، چیست؟ و اگر افرادى اعتقاد به عدالت امام جمعه نداشته باشند، آیا تکلیف شرکت در نماز جمعه از آنان ساقط مى‏شود؟
ج: هر چند نماز جمعه در عصر حاضر واجب تخییرى است و حضور در آن واجب نیست، ولى با توجه به فوا ئد و آثار شرکت در آن، سزاوار نیست که مومنین خود را از برکات حضور در این نماز به مجرد تشکیک در عدالت امام جمعه و یا عذرهاى واهى دیگر، محروم سازند.
س 625 : معناى وجوب تخییرى در مسئله نماز جمعه چیست؟
ج: معناى آن این است که مکلّف در اداى فریضه واجب ظهر روز جمعه بین خواندن نماز جمعه یا نماز ظهر مخیر است.
س 626 : نظر جنابعالى در مورد شرکت نکردن در نماز جمعه بر اثر بى مبالاتى، چیست؟
ج: ترک حضور و شرکت نکردن در نماز عبادى سیاسى جمعه به خاطر اهمیت ندادن به آن، شرعاً مذموم است.
س 627 : بعضى از مردم به دلیل عذرهاى واهى و گاهى بر اثر اختلاف دیدگاهها، در نماز جمعه شرکت نمى‏کنند، نظر جنابعالى در این باره چیست؟
ج: نماز جمعه هر چند واجب تخییرى است، ولى خوددارى از شرکت در آن بصورت دائمى وجه شرعى ندارد.
س 628 : آیا اقامه نماز جماعت ظهر همزمان با اقامه نماز جمعه در مکان دیگرى نزدیک محل اقامه نماز جمعه جایز است؟
ج: این کار فى نفسه اشکال ندارد و موجب برائت ذمّه مکلّف از فریضه ظهر جمعه مى‏شود، زیرا در عصر حاضر، نماز جمعه واجب تخییرى است، ولى با توجه به اینکه اقامه نماز جماعت ظهر در روز جمعه در مکانى نزدیک محل اقامه نماز جمعه باعث تفرقه صفوف مومنین مى‏شود و چه بسا در نظر مردم بى‏احترامى و اهانت به امام جمعه و کاشف از بى اعتنا یى به نماز جمعه است، بنابراین سزاوار است مومنین اقدام به انجام آن نکنند، و حتى در صورتى که مستلزم مفاسد و حرام باشد، واجب است از اقامه آن اجتناب کنند.
س 629 : آیا خواندن نماز ظهر در فاصله زمانى بین نماز جمعه و نماز عصر، جایز است؟ آیا اگر نماز عصر را شخصى غیر از امام جمعه بخواند، اقتدا به او در نماز عصر جایز است؟
ج: نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است ولى خواندن آن بعد از نماز جمعه از باب احتیاط اشکال ندارد و اقتدا در نماز عصر روز جمعه به غیر امام جمعه اشکال ندارد، ولى هرگاه بخواهد با مراعات احتیاط در خواندن نماز ظهر پس از خواندن نماز جمعه نماز عصر را به جماعت بخواند، احتیاط کامل این است که به کسى اقتدا نماید که نماز ظهر را احتیاطا ً بعد از نماز جمعه خوانده است.
س 630 : اگر امام جمعه نماز ظهر را بعد از نماز جمعه نخواند، آیا مأموم مى‏تواند آن را احتیاطاً به جا آورد؟
ج: براى او جایز است.
س 631 : آیا بر امام جمعه کسب اجازه از حاکم شرع واجب است؟ و مراد از حاکم شرع چه کسى است؟ و آیا این حکم در شهرهاى دوردست هم جارى است؟
ج: اصل جواز امامت براى اقامه نماز جمعه متوقف بر این اجازه نیست، ولى ترتب احکام نصب وى براى امامت جمعه متوقف بر این است که منصوب از طرف ولى امر مسلمین باشد و این حکم شامل هر سرزمین و شهرى که ولى امر مسلمین در آن حاکم و مطاع است، مى‏شود.
س 632 : آیا جایز است امام جمعه منصوب در صورت نبودن مانع یا معارض نماز جمعه را در غیر از مکانى که براى آنجا نصب شده اقامه نماید؟
ج: این عمل فى نفسه جایز است ولى ا حکام انتصاب براى امامت جمعه بر آن مترتب نمى‏شود.
س 633 : آیا انتخاب امام جمعه موقت باید به وسیله ولى فقیه باشد یا اینکه خود ائمه جمعه مى‏توانند افرادى را به عنوان امام جمعه موقت انتخاب نمایند؟
ج: جایز است امام جمعه منصوب شخصى را به عنوان جانشین موقت براى خودش انتخاب کند ولى بر امامت فرد نائب، احکام انتصاب از طرف ولى فقیه مترتب نمى‏شود.
س 634 : اگر مکلّف امام جمعه منصوب را عادل نداند و یادر عدالت او شک داشته باشد، آیا براى حفظ وحدت مسلمانان مى‏تواند به او اقتدا کند؟ و آیا کسى که در نماز جمعه شرکت نمى‏کند، جایز است دیگران را تشویق به عدم حضور در آن نماید؟
ج: اقتدا به کسى که او را عادل نمى‏داند و یا در عدالت وى شک دارد، صحیح نیست و نماز جماعت او هم صحیح نمى‏باشد، ولى حضور و شرکت در نماز جماعت براى حفظ وحدت اشکال ندارد، و در هر صورت حق ندارد دیگران را ترغیب و تشویق به عدم حضور در نماز جمعه کند.
س 635 : شرکت نکردن در نماز جمعه که براى مکلّف دروغگویى امام جمعه آن ثابت شده است، چه حکمى دارد؟
ج: مجرد کشف خلاف چیزى که امام جمعه گفته، دلیل بر دروغگو یى او نیست، زیرا ممکن است گفته او از روى اشتباه یا خطا و یا توریه باشد، و سزاوار نیست انسان به مجرد توهّم خروج امام جمعه از عدالت، خود را از برکات نماز جمعه محروم نماید.
س 636 : آیا تشخیص و احراز عدالت امام جمعه منصوب از طرف امام راحل یا ولى فقیه عادل، بر مأموم واجب است، یا اینکه انتصاب او به امامت جمعه براى اثبات عدالت وى کافى است؟
ج: اگر نصب او به امامت جمعه موجب وثوق و اطمینان مأموم به عدالت وى شود، در صحت اقتدا به او کافى است.
س 637 : آیا تعیین امام جماعت براى مساجد از طرف علماى مورد اطمینان، یا تعیین ائمه جمعه از طرف ولىّ امر مسلمین، نوعى شهادت بر عدالت آنان محسوب مى‏شود یا اینکه باید در باره عدالت آنان تحقیق شود؟
ج: اگر نصب امام جمعه یا جماعت موجب اطمینان به عدالت وى شود اقتدا به او جایز است.
س 638 : در صورت شک در عدالت امام جمعه و یا خداى نکرده یقین به عدم آن، آیا اعاده نمازهایى که پشت سر او خوانده‏ایم واجب است؟
ج: اگر شک در عدالت یا یقین به عدم عدالت بعد از فراغ از نماز باشد، نمازهاى خوانده شده صحیح است و اعاده آنها واجب نیست.
س 639 : شرکت در نماز جمعه که از طرف دانشجویان کشورهاى اسلامى در کشورهاى اروپایى و غیر آنها برگزار مى‏شود و بیشتر شرکت کنندگان در آن و همچنین امام جمعه از برادران اهل سنت هستند، چه حکمى دارد؟ و در این صورت آیا خواندن نماز ظهر بعد از اقامه نماز جمعه واجب است؟
ج: شرکت در آن براى حفظ وحدت و اتحاد مسلمانان اشکال ندارد، و احتیاط به خواندن نماز ظهر بعد از نماز جمعه مانع ندارد.
س 640 : در یکى از شهرهاى پاکستان مدت چهل سال است که نماز جمعه برگزار مى‏شود. در حال حاضر شخصى بدون رعایت فاصله شرعى بین دو نماز جمعه، اقدام به برگزارى نماز جمعه دیگرى نموده که منجر به بروز اختلاف بین نمازگزاران شده است، این عمل شرعا چه حکمى دارد؟
ج: انجام هر گونه کارى که منجر به بروز اختلاف بین مومنین و پراکندگى صفوف آنان شود جایز نیست چه رسد به مثل نماز جمعه که از شعائر اسلامى و از مظاهر وحدت صفوف مسلمانان است.
س 641: خطیب مسجد جامع جعفرى در راولپندى اعلام نموده که نماز جمعه به علت کارهاى ساختمانى در آن برگزار نخواهد شد، و اکنون که عملیات تعمیر مسجد به پایان رسیده، با مشکلى مواجه شده‏ایم و آن اینکه در فاصله چهار کیلومترى ما نماز جمعه در مسجد دیگرى اقامه مى‏شود. با توجه به مسافت مزبور آیا اقامه نماز جمعه در مسجد جامع جعفرى صحیح است یا خیر؟
ج: اگر فاصله بین دو نماز جمعه یک فرسخ شرعى نباشد، نماز جمعه‏اى که بعد از نماز جمعه اول و یا مقارن با آن برگزار مى‏شود، باطل است.
س 642 : آیا خواندن نماز جمعه که به صورت جماعت اقامه مى‏شود، بطور فرادى صحیح است؟ بدین معنى که شخصى نماز جمعه را بصورت فرادى در کنار کسانى که آن را به نحو جماعت برگزار مى‏کنند، بخواند.
ج: از شرا یط صحت نماز جمعه، این است که به صورت جماعت اقامه شود. نماز جمعه به نحو فرادى صحیح نیست.
س 643 : آیا کسى که نمازش شکسته است مى‏تواند آن را بصورت جماعت پشت سر امام جمعه بخواند؟
ج: نماز جمعه از مأموم مسافر صحیح و مجزى از نماز ظهر است.
س 644 : آیا ذکر نام مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان یکى از ائمه مسلمانان در خطبه دوم نماز جمعه واجب است؟ یا اینکه واجب است ذکر نام آن حضرت به قصد استحباب باشد؟
ج: عنوان ائمه مسلمین شامل حضرت زهراى مرضیه علیها السلام نمى‏شود و ذکر نام مبارک آن حضرت در خطبه نماز جمعه واجب نیست ولى تبرک جستن به ذکر نام شریف آن حضرت اشکال ندارد.
س 645 : آیا مأموم مى‏تواند در حالى که امام جمعه نماز جمعه رااقامه مى‏کند، براى خواندن نماز واجب دیگرى به او اقتدا نماید؟
ج: صحت آن، محل اشکال است.
س 646 : آیا خواندن خطبه‏هاى نماز جمعه قبل از وقت ظهر شرعى صحیح است؟
ج: خواندن آن قبل از زوال جا یز است ولى احتیاط آن است که قسمتى از آن در وقت ظهر باشد.
س 647 : اگر مأموم چیزى از خطبه‏هاى نماز جمعه را درک نکند بلکه فقط هنگام نماز حاضر شود و به امام جمعه اقتدا نماید. آیا نماز او صحیح و مجزى است؟
ج: نماز او صحیح و مجزى است حتى اگر امام را در رکوع رکعت آخر نماز جمعه درک کند.
س 648 : نماز جمعه در شهر ما یک ساعت و نیم بعد از اذان ظهر اقامه مى‏شود، آیا این نماز مجزى از نماز ظهر است یا اینکه اعاده آن لازم است؟
ج: وقت نماز جمعه از اول زوال خورشید شروع مى‏شود و أحوط آن است که از اوایل عرفى زوال - در حدود یکى دو ساعت - به تأخیر نیفتد.
س 649 : آیا کسى که توانا یى رفتن به نماز جمعه را ندارد، مى‏تواند نمار ظهر و عصر را در اوایل وقت بخواند؟ یا اینکه باید صبر کند تا نماز جمعه تمام شود و بعد از آن نماز ظهر و عصر را بخواند؟
ج: صبر کردن بر او واجب نیست و مى‏تواند نماز ظهر و عصر را در اول وقت بخواند.
س 650 : اگر امام جمعه منصوب سالم و حاضر در محل برگزارى نماز جمعه باشد، آیا جایز است امام جمعه موقت را مکلّف به اقامه نماز جمعه نماید؟ آیا صحیح است به امام جمعه موقت اقتدا کند؟
ج: اقامه نماز جمعه به امامت نایب امام جمعه منصوب و اقتداى امام منصوب به نا یب خود اشکال ندارد.
 
نماز عید فطر و عید قربان‏
س 651 : به نظر جنابعالى نماز عید فطر و قربان و نماز جمعه، از کدام نوع از واجبات‏است؟
ج: در عصر حاضر نماز عید فطر و قربان واجب نیست بلکه مستحب است، ولى نماز جمعه واجب تخییرى است.
س 652 : آیا کم و زیاد کردن قنوت‏هاى نماز عید باعث بطلان آن مى‏شود؟
ج: نماز به سبب کوتاه یا طولانى خواندن قنوت باطل نمى‏شود.
س 653 : در گذشته معمول بودکه هر امام جماعتى نماز عید فطر را در مسجد خودش اقامه مى‏کرد، آیا در حال حاضر اقامه نماز عید فطر و قربان توسط ائمه جماعات جایزاست؟
ج: جایز است نمایندگان ولى فقیه که از طرف وى مجاز در اقامه نماز عید هستند و همچنین ائمه جمعه منصوب از طرف او نماز عید را در عصر حاضر بصورت جماعت اقامه نمایند، ولى غیر آنان احوط این است که آن را فرادى بخوانند و به جماعت خواندن آن به قصد رجاء نه به قصد ورود، اشکال ندارد. بله اگر مصلحت اقتضا کند که یک نماز عید در شهر برگزار شود، بهتر است که غیر از امام جمعه منصوب از طرف ولى فقیه، کسى متصدى اقامه آن نشود.
س 654 : آیا نماز عید فطر قضا دارد؟
ج: قضا ندارد.
س 655 : آیا نماز عید فطر اقامه دارد؟
ج: اقامه ندارد.
س 656 : اگر امام جماعت براى نماز عید فطر، اقامه بجا آورد، نماز او و سایر نمازگزاران چه حکمى دارد؟
ج: به صحت نماز عید امام جماعت و مأمومین ضررى نمى‏رساند.
 
نماز مسافر
س 657 : آیا وجوب قصر بر مسافر شامل همه نمازهاى فریضه مى‏شود یا اختصاص به بعضى از آنها دارد؟
ج: وجوب قصر فقط در خصوص نمازهاى روزانه چهار رکعتى است که عبارت از نمازهاى ظهر و عصر و عشاء است و نماز صبح و مغرب قصر نمى‏شود.
س 658 : شرا یط وجوب قصر بر مسافر در نمازهاى چهار رکعتى کدام است؟
ج: امور هشتگانه ذیل است:
1- سفر او به مقدار مسافت شرعى باشد یعنى رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روى‏هم‏هشت فرسخ شرعى باشد، مشروط بر اینکه ‏رفتن ‏او کمتر از چهار فرسخ ‏نباشد.
2- از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنابراین اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جا یى برود که فاصله آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعى است ولى از منزل تا آنجا به اندازه مسافت شرعى است، باید نمازش را تمام بخواند.
3- در بین راه از قصد خود مبنى بر پیمودن مسافت شرعى برنگردد بنابراین اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جارى نمى‏شود هر چند نمازها یى که قبل از عدول از قصد خود بصورت شکسته خوانده، صحیح است.
4- قصد قطع سفر در اثناى پیمودن مسافت شرعى با عبور از وطن خود یا ده روز یا بیشتر در جایى ماندن، نداشته باشد.
5- سفر از نظر شرعى براى او جایز باشد، بنابراین اگر سفر معصیت و حرام باشد اعم از اینکه خود سفر حرام باشد مثل فرار از جنگ یا اینکه هدف از سفر کار حرامى باشد مثل سفر براى راهزنى، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است.
6- مسافر از کسانى که خانه بدوش هستند نباشد مانند بعضى از صحرانشینان که محل زندگى ثابتى ندارند بلکه در بیابانها گردش مى‏کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا کنند ، مى‏مانند.
7- مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد مانند باربر، راننده و ملوان و غیره و کسى که شغل او در سفر است، ملحق به اینهاست.
8- به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص مکانى است که در آنجا اذان شهر شنیده نمى‏شود و دیوارهاى شهر هم دیده نمى‏شود.
 
آنکه شغلش مسافرت است یا سفر مقدمه شغل اوست‏
س 659 : کسى که سفر مقدمه شغل اوست، آیا در سفرنمازش تمام و روزه‏اش صحیح است یا آن که این حکم اختصاص به کسى دارد که شغل او حتما ً مسافرت باشد؟ این گفته مرجع تقلید حضرت امام خمینى «قدس سره» که مى‏فرماید: کسى که شغل او مسافرت است چه معنائى دارد؟ آیا کسى یافت مى‏شود که خود سفر شغل او باشد؟ زیرا چوپان و راننده و ملوان و غیر آن‏ها هم کارشان چوپانى و رانندگى و کشیترانى است و اصولاً کسى که سفر را به عنوان شغل خود برگزیده باشد وجود ندارد.
ج: کسى که سفر مقدمه کار او است، اگر در خلال هر ده روز حداقل یک بار براى کار به محل کارش رفت و آمد نماید، نمازش تمام و روزه‏اش هم صحیح است و در کلمات فقهاء رضوان الله علیهم مراد از کسى که شغل او مسافرت است، کسى است که قوام کار او به سفر است مانند شغلها یى که در سؤال ذکر شده است.
س 660 : نظر حضرتعالى درباره نماز و روزه کسانى که به مدت معینى بیش از یک سال در شهرى براى کار اقامت مى‏کنند و یا سربازانى که به مدت یک یا دو سال براى انجام خدمات سربازى در شهرى مى‏مانند، چیست؟ آیا بعد از هر سفرى باید قصد اقامت ده روز کنند تا نمازشان تمام و روزه آنها صحیح باشد؟ و اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را داشته باشند، نماز و روزه آنها چه حکمى دارد؟
ج: اگر حداقل هر ده روز یکبار به خاطر شغل شان به محل کار سفر مى‏کنند، در غیر سفر اول نمازشان تمام و روزه‏شان صحیح است، ولى در سفر اول، حکم سایر مسافرین را دارند در اینکه تا قصد اقامت ده روز را نکرده‏اند، نمازشان شکسته و روزه آنها صحیح نیست.
س 661 : نماز و روزه خلبانان هواپیماهاى جنگى که بیشتر روزها از پایگاه‏هاى هوایى‏شان اقدام به پرواز کرده و مسافتى بسیار بیشتر از مسافت شرعى را مى‏پیمایند و مرتب این عمل را تکرار مى‏کنند، چه حکمى دارد؟
ج: حکم آنان همان حکم سایر رانندگان و ملوانان و خلبانان هواپیماهاست در اینکه نماز آنها در سفر تمام و روزه‏شان صحیح است.
س 662 : آیا قبیله‏ها یى که یک یا دو ماه از قشلاق به ییلاق یا بر عکس منتقل مى‏شوند ولى بقیه سال را در ییلاق یا قشلاق بسر مى‏برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرتهایى که در ایام اقامت خود در یکى از این دو مکان به مکان دیگر انجام مى‏دهند از جهت قصر یا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟
ج: اگر قصد نقل و انتقال همیشگى از ییلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهایى از سال را در یکى و روزها یى را در دیگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر یک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏شود و بر آنان در آن دو حکم وطن جارى مى‏گردد، و اگر فاصله بین آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از یکى به دیگرى، حکم سایر مسافرین را دارند.
س 663 : من کارمند یکى از ادارات دولتى شهر هستم. فاصله بین محل کار و محل سکونتم حدود سى و پنج کیلومتر است که هر روز این مسیر را براى رسیدن به محل کارم طى مى‏کنم. اگر براى کار خاصى قصد کنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حکمى دارد؟ آیا واجب است نماز را تمام بخوانم یا خیر؟ به عنوان مثال هنگامى که در روز جمعه براى زیارت اقوام به شهر سمنان مسافرت مى‏کنم، آیا واجب است نمازم را تمام بخوانم یا خیر؟
ج: اگر مسافرت بخاطر کارى که هر روز براى آن سفر مى‏کنید، نباشد، حکم سفر شغلى را ندارد، ولى اگر سفر بخاطر شغلى که در محل کار دارید باشد و در ضمن آن اعمال خاصى از قبیل دیدن اقوام و دوستان را هم انجام مى‏دهید و گاهى یک یا چند شب هم در آنجا میمانید، باعث تغییر حکم سفر شغلى نمى‏شود و نماز تمام و روزه صحیح‏است.
س 664 : اگر من در محل کارم پس از پایان وقت ادارى و انجام کارهاى ادارى که به خاطر آن مسافرت کرده‏ام، به انجام کارهاى شخصى بپردازم. مثلا از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر کارهاى ادارى را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام کارهاى شخصى شوم، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارد؟
ج: انجام کارهاى خصوصى در سفر شغلى ادارى بعد از پایان کار ادارى، حکم سفر شغلى را تغییر نمى‏دهد.
س 665 : نماز و روزه سربازانى که مى‏دانند بیش از ده روز در مکانى مى‏مانند ولى از خود اختیارى ندارند، چه حکمى دارد؟ امیدواریم فتواى حضرت امام «قدس سره» را هم بیان فرمائید.
ج: با اطمینان به اینکه ده روز یا بیشتر در یک مکان خواهند ماند، واجب است نماز خود را تمام بخوانند و روزه بگیرند. فتواى امام «قدس سره» هم همین است.
س 666 : نماز و روزه نیروهاى کادرى که در استخدام ارتش یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامى هستند و بیشتر از ده روز در پادگان و بیشتر از ده روز در مناطق مرزى مى‏مانند، چه حکمى دارد؟ خواهشمندم فتواى حضرت امام «قدس سره» را هم بیان فرمایید.
ج: اگر قصد اقامت ده روز یا بیشتر را درمکانى دارند و یا مى‏دانند به آن مقدار در آنجا خواهند ماند، واجب است نماز خود را تمام بخوانند و روزه هم بگیرند. فتواى امام «قدس سره» هم همین است.
س 667 : من در ایام ماه مبارک رمضان در جا یى اقامت دارم که فاصله آنجا با مناطقى که باید به آنها سرکشى کنم به مقدار حد ترخص است، آیا در این صورت نماز تمام است؟ و آیا روزه گرفتن بر من واجب است؟
ج: اگر سرکشى به جاها یى که باید سرکشى نما یید بصورت دوره گردى باشد، و یا رفتن شما به مناطقى که فاصله آنها با محل اقامت کمتر از مسافت شرعى است پس از استقرار حکم اقامت هر چند با خواندن حداقل یک نماز چهار رکعتى باشد، و یا اینکه مجموع خروج شما از محل اقامت به آن مناطق در طى ده روز به مقدار یک سوم روز یا شب و یا کمتر باشد در این صور نماز شما در محل اقامت و آن مکانها تمام و روزه هم صحیح است. در غیر آن صور نمازتان شکسته و روزه شما هم باطل است.
س 668 : در رساله عملیه امام خمینى در بحث نماز مسافر، شرط هفتم، آمده است: واجب است راننده در غیر از سفر اول نماز خود را تمام بخواند ولى در سفر اول نمازش شکسته است هر چند طولانى باشد، آیا مقصود از سفر اول همان شروع حرکت از وطن تا بازگشت به آن است هر چند یک ماه یا بیشتر طول بکشد ودر آن مدت ده بار یا بیشتر اقدام به حمل کالا از شهرى به شهر دیگر غیر از وطن اصلى‏اش کند؟
ج: سفر اول با رسیدن به مقصدى که هنگام خروج از وطن یا محل اقامتش قصد رفتن به آنجا را براى حمل مسافر یا کالا به آنجا کرده بود، به پایان مى‏رسد، و مسیر برگشت به مبدأ جزء سفر اول محسوب نمى‏شود مگر اینکه مسافرت او به مقصد براى حمل مسافر یا کالا از آنجا به شهر مبدأ باشد.
س 669 : کسى که رانندگى ماشین شغل ثابت و دائمى او نیست ولى براى مدت کوتاهى وظیفه رانندگى به او محول مى‏شود مثل سربازانى که وظیفه رانندگى را در پادگانها و پاسگاهها و غیر آنها بر عهده مى‏گیرند، آیا این افراد حکم مسافر را دارند یا آنکه واجب است نماز خود را تمام خوانده و روزه بگیرند؟
ج: اگر از نظر عرف، رانندگى ماشین در آن مدت موقت شغل آنها محسوب شود، حکم سایر رانندگان را خواهند داشت.
س 670 : اگر ماشین راننده‏اى بر اثر حادثه‏اى براى مدتى متوقف شود و راننده براى تعمیر و خرید لوازم به شهر دیگرى مسافرت نماید، با توجه به اینکه با ماشین خود سفر نکرده، آیا باید در مانند این سفر نمازش را تمام بخواند یا شکسته؟
ج: اگر در این سفر شغل او رانندگى نباشد، حکم دیگر مسافران را خواهد داشت.
 
حکم دانشجویان و روحانیون‏
س 671 : دانشجویانى که هر هفته حداقل دو روز براى تحصیل مسافرت مى‏کنند و یإ؛لاى‏ک ظظ کارمندانى که هر هفته براى کارشان سفر مى‏کنند، چه حکمى دارند؟
با توجه به اینکه آنها هر هفته مسافرت مى‏نمایند ولى امکان دارد بخاطر تعطیلى دانشگاه یا کارشان به مدت یک ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏کنند، آیا بعد از گذشت یک ماه که سفر خود را دوباره آغاز مى‏کنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شکسته و بعد از آن تمام است؟
ج: در سفر براى تحصیل علم، نماز شکسته است و روزه هم صحیح نیست اعم از اینکه سفرشان هفتگى باشد یا روزانه. ولى کسى که براى کار آزاد یا ادارى، مسافرت مى‏کند، اگر بین وطن یا محل سکونت و محل کارش هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، باید از سفر دوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحیح است، و اگر بین دو سفرى که براى کار کردن مى‏رود، ده روز در وطن یا جاى دیگرى بماند، در سفر اولى که بعد از اقامت ده روزه براى کار کردن مى‏رود نمازش شکسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.
س 672 : اگر یکى از طلاب علوم دینى قصد داشته باشد تبلیغ را شغل خود قرار دهد، آیا با این فرض مى‏تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگیرد؟ و اگر شخصى براى کارى غیر از تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منکر مسافرت نماید، نماز و روزه‏اش چه حکمى دارد؟
ج: اگر عرفاً تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منکر شغل و کار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن کارها حکم مسافرى را دارد که به خاطر شغل و کارش سفر مى‏کند، و اگر زمانى براى کارى غیر از ارشاد و تبلیغ مسافرت کرد، در آن سفر مانند سایر مسافران نمازش شکسته است و روزه او صحیح نیست.
س 673 : کسانى که مدت غیر معینى مسافرت مى‏کنند مانند طلاب علوم دینى که براى درس خواندن به حوزه علمیه مى‏روند و یا کارمندان دولت که براى کار به مدت غیر معینى به شهرى اعزام مى‏شوند، نماز و روزه این افراد چه حکمى دارد؟
ج: بر محل تحصیل یا کار حکم وطن مترتب نیست، مگر آنکه آنقدر آنجا بمانند که عرفا وطن آنها محسوب شود.
س 674 : اگر طلبه علوم دینى که در شهرى که وطن او نیست زندگى مى‏کند و قبل از قصد اقامه ده روز مى‏دانسته و یا قصد داشته که بطور هفتگى به مسجدى که بیرون شهر واقع است برود، آیا مى‏تواند قصد اقامت ده روز کند یا خیر؟
ج: هنگام قصد اقامت، قصد رفتن به کمتر از مسافت شرعى به مدت یک ساعت یا بیشتر تا ثلث روز یا شب ضرر به صحت قصد اقامت نمى‏زند و تشخیص اینکه مقصدى که قصد رفتن به آنجا را دارد، آیا داخل در محل اقامت هست یا خیر، موکول به نظر عرف است.
 
قصد اقامت و مسافت شرعى‏
س 675 : من در جا یى کار مى‏کنم که کمتر از مسافت شرعى با شهر مجاور فاصله دارد و چون هیچیک از دو مکان، وطن من نیست، لذا در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏کنم تا نمازم را تمام خوانده و بتوانم روزه بگیرم، و هنگامى که در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏کنم در خلال آن مدت و بعد از آن قصد رفتن به شهر مجاور نمى‏کنم، حکم شرعى من در حالتهاى زیر چیست؟
1- اگر قبل از پایان ده روز بخاطر حادثه‏اى یا کارى به آن شهر بروم و بعد از تقریباً دو ساعت، به محل کارم برگردم؟
2- اگر بعد از پایان ده روز به قصد رفتن به محله معینى به آن شهر بروم و از مقدار مسافت شرعى تجاوز نکنم و بعد از یک شب توقف، به محل اقامتم برگردم؟
3- بعد از پایان ده روز به قصد رفتن به محله معینى به آن شهر بروم ولى بعد از رسیدن به آن محله، تصمیم به رفتن به محله دیگرى که با محل اقامت من بیشتر از مسافت شرعى فاصله دارد، بگیرم؟
ج: 1 - 2: بعد از استقرار حکم تمام بودن نماز در محل اقامت هر چند با خواندن حداقل یک نماز چهار رکعتى در آنجا باشد، خارج شدن از آنجا به مقدار کمتر از مسافت شرعى، به مدت یک ساعت یا دو ساعت یا بیشتر در یک یا چند روز، به قصد اقامت ضرر نمى‏رساند، و در این صورت فرقى نمى‏کند که خروج قبل از پایان ده روز باشد یا بعد از آن، و تا مسافرت جدیدى انجام نشده نماز تمام و روزه صحیح است.
3- رفتن به محله‏هاى دیگر شهر محل اقامت هر چند با محله قصد اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله داشته باشد به قصد اقامت و حکم آن ضرر نمى‏رساند، ولى اگر پس از قصد اقامت در شهرى به شهر دیگرى که با شهر محل اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله دارد برود، قصد اقامت قبلى وى به هم مى‏خورد و بعد از برگشت به محل اقامت، باید دوباره قصد نماید.
س 676 : اگر مسافر بعد از خروج از وطن، از راهى عبور کند که صداى اذان وطن اصلى خود را بشنود و یا دیوار خانه‏هاى آن را ببیند، آیا به مسافت شرعى ضرر مى‏رساند؟
ج: تا از وطن خود عبور نکرده، ضررى به مسافت شرعى نمى‏رساند و مسافرتش قطع نمى‏شود، ولى تا در داخل محدوده ما بین وطن و حد ترخص آن هست، حکم مسافر بر او جارى نمى‏شود.
س 677 : محل کار من که در آنجا سکونت هم دارم، غیر از وطن اصلى ام است و با آن بیش از مسافت شرعى فاصله دارد، و محل کارم را هم وطن خود قرار نداده‏ام و امکان دارد فقط براى چندین سال در آنجا بمانم. گاهى از آنجا براى انجام ماموریت ادارى به مدت دو یا سه روز در ماه خارج مى‏شوم، آیا هنگامى که از شهرى که در آن سکونت دارم به مقدارى بیش از مسافت شرعى خارج شده و بر مى‏گردم، واجب است در بازگشت قصد اقامت ده روز کنم یا خیر؟ و اگر قصد اقامت ده روز واجب است، تا چه مسافتى، مى‏توانم به اطراف شهر بروم؟
ج: اگر از شهرى که در آن سکونت دارید، به مقدار مسافت شرعى خارج شوید، هنگام مراجعت باید دوباره قصد اقامت ده روز نمایید، و در صورتى که قصد اقامت ده روز به طور صحیح تحقق پیدا کرد و حکم تمام خواندن نماز هر چند با خواندن حداقل یک نماز چهار رکعتى محقق شد، خروج به کمتر از مسافت شرعى به اندازه یک تا دو ساعت در یک یا چند روز که مجموعاً از مقدار ثلث روز یا شب تجاوز نکند، ضررى به حکم اقامت نمى‏زند، همچنانکه در خلال ده روز قصد خروج به باغها و مزرعه‏هاى محل اقامت، به قصد اقامت آسیبى نمى‏رساند.
س 678 : اگر شخصى براى چندین سال در چهار کیلومترى وطنش باشد و هر هفته به خانه‏اش برود، هنگامى که این شخص به محلى مسافرت کند که فاصله آن با وطنش بیست و پنج کیلومتر و با مکانى که چندین سال در آن درس خوانده است، بیست و دو کیلومتر است، نماز او چه حکمى دارد؟
ج: اگر از وطنش به آنجا مسافرت کند، نماز قصر است.
س 679 : مسافرى قصد رفتن به سه فرسخى را دارد ولى از ابتدا در نظر دارد در بین راه از راه فرعى براى انجام کار معینى به یک فرسخى برود و سپس داخل مسیر اصلى شود و به سفر خود ادامه دهد، نماز و روزه این مسافر چه حکمى دارد؟
ج: حکم مسافر را ندارد و ضمیمه کردن مقدار راهى که با خروج از مسیر اصلى و بازگشت به آن پیموده براى تکمیل مسافت شرعى کافى نیست.
س 680 : با توجه به فتواى امام خمینى «قدس سره» مبنى بر وجوب قصر نماز و افطار هنگام سفر به هشت فرسخى، اگر مقدار رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد ولى در بازگشت، بعلت مشکلات راه و نبودن ماشین، مجبور به پیمودن مسافتى بیش از شش فرسخ شود، آیا باید نماز را شکسته خواند و روزه را افطار کرد؟
ج: اگر رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد و مسیر بازگشت هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، نماز تمام و روزه صحیح است.
س 681 : کسى که از محل سکونت خود به محل دیگرى که کمتر از مسافت شرعى است، سفر کند و در خلال ایام هفته چندین بار از آن محل به محله‏هاى دیگر برود بطورى که مجموع مسافت بیش از هشت فرسخ شود، چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر هنگام خارج شدن از منزل قصد پیمودن آن مسافت را نداشته و فاصله بین مقصد اول و محله‏هاى دیگر هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، حکم مسافر را ندارد.
س 682 : اگر انسان به قصد رفتن به مکان معینى از شهر خود خارج شود و در آنجا به گردش بپردازد، آیا این گردش جزء مسافتى که از منزل پیموده، محسوب مى‏شود؟
ج: گردش در مقصد جزء مسافت محسوب نمى‏شود.
س 683 : آیا هنگام قصد اقامت، جایز است نیّت خروج از محل اقامت به محل دیگرى که کمتر از چهار فرسخ با آن فاصله دارد را بنمایم؟
ج: قصد خروج از محل اقامت به اندازه کمتر از مسافت شرعى در اثناى ده روز، زمانى به صحت قصد اقامت ضرر مى‏رساند که خارج شدن عرفا به صدق ماندن ده روز در محل اقامت ضرر بزند مانند بیرون رفتن یک روز کامل چه رسد به خارج شدن هر روزه از محل اقامت، ولى اگر به صدق اقامت ده روز ضرر نزند مثل بیرون رفتن از آنجا به مدت چند ساعت از روز یا شب براى یک بار یا چند بار به شرطى که مجموع ساعات خروج از یک سوم روز یا شب بیشتر نشود، در این صورت، قصد خروج به قصد اقامت لطمه نمى‏زند.
س 684 : با توجه به اینکه رفت و آمد از محل سکونت به محل کار که بیشتر از بیست و چهار کیلومتر از هم فاصله دارند، موجب مى‏شود که نماز تمام خوانده شود، اگر من از شهرى که در آن کار مى‏کنم به خارج از آن و یا شهر دیگرى که فاصله آن با محل کارم به مقدار مسافت شرعى نیست، بروم و قبل از ظهر یا بعد از ظهر به محل کارم برگردم، آیا باز هم نمازم تمام است؟
ج: به مجرد خارج شدن از محل کار به مقدار کمتر از مسافت شرعى، حکم نماز و روزه شما در محل کار تغییر نمى‏کند هر چند ارتباطى با کار روزانه شما نداشته باشد، و فرقى هم نمى‏کند که قبل از ظهر به محل کارتان برگردید یا بعد از ظهر.
س 685 : من از اهالى اصفهان هستم و مدتى است که در دانشگاهى در شاهین شهر که از توابع اصفهان است مشغول به کارم، و فاصله بین اصفهان و شاهین شهر کمتر از مسافت شرعى (در حدود بیست کیلومتر) است ولى تا دانشگاه که در اطراف شاهین شهر واقع شده، بیشتر از مسافت شرعى (در حدود بیست و پنج کیلومتر) است. با توجه به اینکه دانشگاه در شاهین شهر است و راه من از وسط شهر عبور مى‏کند ولى مقصد اصلى من دانشگاه است، آیا مسافر محسوب مى‏شوم یا خیر؟
ج: اگر فاصله بین دو شهر کمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، حکم سفر مترتب نمى‏شود.
س 686 : من هر هفته براى زیارت حضرت معصومه «سلام الله علیها » و انجام اعمال مسجد جمکران به شهر قم مسافرت مى‏کنم، آیا در این سفر نمازم را تمام بخوانم یا شکسته؟
ج: در این سفر حکم سایر مسافرین را دارید و نماز شما قصر است.
س 687 : محل تولد من شهر کاشمر است و از سال 1345 هجرى شمسى تا سال 1369 ساکن تهران بوده‏ام و آنجا را وطن براى خود انتخاب کردم، و مدت سه سال است که همراه با خانواده‏ام براى ماموریت ادارى به بندرعباس آمده و کمتر از یک سال دیگر به شهر تهران که وطن من است باز خواهم گشت. با توجه به اینکه در مدتى که در بندرعباس هستم، هر لحظه امکان دارد براى ماموریت به شهرهاى تابع بندرعباس بروم و مدتى در آنجا بمانم و زمان ماموریت‏هاى ادارى هم که به من ارجاع مى‏شود قابل پیش بینى نیست، خواهشمندم اولا حکم نماز و روزه مرا بیان فرما یید.
ثانیا ً: با توجه به اینکه در اغلب اوقات یا در بعضى از ماههاى سال براى چند روز در ماموریت ادارى بسر مى‏برم، آیا کثیر السفر محسوب مى‏شوم یا خیر؟
ثالثا: با توجه به اینکه همسرم خانه‏دار و متولد تهران است و با من به بندرعباس آمده و ساکن آن شده است، حکم شرعى نماز و روزه وى چیست؟
ج: نماز و روزه شما در محل کار فعلى تان که وطن شما نیست حکم نماز و روزه مسافر را دارد یعنى اینکه نماز شکسته و روزه صحیح نیست مگر آنکه در آنجا قصد اقامت ده روز کنید و یا هر ده روز بطور مکرر از محل کار تا مسافت شرعى حداقل یک بار به خاطر کارى که مربوط به وظیفه شما است مسافرت نمایید، و اما همسرتان که در محل کار همراه شما است، اگر قصد اقامت ده روز کرده باشد نماز وى تمام و روزه‏اش صحیح است و در غیر این صورت نمازش شکسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.
س 688 : شخصى قصد اقامت ده روز در جائى کرده است بخاطر اینکه مى‏دانسته ده روز در آنجا مى‏ماند و یا تصمیم بر ماندن داشته است ولى بعد از آنکه با خواندن یک نماز چهار رکعتى، حکم تمام خواندن نماز بر او مترتب شد، مسافرتى غیر ضرورى براى وى پیش مى‏آید، آیا رفتن به آن سفر براى او جایز است؟
ج: سفر او اشکال ندارد هر چند غیر ضرورى مى‏باشد.
س 689 : اگر فردى براى زیارت حرم امام رضا «علیه‏الصلوة و السلام» مسافرت نماید و با آنکه مى‏داند کمتر از ده روز در آنجا خواهد ماند ولى براى اینکه نمازش تمام باشد، قصد اقامت ده روز مى‏کند، این کار او چه حکمى دارد؟
ج: اگر مى‏داند که در آنجا ده روز نمى‏ماند، قصد اقامت ده روز معنا و اثرى ندارد و باید در آنجا نمازش را شکسته بخواند.
س 690 : مامورین غیر محلى که هیچگاه ده روز در شهر محل کار نمى‏مانند ولى مسافرت آنان کمتر از مسافت شرعى است، از جهت تمام یا شکسته بودن نماز چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: اگر فاصله بین وطن و محل کار آنها به مقدار مسافت شرعى ولو تلفیقاً نباشد، احکام مسافر را ندارند، و کسى که بین وطن و محل کارش به مقدار مسافت شرعى فاصله باشد، اگر حداقل هر ده روز یک بار بین آن دو رفت و آمد مى‏کند، نمازش را باید تمام بخواند، ولى هر گاه ده روز یا بیشتر در وطن یا محل کار اقامت کند در سفر اول بعد از ده روز، حکم سایر مسافرین را خواهد داشت.
س 691 : کسى که به جا یى مسافرت کرده و نمى‏داند چه مقدار در آنجا خواهد ماند، ده روز یا کمتر، چگونه باید نماز بخواند؟
ج: وظیفه شخص مردد تا سى روز قصر است و از آن به بعد باید نمازش را تمام بخواند هر چند در همان روز بخواهد برگردد.
س692 : کسى که در دو مکان تبلیغ مى‏کند و قصد اقامت ده روز هم در آن منطقه دارد، نماز و روزه‏اش چه حکمى دارد؟
ج: اگر از نظر عرف دو مکان محسوب شوند، قصد اقامت در هر دو محل و یا در یکى از آن دو با قصد رفت و آمد به مکان دیگر در خلال ده روز، صحیح نیست.
 
حد ترخّص‏
س 693 : در آلمان و بعضى از کشورهاى اروپا یى، گاهى فاصله بین بعضى از شهرها (یعنى فاصله تابلوهاى خروجى شهرى و ورودى شهر دیگر) به صد متر نمى‏رسد حتى بعضى از خانه‏ها و خیابان‏هاى دو شهر کاملاً به هم متصل هستند، حدّ ترخص این موارد چگونه است؟
ج: با فرض اتصال یکى از دو شهر به دیگرى به نحوى که در سؤال آمده است، آن دو، حکم دو محله یک شهر را دارند که خروج از یکى به دیگرى مسافرت محسوب نمى‏شود تا نیاز به حد ّ ترخص باشد.
س 694 : معیار حد ّ ترخص شنیدن اذان و دیدن دیوارهاى شهر است، آیا یکى از آن دو کافى است یا اینکه باید هر دو با هم وجود داشته باشند؟
ج: احوط، رعایت هر دو علامت است هر چند بعید نیست که شنیده نشدن اذان براى تعیین حد ترخص کافى باشد.
س 695 : آیا معیار حد ترخص شنیدن صداى اذان از خانه‏هاى طرفى است که مسافر از آن طرف شهر خارج یا داخل آن مى‏شود، یا اینکه معیار اذان وسط شهر است؟
ج: معیار، شنیدن اذان آخر شهر است از طرفى که مسافر از آن خارج و یا داخل آن مى‏شود.
س 696 : در اینجا بین اهالى یکى از نواحى راجع به مسافت شرعى اختلاف وجود دارد. عده‏اى مى‏گویند که دیوارهاى آخرین خانه‏هاى منطقه که به هم متصل هستند، ملاک است. عده‏اى هم معتقدند که باید مسافت را از کارخانه‏ها و شهرکهاى پراکنده‏اى که بعد از خانه‏هاى شهر واقع شده است، محاسبه کرد، سؤال این است که آخر شهر کجاست؟
ج: تعیین آخر شهر موکول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف کارخانه‏ها و شهرکهاى پراکنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانه‏هاى شهر باید حساب نمود.
 
سفر معصیت‏
س 697 : اگر انسان بداند در سفرى که مى‏خواهد برود، مرتکب معاصى و محرمات خواهد شد، آیا نمازش شکسته است یا تمام؟
ج: مادامى که سفر او بخاطر ترک واجب یا فعل حرامى نباشد، نماز او مانند سایر مسافران شکسته است.
س 698 : کسى که بدون قصد معصیت مسافرت کند ولى در بین راه براى ادامه و تکمیل سفر قصد ارتکاب معصیت نماید، آیا باید نمازش را تمام بخواند یا شکسته؟ آیا نمازهاى شکسته‏اى که در طول راه خوانده، صحیح است یا خیر؟
ج: واجب است از زمانى که قصد استمرار سفر به خاطر معصیت کرده، نمازش را تمام بخواند، و نمازهایى را که پس از تصمیم به ادامه سفر به قصد ارتکاب گناه، شکسته خوانده است، باید اعاده کند و تمام بخواند.
س 699 : سفر براى تفریح یا خرید مایحتاج زندگى با فرض فراهم نبودن مکانى براى نماز و مقدمات آن در مسافرت، چه حکمى دارد؟
ج: اگر بداند در مسافرت مبتلا به ترک بعضى از واجبات نماز مى‏شود، احوط این است که به آن سفر نرود، مگر آنکه ترک آن براى او ضرر یا مشقت داشته باشد. در هر صورت نماز را در هیچ حالى جایز نیست ترک نماید.
 
احکام وطن‏
س 700 : من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند لذا چندین بار در طول سال به آنجا سفر مى‏کنند و من هم به تبعیت از آنان همراه شان مى‏روم، با توجه به اینکه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سکونت ندارم بلکه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارند؟
ج: در فرض مذکور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حکم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.
س 701 : من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر دیگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است زندگى مى‏کنم، ولى در شهر اول بطور متوالى و مستمر ساکن نیستم مثلاً دو هفته یا ده روز و یا کمتر در آن مى‏مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر مى‏گردم، سؤال من این است که اگر قصدماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آیا حکم مسافر را دارم یا خیر؟
ج: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشید، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشید، حکم سایر مسافرین را دارید، مگر آنکه آنجا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز یکبار جهت کار به آنجا رفت و آمد داشته باشید که در این صورت نماز شما تمام و روزه صحیح است.
س 702: حدود دوازده سال است که در شهرى بدون اینکه قصد زندگى دائمى در آن را داشته باشم، ساکن هستم. آیا این شهر وطن من محسوب مى‏شود؟ چه مدتى لازم است تا آن شهر وطن من شود؟ و چگونه مى‏توان احراز کرد که عرف آنجا را وطن من مى‏داند؟
ج: حکم وطن جدید مترتب نمى‏شود مگر با قصد اقامت دائم هر چند به مدت چند ماه در هر سال در محلى و یا قصد اقامت ده دوازده سال یا بیشتر در محلى فقط به قصد زندگى در آنجا و سکونت در آن با همین قصد و یا سکونت در آن بدون قصد اقامت دائم ‏به مدت طولانى، به مقدارى که نزد مردم آن محل، اهل آنجا محسوب شود.
س 703 : وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در یکى از شهرهاى نزدیک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏تواند براى اینکه آن شهر وطن او شود، ده روز، چه رسد به شش ماه در آن بماند بلکه هر روز به محل کارش مى‏رود و شب به آنجا برمى‏گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟
ج: شرط تحقق عنوان وطن جدید این نیست که انسان بعد از قصد توطن و سکونت در شهرى، شش ماه به طور مستمر در آنجا بماند، بلکه بعد از اینکه آنجا را به عنوان وطن جدید انتخاب نمود و خانواده‏اش را در آنجا مستقر کرد، همین که پس از انجام کار روزانه‏اش نزد آنان برگردد و شب را پیش آنها بماند تا زمانى که از نظر عرف اهل آنجا محسوب شود، براى تحقق وطن جدید کافى است.
س 704 : محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است ولى بعد از استخدام در یکى از ادارات دولتى، به نیشابور منتقل شدم ولى پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏کنند، در ابتداى رفتن به نیشابور، از وطن اصلى خود اعراض کردیم ولى اکنون بعد از پانزده سال از این امر منصرف شده‏ایم، خواهشمندم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:
1- هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى‏رویم و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، وظیفه من و همسرم راجع به نماز چیست؟
2- فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نیشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسیده‏اند، هنگامى که به شهر پدرىمان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: بعد از آنکه از وطن اصلى تان  (کاشمر) اعراض کردید، دیگر حکم وطن در آنجا بر شما جارى نمى‏شود مگر آنکه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته و تا مدتى در آن اقامت کنید. این شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حکم مسافر را دارید.
س 705 : شخصى داراى دو وطن است، در نتیجه نماز خود را در هر دو مکان تمام مى‏خواند و روزه هم مى‏گیرد، آیا همسر و فرزندان تحت تکفل وى واجب است در این مسأله از سرپرست خود تبعیت نمایند یا اینکه مى‏توانند مستقل از او عمل کنند؟
ج: زن مى‏تواند وطن جدید شوهرش را وطن خود قرار ندهد ولى فرزندان اگر صغیر باشند و در تصمیم‏گیرى و کسب درآمد مستقل نباشند و یا در این مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جدید پدر، وطن آنها هم محسوب مى‏شود.
س 706 : اگر زایشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد چند روزى براى وضع حمل به زایشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن این طفل کجاست؟
ج: اگر زایشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏کنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى کودک هم خواهد بود، در غیر این صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏شود که آنجا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى‏کند.
س 707 : شخصى چند سال است که در شهر اهواز سکونت دارد ولى آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بیشتر یا کمتر از مسافت شرعى خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟
ج: بعد از آنکه قصد اقامت در اهواز کرد و حکم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل یک نماز چهار رکعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و یا بیشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحیح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حکم سایر مسافرین را خواهد داشت.
س 708 : من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آیا همه ایران را وطن خود قرار دهم یا منطقه‏اى را که در آن ساکن هستم؟ و یا اینکه براى انتخاب وطن حتماً باید خانه‏اى بخرم؟
ج: در وطن جدید، قصد توطن در شهر خاص و معین و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملک خانه یا غیر آن شرط نیست.
س 709 : کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر دیگرى مهاجرت نماید و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکلیف رسیده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آنجا چه وظیفه‏اى دارد؟
ج: اگر از محل تولد به تبعیت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مکان، براى او حکم وطن را ندارد.
س 710 : اگر شخصى وطنى داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمى‏کند ولى گاهى با همسرش به آنجا مى‏رود، آیا همسر او در آنجا باید مانند وى نمازش را تمام بخواند یا خیر؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حکمى دارد؟
ج: مجرد اینکه آن مکان وطن شوهر اوست باعث نمى‏شود که وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احکام وطن جارى شود.
س 711 : آیا محل کار حکم وطن را دارد؟
ج: اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏شود که آن مکان وطن او گردد ولى اگر از محل سکونت تا محل کار که به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، محل کار او حکم وطن را خواهد داشت و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.
س 712 : مراد از اعراض از وطن چیست؟ آیا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جائى که او مى‏خواهد، اعراض محسوب مى‏شود یا خیر؟
ج: مراد از اعراض خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به خانه شوهر در شهر دیگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى اش نیست.
س 713 : خواهشمندیم نظر خود را درباره وطن اصلى و وطن دوم بیان فرمایید.
ج: وطن اصلى جایى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است.
وطن دوم هم جا یى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم ولو براى چند ماه در هر سال برگزیده است.
س 714 : پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در کودکى به تهران آمده و در آن سکونت کرده‏اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساکن شده‏اند زیرا محل کار پدرم آنجا بوده است، بنابراین من در حال حاضر با توجه به اینکه در تهران به دنیا آمده ولى هرگز در آن اقامت نکرده‏ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟
ج: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نکرده باشید تهران وطن اصلى شما محسوب نمى‏شود، بنابراین اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نکرده باشید، در آنجا حکم وطن بر شما جارى نمى‏شود.
س 715 : اگر شخصى از وطنش اعراض نکرده باشد و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر دیگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، آیا با توجه به اینکه بر تقلید امام راحل «قدس سره» باقى مانده، باید نماز خود را تمام بخواند یا شکسته؟
ج: تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.
س 716 : دانشجو یى خانه‏اى را در شهر تبریز براى تحصیل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنین وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبریز را دارد، در حال حاضر در ایام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‏اش رفت و آمد مى‏کند، آیا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏شوند؟
ج: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصیل نداشته باشد، آنجا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى وطن اصلى او تا از آن اعراض نکرده، حکم وطن بودنش نسبت به وى باقى است.
س 717 : من در شهر کرمانشاه بدنیا آمده‏ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اینکه از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم قصد توطن در تهران کرده‏ام، اگر در هر یک یا دو سال از منطقه‏اى به منطقه دیگرى از مناطق تهران منتقل شوم نماز و روزه‏ام در آنجا چه حکمى دارد؟ و چون بیشتر از شش ماه است که در منطقه جدیدى از تهران ساکن هستیم، آیا آنجا براى ما حکم وطن را دارد یا خیر؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏کنیم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟
ج: اگر در تهران فعلى و یا محله‏اى از آن قصد توطن نموده‏اید، همه آن، وطن شما محسوب مى‏شود، و در تمامى محله‏هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است ونمازتان تمام و روزه شما صحیح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.
س 718 : محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏کنند و در آن ملک و آب دارند، این شخص براى دیدار و کمک به آنجا مى‏رود ولى تمایلى به بازگشت به آنجا براى سکونت ندارد، با توجه به اینکه آنجا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آنجا چه حکمى دارد؟
ج: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، حکم وطن بر او در آنجا جارى نمى‏شود.
س 719 : آیا محل تولد شخص هر چند در آنجا ساکن نباشد، وطن محسوب مى‏شود؟
ج: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غیر این صورت حکم وطن ندارد.
س 720 : نماز و روزه کسى که سالهاى زیادى (نه سال) در سرزمینى که وطن او نیست زندگى مى‏کند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است ولى یقین دارد روزى به آن باز خواهد گشت چه حکمى دارد؟
ج: نماز و روزه او در کشورى که فعلاً در آن ساکن است، حکم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.
س 721 : شش سال از عمرم را در روستایى و هشت سال را در شهرى گذرانده و در حال حاضر براى تحصیل به مشهد آمده‏ام، نماز و روزه‏ام در هر یک از این مکانها چه حکمى دارد؟
ج: تا از روستاى محل تولد اعراض نکرده‏اید، براى شما نسبت به نماز و روزه، حکم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نکرده‏اید، حکم مسافر را دارید، و شهرى هم که چندین سال در آن ساکن بوده‏اید، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب کرده باشید، تا از آن اعراض نکرده‏اید، حکم وطن را براى شما دارد و در غیر این صورت در آن حکم مسافر را خواهید داشت.
 
تبعیت زن و اولاد در وطن‏
س 722 : آیا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟
ج: مجرد زوجیّت موجب تبعیّت قهرى نمى‏شود، و زن مى‏تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او کافى است و شهرى که همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏شود و همچنین اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جائى دیگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با این فرض که وى تابع اراده شوهر است، براى وى کافى است، بلکه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد نیز حکم همین است.
س 723 : جوانى با زنى از شهرى دیگر، ازدواج نموده است، هنگامى که این زن به خانه پدرش مى‏رود، نمازش قصر است یا تمام؟
ج: تا زمانى که از وطن اصلى خود اعراض نکرده، نمازش در آنجا تمام است.
س 724 : آیا زن و فرزندان مشمول مسأله «1284» رساله حضرت امام «قدس سره» هستند؟ (یعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نیست؟) و آیا وطن پدر موجب تمام بودن نماز کسانى که تابع وى هستند مى‏گردد؟
ج: اگر در سفر تابع پدر ولو قهرا باشند، قصد پدر براى پیمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن کافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصمیم‏گیرى و زندگى مستقل نباشند یعنى بر حسب طبیعت و ارتکازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جدید که پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است تابع وى خواهند بود.
 
احکام بلاد کبیره‏
س 725 : نظر  حضرتعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن یا اقامت ده روز در آنها چیست؟
ج: در احکام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بین شهرهاى بزرگ و معمولى نیست و حتى با قصد توطن در یک شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معین کردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حکم وطن را درباره او پیدا خواهد کرد. همچنین اگر قصد اقامت ده روز در مانند این شهر نماید بدون اینکه محله خاصى از آن را قصد نماید، حکم تمام بودن نماز و صحّت روزه در مورد او در تمام محله‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.
س 726 : شخصى از فتواى امام «قدس سره» در مورد اینکه تهران از بلاد کبیره است مطلع نبوده و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام «قدس سره» علم پیدا کرده است، نماز و روزه‏اى را که به نحو متعارف بجا آورده، چه حکمى دارد؟
ج: اگر در حال حاضر بر تقلید امام «قدس سره» در آن مس أله باقى باشد، واجب است اعمال گذشته‏اش را که با فتواى امام «قدس سره» منطبق نیست، تدارک نماید، به این معنى که نمازها یى را که بجاى شکسته، تمام خوانده به صورت شکسته قضا کند و روزه‏هایى را که در حال مسافرت گرفته است، قضا نماید.
 
نماز استیجارى‏
س 727 : من قادر بر خواندن نماز نیستم، آیا جایز است شخصى به نیابت از من نماز بخواند؟ و آیا فرقى بین اینکه نا یب طلب ا ُجرت کند و یا طلب ا ُجرت نکند وجود دارد؟
ج: شخص مکلف تا زنده است باید نمازهاى واجبش را خودش به هر نحو که مى‏تواند انجام دهد و نماز نا یب چه با ا ُجرت و چه بدون ا ُجرت براى او م ُجزى نیست.
س 728 : کسى که نماز استیجارى مى‏خواند:
1- آیا گفتن اذان و اقامه و سلامهاى سه گانه و تسبیحات اربعه بطور کامل بر او واجب‏است؟
2- اگر یک روز مثلاً نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهاى پنجگانه را بطور کامل بجا آورد، آیا رعایت ترتیب لازم است؟
3 - آیا در نماز استیجارى، ذکر خصوصیات میّت شرط است یا خیر؟
ج: ذکر خصوصیات میّت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره کیفیت خاصى بر اجیر شرط نشده باشد و کیفیت معهودى که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحبات آن به نحو متعارف بخواند ولى واجب نیست براى هر نمازى اذان بگوید.
 
نماز آیات‏
س 729 : نماز آیات چیست؟ و علت شرعى وجوب آن کدام است؟
ج: نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارتست از: کسوف خورشید، و خسوف ماه اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود، زلزله و هر حادثه غیرعادى که باعث ترس بیشتر مردم شود مانند بادهاى سیاه یا سرخ و یا زرد که غیرعادى باشند، تاریکى شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه آسمانى و آتشى که گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود. در غیر از کسوف و خسوف باید آن حادثه موجب ترس و وحشت بیشتر مردم شود، و حادثه‏اى که ترس آور نباشد، و یا موجب ترس و وحشت افراد نادرى باشد اعتبار ندارد.
س 730 : نماز آیات چگونه باید خوانده شود؟
ج: به چند صورت مى‏توان آن را بجا آورد:
صورت اول: بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد براى رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، حمد و آیه‏اى از سوره‏اى را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگرى از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگرى از همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى که پیش از هر رکوع یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود. سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‏اى از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به یک آیه از سوره‏اى اکتفا کند نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.
صورت سوم: یکى از رکعتها را به یکى از دو صورت و رکعت دیگر را به نحو دیگر بجا آورد.
صورت چهارم: سوره‏اى را که آیه‏اى از آن را در قیام پیش از رکوع اول خوانده، در قیام پیش از رکوع دوم یا سوم یا چهارم تکمیل نماید، که در این صورت واجب است بعد از سربرداشتن از رکوع، سوره حمد را در قیام بعدى اعاده نموده و یک سوره یا آیه‏اى از آن را اگر پیش از رکوع سوم یا چهارم است، قرائت کند، و در این صورت واجب است آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آخر برساند.
س 731 : آیا وجوب نماز آیات اختصاص به کسانى دارد که در شهر وقوع حادثه هستند و یا شامل همه مکلفینى که از آن مطلع شده‏اند هر چند در آن شهر نباشند نیز مى‏شود؟
ج: وجوب آن مختص کسانى است که در شهر وقوع حادثه هستند و کسى هم که در شهر متصل به شهرى که حادثه در آن رخ داده، بطورى که مانند یک شهر محسوب شوند، زندگى مى‏کند، حکم آنها را دارد.
س 732 : اگر شخصى هنگام وقوع زلزله بیهوش باشد و بعد از وقوع آن به هوش آید، آیا نماز آیات بر او واجب است؟
ج: اگر علم به وقوع زلزله پیدا نکند تا اینکه زمان متصل به وقت وقوع آن بگذرد، خواندن نماز آیات واجب نیست، اگرچه احتیاط آن است که بجا آورد.
س 733 : بعد از وقوع زلزله در منطقه‏اى، غالبا ً در مدت کمى دهها پس لرزه رخ مى‏دهد، حکم نماز آیات در این موارد چیست؟
ج: هر زلزله چه شدید و چه خفیف اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آیات جداگانه‏اى دارد.
س 734 : اگر مرکز زلزله نگارى وقوع لرزشهاى خفیف زمین را با ذکر تعداد آن در منطقه‏اى که ما زندگى مى‏کنیم، اعلام نماید ولى ما اصلاً آنها را احساس نکنیم، آیا در این حالت نماز آیات بر ما واجب مى‏شود یا خیر؟
ج: اگر هنگام وقوع زلزله و یا در زمان متصل به آن، خودتان آن را احساس نکنید، نماز آیات بر شما واجب نیست.
 
نوافل‏
س 735 : آیا باید نمازهاى نافله بلند خوانده شود یا آهسته؟
ج: مستحب است نافله‏هاى روز آهسته و نافله‏هاى شب بلند خوانده شود.
س 736 : آیا جایز است نماز شب را که دو رکعت دو رکعت خوانده مى‏شود، بصورت دو نماز چهار رکعتى و یک دو رکعتى و یک نماز وتر خواند؟
ج: خواندن نماز شب به صورت نماز چهار رکعتى صحیح نیست.
س 737 : آیا هنگام خواندن نماز شب، واجب است کسى متوجه نماز شب خواندن ما نشود؟ آیا واجب است آن را در تاریکى بخوانیم؟
ج: در تاریکى خواندن و مخفى کردن از دیگران شرط نیست، بله، ریا در آن جایز نیست.
س 738 : آیا خواندن نافله ظهر و عصر، پس از اداى نماز ظهر و عصر و در وقت نافله، باید به قصد قضا باشد و یا به قصد دیگرى؟
ج: احوط در این هنگام اداى آن قربة الى الله، بدون قصد اداء و قضاء است.
س 739 : شخصى که نماز جعفر طیار مى‏خواند، آیا مجرد انجام آن ثواب آن نماز را دارد یا اینکه امور دیگرى نیز هست که باید مراعات شود؟
ج: ممکن است امور دیگرى در استجابت دعا دخیل باشد، به هر حال با خواندن نماز جعفر طیار باید به برآورده شدن حاجات و حصول ثوابى که از طرف خداوند بر انجام آن نماز به همان صورتى که وارد شده، وعده داده شده است، امیدوار باشید.
س 740 : خواهشمندیم کیفیت نماز شب را به تفصیل براى ما بیان فرمایید.
ج: نماز شب یازده رکعت است که هشت رکعت آن که بصورت دو رکعتى دو رکعتى خوانده مى‏شود نماز شب نام دارد و دو رکعت آن نماز شفع است که مانند نماز صبح خوانده مى‏شود، و یک رکعت هم نماز وتر نام دارد که در قنوت آن استغفار و دعا براى م ؤمنین و طلب حاجات از خداوند منّان به ترتیبى که در کتاب‏هاى ادعیه ذکر شده، مستحب است.
س 741 : نماز شب به چه صورتى باید خوانده شود؟ یعنى کیفیت آن از جهت سوره و استغفار و دعا چگونه است؟
ج: در نماز شب سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئیت شرط نیست، بلکه کافى‏است در هر رکعت بعد از نیّت و تکبیرةالاحرام، سوره حمد قرائت شود، و اگر خواست بعد از قرائت حمد یک سوره از سوره‏هاى قرآن هم قرائت کند، و رکوع و سجود و ذکر آنها و تشهد و سلام بجا آورده شود.
 
مسائل متفرقه نماز
س 742 : چگونه باید افراد خانواده را براى خواندن نماز صبح بیدار نمود؟
ج: در این مورد کیفیت خاصى در رابطه با افراد خانواده وجود ندارد.
س 743 : نماز و روزه کسانى که به گروهها و طایفه‏هاى مختلفى منسوب هستند و نسبت به هم بغض و حسد و حتى دشمنى بدون دلیل دارند، چه حکمى دارد؟
ج: براى مکلّف اظهار حسد و کینه و دشمنى با دیگران جایز نیست ولى این امور باعث بطلان نماز و روزه نمى‏شود.
س 744 : اگر رزمنده‏اى در جبهه به علت شدت درگیرى قادر بر قرائت فاتحه یا سجده و یا رکوع نباشد، چگونه باید نمازش را در آنجا بخواند؟
ج: باید به هر نحوى که برایش امکان دارد، نماز بخواند. و اگر قادر بر انجام رکوع و سجده نیست، ایماء و اشاره به جاى رکوع و سجود کافى است.
س 745 : پدر و مادر به فرزندانشان در چه سنى احکام شرعى و عبادات را باید تعلیم دهند؟
ج: مستحب است ولىّ اطفال احکام شرعى و عبادات را به آنها پس از رسیدن شان به سن تمیز یاد دهد.
س 746 : بعضى از رانندگان اتوبوس‏هاى مسافربرى که بین شهرها رانندگى مى‏کنند، به نماز مسافران اهمیتى نمى‏دهند و به تقاضاى آنان براى توقف اتوبوس جهت اداى نماز، توجهى نمى‏کنند، لذا گاهى نماز مسافرین قضا مى‏شود. وظیفه رانندگان اتوبوس‏ها در این‏باره چیست؟ مسافران نسبت به نمازشان چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: بر مسافران واجب است در صورت خوف از فوت وقت نماز، از راننده بخواهند که اتوبوس را در مکان مناسبى متوقف نماید، و بر راننده اجابت درخواست آنان واجب است، و اگر به علت عذر مقبول و یا بدون دلیل از توقف اتوبوس خوددارى کند، در این صورت تکلیف مسافران اگر خوف فوت وقت داشته باشند، این است که نماز را در اتوبوس در همان حال حرکت بخوانند و تا آنجا که امکان دارد جهت قبله، قیام، رکوع و سجود را رعایت کنند.
س 747 : آیا مقصود از اینکه گفته مى‏شود «شارب خمر تا چهل روز نماز و روزه‏اش نماز و روزه نیست» این است که در این مدت بر او واجب نیست نماز بخواند و بعداً باید آنها را قضا کند؟ یا اینکه مقصود جمع بین قضاء و اداء است؟ و یا آنکه قضاى آنها بر او واجب نیست بلکه اداء کافى است ولى ثواب آن از نمازهاى دیگر کمتر است؟
ج: منظور این است که شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اینکه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد یا جمع بین اداء و قضاء لازم شود.
س 748 : اگر مشاهده کنم که شخصى بعضى از افعال نمازش را اشتباه انجام مى‏دهد، وظیفه شرعى ام چیست؟
ج: در این مورد چیزى بر شما واجب نیست، مگر اینکه اشتباه ناشى از جهل او به حکم باشد که در این صورت احوط ارشاد و راهنمایى وى است.
س 749 : نظر شریف جنابعالى درباره مصافحه نماز گزاران بعد از اتمام نماز چیست؟ قابل ذکر است که بعضى از علماى بزرگوار فرموده‏اند «راجع به این موضوع چیزى از ائمه علیهم السلام وارد نشده است» لذا انگیزه‏اى براى انجام مصافحه وجود ندارد. ولى در عین حال مشاهده مى‏کنیم که مصافحه باعث افزایش دوستى و محبت بین نمازگزاران مى‏شود.
ج: مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشکال ندارد و بطور کلى مصافحه مؤمنین با هم مستحب است.
احکام روزه‏
شرایط وجوب و صحت روزه
س 750 : دخترى که به سن تکلیف رسیده ولى به علت ضعف جسمانى توانائى روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى‏تواند قضاى آن را بجا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا مى‏رسد، چه حکمى دارد؟
ج: ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى‏شود، بلکه قضاى روزه‏هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.
س 751 : دخترانى که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟
ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل نه سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن به آنها در بین روز آسیب برساند و یا موجب مشقت آنها شود، افطار براى آنها جایز است.
س 752 : من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمى‏دانم، از جناب عالى خواهشمندم بیان فرمائید که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟ و آیا کفاره روزه بر من واجب است یا به علت جهل به مسئله قضاى آن کفایت مى‏کند؟
ج: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعى تکلیف شرعى دارید، بر شما واجب است، و در مورد روزه اگر بعد از رسیدن قطعى به سن تکلیف عمدا افطار کرده باشید، علاوه برقضا کفاره هم واجب است.
س 753 : اگر دختر نه ساله‏اى که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشوارى، روزه‏اش را افطار نماید، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟
ج: قضاى روزه‏هائى که از ماه رمضان افطار کرده بر او واجب است.
س 754 : اگر فردى بخاطر عذرى قوى، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعدا معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟
ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال بر او علاوه بر قضا کفاره هم واجب است. بله، اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلائى داشته باشد، کفاره واجب نیست ولى قضا بر او واجب است.
س 755 : شخصى مشغول انجام خدمت سربازى است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمى‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، آیا اگر پس از پایان دوره خدمت سربازى بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، کفاره هم بر او واجب است یا خیر؟
ج: کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضاى آن بر او واجب است و کفاره تأخیر واجب نیست.
س 756 : اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى نماید، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى نموده است آیا قضاى آن واجب است؟
ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏اش بر او واجب نیست.
س 757 : اگر شخصى بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولى در راه بخاطر پیشامد حادثه‏اى نتواند در زمان معین به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد؟ و آیا کفاره بر او واجب است یا اینکه باید فقط قضاى روزه آن روز را بجا آورد؟
ج: روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضاى روزه آن روزى که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده واجب است و کفاره‏اى ندارد.
س 758 : اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانى در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما براى حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفاره و قضاى روزه بر آنها واجب مى‏شود؟
ج: اگر روزه براى آنها ضرر داشته باشد، جایز است با نوشیدن آب افطار نمایند و قضاى آن را بجا آورند و در این حالت کفاره بر آنها واجب نیست.
س 759 : آیا اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت یا کمتر مانده به اذان مغرب حیض شود، روزه‏اش باطل مى‏شود؟
ج: روزه‏اش باطل است.
س 760 : کسى که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصى) بدون اینکه بدنش خیس شود در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمى دارد؟
ج: اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحت روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبى قضاى آن لازم است.
س 761 : آیا مسافرت عمدى در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جایز است؟
ج: مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت ولو اینکه براى فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.
س 762 : شخصى که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد آن را بگیرد ولى بر اثر پیشامدى نتواند روزه بگیرد مثلا بعد از طلوع خورشید آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بین راه هم مرتکب هیچیک از مفطرات نشد، ولى وقت نیت روزه واجب از وى فوت شد، و آن روز هم از روزهائى است که روزه در آن مستحب است، آیا مى‏تواند نیت روزه مستحبى کند یا خیر؟
ج: اگر قضاى روزه ماه رمضان بر ذمه‏اش باشد، نیت روزه مستحبى حتى بعد از فوت وقت نیت روزه واجب، از وى صحیح نیست.
س 763 : من معتاد به سیگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش مى‏کنم که تندخو نباشم نمى‏توانم و همین باعث ناراحتى زیاد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعیت دشوارم رنج مى‏برم، تکلیف من چیست؟
ج: روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و جایز نیست در حال روزه سیگار بکشید، و نباید بدون دلیل با دیگران تند برخورد کنید.
 
زن باردار و شیرده‏
س 764 : آیا روزه گرفتن بر زن باردارى که نمى‏داند روزه بر جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟
ج: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وى هم داراى منشاء عقلائى باشد، افطار بر او واجب است، در غیر این صورت واجب است روزه بگیرد.
س 765 : زنى که کودک خود را شیر مى‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زایمان فرزندش مرده به دنیا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را مى‏داده و در عین حال روزه گرفته است:
1- آیا روزه‏اش صحیح است یا خیر؟
2- آیا دیه بر ذمه او هست یا خیر؟
3- اگر احتمال ضرر نمى‏داده ولى بعدا معلوم شده که روزه گرفتن براى جنین ضرر داشته، چه حکمى دارد؟
ج: اگر با وجود خوف از ضررى که داراى منشاء عقلائى است، روزه گرفته باشد و یا بعدا برایش معلوم شود که روزه براى وى یا براى جنین‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحیح نیست و قضاى آن بر او واجب است، ولى ثبوت دیه جنین متوقف بر این است که ثابت شود فوت جنین مستند به روزه گرفتن وى است.
س 766 : من به لطف خداوند متعال داراى فرزندى هستم که شیرخوار است. إن شاء الله تعالى بزودى ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسید. در حال حاضر مى‏توانم روزه بگیرم ولى در صورت روزه گرفتن، شیرم خشک خواهد شد. با توجه به اینکه داراى بنیه ضعیفى هستم و کودکم هر ده دقیقه شیر مى‏خواهد، چه وظیفه‏اى دارم؟
ج: اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشید، مى‏توانید روزه تان را افطار کنید، ولى براى هر روزى باید یک مد طعام به فقیر بدهید و قضاى روزه را هم بعدا بجا آورید.
 
بیمارى و منع پزشک‏
س 767 : بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟
ج: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد.
س 768 : مادرم تقریبا سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمى‏توانست روزه بگیرد. من دقیقا اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمائى فرمائید که آیا قضاى روزه‏ها بر او واجب است؟
ج: اگر عدم توانائى او از روزه گرفتن بر اثر بیمارى بوده، قضا ندارد.
س 769 : من بر اثر ضعف جسمانى از ابتداى سن بلوغ تا دوازده سالگى روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکلیفى دارم؟
ج: واجب است، روزه‏هائى را که در ماه مبارک رمضان با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید نگرفته‏اید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدى و اختیارى و بدون عذر شرعى بوده، کفاره هم بر شما واجب است.
س 770 : چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتى چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم ولى من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتى براى من در اثناى ماه رمضان شد. بطورى که در بعضى از روزها هنگام عصر احساس ناراحتى مى‏کنم، لذا متحیر و مردد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتى ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولا روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهائى که روزه مى‏گیرم و نمى‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟
ج: اگر از گفته پزشک متدین و امین اطمینان حاصل کنید که روزه براى چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن براى شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست. و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد ولى صحت روزه متوقف بر این است که براى شما واقعا ضرر نداشته باشد.
س 771 : من از عینک طبى استفاده مى‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامى که به پزشک مراجعه کردم به من گفت اگر براى تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف‏تر خواهند شد، بنابراین اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه‏اى دارم؟
ج: اگر روزه براى چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید، و اگر بیمارى شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضاء روزه بر شما واجب نیست، ولى واجب است عوض هر روز یک مد طعام به فقیر بدهید.
س 772 : مادرم به بیمارى شدیدى مبتلاست و پدرم نیز از ضعف جسمانى رنج مى‏برد و در عین حال هر دو روزه مى‏گیرند که گاهى مشخص است که روزه باعث تشدید بیمارى آنها مى‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بیمارى روزه نگیرند. خواهشمندیم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمائى فرمائید.
ج: ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیمارى یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه براى او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد و در عین حال بخواهد روزه بگیرد روزه گرفتن براى وى حرام است.
س 773 : در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحى کلیه قرار گرفتم. وى مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولى در حال حاضر هیچ مشکل و دردى احساس نمى‏کنم و حتى بطور طبیعى غذا مى‏خورم وآب مى‏نوشم و هیچیک از عوارض بیمارى را هم حس نمى‏کنم، وظیفه من چیست؟
ج: اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعى هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید.
س 774 : اگر پزشک شخصى را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضى از پزشکان اطلاعى از مسائل شرعى ندارند، عمل به گفته او واجب است؟
ج: اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه براى او ضرر دارد و یا از گفته وى یا منشاء عقلائى دیگرى براى او خوف از ضرر حاصل شود روزه گرفتن براى او واجب نیست.
س 775 : در کلیه‏هاى من سنگ جمع مى‏شود و تنها راه جلوگیرى از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجائى که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟
ج: اگر جلوگیرى از بیمارى کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست.
س 776 : از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعده‏هاى غذائى آنها تأخیر و فاصله بیفتد زیرا باعث پایین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعى تشنج و بیهوشى مى‏شود، لذا گاهى پزشکان به آنها توصیه مى‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمائید.
ج: اگر بدانند خوددارى از خوردن و آشامیدن از طلوع آفتاب تا غروب، به آنان ضرر مى‏رساند یا خوف ضرر داشته ‏باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب ‏نبوده ‏و بلکه ‏جایز نیست.
 
مبطلات روزه‏
س 777 : آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل مى‏شود؟
ج: روزه به سبب آن باطل نمى‏شود ولى واجب است از رسیدن خون به حلق جلوگیرى کند.
س 778 : لطفا ً نظرتان را درباره استعمال انفیه در ماه مبارک رمضان توسط شخص روزه‏ دار بیان فرما یید.
ج: اگر استعمال آن موجب داخل شدن چیزى از طریق بینى به حلق شود، استفاده از آن توسط شخص روزه دار جایز نیست.
س 779 : آیا ماده «ناس» که از توتون و غیر آن ساخته مى‏شود و براى چند دقیقه زیر زبان گذاشته شده و سپس از دهان بیرون انداخته مى‏شود، مبطل روزه است یا خیر؟
ج: اگر آب دهان مخلوط به ماده «ناس» را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش مى‏شود.
س 780 : نوعى داروى طبى براى اشخاص مبتلا به تنگى نفس شدید وجود دارد که عبارت است از یک قوطى که در آن مایع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروى مایع بصورت پودر گاز از طریق دهان وارد ریه شخص بیمار شده و موجب تسکین حال وى مى‏گردد. گاهى بیمار مجبور مى‏شود در یک روز چندین بار از آن استفاده کند، آیا با وجود استفاده از این دارو، روزه گرفتن جایز است؟ با توجه به اینکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود.
ج: اگر ماده‏اى که از طریق دهان وارد ریه مى‏شود، فقط هوا باشد، ضررى براى روزه ندارد، ولى اگر هواى فشرده شده همراه با دارویى هر چند بصورت گاز یا پودر باشد و وارد حلق شود صحت روزه محل اشکال است و باید از آن اجتناب شود، و اگر روزه گرفتن بدون آن دارو ممکن نباشد مگر با تحمل مشقت و سختى، استفاده از آن جایز خواهد بود.
س 781 : من در بیشتر روزها آب دهانم با خونى که از لثه‏هایم مى‏آید مخلوط مى‏شود و گاهى نمى‏دانم آب دهانى که فرو مى‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه‏ام با این حال چه حکمى دارد؟ امیدوارم مرا راهنما یى فرمائید.
ج: اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحت روزه ضرر نمى‏زند.
س 782 : در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندانهایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقیمانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمدا ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟
ج: اگر علم به وجود باقیمانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، چیزى در رابطه با روزه بر شما واجب نیست.
س 783 : از لثه شخص روزه‏دارى خون زیادى خارج مى‏شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ و آیا براى او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟
ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه‏اش باطل نمى‏شود، همچنین ریختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمى‏رساند.
س 784 : داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى زنان وجود دارد (شیافهاى روغنى) که در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟
ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏رساند.
س 785 : نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول توسط دندانپزشک و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟
ج: تزریق آمپول براى روزه داران، اشکال ندارد مگر سرم‏هاى غذائى که احوط، اجتناب از آن در حالت روزه است.
س 786 : آیا رساندن مایعات مغذى به بدن از طریق رگها که در بیمارستانها معمول است، روزه را باطل مى‏کند یا خیر؟
ج: رساندن مایعات مغذى از طریق رگها به بدن در حال روزه محل اشکال است، لذا احتیاط به پرهیز از آن، ترک نشود.
س 787 : آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟
ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.
س 788 : اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان خوردن و آشامیدن صدق نمى‏کند، آیا عمل به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟
ج: اگر استفاده از آن قرص‏ها به صورت شیاف باشد، به روزه ضرر نمى‏رساند، ولى اگر به صورت بلعیدن باشد، روزه را باطل مى‏کند.
س 789 : همسرم مرا در ماه رمضان وادار به نزدیکى نمود، حکم ما چیست؟
ج: بر هر یک از شما حکم افطار عمدى جارى است و علاوه بر قضا، کفاره هم بر هر دوى شما واجب است.
س 790 : اگر مردى با همسرش در روز ماه رمضان شوخى و ملاعبه نماید، آیا به روزه‏اش ضرر مى‏رساند؟
ج: اگر منجر به انزال منى نشود، به روزه خللى وارد نمى‏کند ولى اگر باعث انزال منى شود، جایز نیست و روزه باطل مى‏شود.
 
بقاء بر جنابت‏
س 791 : اگر فردى به سبب برخى از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقى بماند آیا روزه گرفتن در آن روز براى او جایز است؟
ج: روزه گرفتن در غیر ماه رمضان و قضاى آن اشکال ندارد، ولى نسبت به روزه ماه رمضان و قضاى آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‏اش صحیح نیست.
س 792 : اگر شخصى در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحت روزه است، آیا کفاره روزه‏هائى که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضاى آنها کافى است؟
ج: اگر با علم به اصل جنابت، در اثر جهل به وجوب غسل یا تیمم بدل از آن براى روزه، تا اذان صبح بر جنابت باقى مانده باشد، بنا بر احتیاط علاوه بر قضا، کفاره نیز بر او واجب است مگر اینکه جاهل قاصر باشد که در این صورت ظاهراً کفاره بر او واجب نیست هر چند احوط، وجوب آن است.
س 793 : آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟
ج: اگر عمدا ً تا طلوع فجر بر جنابت باقى بماند، روزه ماه رمضان و قضاى آن از او صحیح نیست ولى اقوى صحت روزه‏هاى دیگر بخصوص روزه مستحبى‏است.
س 794 : برادر مؤمنى مى‏گوید که وى ده روز قبل از ماه مبارک رمضان ازدواج نموده است و شنیده که حکم شرعى شخص جنب این است که اگر بعد از اذان صبح جنب شود باید تا قبل از اذان ظهر غسل کند و روزه‏اش صحیح است (و یقین به این حکم هم داشته است) وى با این تصور با همسرش در ماه رمضان نزدیکى مى‏کرده ولى بعداً متوجه شده که حکم مس أله این نیست، این کار او چه حکمى دارد؟
ج: جنابت عمدى بعد از طلوع فجر در حکم افطار عمدى بوده و موجب قضا و کفاره است.
س 795 : شخصى در ماه رمضان در جائى مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‏هاى شب محتلم گردید و چون مهمان بود و با خود لباسى نداشت، براى فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزى بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفاره هست یا خیر؟
ج: اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز براى سقوط کفاره از او کافى نیست.
س 796 : کسى که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهاى دیگر غیر از تنگى وقت نمى‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمدا ً خود را در شبهاى ماه مبارک رمضان جنب کند؟
ج: اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده وقت کافى براى تیمم داشته باشد، این کار براى وى جایز است.
س 797 : شخصى در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده است و دوباره خوابیده و در اثناى اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا مى‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمى دارد؟
ج: اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‏اش صحیح است.
س 798 : اگر مکلّف در روز ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه براى غسل کردن بیدار مى‏شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال روزه او صحیح است و تأخیر غسل جنابت تا ظهر ضررى به روزه‏اش نمى‏رساند.
س 799 : اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه ولى به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر بعد از بیدارى اول اثرى از احتلام در خود مشاهده نکند بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزى بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است هر چند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.
س 800 : اگر شخصى در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمى دارد؟
ج: نمازش باطل و قضاى آن واجب است ولى روزه‏هاى او محکوم به صحت است.
س 801 : شخصى مبتلا به بیمارى بیرون آمدن مستمر قطرات بول به صورت موقت است یعنى بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج مى‏گردد. با توجه به اینکه وى در بعضى از شبها جنب شده و گاهى یک ساعت قبل از اذان بیدار مى‏شود و احتمال مى‏دهد که بعد از آن منى با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‏اش چه تکلیفى دارد؟ وظیفه او براى اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟
ج: اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است هر چند بعد از آن بدون اختیار از او منى خارج شود.
س 802 : اگر شخصى قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتى براى غسل کردن وقت دارد؟
ج: در فرض سؤال، جنابت به روزه او ضرر نمى‏زند ولى واجب است براى نماز غسل کند و مى‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.
س 803 : اگر غسل جنابت براى روزه ماه رمضان یا روزه‏هاى دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمى دارد؟
ج: اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏اش باطل است و احوط این است که قضاى روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولى در سایر روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمى‏شود.
 
استمناء
س 804 : حدود هفت سال پیش چند روز از روزه‏هایم در ماه رمضان بوسیله استمناء باطل شد ولى تعداد روزه‏ها یى را که در طول سه ماه رمضان باطل کرده‏ام نمى‏دانم و فکر نمى‏کنم کمتر از بیست و پنج یا سى روز باشد، لذا تکلیف خود را بطور دقیق نمى‏دانم. خواهشمندم مقدار کفاره آن را براى من مشخص فرما یید.
ج: باطل کردن روزه هر یک از روزهاى ماه رمضان بوسیله استمناء که شرعا عمل حرامى است، دو کفاره دارد که عبارت از شصت روز روزه با اطعام شصت مسکین است، در رابطه با اطعام شصت مسکین مى‏توانید براى هر روزى به شصت نفر فقیر به هر فقیرى یک مد طعام بدهید، ولى پول نقد کفاره محسوب نمى‏شود ولکن مى‏توانید آن را به فقیر بدهید تا به نیابت از شما غذا بخرد و سپس آن را به عنوان کفاره قبول کند. تعیین قیمت خرید طعام تابع قیمت طعامى است که به عنوان کفاره انتخاب شده است مانند گندم، برنج و سایر غذاها. اما نسبت به مقدار روزهائى که روزه آن را به وسیله استمناء باطل کرده‏اید، جایز است در قضا و پرداخت کفاره به مقدارى که یقین به آن دارید اکتفا نمائید.
س 805 : اگر مکلّف علم داشته باشد به اینکه استمناء روزه را باطل مى‏کند ولى عمداً آن را انجام دهد، آیا کفاره جمع بر او واجب مى‏شود؟ و اگر نداند که روزه را باطل مى‏کند و استمناء کند، چه حکمى دارد؟
ج: در هر صورت اگر عمدا استمناء کند و منى هم از او خارج شود، کفاره جمع بر او واجب مى‏شود.
س 806 : در ماه مبارک رمضان بدون وجود هیچیک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتى که هنگام مکالمه تلفنى با یک زن نامحرم در خود احساس کردم مایع منى از من خارج شد، با توجه به اینکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمائید، آیا روزه‏ام باطل است یا خیر؟ و در صورت بطلان، آیا کفاره هم بر من واجب است یا خیر؟
ج: اگر خروج منى بر اثر صحبت با یک زن جزء عادتهاى قبلى شما نبوده و مکالمه تلفنى با او هم بدون قصد لذت و ریبه بوده و در عین حال بطور غیرارادى منى از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نمى‏شود و چیزى هم بر اثر آن بر شما واجب نیست.
س 807 : شخصى چندین سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غیر آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟
ج: استمناء مطلقا ً حرام است و اگر منجر به خروج منى شود موجب غسل جنابت هم مى‏شود، و اگر این عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگیرد، در حکم افطار با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تیمم انجام دهد، نماز و روزه‏اش باطل و قضاى آنها واجب است.
س 808 : آیا جایز است انسان با دست همسرش استمناء کند؟ آیا فرقى مى‏کند که این عمل در اثناء جماع یا غیر آن باشد؟
ج: ملاعبه و تماس بدن مرد با همسرش به قصد خروج منى اشکال ندارد. همچنین جایز است زن با آلت شوهرش بازى کند تا منى خارج شود، این کار از موارد استمناء حرام نیست.
س 809 : آیا جایز است شخص مجرد در صورتى که پزشک منى او را براى آزمایش بخواهد و راه دیگرى هم براى خارج کردن منى نداشته باشد، استمناء نماید؟
ج: اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.
س 810 : بعضى از مراکز پزشکى براى انجام آزمایشات پزشکى بر روى منى از انسان مى‏خواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وى قادر بر بچه‏دار شدن هست یا خیر، آیا استمناء براى او جایز است.
ج: استمناء براى او از نظر شرعى جایز نیست، هر چند براى تشخیص قدرت وى بر بچه‏دار شدن باشد، مگر آنکه تشخیص و شناخت بیمارى که علت بچه‏دار نشدن زن یا شوهر است متوقف بر آن باشد.
س 811 : آیا خارج کردن منى از طریق علمى ذیل جایز است؟ غده پروستات از طریق مخرج غائط به وسیله انگشت خود شخص تحریک شده و منى بدون جستن و سستى بدن خارج شود؟
ج: عمل مذکور فى نفسه جایز نیست زیرا از مصادیق استمناء حرام است.
س 812 : آیا براى کسى که از همسرش دور است، تخیّل او به قصد برانگیختن شهوت جایز است؟
ج: در خصوص فرض سؤال اشکال ندارد.
س 813 : شخصى در ابتداى سن بلوغ روزه مى‏گرفته ولى در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همین صورت چند روز روزه گرفته است، در حالى که جهل داشته به اینکه براى روزه گرفتن تطهیر از جنابت واجب است. آیا قضاى روزه‏هاى آن روزها کافى است یا اینکه تکلیف دیگرى دارد؟
ج: در فرض سؤال، قضا و کفاره بر او واجب است.
س 814 : شخص روزه‏دارى در ماه رمضان به صحنه شهوت انگیزى نگاه کرده و جنب شده است. آیا با این کار روزه‏اش باطل مى‏شود؟
ج: اگر نگاه کردن او به قصد انزال بوده و یا مى‏دانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب مى‏شود و یا عادت او بر این بوده است و در عین حال عمدا ً نگاه کرده و جنب شده است، حکم جنابت عمدى را دارد.
 
احکام مبطلات روزه‏
س 815 : آیا تبعیت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومى و مجالس رسمى و غیر آن، جایز است؟ اگر مکلّف تشخیص دهد که این متابعت از موارد تقیه نیست و دلیلى براى التزام به آن وجود ندارد، وظیفه‏اش چیست؟
ج: تبعیت از دیگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جایز نیست، و اگر از موارد تقیه باشد افطار جایز است ولى روزه آن روز قضا دارد، و جایز نیست بطور اختیارى افطار نماید مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پایان یافتن روز را با یقین حسى و یا با حجت شرعى احراز نماید.
س 816 : اگر روزه ‏دار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا یا نوشیدن کند، آیا روزه‏ام باطل مى‏شود؟
ج: خوردن و آشامیدن روزه را باطل مى‏کند هر چند بر اثر درخواست و اصرار شخص دیگرى باشد.
س 817 : اگر چیزى به زور وارد دهان روزه دار شود و یا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ و اگر وادار به باطل کردن روزه‏اش شود، مثلا به او بگویند که اگر روزه‏ات را نخورى، ضررى به خودت یا مالت وارد مى‏سازیم، او هم براى دفع این ضرر غذا بخورد، آیا روزه‏اش صحیح است؟
ج: روزه شخص روزه دار با داخل شدن چیزى در حلقش بدون اختیار و یا با فرو بردن سرش به همان صورت به زیر آب باطل نمى‏شود، ولى اگر خودش بر اثر اکراه دیگرى مرتکب مفطرى شود، روزه‏اش باطل خواهد شد.
س 818 : اگر روزه دار جاهل باشد به اینکه تا به حد ترخص نرسیده نباید قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به این اعتبار که مسافر است، افطار نماید، روزه این شخص چه حکمى دارد؟ آیا قضا بر او واجب است یا حکم دیگرى دارد؟
ج: حکم او همان حکم افطار عمدى است.
س 819 : هنگامى که مبتلا به بیمارى زکام بودم، مقدارى از اخلاط سر و سینه در دهانم جمع شده بود که به جاى بیرون انداختن، آن را فرو بردم، آیا روزه‏ام صحیح است یا خیر؟ در بعضى از روزهاى ماه مبارک رمضان در منزل یکى از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حیا مجبور شدم با خاک، تیمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزدیک ظهر غسل نکردم. این کار براى چند روز تکرار شد، آیا روزه‏ام در آن روزها صحیح است یا خیر؟ و اگر صحیح نباشد، آیا کفاره بر من واجب است یا خیر؟
ج: فرو بردن اخلاط سر و سینه ضررى به روزه نمى‏رساند ولى اگر به فضاى دهان رسیده باشد بنابر احتیاط واجب باید از فرو بردن آن خوددارى نماید، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجر روزى که مى‏خواهید روزه بگیرید و ا نجام تیمم بدل از غسل بجاى آن، اگر بخاطر عذر شرعى باشد و یا تیمم در آخر وقت و بخاطر تنگى آن باشد، روزه شما با تیمم صحیح است. در غیر این صورت روزه شما در آن روزها باطل است.
س 820 : من در معدن آهن کار مى‏کنم که طبیعت آن اقتضا مى‏کند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم مى‏شود، بقیه ماههاى سال هم به همین صورت بر من مى‏گذرد، تکلیف من چیست؟ آیا روزه من در این حالت صحیح است؟
ج: فرو بردن غبار هنگام روزه موجب باطل شدن آن است و باید از آن پرهیز نمود، ولى مجرد داخل شدن غبار در دهان و بینى بدون فرو بردن آن، روزه را باطل نمى‏کند.
س 821 : اگر روزه دار آمپولهاى غذائى و ویتامین تزریق کند، روزه‏اش چه حکمى دارد؟
ج: اگر آمپول غذائى باشد و از طریق رگ تزریق شود، احوط این است که شخص روزه دار از آن اجتناب کند و اگر از آن استفاده کرد، احوط این است که قضاى روزه آن روز را بجا آورد.
س 822 : شخص روزه دارى در خلال ایام ماه مبارک رمضان مرتکب کارى مى‏شود که معتقد است به روزه‏اش ضرر مى‏رساند، ولى بعد از ماه رمضان براى وى آشکار مى‏شود که آن کار ضررى براى روزه‏اش نداشته است، روزه او چه حکمى دارد؟
ج: اگر قصد شکستن روزه‏اش را نداشته و مرتکب عملى هم که واقعا ً روزه را باطل مى‏کند نشده، روزه‏اش صحیح است.
 
کفاره روزه و مقدار آن‏
س 823 : آیا دادن پول یک مد طعام به فقیر تا با آن غذائى براى خودش بخرد، کافى است؟
ج: اگر اطمینان داشته باشد که فقیر به وکالت از او طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفاره قبول مى‏کند، اشکال ندارد.
س 824 : اگر شخصى وکیل در غذا دادن به عده‏اى از مساکین شود، آیا مى‏تواند اجرت کار و پختن غذا را از اموالى که به عنوان کفاره به او داده شده است، بردارد؟
ج: مطالبه اجرت کار و پخت غذا براى وى جایز است ولى نمى‏تواند آن را بابت کفاره حساب نماید و یا از اموالى که باید به عنوان کفاره به فقرا داده شود بردارد.
س 825 : زنى به علت باردارى و نزدیکى وقت زایمان، نمى‏تواند روزه بگیرد و مى‏داند که باید آنها را بعد از زایمان و قبل از ماه رمضان آینده قضا نماید، اگر بطور عمدى یا غیرعمدى تا چند سال روزه نگیرد آیا فقط کفاره همان سال بر او واجب است یا آنکه کفاره تمام سالهائى که روزه را به تأخیر انداخته واجب است؟
ج: فدیه تأخیر قضاى روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تأخیر افتاده باشد یکبار واجب است و آن عبارت است از یک مد طعام براى هر روزى، و فدیه هم زمانى واجب مى‏شود که تأخیر قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر بر اثر سهل انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر بخاطر عذرى که شرعا مانع صحت روزه است باشد، فدیه‏اى ندارد.
س 826 : زنى به علت بیمارى از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آینده هم نیست در این صورت آیا کفاره بر او واجب است یا بر شوهرش؟
ج: اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بیمارى و تأخیر قضاى آن هم از جهت ادامه بیمارى بوده است براى هر روز یک مدطعام به عنوان فدیه بر خود زن واجب است و چیزى بر عهده شوهرش نیست.
س 827 : شخصى ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بیستم شعبان شروع به روزه گرفتن مى‏کند، آیا در این صورت مى‏تواند عمدا روزه خود را قبل یا بعد از زوال، افطار کند؟ و در صورتى که قبل یا بعد از زوال افطار نماید، چه مقدار کفاره دارد؟
ج: در فرض مذکور افطار عمدى براى او جایز نیست و اگر عمدا افطار کند، در صورتى که قبل از زوال باشد، کفاره‏اى بر او واجب نیست و اگر بعد از زوال باشد، کفاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکین، و در صورت عدم تمکّن، واجب است سه روز روزه بگیرد.
س 828 : زنى در دو سال متوالى در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ایام را نداشته است، ولى در حال حاضر توانائى روزه گرفتن را دارد، حکم او چیست؟ آیا کفاره جمع بر او و اجب است یا فقط قضاى آن را باید بجا آورد؟ تأخیر او در قضاى روزه چه حکمى دارد؟
ج: اگر بر اثر عذر شرعى روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنین یا کودکش بوده، باید علاوه بر قضا، براى هر روز یک مد طعام به عنوان فدیه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعى به تأخیر انداخته، فدیه هم بر او واجب است یعنى باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
س 829 : آیا رعایت ترتیب بین قضا و کفاره، در کفاره روزه واجب است یا خیر؟
ج: واجب نیست.
 
قضاى روزه‏
س 830 : هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان براى انجام مأموریت دینى بر عهده‏ام مى‏باشد، وظیفه من چیست؟ آیا قضاى آنها بر من واجب است؟
ج: قضاى روزه‏هاى ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.
س 831 : اگر کسى براى گرفتن روزه قضاى ماه رمضان اجیر شود و بعد از زوال افطار کند، آیا کفاره بر او واجب است یا خیر؟
ج: کفاره بر او واجب نیست.
س 832 : کسانى که در ماه رمضان براى انجام وظیفه دینى در مسافرت هستند و به همین دلیل نمى‏توانند روزه بگیرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخیر، بخواهند روزه بگیرند، آیا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟
ج: اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشند، قضاى روزه‏هایى که از آنان فوت شده کافى است، و واجب نیست براى هر روزى یک مد طعام فدیه بدهند، هر چند احتیاط در جمع بین قضا و فدیه است. ولى اگر تأخیر در قضاى روزه بخاطر سهل‏انگارى و بدون عذر باشد، جمع بین قضا و فدیه بر آنها واجب است.
س 833 : شخصى به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلاً توبه نموده و به سوى خدا بازگشته و تصمیم بر جبران آنها گرفته است ولى توانائى قضاى همه روزه‏هاى فوت شده را ندارد و مالى هم که با آن کفاره‏هایش را بپردازد، ندارد، آیا صحیح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟
ج: قضاى روزه‏هاى فوت شده در هیچ صورتى ساقط نمى‏شود، ولى نسبت به کفاره افطاره عمدى روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و یا اطعام شصت مسکین براى هر روز نداشته باشد، واجب است به هر مقدارى که مى‏تواند به فقرا صدقه بدهد.
س 834 : اگر شخصى بر اثر جهل به وجوب قضاى روزه تا قبل از ماه رمضان سال آینده قضاى روزه‏هایش را به تأخیر اندازد، چه حکمى دارد؟
ج: فدیه تأخیر قضاى روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمى‏شود.
س 835 : فردى که به مدت صدو بیست روز روزه نگرفته چه وظیفه‏اى دارد؟ آیا باید براى هر روز شصت روز روزه بگیرد؟ و آیا کفاره بر او واجب است؟
ج: قضاى آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدى و بدون عذر شرعى باشد، علاوه بر قضا کفاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مد طعام به شصت مسکین که سهم هر کدام یک مدّ است.
س 836 : تقریبا یک ماه روزه گرفته‏ام به این نیت که اگر روزه‏اى بر عهده‏ام باشد قضاى آن محسوب شود و اگر روزه‏اى بر عهده‏ام نیست به قصد قربت مطلق باشد، آیا این یک ماه روزه به حساب روزه‏هاى قضائى که بر ذمّه دارم محسوب مى‏شود؟
ج: اگر به نیت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعا مأمور به آن بوده‏اید، اعم از روزه قضایا مستحبى، روزه گرفته‏اید و روزه قضا هم بر عهده شما باشد، به عنوان روزه قضا محسوب مى‏شود.
س 837 : کسى که نمى‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبى بگیرد، آیا اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، به عنوان روزه قضا محسوب مى‏شود؟
ج: روزه‏هائى را که به نیت استحباب گرفته به جاى روزه قضایى که بر عهده‏اش هست، محسوب نمى‏شود.
س 838 : نظر شریف جنابعالى درباره شخصى که بر اثر گرسنگى و تشنگى و جهل به مسئله، عمداً روزه‏اش را افطار کرده، چیست؟ آیا فقط قضا بر او واجب است یا اینکه کفاره هم باید بدهد؟
ج: اگر جاهل مقصر باشد، بنابر احوط، علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است.
س 839 : کسى که در اوائل سن تکلیف بر اثر ضعف و عدم توانائى، نتوانسته روزه بگیرد، آیا فقط قضا بر او واجب است یا قضا و کفاره با هم بر او واجب است؟
ج: اگر گرفتن روزه بر او حرجى نبوده و عمدا ً افطار کرده، علاوه بر قضا، کفاره نیز بر او واجب است.
س 840 : کسى که تعداد روزهائى که روزه نگرفته و مقدار نمازهایى را که نخوانده نمى‏داند، وظیفه‏اش چیست؟ و کسى هم که نمى‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعى افطار کرده و یا عمدا ً آن را خورده است، چه حکمى دارد؟
ج: جایز است به قضاى آن مقدار از نماز و روزه‏هایش که یقین به فوت آنها دارد، اکتفا نماید، و در صورت شک در افطار عمدى کفاره واجب نیست.
س 841 : اگر شخصى که در ماه رمضان روزه دار است در یکى از روزها براى خوردن سحرى بیدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏اى براى او اتفاق بیفتد و روزه را افطار کند، آیا یک کفاره بر او واجب است یا کفاره جمع؟
ج: اگر روزه را تا حدى ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگى و گرسنگى براى او حرجى شود و در نتیجه آن را افطار نماید، فقط قضا بر او واجب است و کفاره‏اى ندارد.
س 842 : اگر شک کنم در اینکه اقدام به گرفتن قضاى روزه‏هائى را که بر عهده‏ام بوده، کرده‏ام یا خیر تکلیف من چیست؟
ج: اگر یقین به اشتغال قبلى ذمّه خود به قضاى روزه دارید، واجب است به مقدارى که موجب یقین به انجام آن مى‏شود روزه قضاء بگیرید.
س 843 : کسى که هنگام بلوغ فقط یازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و یک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمى‏دانسته که با ترک عمدى روزه کفاره بر او واجب است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر روزه ماه رمضان را از روى عمد و بدون عذر شرعى افطار کرده، باید علاوه بر قضا، کفاره هم بدهد اعم از اینکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفاره و یا جاهل به آن باشد.
س 844 : اگر پزشک به بیمارى بگوید که روزه براى شما ضرر داد و او هم روزه نگیرد، ولى بعد از چند سال بفهمد که روزه براى وى ضرر نداشته و پزشک در تشخیص خود اشتباه کرده است، آیا قضا و کفاره بر او واجب است؟
ج: اگر از گفته پزشک متخصص و امین و یا از منشاء عقلائى دیگر، خوف از ضرر پیدا کند و روزه نگیرد، فقط قضا بر او واجب است.
 
مسائل متفرقه روزه‏
س 845 : اگر زنى در حال روزه نذرى معین حیض شود، چه حکمى دارد؟
ج: روزه با عارض شدن حیض باطل مى‏شود و قضاى آن بعد از طهارت واجب است.
س 846 : شخصى از اول ماه رمضان تا بیست و هفتم ماه را در وطن خود روزه گرفته و در صبح روز بیست و هشتم به دبى مسافرت کرده و در روز بیست و نهم به آنجا رسیده و متوجه شده که در آنجا عید اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آیا قضاى روزه‏هایى که از وى فوت شده، واجب است؟ و اگر یک روز قضا نماید، ماه رمضان نسبت به او بیست و هشت روز مى‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بیست و نهم در جائى بوده که در آنجا عید اعلام شده بود، این شخص چه حکمى دارد؟
ج: اگر اعلان عید در روز بیست و نهم در آن مکان، به نحو شرعى و صحیح باشد، قضاى آن روز بر او واجب نیست، ولى این کشف مى‏کند که یک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضاى روزه‏اى را که یقین به فوت آن دارد بجا آورد.
س 847 : اگر روزه‏دارى هنگام غروب در سرزمینى افطار کرده باشد و سپس به جائى مسافرت کند که خورشید در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمى دارد؟ آیا تناول مفطرات براى او در آنجا قبل از غروب خورشید جایز است؟
ج: روزه او صحیح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشید با فرض اینکه در وقت غروب در سرزمین خود افطار کرده، براى او جایز است.
س 848 : شهیدى به یکى از دوستانش وصیت نموده که احتیاطا از طرف وى چند روز روزه قضا بگیرد، ولى ورثه شهید به این مسائل پایبند نیستند و طرح وصیت او هم براى آنها ممکن نیست و روزه گرفتن هم براى دوست آن شهید مشقت دارد، آیا راه حل دیگرى وجود دارد؟
ج: اگر آن شهید به دوست خود وصیت کرده که خودش شخصا براى او روزه بگیرد، ورثه او در این مورد تکلیفى ندارند، و اگر براى آن فرد روزه گرفتن به نیابت از شهید مشقت دارد، تکلیف از او ساقط است.
س 849 : من فردى کثیر الشک هستم و یا به تعبیر دقیق‏تر زیاد وسوسه مى‏شوم، و در مسائل دینى بخصوص فروع دین زیاد شک مى‏کنم، یکى از موارد آن این است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آیا غبار غلیظى که وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام یا خیر؟ و یا آبى را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بیرون ریختم یا نه؟ در نتیجه آیا روزه من صحیح است یا خیر؟
ج: روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحت است و این شکّها اعتبارى ندارند.
س 850 : آیا حدیث شریف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده، حدیث معتبرى مى‏دانید؟ آیا نسبت دادن آن در حالت روزه به حضرت زهراى مرضیه سلام الله علیها جایز است؟
ج: اگر نسبت دادن آن بصورت حکایت و نقل از کتابهایى که آن را نقل کرده‏اند باشد، اشکال ندارد.
س 851 : از بعضى از علما و غیر آنان شنیده‏ایم که اگر انسان هنگام روزه مستحبى به خوردن غذا دعوت شود، مى‏تواند آن را قبول کرده و مقدارى از غذا میل کند و با این کار روزه‏اش باطل نمى‏شود بلکه ثواب هم دارد، امیدواریم نظر شریف خود را در این باره بیان فرما یید.
ج: قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبى، شرعاً امرى پسندیده است و خوردن غذا به دعوت برادر مومن هر چند روزه را باطل مى‏کند ولى او را از اجر و ثواب روزه محروم نمى‏سازد.
س 852 : دعاها یى مخصوص ماه رمضان به صورت دعاى روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحت شان چه حکمى دارد؟
ج: به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبیت باشد اشکال ندارد.
س 853 : شخصى قصد داشت روزه بگیرد، ولى براى خوردن سحرى بیدار نشد لذا نتوانست روزه بگیرد. آیا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وى است یا کسى که او را بیدار نکرده است؟ و اگر فردى بدون سحرى روزه بگیرد، آیا روزه‏اش صحیح است؟
ج: روزه نگرفتن بخاطر عجز از روزه، معصیت و گناه نیست هر چند بر اثر سحرى نخوردن باشد. بهرحال در این مورد چیزى بر عهده دیگران نیست، و روزه بدون خوردن سحرى هم صحیح است.
س 854 : روزه روز سوم ایام اعتکاف در مسجد الحرام، چه حکمى دارد؟
ج: اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرمه نماید و یا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگیرد، بر او واجب است بعد از اینکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولى اگر قصد اقامت و یا نذر روزه در سفر، نکرده باشد، روزه او در سفر صحیح نیست و با عدم صحت روزه اعتکاف هم صحیح نیست.
 
رؤیت هلال‏
س 855 : همانطور که مى‏دانید، وضعیت هلال در آخر یا اول ماه به یکى از حالت‏هاى زیر است:
1 - غروب هلال قبل از غروب خورشید باشد.
2 - غروب هلال مقارن با غروب خورشید باشد.
3 - غروب هلال بعد از غروب خورشید باشد.
امیدواریم بیان فرمایید که کدامیک از حالات سه گانه فوق را مى‏توان به وسیله برنامه‏هاى محاسبه کننده الکترونیکى دقیق براى دورترین نقاط عالم محاسبه کرد؟ آیا استفاده از این محاسبات براى تعیین اول ماه قبل از حلول آن امکان دارد یا اینکه حتما ً باید ماه با چشم رؤیت شود؟
ج: معیار اول ماه هلالى است که بعد از غروب خورشید غروب کند و رؤیت آن به نحو متعارف، قبل از غروب ممکن باشد، و محاسبات علمى اگر موجب اطمینان براى مکلف نشود اعتبار ندارد.
س 856 : اگر هلال ماه شوال در یک شهر دیده نشود ولى تلویزیون و رادیو از حلول آن خبر دهند، آیا کافى است یا تحقیق بیشترى واجب است؟
ج: اگر مفید اطمینان به ثبوت هلال یا صدور حکم به هلال از طرف ولى فقیه باشد کافى است و نیازى به تحقیق نیست.
س 857 : اگر تعیین اول ماه رمضان و عید سعید فطر به علت عدم امکان رؤیت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان یا اسباب دیگر، ممکن نباشد و سى روز ماه شعبان یا ماه رمضان کامل نشده باشد، آیا براى ما که در ژاپن زندگى مى‏کنیم جایز است به افق ایران عمل کرده و یا به تقویم اعتماد کنیم؟ وظیفه ما چیست؟
ج: اگر اول ماه از طریق رؤیت هلال حتى در افق شهرهاى مجاورى که یک افق دارند، و یا از طریق شهادت دو فرد عادل، و یا از طریق حکم حاکم، ثابت نشود، باید احتیاط کرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤیت هلال در ایران که در غرب ژاپن واقع است، براى کسانى که مقیم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.
س 858 : آیا اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است یا خیر؟
ج: رؤیت هلال در شهرهائى که در افق متحد و یا نزدیک به هم هستند و یا در شهرهائى که در شرق واقع شده‏اند، کافى است.
س 859 : مقصود از اتحاد افق چیست؟
ج: منظور از آن شهرهائى است که در طول خط واحدى واقع شده‏اند. بنابراین اگر دو شهر در یک خط طولى باشند (طول به اصطلاح علم هیئت مراد است)، گفته مى‏شود که آنها در افق متحد هستند.
س 860 : اگر روز بیست و نهم ماه در تهران و خراسان عید باشد، آیا براى افرادى هم که در شهرى مانند بوشهر مقیم هستند، جایز است افطار کنند؟ با توجه به اینکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر یکى نیست.
ج: اگر اختلاف بین افق دو شهر به مقدارى باشد که با فرض رؤیت هلال در یکى، هلال در دیگرى قابل رؤیت نباشد، رؤیت آن در شهرهاى غربى براى مردم شهرهاى شرقى که خورشید در آنها قبل از شهرهاى غربى غروب مى‏کند، کافى نیست بر خلاف عکس آن.
س 861 : اگر بین علماى یک شهر راجع به ثبوت هلال یا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظیفه واجب مکلّف چیست؟
ج: اگر اختلاف دو بیّنه به صورت نفى و اثبات باشد یعنى یکى مدعى ثبوت هلال و دیگرى مدعى عدم ثبوت آن باشند این اختلاف موجب تعارض دو بینه و تساقط هر دو است، و وظیفه مکلّف این است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن یا روزه گرفتن به آنچه که مقتضاى اصل است عمل نماید. ولى اگر بین ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به این صورت که بعضى از آنها مدعى رؤیت هلال باشند و بعضى دیگر مدعى عدم مشاهده آن، قول کسانى که مدعى رؤیت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعى بر مکلّف است و باید از آن متابعت کند، و همچنین اگر حاکم شرعى حکم به ثبوت هلال نماید، حکم وى حجت شرعى براى همه مکلفین است و باید از آن پیروى کنند.
س 862 : اگر شخصى هلال ماه را ببیند و بداند که رؤیت هلال براى حاکم شرع شهر او به هر علتى ممکن نیست، آیا او مکلّف است که رؤیت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟
ج: اعلام بر او واجب نیست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.
س 863 : همانگونه که مى‏دانید اکثر فقهاى بزرگوار پنج راه براى ثبوت اول ماه شوال در رساله‏هاى عملیه خود بیان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نیست، بنابراین چگونه بیشتر م ؤمنین به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار مى‏کنند؟ شخصى که از این راه اطمینان به ثبوت هلال پیدا نمى‏کند، چه تکلیفى دارد؟
ج: تا حاکم حکم به رؤیت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براى تبعیّت دیگران از وى کافى نیست مگر آنکه اطمینان به ثبوت هلال حاصل نمایند.
س 864 : اگر ولى امر مسلمین حکم نماید فردا عید است و رادیو و تلویزیون اعلام کنند که هلال در چند شهر دیده شده است، آیا عید براى تمامى نواحى کشور ثابت مى‏شود یا فقط براى شهرهایى که ماه در آنها دیده شده و شهرهاى هم افق با آنها، ثابت مى‏گردد؟
ج: اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعا براى همه شهرها معتبر است.
س 865 : آیا کوچکى هلال و باریک بودن و اتصاف آن به خصوصیات هلال شب اول، دلیل بر اینکه شب قبل شب اول ماه نبوده بلکه شب سى‏ام ماه قبلى بوده محسوب مى‏شود؟ و اگر عید براى شخصى ثابت شود و از این راه یقین پیدا کند که روز قبل عید نبوده، آیا باید قضاى روزه روز سى‏ام ماه رمضان را بجا آورد؟
ج: مجرد کوچکى و پائین بودن هلال یا بزرگى و بالا بودن و یا پهن یا باریک بودن آن دلیل شرعى شب اول یا دوم بودن نیست، ولى اگر مکلّف از آن علم به چیزى پیدا کند باید به مقتضاى علم خود در این زمینه عمل نماید.
س 866 : آیا استناد به شبى که در آن ماه بصورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دلیل براى محاسبه اول ماه جایز است؟ تا از این راه وضعیت یوم الشک معلوم شود که مثلا روز سى ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلا بر کسى که این روز را بر اساس بیّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضاى روزه شود و کسى هم که به دلیل استصحاب بقاى ماه رمضان روزه گرفته، برى‏ء الذمّه باشد؟
ج: امر مذکور حجت شرعى بر آنچه ذکر شد نیست ولى اگر مفید علم به چیزى براى مکلّف باشد، واجب است طبق آن عمل نماید.
س 867 : آیا استهلال در اول هر ماه واجب کفائى است یا احتیاط واجب؟
ج: استهلال فى نفسه واجب شرعى نیست.
س 868 : آیا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤیت هلال ثابت مى‏شود یا با تقویم هر چند ماه شعبان سى روز نباشد؟
ج: اول یا آخر ماه رمضان با رؤیت شخص مکلّف، یا شهادت دو فرد عادل یا با شهرتى که مفید علم است یا با گذشت سى روز و یا بوسیله حکم حاکم ثابت مى‏شود.
س 869 : اگر تبعیت از اعلام رویت هلال توسط یک دولت جایز شد، و آن اعلام معیارى علمى براى ثبوت هلال سرزمین‏هاى دیگر را تشکیل دهد، آیا اسلامى بودن آن حکومت شرط است، یا اینکه عمل به آن حتى اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟
ج: ملاک در این مورد حصول اطمینان به رؤیت در منطقه‏اى است که نسبت به مکلّف کافى محسوب مى‏شود.
احکام خمس‏
هبه، هدیه، جایزه بانکى، مهر و ارث‏
س 870 : آیا هبه و هدیه عید (عیدى) خمس دارد؟
ج: هبه و هدیه خمس ندارد هر چند احوط این است که اگر از مخارج سال زیاد بیاید، خمس آن پرداخت شود.
س 871 : آیا به جایزه‏هایى که توسط بانکها و صندوق‏هاى قرض الحسنه به افراد پرداخت مى‏شود خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: خمس در جایزه‏ها و هدیه‏ها واجب نیست.
س 872 : آیا مبالغى که بنیاد شهید به خانواده‏هاى شهدا مى‏پردازد، به مازاد از مخارج سال آن، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: چیزى که بنیاد شهید به خانواده‏هاى عزیز شهدا هدیه مى‏کند، خمس ندارد.
س 873 : آیا نفقه‏اى که شخصى از طرف پدر یا برادر یا یکى از اقوام دریافت مى‏کند، هدیه محسوب مى‏شود یا خیر؟ در صورتى که نفقه دهنده خمس اموال خود را نپردازد، آیا بر نفقه گیرنده پرداخت خمس آنچه که از او مى‏گیرد، واجب است؟
ج: تحقق عنوان هبه و هدیه تابع قصدِ دهنده است، و تا نفقه گیرنده یقین نداشته باشد که مالى که به او داده مى‏شود متعلق خمس است، پرداخت خمس آن واجب نیست.
س 874 : به دخترم یک واحد مسکونى به عنوان جهیزیه عروسی اش داده‏ام، آیا این واحد مسکونى خمس دارد؟
ج: اگر هبه واحد مسکونى که به دخترتان بخشیده‏اید، عرفا ً مطابق شأن شما محسوب شود، و در بین سال خمسى بخشیده باشید دادن خمس آن واجب نیست.
س 875 : آیا جایز است انسان مالى را قبل از گذشت یک سال بر آن، به همسرش هدیه دهد، با آنکه مى‏داند وى آن مال را براى خرید خانه در آینده و یا مخارج ضرورى، ذخیره خواهد کرد؟
ج: این کار جایز است و مالى که به همسرتان بخشیده‏اید، اگر به مقدارى باشد که عرفا ً مناسب شأن شما و افراد مانند شما است و قصد فرار از خمس را هم نداشته باشید، خمس ندارد.
س 876 : زن و شوهرى براى اینکه خمس به اموال آنها تعلق نگیرد، قبل از رسیدن سال خمسى‏شان، اقدام به هدیه کردن سود سالانه خود به یکدیگر مى‏کنند، امیدواریم حکم خمس آنها را بیان فرما یید.
ج: با اینگونه بخشش که براى فرار از خمس است خمسِ واجب از آنان ساقط نمى‏شود مگر در مقدارى که بخشش آن عرفا ً مناسب شأن هر یک از آن دو است، و در مازاد آن، خمس واجب است.
س 877 : شخصى براى رفتن به حج استحبابى مبلغى را به حساب سازمان حج واریز کرده، ولى قبل از تشرف به زیارت خانه خدا، فوت نموده است، این مبلغ چه حکمى دارد؟ آیا مصرف کردن آن در نیابت از حج میت واجب است؟ آیا خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: فیش حج که در قبال مبلغى که به حساب سازمان حج واریز کرده، دریافت نموده، به قیمت فعلى‏اش از ترکه میت محسوب مى‏شود، و میت اگر حج برذمه ندارد و وصیت به حج هم نکرده، صرف آن در حج نیابى براى میت واجب نیست، و پرداخت خمس مبلغ پرداختى بابت آن فیش اگر از درآمد غیر مخمّس سالش پرداخته باشد در فرض سؤال واجب است.
س 878 : باغ پدرى از طریق بخشش یا ارث به پسرش منتقل شده است آن باغ هنگام هدیه یا انتقال به او بابت ارث، قیمت زیادى نداشت، ولى در حال حاضر قیمت آن هنگام فروش با قیمت قبلى آن تفاوت زیادى کرده است، آیا به آن مقدار زیادى که بر اثر افزایش قیمت حاصل شده، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد هر چند قیمت آنها افزایش یافته باشد.
س 879 : اداره بیمه مبلغى را بابت هزینه درمان به من بدهکار است و مقرر شده که در همین روزها به من پرداخت شود، آیا به این مبلغ خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: مال بیمه خمس ندارد.
س 880 : آیا به پولى که از حقوق ماهیانه‏ام براى خرید لوازم ازدواج در آینده، پس انداز مى‏کنم، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر عین پولى را که بابت حقوق ماهیانه مى‏گیرید، پس انداز مى‏کنید، باید سر سال خمس آن پرداخت شود مگر آنکه بخواهید در خلال یکى دو ماه آینده صرف خرید لوازم ضرورى ازدواج نمائید و با پرداخت خمس آن نتوانید با باقیمانده لوازم مورد حاجت را تهیه کنید.
س 881 : در کتاب «تحریر الوسیله» آمده است که مهریه زن خمس ندارد و فرقى بین مهریه مدت دار و بدون مدت گذاشته نشده است، امیدواریم آن را توضیح فرمایید.
ج: در عدم وجوب خمس مهریه فرقى بین مهریه مدت دار و بدون مدت و بین پول نقد و کالا وجود ندارد.
س 882 : دولت در ایام عید به کارمندان خود اجناسى را به عنوان عیدى داده که مقدارى از آن تا سر سال باقى مانده است. با توجه به اینکه عیدى کارمندان خمس ندارد، ولى چون ما در برابر این اجناس مقدارى پول پرداخت کرده‏ایم، لذا آنچه به ما داده مى‏شود هدیه به معناى دقیق آن نیست بلکه با قیمت کمترى در برابر عوض داده شده است، آیا خمس آن مقدار از کالا که در برابر آن پول پرداخت شده، باید داده شود؟ یا اینکه باید قیمت واقعى آن در بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود؟ و یا چون عیدى است، هیچگونه خمسى ندارد؟
ج: در فرض مذکور نظر به اینکه قسمتى از اجناس در واقع از سوى دولت مجانى به کارمند داده مى‏شود و در برابر قسمتى پول دریافت مى‏کنند، فلذا از کالاى باقیمانده به نسبت مقدارى که پول در برابر آن پرداخت نمودید واجب است خمس عین اجناس باقیمانده یا قیمت فعلى آن را بپردازید.
س 883 : شخصى فوت نموده و هنگام حیات، خمسى را که بر ذمه‏اش بوده در دفتر خود یادداشت کرده و تصمیم به پرداخت آن داشته است، در حال حاضر بعد از فوت وى همه افراد خانواده او به استثناى یکى از دخترانش از پرداخت خمس خوددارى کرده و در ترکه متوفّى براى مخارج خود و میت و غیر آن، تصرف مى‏کنند، خواهشمندیم نظر خود را در رابطه با مسایل زیر بیان فرمایید:
1- تصرف در اموال منقول و غیرمنقول متوفّى توسط داماد یا یکى از ورّاث او، چه حکمى دارد؟
2- غذا خوردن داماد یا یکى از ورثه در خانه او چه حکمى دارد؟
3- تصرفات قبلى این افراد در اموال میت و غذا خوردن آنها در خانه متوفّى چه حکمى دارد؟
ج: اگر میّت وصیت کند که مقدارى از دارائى او به عنوان خمس پرداخت شود یا ورثه او یقین پیدا کنند که وى مقدارى خمس بدهکار است، تا وصیت میت و یا خمسى را که بر عهده دارد از ما ترک او ادا نکنند، نمى‏توانند در ترکه او تصرف نمایند، و تصرفات آنان قبل از عمل به وصیت وى یا پرداخت دین او، نسبت به مقدار وصیت یادین در حکم غصب است و نسبت به تصرفات قبلى نیز ضامن هستند.
 
قرض، حقوق ماهیانه، بیمه، و بازنشستگى‏
س 884 : آیا بر کارمندانى که گاهى مقدارى مال از مخارج سالانه آنها زیاد مى‏آید، با توجه به اینکه بدهى‏هاى نقدى و قسطى دارند، خمس واجب است؟
ج: اگر بدهى بر اثر قرض کردن در طول سال براى مخارج همان سال یا خرید بعضى از مایحتاج سال بصورت نسیه باشد، از باقیمانده درآمد آن سال استثنا مى‏شود، و در غیر اینصورت، تمام درآمد باقیمانده خمس دارد.
س 885 : آیا قرضى که براى حج تمتع گرفته مى‏شود باید خمس آن داده شده باشد و بعد از پرداخت خمس، باقیمانده آن براى مخارج حج پرداخت شود؟
ج: مالى که قرض گرفته مى‏شود خمس ندارد.
س 886 : من در خلال پنج سال مبلغى را به بنیاد مسکن جهت گرفتن زمینى به امید تامین مسکن پرداخت کردم، ولى تاکنون تصمیمى براى واگذارى زمین گرفته نشده است، لذا تصمیم دارم آن مبالغ را از بنیاد مسکن باز پس بگیرم، با توجه به اینکه قسمتى از آن را قرض گرفته‏ام و قسمتى را هم از فروش فرش خانه‏ام و باقیمانده آن را هم از حقوق همسرم که معلّم است، تهیه کرده‏ام، امیدوارم به دو سؤال ذیل پاسخ فرمایید.
1- اگر بتوانم مبلغ مزبور را پس بگیرم و آن را فقط براى تهیه مسکن (زمین یا خانه) مصرف کنم، آیا خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
2- چه مقدار خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: در فرض مرقوم که پول از راه هدیه و یا قرض و یا فروش لوازم زندگى تهیه شده، خمس آن واجب نیست.
س 887 : چند سال پیش از بانک وام گرفته و آن را به مدت یک سال به حساب بانکى‏ام واریز کردم، و بدون آنکه موفق به استفاده از آن وام شوم، هر ماه قسط آن را مى‏پردازم، آیا به این وام، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: خمس آن مقدار از وام مزبور که اقساط آن را تا سر سال خمسى از منفعت کسب خود پرداخت کرده‏اید، واجب است.
س 888 : اینجانب مبالغى به خاطر ساختمان منزل بدهکار هستم و این بدهکارى تا دوازده سال طول خواهد کشید، خواهشمندم مرا در رابطه با موضوع خمس راهنمایى فرما یید آیا این بدهى از درآمد سال استثناء مى‏شود؟
ج: اقساط بدهى ساخت مسکن و مانند آن را هر چند مى‏توان از درآمد کسب همان سال پرداخت نمود، ولى در صورت عدم پرداخت، از در آمد آن سال استثنا نمى‏شود، بلکه به باقیمانده درآمد تا آخر سال خمس تعلق مى‏گیرد.
س 889 : کتابهایى که دانشجو از مال پدر خود یا از وامى که دانشگاه به دانشجویان مى‏دهد، مى‏خرد و منبع درآمدى هم ندارد، آیا خمس دارد؟ و در صورتى که بداند پدر خمس پول کتابها را نداده، آیا پرداخت خمس آن واجب است؟
ج: کتابهایى که با پول وام و یا با پولى که پدرش به او بخشیده است خریده شده، خمس ندارد مگر آنکه یقین داشته باشد که عین پولى که پدرش به او بخشیده متعلق خمس است که در این صورت پرداخت خمس آن واجب است.
س 890 : اگر شخصى مبلغى را قرض بگیرد و نتواند آن را قبل از آن سال ادا کند، آیا پرداخت خمس آن بر عهده قرض دهنده است یا قرض گیرنده؟
ج: بر قرض گیرنده خمس مال قرضى واجب نیست، ولى قرض دهنده اگر مال قرضى را از درآمد سالیانه کارش و قبل از پرداخت خمس آن قرض داده است، در صورتى که بتواند تا آخر سال قرضش را از بدهکار بگیرد، واجب است هنگام رسیدن سال خمسى‏اش خمس آن را بپردازد، و اگر نتواند قرض خود را تا پایان سال بگیرد، فعلا پرداخت خمس آن واجب نیست لیکن هر وقت آن را وصول کرد باید خمس آن را بدهد.
س 891 : افراد بازنشسته که همچنان حقوق ماهیانه دریافت مى‏کنند، آیا باید خمس حقوقى را که در طول سال دریافت مى‏کنند، بپردازند؟
ج: حقوق بازنشستگى خمس ندارد، مگر آن مبالغى که از حقوق زمان اشتغالش کسر نموده‏اند و پس از بازنشستگى ماهانه به او مى‏پردازند، آن هم در صورتى که از مخارج سال اضافه بیاید.
س 892 : اسیرانى که به پدر و مادر آنان از طرف جمهورى اسلامى در طول مدت اسارت، حقوق ماهیانه پرداخت شده و در بانک پس انداز گشته است، آیا با توجه به اینکه آقایان اسراء اگر دسترسى به آن پول داشتند آن را مصرف مى‏کردند، به مال مزبور خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: مال مذکور خمس ندارد.
س 893 : من به شخصى مبلغى پول بدهکارم، اگر سر سال برسد وطلبکار قرض خود را مطالبه نکند و مقدارى از درآمد سالانه که با آن مى‏توانم قرض خود را ادا کنم، نزد من موجود باشد، آیا این بدهى از درآمد سالانه استثناء مى‏شود یا خیر؟
ج: بدهى اعم از اینکه بر اثر قرض گرفتن باشد و یا بر اثر خرید نسیه لوازم خانگى اگر به خاطر تامین مخارج سالانه زندگى همان سال درآمد باشد از درآمد سال کسر مى‏شود، ولى اگر براى مخارج زندگى نباشد و یا از بدهى‏هاى سالهاى قبل باشد، هر چند مصرف در آمد سالانه براى پرداخت آن جایز است، ولى اگر تا پایان سال پرداخت نشود از درآمد سالانه استثنا نمى‏شود.
س 894 : آیا خمس بر کسى که مالى در حساب سالانه‏اش باقى مانده، و در حالى سال خمسى‏اش رسیده که بدهکار است، با توجه به اینکه چند سال براى پرداخت قرضش فرصت دارد، واجب است؟
ج: بدهى پرداخت نشده چه بدون مدت باشد و چه مدت دار، از درآمد سالانه استثنا نمى‏شود مگر بدهى که براى تامین هزینه‏هاى سال درآمد باشد که از درآمد آن سال استثنا مى‏شود و به معادل آن از درآمد سالانه، خمس تعلق نمى‏گیرد.
س 895 : آیا به مالى که شرکت‏هاى بیمه بر اساس قرارداد براى جبران خسارت یا بیمارى شخصى که بیمه شده پرداخت مى‏کنند، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: پولى که شرکتها ى بیمه به فردى که بیمه شده پرداخت مى‏کنند، خمس ندارد.
س 896 : در سال گذشته مبلغى را قرض گرفته و با آن زمینى خریدم به این امید که افزایش قیمت پیدا کند و بعد از فروش آن و خانه مسکونى فعلى ام، مشکل مسکن خود را در آینده حل کنم، اکنون سال خمسى من فرا رسیده، سؤال من این است که آیا مى‏توانم آن بدهى را از منفعت کسب سال گذشته‏ام که خمس به آن تعلق گرفته، استثنا کنم یا خیر؟
ج: با فرض این که قرض مزبور جهت خرید زمین براى فروش آن در آینده بوده است، از منفعت کسب سالى که در آن قرض گرفته‏اید استثناء نمى‏شود، و پرداخت خمس درآمد سالانه کسب که از مخارج آن سال زیاد آمده، واجب است.
س 897 : من از بانک مقدارى وام گرفتم که وقت پرداخت آن بعد از تاریخ سال خمسى‏ام فرا مى‏رسد و مى‏ترسم که اگر آن مبلغ را امسال نپردازم، سال آینده قادر به اداى آن نباشم، تکلیف من هنگام رسیدن سال خمسى ام در رابطه با پرداخت خمس چیست؟
ج: اگر درآمد سال را پیش از پایان آن در پرداخت قرض خود مصرف کنید و قرض هم براى افزایش سرمایه نباشد، خمس ندارد، ولى اگر قرض براى افزایش سرمایه باشد و یا قصد پس انداز درآمد سالانه را داشته باشید تا در سال آینده آن را براى اداى قرض مصرف کنید، پرداخت خمس آن بر شما واجب است.
 
فروش خانه، وسا یل نقلیه و زمین‏
س 898 : آیا به خانه‏اى که قبلا با مالى که خمس آن داده نشده، ساخته شده، خمس تعلق مى‏گیرد؟ و بر فرض وجوب پرداخت خمس، آیا خمس بر اساس قیمت فعلى محاسبه مى‏شود یا قیمت زمان ساخت آن؟
ج: اگر خانه از درآمد بین سال براى زندگى و سکونت ساخته شده و پس از سکونت در آن در سال بعد بفروش رفته است پول فروش آن خمس ندارد، ولى اگر از درآمدى که سال بر آن گذشته ساخته شده است، خمس پولى که در ساخت آن هزینه شده است باید پرداخت شود.
س 899 : من آپارتمانم را به قصد خرید آپارتمان دیگرى فروختم و بعد از آن متوجه شدم که به پول آن خمس تعلق گرفته است و در صورت پرداخت خمس آن، نمى‏توانم آپارتمان دیگرى بخرم، حکم این مسئله چیست؟
ج: اگر آپارتمان منزل مسکونى شما بوده و در سال بعد از سال سکونت در آن به فروش رفته است، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.
س 900 : مدتى قبل آپارتمان مسکونى خود را فروختم. این معامله هم زمان با رسیدن سال خمسى من بود و چون خود را موظف به اداى حقوق شرعى مى‏دانم بر اثر شرایط خاص زندگى ام در این رابطه با مشکل مواجه شده‏ام، امیدوارم مرا در این رابطه راهنمایى فرما یید.
ج: اگر خانه مسکونى فروخته شده را با پولى که خمس نداشته و یا با درآمد بین سال خریده‏اید پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد.
س 901 : خانه نیمه سازى در یکى از شهرها دارم که به علت سکونت در ساختمان‏هاى دولتى نیازى به آن ندارم، لذا قصد دارم آن را فروخته و با پول آن ماشینى براى استفاده شخصى بخرم، آیا به پول آن خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر خانه مزبور را از درآمد سالانه شغلى و در بین سال به قصد سکونت در آن ساخته یا خریده‏اید، و در همان سال ساخت یا خرید آن را فروخته‏اید پول فروش آن اگر در همان سال فروش در مؤونه زندگى مصرف شود، خمس ندارد، و همچنین اگر بعد از سکونت در آن، در سال بعد آن را فروخته باشید پول فروش آن خمس ندارد.
س 902 : تعدادى درب پروفیلى براى خانه مسکونى‏ام خریدارى کردم ولى بعد از دو سال به علت عدم تمایل به استفاده، آنها را فروخته و پولش را به حساب شرکت آلومینیوم واریز کردم تا بجاى دربهاى قبلى، به همان قیمت براى من دربهاى آلومینیومى بسازد، آیا به آن پول خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر دربها را پیش از کار گذاشتن در خانه مسکونى فروخته‏اید، پول فروش آن در فرض سؤال خمس دارد، ولى اگر پس از کار گذاشتن آن در منزل مسکونى، در سال بعد به منظور تبدیل آن را از جا در آورده و فروخته‏اید، پول فروش آن خمس ندارد.
س 903 : مبلغ صد هزار تومان به مؤسسه‏اى پرداخت نمودم تا در آینده زمین مسکونى به من تحویل دهد و الآن یک سال از آن مى‏گذرد و از طرفى قسمتى از آن پول مال خودم است و قسمت دیگر را قرض کرده و مقدارى از قرض را هم پرداخته‏ام، آیا به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟ و مقدار آن چقدر است؟
ج: اگر گرفتن زمین براى ساخت مسکن مورد نیاز متوقف بر پیش پرداخت مقدارى از پول آن باشد، مبلغ پرداخت شده خمس ندارد حتى اگر از درآمد کسب شما باشد.
س 904 : اگر شخصى خانه خود را فروخته و پول آن را براى استفاده از سود آن در بانک بگذارد و سپس سال خمسى اش فرا برسد، چه حکمى دارد؟ و اگر این پول را براى خرید خانه ، پس انداز نماید، چه حکمى دارد؟
ج: اگر خانه را از درآمد سالانه شغلى و در اثناى همان سال براى سکونت و به حساب مخارج سالانه، ساخته یا خریده و پس از سکونت در آن، در سال بعد آن را فروخته باشد، پول فروش آن در هر صورت خمس ندارد اگرچه در صورتى که بخواهد پول فروش خانه را سرمایه کسب قرار دهد احوط پرداخت خمس آنست.
س 905 : مالى که شخص براى رهن خانه مى‏پردازد، خمس دارد یا خیر؟
ج: پولى که از درآمد کسب به صاحب خانه به عنوان قرض داده مى‏شود، تا آن را پس نگرفته است، پرداخت خمس آن واجب نیست.
س 906 : آیا به اموالى که به تدریج براى خرید خانه یا سایر مایحتاج زندگى پس انداز مى‏شود خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر خرید مایحتاج زندگى برحسب وضع مالى شخص متوقف بر پس انداز درآمد سال باشد، و بنا دارد پس اندازها را در آینده نزدیک مثلا تا سه چهار ماه دیگر، صرف خرید مایحتاج زندگى نماید، خمس ندارد.
س 907 : فردى داراى یک ماشین شخصى است که آن را در اثناى سال از درآمد شغلى‏اش خریده، و بعد از چند سال در اثناى سال خمسى اش آن را فروخته است، مقدارى از پول آن را براى اداى قرض ماشینى که پیش از فروش ماشین اول آن را خریده بود، پرداخت کرده، مقدارى را هم براى پرداخت مالیات سالهاى قبل که آنها را به صورت قسطى مى‏پردازد، در بانک گذاشته تا مالیات سالهاى قبل را هر ماه پرداخت کند، و قسمتى را هم براى کار کردن با آن در بانک گذاشته است، با توجه به این مطالب:
1- آیا به مجموع پول فروش ماشین خمس تعلق مى‏گیرد؟
2- آیا به مقدار قرضى که براى خرید ماشین فعلى پرداخت کرده از آن پول کم مى‏شود؟
3- آیا بدهى ماشین و مالیاتها به طور کلى یا لااقل قسطهاى یک سال آن استثنا مى‏شود و فقط خمس مقدار باقیمانده باید پرداخت شود؟
ج: پول فروش ماشین شخصى که در سالهاى بعد فروخته شده است در هر صورت خمس ندارد اگرچه در صورتى که بخواهد آن را سرمایه کسب قرار دهد أحوط پرداخت خمس آنست.
س 908 : چند سال پیش ماشینى خریدم که در حال حاضر فروش آن به چندین برابر قیمت ممکن است، با توجه به اینکه پول خرید آن، مخمس نبوده است، و در صورت فروش و گرفتن قیمت فعلى آن، مى‏خواهم خانه‏اى براى سکونت بخرم، آیا به مجرد دریافت پول، همه آن خمس دارد یا فقط به پولى که با آن ماشین را خریده‏ام خمس تعلق مى‏گیرد و مقدار باقیمانده که همان مقدار افزایش قیمت ماشین است، جزء درآمد سال فروش ماشین محسوب مى‏شود که اگر تا پایان سال فروش در مخارج زندگى مصرف نشود، خمس به آن تعلّق مى‏گیرد؟
ج: اگر ماشین جزء مؤونه شما باشد و آن را از درآمد بین سال جهت استفاده شخصى زندگى خریده باشید، پول فروش آن خمس ندارد. ولى اگر ماشین را براى کار کردن خریده‏اید، در صورتى که با مال قرضى یا نسیه خریده باشید تا بقیه آن را از منفعت کسب بپردازید، فقط خمس مالى که براى اداى دین صرف کرده‏اید واجب است، و اگر آن را با عین درآمد غیر مخمس کسب خود خریده‏اید، باید خمس تمام پول فروش آن را، بپردازید.
س 909 : من مالک خانه بسیار محقرى هستم، و به عللى تصمیم به خرید خانه دیگرى گرفتم، ولى - به علت بدهى - مجبور به فروش ماشینى که از آن استفاده مى‏کردم و گرفتن مبلغى وام از بانک استان و صندوق قرض الحسنه شهرمان شدم تا بتوانم پول خانه را بپردازم، با توجه به اینکه ماشین را قبل از تاریخ سال خمسى ام فروخته و پول آن را براى پرداخت مقدارى از بدهى هایم مصرف کرده‏ام، آیا به پول حاصل از فروش ماشین خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: در فرض سؤال، پول حاصل از فروش ماشین خمس ندارد.
س 910 : خانه، ماشین و لوازم مورد نیاز انسان یا خانواده او که از درآمد سال خریده شده است اگر در اثر ضرورت و یا به منظور تبدیل به جنس بهتر فروخته شود، از جهت خمس چه حکمى دارد؟
ج: پول حاصل از فروش چیزى که از مؤونه بوده و در سال بعد به فروش رفته است، خمس ندارد.
س 911 : فرد متدینى ماشین شخصى یا خانه‏اش را براى تبدیل به احسن فروخته و مبلغى را هم روى پول آن گذاشته و ماشین یا خانه بهترى خریده است، حکم خمس آن چیست؟
ج: پول حاصل از فروش اجناسى که جزء مؤونه‏ى او بوده است، خمس ندارد.
س 912 : اگر خانه یا ماشین یا غیر آنها از احتیاجات زندگى با پولى که خمس آن پرداخت شده جهت استفاده شخصى - نه به قصد استفاده از آنها براى فروش یا تجارت - خریدارى شده، و سپس به علتى فروخته شود، آیا به اضافه قیمت آنها که بر اثر افزایش قیمت بازار بوده، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: سود حاصل از افزایش قیمت در فرض سؤال، خمس ندارد.
 
گنج، غنیمت و مال حلال مخلوط به حرام‏
س 913 : نظر حضرتعالى درباره گنجى که افراد در زمینى که مالک آن هستند، پیدا مى‏کنند چیست؟
ج: اگر احتمال داده نشود که آنچه پیدا کرده مال مالک قبلى زمین است، آن گنج براى یابنده آن است، و مقدار آن اگر به بیست دینار طلا (پانزده مثقال طلا) یا دویست درهم نقره (یکصد و پنج مثقال نقره) یا معادل قیمت یکى از آن دو در چیزهاى دیگر برسد، باید خمس آن پرداخت شود. این در صورتى است که کسى مانع مالکیت او بر گنجى که پیدا کرده، نشود، ولى اگر حکومت یا غیر آن مانع تصاحب او شوند و گنج را بزور از او بگیرند، ضامن خمس آنچه را که به زور از او گرفته‏اند نیست، ولى چنانچه چیزى از آن نزد او باقى بماند و به مقدار یکى از نصاب‏ها باشد، فقط خمس آن مقدار باید پرداخت شود.
س 914 : اگر مقدارى سکه نقره که تاریخ آن به حدود صد سال پیش بر مى‏گردد، از زیر خاک ساختمان ملکى شخصى پیدا شود، آیا این سکه‏ها متعلق به مالک فعلى آن ساختمان مانند وارث قانونى یا خریدار است یا خیر؟
ج: حکم گنج را دارد که قبلاً بیان شد.
س 915 : شبهه زیر براى ما مطرح شده است:
با توجه به اینکه خمس معادن استخراج شده در این زمان نیز واجب است، زیرا وجوب خمس معادن نزد فقهاى گرانقدر از احکام مسلم است، حکم معادنى که دولت آن را استخراج مى‏کند - با التفات به اینکه مجرد اقدام دولت به انفاق آن میان مسلمانان بلاد اسلامى مانع از وجوب خمس نیست - چیست؟ زیرا استخراج معادن یا توسط حکومت بالاصالة صورت مى‏گیرد و آن را به مصرف ملت مى‏رساند، در این حالت دولت مانند شخصى است که اقدام به استخراج معادن نموده و سپس آنها را به شخص دیگرى مى‏بخشد یا هدیه مى‏دهد و یا بر او تصدق مى‏کند، در هر صورت اطلاق ادله خمس شامل این فرض نیز مى‏شود زیرا دلیلى بر تقیید وجود ندارد، و یا اینکه حکومت به وکالت از ملت، معادن را استخراج مى‏کند که در این صورت در واقع استخراج کننده خود ملت است، در این فرض پرداخت خمس بر موکل واجب است، و یا اینکه حکومت با ولایت بر ملت، معادن را استخراج مى‏نماید که در این حالت استخراج کننده یا خود ولى است یا اینکه مانند نیابت است که بر اساس آن در واقع مولىّ علیه استخراج کننده است، به هر حال دلیلى بر خروج معادن از عمومات خمس نداریم، همانگونه که خود معدن اگر به حد نصاب برسد، متعلق خمس است و مثل سایر درآمدهاى شغلى نیست که با مصرف کردن یا هبه آن، جزء مؤونه سال محسوب گردد و از وجوب خمس استثنا شود، نظر حضرتعالى درباره این مس أله مهم چیست؟
ج: از شرایط وجوب خمس در معادن این است که شخص یا اشخاصى با مشارکت با یکدیگر آن را استخراج کنند، مشروط بر اینکه سهم هر یک به حد نصاب برسد و آنچه استخراج شده ملک آنها شود، و معادنى که دولت استخراج مى‏کند، نظر به اینکه ملک خاص شخص یا اشخاص نیست بلکه ملک جهت است لذا شرط وجوب خمس را دارا نیست و در نتیجه جایى براى وجوب خمس بر دولت و حکومت باقى نمى‏ماند، و این استثنا یى بر وجوب خمس در معدن نیست، بله، معادنى که توسط شخص خاصى یا با مشارکت اشخاص با یکدیگر استخراج مى‏شود، خمس در آن واجب است، مشروط بر اینکه آنچه آن شخص استخراج کرده و یا سهم هر یک از اشخاصى که با مشارکت با یکدیگر اقدام به استخراج کرده‏اند، بعد از کم کردن هزینه‏هاى استخراج و تصفیه، به مقدار بیست دینار طلا یا دویست درهم نقره یا معادل قیمت یکى از آن دو باشد.
س 916 : اگر مال حرامى با مال انسان مخلوط شود، آن مال چه حکمى دارد؟ و چگونه حلال مى‏شود؟ و در صورت علم به حرمت یا عدم علم به آن وظیفه انسان چیست؟
ج: اگر یقین به وجود مال حرام در اموالش دارد ولى مقدار دقیق آن را نمى‏داند و صاحب آن را هم نمى‏شناسد، راه حلال کردن آنها این است که خمس آن را بپردازد، ولى اگر شک در مخلوط شدن مال حرام با اموال خود داشته باشد، چیزى بر عهده او نیست.
س 917 : قبل از رسیدن سر سال خمسى ام، مبلغى پول به شخصى قرض دادم، آن فرد قصد داشت آن پول را به کار بیندازد و سود آن بین ما بالمناصفه تقسیم شود، با توجه به اینکه آن مال در حال حاضر در دست من نیست و خمس آن را هم نپرداخته‏ام، نظر حضرتعالى در این باره چیست؟
ج: اگر آن مال را قرض داده‏اید و سر سال خمسى قابل وصول نیست، فعلا خمس آن بر شما واجب نیست بلکه هنگامى واجب مى‏شود که آن را دریافت کنید، ولى در این صورت شما حقى در سود حاصل از کار قرض گیرنده ندارید، و اگر چیزى از او مطالبه نمائید ربا و حرام است، و اگر آن مال را به عنوان سرمایه مضاربه به او داده‏اید، بر اساس قرارداد، در سود آن شریک هستید و واجب است خمس سرمایه را بپردازید.
س 918 : من در بانک کار مى‏کنم، براى شروع به کار از روى اجبار مبلغ پانصد هزار تومان را در بانک به ودیعه گذاشتم، این مبلغ به اسم خودم و در یک حساب بلند مدت است که هر ماه سود آن به من پرداخت مى‏شود، آیا پرداخت خمس این مال که درحساب بانکى گذاشته شده واجب است؟ قابل تذکر است که این پول به مدت چهار سال است که در بانک گذاشته شده است.
ج: اگر پس گرفتن این مبلغ در حال حاضر ممکن نیست تا آن را پس نگرفته‏اید، خمس آن واجب نیست. ولى سود سالانه آن در زائد بر مؤونه سال خمس دارد.
س 919 : روشى براى سپرده گذارى اموال در بانک‏ها وجود دارد که براساس آن هیچگاه پول به دست استفاده کننده نمى‏رسد ولى به حساب او در بانک طبق شماره معینى واریز مى‏شود، آیا به این اموال خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: اگر مالى را که نزد بانک به ودیعه گذاشته‏اید از منافع کسب شما باشد و هنگام رسیدن سال خمسى گرفتن آن مبلغ از بانک براى شما ممکن باشد، واجب است خمس آن در سر سال خمسى، پرداخت شود.
س 920 : آیا خمس مالى که مستأجر به عنوان رهن به مؤجر مى‏دهد، بر عهده مستأجر است یا موجر؟
ج: اگر از منفعت کسب مستاجر باشد، بر او واجب است بعد از گرفتن آن از موجر، خمس آن را بپردازد، مگر آنکه براى اجاره در جاى دیگر به آن نیاز داشته باشد که در این صورت پس از رفع نیاز، باید خمس آن را بپردازد، ولى خمس آن بر عهده مؤجر که آن مال را به عنوان قرض مى‏گیرد، واجب نیست.
س 921 : حقوق ماهیانه کارمندان که پرداخت آن توسط دولت چند سال به تاخیر افتاده، آیا هنگام دریافت، جزء درآمدهاى همان سال (سال دریافت) محسوب مى‏شود و محاسبه خمس آن در سر سال خمسى واجب است یا اینکه به این مال اصلاً خمس تعلق نمى‏گیرد؟
ج: حقوق معوقه از درآمدهاى سال دریافت آن محسوب مى‏شود و در مقدار زائد بر مخارج آن سال، خمس واجب است.
 
مؤونه‏
س 922 : شخصى داراى کتابخانه‏اى شخصى است که مدتى از آن کتابها استفاده مى‏نموده است، فعلاً چند سال است که از آن استفاده نمى‏کند، ولى احتمال مى‏دهد که در آینده از آن بهره ببرد، آیا در مدتى که از کتابها استفاده نمى‏کند، به آن خمس تعلّق مى‏گیرد؟ و آیا در تعلّق خمس، فرقى بین اینکه خودش خریده باشد یا پدرش، وجود دارد؟
ج: اگر کتابها در زمان خرید آن مورد نیاز او براى مراجعه و مطالعه بوده و مقدار آن هم مناسب شأن عرفى او باشد، خمس ندارد حتى اگر پس از سال اول از آن استفاده نکند، و همچنین اگر کتابها به او ارث رسیده و یا از طرف پدر و مادر و یا دیگران به او هدیه شده باشد، خمس به آن تعلّق نمى‏گیرد.
س 923 : آیا به طلا یى که شوهر براى همسرش مى‏خرد، خمس تعلّق مى‏گیرد؟
ج: اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، از مؤونه سال محسوب است و خمس ندارد.
س 924 : آیا به پولى که براى خرید کتاب از نمایشگاه بین‏المللى کتاب در تهران قبل از تحویل آن پرداخت شده ولى هنوز کتابها ارسال نشده است، خمس تعلّق مى‏گیرد؟
ج: اگر کتابهاى مزبور، مورد نیاز و به مقدار متناسب با شأن عرفى شخص بوده و تهیه آن متوقف بر پیش پرداخت قیمت آن باشد، خمس ندارد.
س 925 : اگر فردى زمین دومى که مناسب شأن او و مورد نیاز جهت ساختمان مسکن براى عائله اوست داشته باشد، ولى در طول سال خمسى قدرت ساخت آن را ندارد و یا در یک سال نمى‏تواند آن را تکمیل کند، آیا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟
ج: در عدم وجوب خمس، در زمینى که براى ساخت مسکن بدان نیاز دارد، فرقى بین اینکه یک قطعه باشد یا چند قطعه، و یا یک مسکن باشد یا چند مسکن، وجود ندارد، بلکه ملاک، صدق عنوان نیاز به آن به مقتضاى موقعیت و شأن عرفى وى و همچنین وضع مالى او براى ساخت تدریجى آن است.
س 926 : یک سرویس ظروف منزل وجود دارد، آیا استفاده از بعضى از آنها براى عدم تعلّق خمس به آن کافى است؟
ج: معیار عدم تعلّق خمس به لوازم منزل صدق عنوان نیاز به آن مطابق با شأن عرفى مناسب با انسان است هرچند در طول سال از آن استفاده نشود.
س 927 : اگر فرش و ظرفها اتفاقا ً در طول سال مورد استفاده قرار نگیرد، ولى براى استفاده میهمان به آنها نیاز باشد، آیا خمس در آنها واجب است؟
ج: در فرض سؤال خمس در آنها واجب نیست.
س 928 : با توجه به فتواى امام خمینى «قدس سره» در مسأله جهیزیه عروس که دختر هنگام ازدواج به خانه شوهر مى‏برد، اگر در منطقه‏اى رسم براین باشد که خانواده داماد اقدام به تهیه و تأمین اثاثیه و لوازم خانه کنند و به مرور زمان و به تدریج به تهیه آن لوازم بپردازند و سال بر آنها بگذرد، چه حکمى دارد؟
ج: اگر تهیه اثاث و لوازم زندگى براى آینده، عرفا جزء مؤونه محسوب شود و راه دیگرى براى تأمین آنها غیر از تهیه تدریجى نباشد، خمس ندارد.
س 929 : آیا استفاده از یک جلد از دوره کتابى که از چندین جلد تشکیل شده (مانند وسائل الشیعه) باعث ساقط شدن خمس تمام آن‏ دوره مى‏شود یا اینکه باید از هر جلد کتاب یک صفحه خوانده شود؟
ج: اگر مجموع آن دوره مورد نیاز باشد و یا خرید جلدى که به آن احتیاج است متوقف بر خرید دوره کامل آن باشد، خمس ندارد، در غیر این صورت باید خمس مجلّداتى که الآن مورد نیاز نیست پرداخت شود، و مجرد خواندن یک صفحه از هر جلد کتاب، براى ساقط شدن خمس کافى نیست.
س 930 : داروهایى که از درآمد وسط سال خریده شده و پول آن توسط سازمان تأمین اجتماعى پرداخت مى‏شود، اگر بدون فاسد شدن تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس به آن تعلّق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: اگر خرید داروها جهت استفاده از آن در مواقع نیاز باشد و در معرض احتیاج هم باشد، خمس ندارد.
س 931 : شخصى خانه‏اى براى سکونت ندارد و براى خرید مسکن، مالى را پس‏انداز کرده است، آیا این مبلغ خمس دارد؟
ج: مال پس انداز شده از منفعت کسب اگر براى تأمین هزینه‏هاى زندگى در آینده نزدیک (مثلا تا دو سه ماه پس از سال خمسى) باشد، و با پرداخت خمس آن، نتواند وسا یل زندگى مورد حاجت را تأمین نماید، پرداخت خمس آن واجب نیست.
س 932 : همسر من قالى مى‏بافد که سرمایه آن متعلّق به خود ماست و براى تهیه آن قرض گرفته‏ایم، در حال حاضر قسمتى از فرش بافته شده است و از آنجا که سال خمسى من به پایان رسیده، آیا پس از تمام شدن فرش و فروش آن براى تهیه احتیاجات خانه، به مقدار بافته شده خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟ و سرمایه ما از جهت خمس چه وضعیتى دارد؟
ج: پس از استثناى سرمایه که قرض است از قیمت فروش قالى، باقیمانده جزء سود سال فروش محسوب مى‏شود، بنابراین اگر در سالى که بافت قالى تمام و فروخته شده، در مخارج زندگى مصرف شود، خمس ندارد.
س 933 : تمام دارا یى من ساختمان سه طبقه‏اى است که هر طبقه آن دو اتاق دارد. در یک طبقه من زندگى مى‏کنم و در دو طبقه دیگر فرزندانم سکونت دارند، آیا به این خانه در حال حیات من خمس تعلّق مى‏گیرد؟ یا اینکه بعد از وفات من خمس دارد تا به ورثه‏ام وصیت کنم که بعد از مردنم خمس آن را بپردازند؟
ج: ساختمان مورد سؤال خمس ندارد.
س 934 : خمس لوازم منزل چگونه محاسبه مى‏شود؟
ج: لوازمى که با استفاده از آنها عین آن باقى مى‏ماند مثل فرش و غیر آن، خمس ندارد. ولى نیازهاى مصرفى روزمره مانند برنج و روغن و غیر آنها، آنچه اضافه بیاید و تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس دارد.
س 935 : شخصى خانه ملکى براى سکونت ندارد، لذا زمینى خریده تا در آن خانه‏اى براى خودش بسازد، ولى چون پول کافى براى ساخت نداشته، سال بر آن گذشته و آن را به فروش هم نرسانده است، آیا خمس آن واجب است؟ و بر فرض وجوب، آیا باید خمس پول خرید را بپردازد یا قیمت فعلى زمین را؟
ج: اگر زمین را از منفعت کسب سال خرید آن براى ساخت مسکن مورد نیاز، خریده باشد، خمس ندارد.
س 936 : در سؤال قبلى، اگر آن شخص شروع به ساختن خانه کند ولى قبل از اتمام آن، سال خمسى برسد، آیا خمس آنچه در مصالح ساختمان مصرف کرده، واجب است؟
ج: در فرض سؤال، خمس ندارد.
س 937 : اگر شخصى براى آینده فرزندانش، با اینکه خودش در طبقه اول زندگى مى‏کند، اقدام به ساختن طبقه دوم کند، آیا با وجود عدم نیاز به آن تا چند سال دیگر پرداخت خمس آنچه در آن خرج کرده، واجب است؟
ج: اگر ساختن طبقه دوم براى آینده فرزندانش در حال حاضر از مخارج مناسب با شأن عرفى وى محسوب شود، آنچه به مصرف رسانده است، خمس ندارد.
س 938 : شما مى‏فرمایید آنچه از مخارج سال محسوب مى‏شود خمس ندارد، پس شخصى که خانه‏اى براى سکونت ندارد ولى مالک قطعه زمینى است که یک سال یا بیشتر بر آن گذشته و او نمى‏تواند آن را بسازد، پس چرا این از مخارج او محسوب نمى‏شود؟ امیدواریم توضیح بفرمایید.
ج: اگر زمین را براى ساخت مسکن مورد نیاز در آن از درآمد بین سال خریده باشد جزء مخارج کنونى وى محسوب مى‏شود و خمس آن واجب نیست، ولى اگر آن را از درآمد سال به قصد فروش و مصرف پول آن براى ساخت خانه خریده باشد، پرداخت خمس آن واجب‏است.
س 939 : سر سال خمسى من اول شهریور است، معمولا امتحانات دانشگاهها و مدارس در اردیبهشت و خرداد برگزار مى‏شود و بعد از شش ماه، اجرت اضافه‏کارى ما در ایام امتحانات پرداخت مى‏شود، خواهشمندم توضیح فرمایید که آیا اگر اجرت کارى را که قبل از پایان سال خمسى انجام داده‏ام، بعد از پایان سال دریافت کنم، خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: حقوق معوّقه جزئى از درآمدهاى سال دریافت آن محسوب مى‏شود نه سال اضافه کارى، و اگر در هزینه‏هاى سال دریافت مصرف شود، خمس ندارد.
س 940 : گاهى لوازم منزل مثل یخچال به قیمتى کمتر از قیمت بازار به ما فروخته مى‏شود، این لوازم در آینده یعنى پس از ازدواج مورد نیاز ماست، با توجه به اینکه بعد از ازدواج باید آنها را به چند برابر قیمت فعلى تهیه کنیم، آیا به آنها که در حال حاضر بدون استفاده در خانه مانده است، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر آنها را با منفعت کسب سال براى استفاده در آینده خریده‏اید و در سال خرید مورد نیاز شما نبوده، باید خمس قیمت عادلانه آن را در سر سال خمسى بپردازید، مگر آنکه به علت عدم توانایى از تهیه یک باره آن هنگام نیاز، ناگزیر از تهیه تدریجى و نگهدارى آن براى زمان احتیاج باشید، و مقدار آن هم به اندازه شأن عرفى شما باشد، که در این صورت جزء مؤونه محسوب مى‏شود و خمس ندارد.
س 941 : مبالغى را که انسان براى امور خیریه مانند کمک به مدارس، آسیب‏دیدگان از سیل و ملت فلسطین و بوسنى، انفاق مى‏کند، آیا از مؤونه سال محسوب مى‏شود و خمس ندارد؟
ج: این چنین انفاقها از مخارج سال انفاق محسوب مى‏شود و خمس ندارد.
س 942 : مبلغى را در سال گذشته براى خرید فرش پس‏انداز کردیم و در اواخر آن سال به چند فرش فروشى براى خرید آن مراجعه نمودیم تا اینکه قرار شد یکى از آنان فرش مناسب با ذوق و سلیقه ما را فراهم کند، این کار تا ماه دوم سال جدید طول کشید، با توجه به اینکه سر سال خمسى من ابتداى سال هجرى شمسى است، آیا به آن مبلغ خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر با پرداخت خمس مبلغ پس‏انداز شده مذکور که تا سر سال خمسى به مصرف نرسیده است نمى‏توانستید فرش مورد نیاز زندگى را تهیه نمایید، مبلغ مذکور در فرض سؤال خمس ندارد.
س 943 : تعدادى از اشخاص اقدام به تأسیس مدرسه خصوصى (غیرانتفاعى) کرده‏اند و بعد از استفاده از سرمایه کمى که اعضا داشتند، هی أت مؤسسّ تصمیم گرفت براى تأمین مخارج آن از بانک وام بگیرد و همچنین مقرر نمود که براى تکمیل سرمایه و پرداخت اقساط بانک، هریک از اعضا مبلغى را بطور ماهیانه بپردازد. این مؤسسه هنوز به مرحله سوددهى نرسیده است، آیا به مبلغى که اعضا ماهیانه مى‏پردازند، خمس تعلق مى‏گیرد؟ و آیا مجموع سرمایه که همان قیمت مؤسسه است، خمس دارد؟
ج: بر هر یک از اعضا واجب است خمس سهم ماهانه خود را که به عنوان سرمایه شرکت مى‏پردازند، و همچنین خمس آنچه را که در ابتدا به عنوان سهم مشارکت در تأسیس مدرسه داده‏اند، پرداخت نمایند، و پس از آنکه هر یک از اعضا خمس سهم خود از سرمایه شرکت را پرداخت نمود، دیگر مجموع سرمایه دوباره خمس ندارد.
س 944 : جایى که در آن کار مى‏کنم، چند سال است که مبلغى به من بدهکار است که تاکنون آن را نپرداخته است، آیا به این مبلغ به مجرّد دریافت آن خمس تعلق مى‏گیرد یا اینکه باید یک سال بر آن بگذرد؟
ج: مبالغى که طلب دارید اگر بابت اجرت کار باشد و در سال خمسى قابل دریافت نباشد، جزء درآمد سال دریافت آن محسوب مى‏شود، که اگر در همان سال دریافت، در مؤونه مصرف شود، خمس ندارد.
س 945 : آیا ملاک عدم وجوب خمس در مؤونه استفاده از آن در طول سال است یا اینکه نیاز به آن در طى سال کافى است هر چند موردى براى استفاده از آن پیش نیاید؟
ج: در امثال لباس و فرش و مانند آن از چیزهایى که هنگام استفاده، عین آنها باقى مى‏ماند، ملاک نیاز به آنها است. ولى در احتیاجات مصرفى روزانه زندگى مانند برنج و روغن و غیره معیار مصرف است، که هر چه از آن از مصرف سالانه زیاد بیاید خمس دارد.
س 946 : شخصى براى آسایش و رفع نیازهاى خانواده‏اش اقدام به خرید ماشینى با مال غیر مخمّس و سودى که در وسط سال به دست آمده، نموده است، آیا پرداخت خمس آن بر او واجب است؟ و در صورتى که ماشین را براى انجام امور مربوط به کارش و یا به هر دو منظور خریده باشد، چه حکمى دارد؟
ج: ماشین اگر براى انجام امور مربوط به کار و کسب او باشد، حکم ابزار کار را در وجوب خمس دارد، ولى اگر براى رفع نیازهاى زندگى و جزء احتیاجات مناسب با شأن عرفى او باشد، خمس ندارد.
 
دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن‏
س 947 : افرادى هستند که خمس بر آنها واجب است ولى تاکنون آن را نپرداخته‏اند و در حال حاضر هم توانایى پرداخت آن را ندارند و یا بر آنها بسیار دشوار است، حکم آنان در این باره چیست؟
ج: مجرد عدم توانائى یا دشوارى پرداخت خمس موجب برائت ذمه و سقوط تکلیف نیست، بلکه اداى آن تا حد امکان واجب است، این چنین افراد مى‏توانند با دست گردان مبالغ بدهى خود با ولىّ امر خمس یا وکیل او، آن را به تدریج برحسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان نوبت بپردازند.
س 948 : خانه‏اى دارم که داراى وام قسطبندى شده است و مالک محل تجارى هستم که در آن کاسبى مى‏کنم و براى عمل به وظیفه شرعى‏ام، سال خمسى براى خود تعیین کرده‏ام، امیدوارم لطف فرموده و مرا از پرداخت خمس آن خانه معاف کنید. ولى توان پرداخت خمس محل تجارى را به صورت قسطى دارم؟
ج: خانه مسکونى شما در فرض سؤال خمس ندارد، ولى پرداخت خمس محل تجارى‏تان واجب است، هرچند به تدریج بعد از دست گردان با یکى از وکلاى مجاز ما باشد.
س 949 : شخصى در خارج بسر مى‏برد که خمس اموالش را نمى‏پرداخته است و خانه‏اى با مال غیر مخمّس خریده که در حال حاضر مال کافى براى اداى خمس آن ندارد ولى هرسال مقدارى بیشتر از خمس به جاى خمسى که بدهکار است مى‏پردازد، آیا این کار او صحیح است یا خیر؟
ج: در فرض سؤال باید خمسى را که برعهده دارد دست گردان کند تا بعدا آن را به تدریج بپردازد، و آنچه را تا به حال پرداخته، اگر به قصد اداى بدهى بابت خمس به مواردى که از مصارف شرعى خمس است پرداخت کرده، مورد قبول است.
س 950 : شخصى چندین سال است که خمس درآمد سالانه خود را نمى‏پرداخته، و فعلاً نمى‏داند چه مقدار بدهى از این بابت دارد، او در حال حاضر چگونه مى‏تواند خود را از خمس برى‏الذمّه نماید؟
ج: واجب است تمام اموالى را که خمس به آنها تعلق گرفته، حساب کند و خمس آنها را بپردازد، و در موارد مشکوک باید با ولىّ امر خمس یا وکیل او مصالحه نماید.
س 951 : من جوانى هستم که با خانواده‏ام زندگى مى‏کنم، پدرم خمس و زکاتش را نمى‏پردازد، حتى خانه‏اى را با مال ربوى ساخته است و حرام بودن غذائى که در خانه مى‏خورم، آشکار است. با توجه به اینکه نمى‏توانم از خانواده‏ام جدا شوم، امیدوارم تکلیف مرا در این باره بیان فرما یید؟
ج: بر فرض که یقین داشته باشید که اموال پدرتان مخلوط با رباست و یا او خمس و زکات خود را نمى‏پردازد، لازمه‏اش یقین به حرمت چیزى که او مصرف مى‏کند و یا اموال وى که شما در آن تصرف مى‏کنید، نیست، و تا یقین به حرمت این اموال پیدا نکرده‏اید، استفاده از آن براى شما اشکال ندارد، بله. اگر یقین به حرام بودن آنچه از اموال او مصرف مى‏کنید داشته باشید، استفاده از آن براى شما جایز نیست مگر آنکه جدایى از خانواده و قطع رابطه با آنان براى شما، حرجى باشد که در این صورت استفاده از اموال مخلوط به حرام آنان اشکال ندارد ولى ضامن خمس، زکات و مال دیگران که در اموال مورد مصرف شما وجود دارد، هستید.
س 952 : من اطمینان دارم که پدرم خمس و زکاتش را نمى‏پردازد، و وقتى به او تذکر مى‏دهم، در پاسخ مى‏گوید که ما مستحق هستیم و خمس و زکاتى بر ما واجب نیست، حکم این مسئله چیست؟
ج: اگر پدرتان مالى که خمس و زکات به آن تعلق بگیرد نداشته باشد، خمس و زکات بر او واجب نیست و تحقیق در این زمینه بر شما واجب نیست.
س 953 : ما با اشخاصى معامله مى‏کنیم که خمس نمى‏دهند و حساب سال هم ندارند، با آنان خرید و فروش داریم و به دیدن آنان رفته و با آنان غذا مى‏خوریم، این مسأله چه حکمى دارد؟
ج: اگر یقین به وجود خمس در اموالى که از طریق خرید و فروش از آنان گرفته‏اید و یا هنگام رفتن نزد آنان، مصرف مى‏کنید دارید، معامله در مقدار خمس موجود در اموالى که از طریق خرید و فروش از آنان مى‏گیرید، فضولى است و احتیاج به اجازه ولىّ امر خمس یا وکیل او دارد، و تصرف در اموال شان براى شما جایز نیست مگر اینکه ترک معاشرت و خوددارى از خوردن غذاى آنان و تصرف در اموالشان براى شما حرجى باشد که در این صورت تصرف جایز است ولى ضامن خمس اموالى که در آنها تصرف مى‏کنید، هستید.
س 954 : اگر شخصى مالى را که خمس آن داده نشده به مسجد ببخشد، آیا گرفتن آن مال از او جایز است؟
ج: اگر یقین به وجود خمس در آن مال دارند، گرفتن آن جایز نیست و در صورت دریافت آن، باید نسبت به مقدارى که خمس آن است به ولى امر خمس یا وکیل او مراجعه نمایند.
س 955 : معاشرت با مسلمانانى که به امور دینى بخصوص نماز و خمس پایبند نیستند، چه حکمى دارد؟ آیا غذاخوردن در خانه‏هاى آنان اشکال دارد؟ و در صورت اشکال داشتن، کسى که چندین بار این کار را انجام داده، چه حکمى دارد؟
ج: اگر معاشرت با آنان مستلزم تأیید شان در عدم التزام به امور دینى نباشد، اشکال ندارد، مگر آنکه ترک معاشرت با آنان مؤثر در اهتمام شان به امور دینى باشد که در این صورت واجب است معاشرت بطور موقت از باب امر به معروف و نهى از منکر ترک شود، ولى استفاده از اموال آنان از قبیل غذا و مانند آن، تا یقین به تعلق خمس به آن نداشته باشید، اشکال ندارد.
س 956 : یکى از دوستانم مرا زیاد به صرف غذا دعوت مى‏کند، به تازگى متوجه شده‏ام که شوهر او خمس نمى‏دهد، آیا خوردن غذاى کسى که خمس نمى‏دهد، براى من جایز است؟
ج: تا علم به تعلّق خمس به غذایى که در برابر شما مى‏گذارند ندارید، خوردن آن اشکال ندارد.
س 957 : فردى براى اولین بار مى‏خواهد خمس اموالش را حساب کند، خانه مسکونى که نمى‏داند با چه مالى آن را خریده، چه حکمى دارد؟ و در صورتى که بداند آن را با مالى که چند سال پس‏انداز شده خریده است، حکم آن چیست؟
ج: خانه مسکونى یا سایر لوازم زندگى را اگر احتمال مى‏دهد که با مالى که شرعا متعلّق خمس نبوده (مانند ارث یا هبه) خریده باشد چیزى از بابت خمس آن بر او نیست، ولى اگر یقین دارد که آن را با درآمد کسب خود خریده است، لیکن نمى‏داند که آیا درآمد کسب را در بین سال صرف خرید آن کرده است یا پس از پایان سال و پیش از پرداخت خمس درآمد؟ در این صورت بنا بر احتیاط واجب باید خمس پولى را که صرف خرید خانه یا سایر لوازم زندگى نموده است بپردازد، و همچنین اگر یقین دارد خانه را از درآمد کسبى که چند سال پس انداز کرده است پیش از پرداخت خمس آن خریده است باید خمس آن درآمد پس انداز شده را بپردازد.
س 958 : عالمى در یکى از شهرها مبلغى را به عنوان خمس دریافت کرده، ولى براى او انتقال عین آن مال به شما یا دفترتان مشکل است، آیا مى‏تواند آنرا از طریق بانک حواله کند؟ با توجه به اینکه مالى که از بانک گرفته مى‏شود عین مالى که در آن شهر به بانک پرداخت شده نیست؟
ج: تحویل خمس و سایر حقوق شرعى از طریق بانک اشکال ندارد.
س 959 : اگر زمینى را با مال غیر مخمّس بخرم، آیا نماز خواندن در آن زمین جایز است یا خیر؟
ج: اگر زمین با عین مال غیر مخمّس خریده شده باشد، معامله به مقدار خمس، فضولى است و متوقف بر اجازه ولىّ امر خمس است و تا آن را اجازه و تنفیذ نکند، نماز خواندن در آن جایز نیست.
س 960 : اگر مشترى بداند که به عین مالى که خریده، خمس تعلّق گرفته و فروشنده آن را نپرداخته است، آیا تصرف در آن کالا براى او جایز است؟
ج: با فرض وجود خمس در کالا، معامله به مقدار خمس فضولى و متوقف بر اجازه ولىّ امر خمس است.
س 961 : اگر صاحب مغازه‏اى نداند که مشترى که با او معامله مى‏کند، خمس مالش را پرداخته است یا خیر، آیا دادن خمس آن اموال بر او واجب است؟
ج: تا زمانى که علم به وجود خمس در پولى که مشترى به او مى‏پردازد، نداشته باشد، چیزى برعهده او نیست و بر او فحص از آن هم لازم نیست.
س 962 : اگر مثلا ً چهار نفر با هم صد هزار تومان به عنوان شراکت براى بکارگیرى در یک کار تولیدى سرمایه‏گذارى کنند و یکى از آنها خمس ندهد، آیا شراکت با او صحیح است یا خیر؟ و آیا دیگر شریکان مى‏توانند مال فردى را که خمس نمى‏دهد به عنوان قرض‏الحسنه گرفته و بکار بیاندازند؟ و بطور کلى اگر چند نفر با هم شریک باشند، آیا بر هر کدام از آنها واجب است خمس درآمد خود را بطور مستقل بپردازد یا اینکه خمس باید از صندوق مشترک پرداخت شود؟
ج: شراکت با شخصى که به سرمایه‏اش خمس تعلق گرفته ولى آن را نپرداخته است، به مقدار خمس مال او فضولى است که باید نسبت به آن به ولىّ امر مراجعه شود، و اگر بعضى از شرکاء خمس سهم خود در سرمایه را نداده باشند، تصرف در سرمایه مشترک جایز نیست، و هنگامى که شرکاء سود حاصل از سرمایه مشترک را دریافت مى‏کنند، هرکدام از آنان مکلّف هستند خمس مازاد بر مؤونه از سهم خود را بپردازند.
س 963 : اگر شرکاى من حساب سال خمسى نداشته باشند، تکلیف من چیست؟
ج: بر هریک از شرکاء واجب است که حقوق شرعى سهام خود را بپردازند تا تصرفات آنان در مال مشترک حلال باشد، و اگر بقیه شریکها آن را پرداخت نمى‏کنند و انحلال شرکت و جداشدن از آنان براى شما ضررى یا حرجى باشد، مجاز هستید به شراکت خود با آنان ادامه دهید.
 
سرمایه‏
س 964 : شرکتى از برادران فرهنگى به نام شرکت تعاونى فرهنگیان چندین سال است که تأسیس گردیده و سرمایه آن از همان ابتدا از سهم تعدادى از فرهنگیان تشکیل شده بود که هریک صد تومان پرداختند، در ابتدا سرمایه شرکت کم بود ولى در حال حاضر با افزایش تعداد اعضاء، سرمایه آن بالغ بر هجده میلیون تومان به اضافه ماشینهاى شرکت است. سود آن بین سهامداران به نسبت سهمشان تقسیم مى‏شود، و هریک از آنان براحتى مى‏تواند سهم خود را دریافت نموده و با شرکت تسویه حساب نماید. تاکنون خمس سرمایه و سود آن پرداخت نشده است، آیا با توجه به موقعیت من به عنوان رئیس هیأت ادارى شرکت، جایز است اگر خمسى به حساب شرکت تعلق بگیرد، اقدام به پرداخت آن کنم؟ آیا رضایت سهامداران در این باره شرط است؟
ج: پرداخت خمس سرمایه شرکت و سود حاصل از آن، تکلیف هریک از اعضا نسبت به سهم خود از مجموع دارایى شرکت است، و انجام این کار توسط مسؤول هیأت ادارى آن، متوقف بر کسب اجازه و وکالت از سهامداران شرکت است.
س 965 : تعدادى از افراد تصمیم به ایجاد صندوق قرض‏الحسنه بین خود گرفته‏اند تا هنگام نیاز به یکدیگر قرض‏الحسنه بدهند. هر عضو علاوه بر مبلغى که در ابتداى تشکیل پرداخته، بایستى هرماه براى افزایش موجودى صندوق مبلغى را بپردازد، امیدواریم لطف فرموده چگونگى پرداخت خمس هر عضو را بیان فرمائید و در صورتى که سرمایه صندوق بطور دائمى به عنوان قرض در دست اعضا باشد، اداى خمس آن چگونه خواهد بود؟
ج: اگر هر یک از افراد سهامدار سهم شراکت خود را از منفعت کسب یا از حقوق خود بعد از پایان سال خمسى پرداخته باشد، واجب است خمس آن را بپردازد. ولى اگر آن را در بین سال داده است، در صورتى که دریافت آن براى او در پایان سال خمسى وى ممکن باشد، باید خمس آن را در پایان سال بدهد، و در غیر این صورت تا آن را از صندوق دریافت نکرده، پرداخت خمس آن بر او واجب نیست.
س 966 : آیا صندوق قرض‏الحسنه شخصیت حقوقى مستقلى دارد؟ و اگر داشته باشد، آیا به سود حاصل، خمس تعلّق مى‏گیرد؟ و اگر شخصیت حقوقى مستقلى نداشته باشد، کیفیت پرداخت خمس آن چگونه است؟
ج: اگر سرمایه صندوق ملک شخصى اشخاص به نحو اشتراک باشد، سود حاصل از آن، نسبت به سهم هریک از اعضا ملک شخصى او خواهد بود و باید خمس آن را در زائد برمؤونه سالش بپردازد. ولى اگر سرمایه صندوق ملک شخص یا اشخاص نباشد مثل اینکه از مال وقف عام و مانند آن باشد، سود حاصل از آن، خمس ندارد.
س 967 : تعداد دوازده نفر از مومنین توافق کرده‏اند که هریک از آنان هرماه مثلاً بیست دینار در صندوقى بریزند، و در هر ماه یک نفر آن مبلغ را برداشته و به مصرف هزینه‏هاى شخصى خود برساند، که بعد از دوازده ماه نوبت به آخرین نفر خواهد رسید، بدین معنى که او آنچه را در این مدت پرداخته که مقدار آن دویست و چهل دینار مى‏شود، برمى‏دارد، آیا خمس بر او واجب است یا اینکه جزء مؤونه وى محسوب مى‏شود؟ و اگر این فرد سال خمسى معینى داشته باشد و مقدارى از پولى که دریافت شده، پس از پایان سال نزد او بماند، آیا جایز است براى این قسمت از آن مبلغ، سال خمسى معینى قرار دهد تا از لزوم پرداخت خمس آن رهایى یابد؟
ج: آنچه را که افراد به صندوق مى‏پردازند، اگر از درآمد سالانه شان در بین سال باشد هر آنچه را که هر یک از افراد در نوبت خود از صندوق دریافت مى‏نماید تا در مخارج سال صرف کند اگر مقدارى از آن قرض از صندوق و مقدارى معادل مبالغى باشد که از منافع همان سال به صندوق پرداخته است، خمس ندارد، ولى اگر از منافع سال قبل باشد، باید خمس آنچه را که از منافع سال قبل است بپردازد، و اگر از منافع هر دو سال باشد، منفعت هرسالى حکم خاص خود را دارد، و چنانچه مبلغ دریافتى او از سهم خود که از منافع سال به صندوق واریز نموده، زائد بر مخارج آن سال باشد، نمى‏تواند براى رهائى از خمس مقدار زائد، سال خمسى مستقلى براى آن قرار دهد، بلکه واجب است که براى همه منافع سالانه خود یک سال خمسى قرار دهد و خمس مازاد بر مؤونه آن سال را بپردازد.
س 968 : خانه‏اى را با پرداخت مبلغى به عنوان رهن اجاره کرده‏ام، آیا پس از گذشت یک سال به آن مبلغ خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: مبلغى را که به مؤجر قرض داده‏اید اگر از منعفت کسب باشد، چنانچه تا پایان سال خمسى تان قابل دریافت از صاحب‏خانه نباشد، پرداخت خمس آن در آن سال واجب نیست، ولى بعدا هر وقت آن را دریافت نمودید، باید خمس آن را بپردازید.
س 969 : ما براى انجام کارهاى عمرانى احتیاج به هزینه زیادى داریم که پرداخت یکباره آن براى ما مشکل است، لذا اقدام به تأسیس صندوقى براى عمران کرده‏ایم، و هر ماه مبلغى را در آن به ودیعه مى‏گذاریم و بعد از آنکه مقدارى جمع شد، آن را صرف کارهاى عمرانى مى‏کنیم، آیا به این مال پس‏انداز شده خمس تعلّق مى‏گیرد؟
ج: اگر مبالغ پرداخت شده از طرف هر شخص از در آمد سال او باشد و تا زمان مصرف آن در کارهاى عمرانى تحت مالکیت او باقى بماند و آن شخص بتواند در پایان سال خمسى آن را از صندوق پس بگیرد، واجب است خمس آن را بپردازد.
س 970 : چند سال قبل اقدام به محاسبه اموالم و تعیین سال خمسى براى خودم نمودم، در آن زمان نود و هشت رأس گوسفند که خمس آنها داده شده بود و همچنین مقدارى پول نقد و یک موتورسیکلت داشتم. چند سال است که گوسفندان من براثر فروش تدریجى آنها کم شده ولى پول نقدم زیاد شده است. در حال حاضر شصت رأس گوسفند و مقدارى پول نقد دارم، آیا پرداخت خمس این پول بر من واجب است یا اینکه فقط باید خمس مقدار زیادى آن را بدهم؟
ج: اگر مجموع قیمت گوسفندهاى موجود با اموال نقدى که دارید، بیشتر از مجموع قیمت نود و هشت رأس گوسفند با پول نقدى که قبلا ً خمس آن را پرداخت کرده‏اید باشد، مقدار زائد خمس دارد.
س 971 : فردى ملکى (خانه یا زمین) دارد که خمس به آن تعلق گرفته است، آیا مى‏تواند خمس آن را از درآمد سال بپردازد؟ یا اینکه واجب است اول خمس سود را بدهد و سپس خمس ملک را از سود مخمّس پرداخت کند؟
ج: اگر بخواهد خمس آن را از درآمد سال بپردازد، واجب است خمس آن را هم بپردازد.
س 972 : اموالى را از محل پولى که بنیاد شهید ماهیانه به فرزندان صغیر شهداى عزیز مى‏پردازد یا از محل سود کارخانه یا زمین زراعى که ملک بعضى از شهداى عزیز جهت امرار معاش شان بوده، براى فرزندان شهدا پس‏انداز کرده‏ایم و گاهى مقدارى از این اموال پس انداز شده براى تأمین نیازهاى ضرورى آنان مصرف مى‏شود. خواهشمندیم بیان فرمایید که آیا این سودها و حقوق پس‏انداز شده خمس دارد یا اینکه تا زمانى که بزرگ نشده‏اند، خمس ندارد؟
ج: آنچه به فرزندان عزیز شهدا از پدران آنان به ارث مى‏رسد و یا توسط بنیاد شهید به آنان پرداخت مى‏شود، خمس ندارد، ولى از سود حاصل از ارث یا هدیه‏اى که بنیاد شهید به آنان مى‏دهد، آن مقدارى که تا زمان رسیدن به بلوغ شرعى در ملک آنان باقى مى‏ماند، بنابر احتیاط بر هریک از آنان واجب است که بعد از رسیدن به سن تکلیف، خمس سود آن را بپردازد.
س 973 : آیا به مالى که انسان براى تحصیل درآمد و انجام معاملات تجارى مصرف مى‏کند، خمس تعلّق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: آنچه را که از در آمد سال براى بدست آوردن درآمد از کارهاى تجارى و غیر آن مصرف مى‏کند از قبیل هزینه‏هاى انباردارى، حمل و نقل، وزن کردن، واسطه معامله و مانند آن، از درآمد همان سال استثنا مى‏شود و خمس ندارد.
س 974 : آیا اصل سرمایه و سود آن خمس دارد؟
ج: اگر انسان سرمایه را با کسب و کار (اعم از حقوق و غیره) بدست آورده باشد، خمس دارد، ولى سود حاصل از تجارت با آن هر مقدار که صرف مؤونه زندگى مى‏شود خمس ندارد، و اگر چیزى از آن از مخارج سال زیاد بیاید خمس دارد.
س 975 : اگر کسى طلاى مسکوک داشته باشد و به حد نصاب هم برسد، آیا علاوه بر زکات، پرداخت خمس آن هم واجب است؟
ج: اگر جزء منفعت کسب محسوب شود، حکم سایر درآمدهاى کسب را در وجوب خمس دارد.
س 976 : من و همسرم از کارمندان وزارت آموزش و پرورش هستیم، همسرم همیشه حقوق خود را به من هدیه مى‏کند، و با مقدارى پول در شرکت کشاورزى کارمندان آموزش و پرورش که عضو آن هستم سهیم شده‏ام، ولى نمى‏دانم آن مبلغ از حقوق خودم بوده یا همسرم، با توجه به اینکه پولى که از حقوق ماهیانه همسرم تا پایان سال خمسى‏ام پس‏انداز شده کمتر از پولى است که او در طول سال مى‏گیرد، آیا به مبلغ مذکور خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: آنچه از اموال پس‏انداز شده و از پولى که بابت خرید سهم الشرکه پرداخته‏اید که مربوط به حقوق خودتان است خمس دارد، و آن قسمت که توسط همسرتان هدیه شده، خمس ندارد، و آنچه را هم که شک دارید از حقوق خودتان است یا همسرتان، پرداخت خمس آن واجب نیست اگر چه احوط پرداخت خمس و یا مصالحه آن است.
س 977 : آیا به پولى که به مدت دو سال به صورت قرض‏الحسنه در بانک بوده، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: هر مقدارى که از منفعت کسب پس‏انداز مى‏شود یک‏بار به آن خمس تعلق مى‏گیرد، و پس‏انداز آن در بانک به صورت قرض‏الحسنه موجب سقوط خمس آن نمى‏شود، بله، قرضى که نمى‏تواند آن را تا سر سال خمسى از قرض گیرنده پس بگیرد، تا آن را پس نگرفته پرداخت خمس آن واجب نیست.
س 978 : شخصى که برخود یا خانواده تحت تکفل خود سخت مى‏گیرد تا بتواند مقدارى پس‏انداز نماید و یا مقدارى قرض مى‏کند تا بتواند مشکلات زندگى‏اش را حلّ کند، اگر مال پس‏انداز شده و یا مالى که قرض گرفته، تا سر سال باقى بماند، آیا خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: سود پس‏انداز شده اگر براى صرف در احتیاجات زندگى تا دو سه ماه بعد از پایان سال خمسى مورد نیاز باشد به نحوى که نتواند با پرداخت خمس آن احتیاجات زندگى را تامین نماید پرداخت خمس آن واجب نیست و خمس پولى که قرض کرده است، برعهده قرض گیرنده نیست ولى اگر از درآمد سال خود قسطهاى آن را بپردازد و عین مالى که قرض گرفته هنگام رسیدن سال خمسى نزد او باقى باشد، واجب است خمس آن را بپردازد.
س 979 : دو سال است قطعه زمینى را براى ساخت خانه خریده‏ام، اگر از مخارج روزمره پولى را براى ساختن خانه در آن پس انداز کنم، زیرا در حال حاضر مستاجر هستم، آیا در پایان سال به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر عین مال از در آمد سال را قبل از رسیدن سال خمسى به مصالح ساختمانى مورد نیاز تبدیل کنید، و یا آنکه پول پس انداز شده از درآمد سال را مى‏خواهید تا چند ماه پس از پایان سال خمسى صرف ساختمان مسکن خود نما یید، خمس ندارد.
س 980 : من تصمیم به ازدواج گرفته‏ام، و براى کسب درآمد، قسمتى از سرمایه خود را به دانشگاه سپرده‏ام، آیا مصالحه در رابطه با خمس آن امکان دارد؟
ج: اگر مال مذکور از منفعت کسب شما باشد، با گذشت سال خمسى، پرداخت خمس آن واجب است و خمسِ قطعى قابل مصالحه نیست.
س 981 : سازمان حج در سال گذشته اقدام به خرید همه اثاثیه و لوازم مورد نیاز کاروان حج که ملک اینجانب بود کرد، من پول لوازم فروخته شده‏ام را که دویست و چهارده هزار تومان بود، در تابستان امسال دریافت کردم، علاوه بر آن، مبلغ هشتاد هزار تومان در سال گذشته گرفته‏ام، با توجه به اینکه سال خمسى براى خود تعیین کرده‏ام و هر سال خمس زائد بر مؤونه را مى‏پردازم، و با توجه به اینکه اثاثیه و لوازم مذکور مورد نیاز من در ایام عهده دارى مدیریت کاروان حج جهت اداره حجّاج بوده است، و در وقت فروش آن ترقى قیمت نسبت به قیمت خرید آن داشته است، آیا پرداخت خمس پول فروش آن یا خمس تفاوت قیمت آن در حال حاضر واجب است؟
ج: اگر لوازم را با مال مخمس خریده باشید، پول فروش آن خمس ندارد، در غیر این صورت پرداخت خمس آن واجب است.
س 982 : من صاحب مغازه‏اى هستم که هر سال پول نقد و جنس‏هاى خود را محاسبه مى‏کنم و چون بعضى از کالاها تا آخر سال خمسى فروخته نمى‏شود، آیا پرداخت خمس آن در آخر سال و قبل از فروش واجب است یا اینکه باید بعد از فروش، خمس آنها پرداخت شود؟ و اگر خمس کالا را بدهم و سپس آن را بفروشم، چگونه باید در سال آینده محاسبه کنم؟ و اگر آن را به فروش نرسانم و قیمت آن تغییر کند، چه حکمى دارد؟
ج: کالایى که تا سر سال فروخته نشده و مشترى براى خرید آن پیدا نشده است، در حال حاضر پرداخت خمس افزایش قیمت آن واجب نیست بلکه سود حاصل از فروش آن در آینده از سود سال فروش محسوب مى‏شود، ولى کالایى که افزایش قیمت پیدا کرده و کسى هست که در طول سال آن را بخرد ولى شما براى اینکه سود بیشترى ببرید، آن را تا پایان سال نفروخته‏اید، باید با رسیدن سال خمسى، خمس افزایش قیمت آن را بپردازید، و در این صورت آن کالا به قیمتى که در سر سال خمسى ارزیابى شده و خمس افزایش قیمت آن پرداخت شده در سال آینده استثناء مى‏شود.
س 983 : خانه سه طبقه‏اى وجود دارد که بر اساس اسناد رسمى از سال 1352 ملک چهار نفر به تفصیل زیر بوده است: سه دانگ از مجموع پنج دانگ خانه ملک سه نفر از فرزندان (براى هر کدام یک سهم) است و دو سهم دیگر براى مادر آنها است، در یکى از طبقه‏ها یکى از فرزندان سکونت دارد و دو طبقه دیگر براى تامین مخارج زندگى مالکان آن، به اجاره داده شده است، با توجه به اینکه یکى از مالکان غیر از این خانه ملک دیگرى ندارد، آیا به دو طبقه مورد اجاره خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟ و آیا جزء مؤونه آنها محسوب مى‏شود؟
ج: اگر خانه را از محل درآمد سالانه شان براى سکونت تهیه نموده‏اند و فعلاً به خاطر نیاز به مخارج زندگى اجاره داده‏اند، به آن خمس تعلق نمى‏گیرد ولى اگر بعضى طبقات آن را به قصد اجاره دادن ساخته یا تهیه کرده‏اند تا اجاره آن را صرف هزینه‏هاى زندگى کنند، آن مقدار از خانه حکم سرمایه را دارد، که خمس دارد.
س 984 : شخصى مالک مقدارى گندم بوده که خمس آن را پرداخت نموده و هنگام برداشت محصول جدید، همان گندم مخمس را مصرف مى‏کرده و به جاى آن گندم جدید مى‏گذاشته و چندین سال به همین ترتیب عمل نموده است، آیا به گندمى که به جاى گندم مصرف شده مى‏گذاشته، خمس تعلق مى‏گیرد؟ و در صورت تعلق خمس، آیا همه آن خمس دارد؟
ج: گندمى را که خمس آن را پرداخته، اگر مصرف کند نمى‏تواند معادل آن از گندم جدید را از خمس استثنا کند. بنابراین آنچه را که از گندم جدید مصرف مؤونه سال خود کرده، خمس ندارد، و آنچه که از آن تا سر سال خمسى باقى مانده، خمس دارد.
س 985 : من به توفیق خداوند هر سال خمس اموالم را مى‏پردازم، ولى در طى سالهایى که اقدام به محاسبه خمس اموالم کرده‏ام، همیشه در حساب آنها شک داشته‏ام، این شک چه حکمى دارد؟ آیا واجب است امسال همه اموال نقد خود را حساب کنم یا اینکه به شک در این مس أله اعتنا نمى‏شود؟
ج: اگر در صحت حساب خمس منفعت کسب سالهاى گذشته شک داشته باشید، به آن اعتنا نمى‏شود و پرداخت مجدد خمس بر شما واجب نیست. ولى اگر در منفعت کسب شک داشته باشید که آیا جزء منفعت کسب سالهاى قبل است که خمس آن پرداخت شده، یا جزء منفعت کسب امسال است که خمس آن داده نشده، بر شما واجب است احتیاطاً خمس آن را بپردازید، مگر اینکه احراز کنید که خمس آن را قبلاً پرداخته‏اید.
س 986 : اگر مثلا فرشى را با مال مخمس به قیمت ده هزار تومان بخرم و بعد از مدتى آن را به پانزده هزار تومان بفروشم، آیا پنج هزار تومان اضافه بر مال مخمس، جزء منعفت کسب محسوب مى‏شود و خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر آن را به قصد فروش خریده‏اید، آن مقدارى که بیشتر از قیمت خرید است، جزء منفعت کسب محسوب مى‏شود و در زائد بر مؤونه سال، خمس واجب‏است.
س 987 : آیا کسى که براى هر یک از درآمدهاى خود سال خمس جداگانه‏اى قرارداده، جایز است خمس سودى را که سر سال خمسى آن رسیده، از سودهاى دیگرى که سال بر آنها نگذشته است، بپردازد؟ و در صورتى که بداند این درآمدها به طور کامل تا پایان سال باقى مى‏مانند و چیزى از آنها صرف مؤونه نمى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: کسى که درآمد سالانه‏اش از چند رشته کسب است باید براى مجموع درآمدهاى حاصله از کسبهایش یک سال خمسى قرار دهد، و در مواردى که مجاز است براى هر یک از کسبهایش سال خمسى مستقلى قرار دهد، هر گاه بخواهد خمس منفعت یک کسب را از درآمد کسب دیگر بپردازد باید خمس مبلغ پرداختى را نیز بپردازد و درآمدها یى که چیزى از آن به مصرف هزینه‏هاى زندگى نمى‏رسد، مخیر است بین اینکه خمس آن را هنگام حصول آن بپردازد یا تا رسیدن سال خمسى صبر کند.
س 988 : شخصى مالک ساختمان دو طبقه‏اى است، و خودش در طبقه بالا سکونت دارد و طبقه پایین را به شخص دیگرى داده است و به علت بدهکارى مبلغى از او قرض گرفته بدون اینکه اجاره‏اى بگیرد، آیا به این مبلغ خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: واگذارى استفاده مجانى از خانه به کسى به خاطر اینکه مالى از او قرض گرفته است وجه شرعى ندارد، و به هر حال مالى که قرض گرفته است، خمس ندارد.
س 989 : مکانى را براى معاینه پزشکى بیماران از اداره اوقاف و متولى وقف به مبلغ معینى در هر ماه اجاره کرده‏ام و مبلغى پول هم به عنوان پذیره از من گرفته‏اند، با توجه به اینکه در حال حاضر این پول از ملک من خارج شده و هیچگاه مالک آن نخواهم شد، آیا خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: اگر پرداخت این مبلغ در حکم قیمت انتقال سرقفلى باشد و از منفعت کسب باشد، واجب است خمس آن پرداخت شود.
س 990 : شخصى براى احیاى زمین موات جهت کاشت درختان میوه به امید استفاده از حاصل آن اقدام به حفر چاه عمیق نموده است، با توجه به اینکه این درختان بعد از چند سال دیگر ثمر مى‏دهند و هزینه زیادى هم دارند، این شخص مبلغى بیش از یک میلیون تومان صرف آن نموده است. وى تاکنون حساب سال نداشته ولى در حال حاضر که تصمیم گرفته براى اداى خمس، اموالش را حساب کند، مى‏بیند که قیمت چاه و زمین و باغ بر اثر تورم، معادل چندین برابر هزینه اولیه شده است، بنابراین اگر مکلّف به پرداخت خمس قیمت فعلى آنها شود، توانائى آن را ندارد و اگر مکلّف به دادن خمس از عین زمین و باغ و غیر آن شود، در مضیقه و سختى مى‏افتد زیرا خود را به زحمت انداخته و به امید استفاده از ثمرات آن براى تامین مخارج زندگى خود و خانواده‏اش متحمل هزینه‏ها و مشکلاتى شده است، تکلیف او نسبت به خمس اموالش چیست؟ و چگونه خمس خود را حساب کند تا به راحتى بتواند آن را بپردازد؟
ج: زمین مواتى را که به قصد تبدیل آن به باغ میوه احیاء نموده ، بعد از کم کردن مخارج احیاى آن، خمس دارد، و مخیر است که خمس زمین را از عین آن بدهد و یا از قیمت فعلى آن، و اما در مورد چاه، لوله آب، پمپ آب، نهالها و کاشت و پرورش آن و مانند آن، پولها یى که در این باره هزینه کرده است، اگر از محل درآمد سالانه‏اش بوده باید خمس آن را بپردازد. ولى اگر آنها را با عین پولى که لازم بود خمس آن را بپردازد تهیه کرده، واجب است خمس آنها را به قیمت عادلانه فعلى بپردازد، و اگر پرداخت یکباره خمس براى او مقدور نیست، مى‏تواند بعد از دستگردان با یکى از وکلاى ما، آن را به تدریج و به نحوى که برایش از لحاظ مقدار و مدت ممکن است، بپردازد.
س 991 : شخصى حساب سال براى خمس نداشته و اکنون تصمیم گرفته است حساب سال داشته باشد، وى که از ابتداى ازدواج تا به حال بدهکار بوده است، خمس خود را چگونه محاسبه کند؟
ج: اگر از گذشته تا به حال درآمدى بیشتر از مخارج زندگى نداشته، نسبت به گذشته چیزى بر عهده او نیست.
س 992 : منافع و محصولات زمین و اموال موقوفه، از جهت خمس و زکات چه حکمى دارد؟
ج: اعیان موقوفه مطلقا ً خمس ندارد حتى اگر وقف خاص باشد، ثمره و نماء آن هم مطلقا خمس ندارد، و به نماء وقف عام قبل از قبض توسط موقوف علیه زکات تعلق نمى‏گیرد، ولى بعد از قبض، پرداخت زکات آنچه از نماء وقف که قبض شده در صورتى که واجد شرایط وجوب زکات باشد، واجب است، و در نماء وقف خاص هم اگر سهم هر یک از موقوف علیه به حد نصاب برسد، زکات واجب‏است.
س 993 : آیا سهم سادات «کثرهم الله تعالى» و سهم امام «علیه‏السلام» به منفعت کسب کودکان تعلق مى‏گیرد؟
ج: بنا بر احتیاط بر آنان واجب است که بعد از رسیدن به سن بلوغ خمس منفعت کسب خود را که قبل از بلوغ بدست آورده‏اند و تا زمان بلوغ بر ملک‏شان باقى مانده است، بپردازند.
س 994 : آیا به ابزارى که در کار و کسب استفاده مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: ابزار و آلات کسب، حکم سرمایه را دارد که اگر از درآمد کسب تهیه شود خمس دارد.
س 995 : چند سال قبل مبلغى را جهت ثبت نام براى رفتن به حج به بانک واریز کردیم، ولى تاکنون موفق به تشرف نشده‏ایم و نمى‏دانیم که آیا خمس آن را پرداخته‏ایم یا خیر، آیا در حال حاضر پرداخت خمس آن واجب است؟ و آیا پولى که براى ثبت نام حج پرداخته مى‏شود و چند سال بر آن مى‏گذرد، خمس دارد یا خیر؟
ج: مبلغى که براى ثبت نام حج پرداخت مى‏شود، اگر به عنوان قیمت یا اجرت سفر حج بر اساس قرارداد منعقده با سازمان حج و زیارت باشد و از منفعت کسب همان سال شما باشد، و ثبت نام کننده با آن و لو پس از چند سال به حج برود، خمس ندارد.
س 996 : کارمندانى که سر سال خمسى آنها در پایان ماه اسفند است و حقوق خود را پنج روز زودتر از سر سال خمسى مى‏گیرند تا در ماه اول سال جدید مصرف کنند، آیا پرداخت خمس آن واجب است؟
ج: اگر حقوقى را که قبل از پایان سال دریافت مى‏کنند تا آخر سال خمسى در مؤونه مصرف نکنند، پرداخت خمس آن واجب است.
س 997 : بسیارى از دانشجویان براى حل مشکلات غیرقابل پیش بینى خود در هزینه‏هاى زندگى صرفه‏جویى مى‏کنند و در نتیجه مبلغ قابل توجهى از کمک هزینه تحصیلى که به آنها پرداخت مى‏گردد، جمع مى‏شود، سؤال این است که با توجه به این که این مبلغ از طریق صرفه جویى در پولى که وزارت آموزش عالى به آنها مى‏پردازد، جمع مى‏شود، آیا به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: کمک هزینه تحصیلى خمس ندارد.
نحوه محاسبه خمس‏
 
س 998 : تأخیر پرداخت خمس تا سال آینده چه حکمى دارد؟
ج: تأخیر پرداخت خمس از سال خمسى به سال دیگر جایز نیست، هر چند هر وقت آن را بپردازد اداى بدهى حاصل مى‏شود، مکلف پس از رسیدن سال خمسى تا خمس مالش را نداده، نمى‏تواند در آن تصرف کند، و اگر در آن قبل از پرداخت خمس تصرف کند مقدار خمس آن را ضامن است، و چنانچه با عین مال غیر مخمّس کالا یا زمین و یا مانند آنها بخرد، معامله در مقدار خمس فضولى و موقوف بر اجازه ولىّ امر خمس است، که پس از اجازه ولىّ امر باید خمس آن کالا یا زمین را به قیمت فعلى حساب نماید و آن را بپردازد.
 
س 999 : من مالک مالى هستم که مقدارى از آن نقد و مقدار دیگر به صورت قرض الحسنه نزد بعضى از افراد است و از طرفى به علت خرید زمین مسکونى مقروض هستم و باید یکى از چک‏هاى آن را چند ماه دیگر بپردازم، آیا جایز است بدهى زمین را از مبلغ مذکور (نقد و قرض الحسنه) کم کنم و خمس باقیمانده را بپردازم؟ و همچنین آیا زمینى که براى سکونت خریدارى شده خمس دارد؟
ج: مالى که از درآمد سال به بعضى افراد قرض داده‏اید اگر تا سر سال خمسى قابل وصول نباشد پرداخت خمس آن تا وصول نشده است واجب نیست، و اموالى که از درآمد سال در دست شماست جایز است از آن، قبل از رسیدن سر سال خمسى، بدهى خود را که مهلت آن چند ماه دیگر مى‏رسد بپردازید، ولى اگر در اثناى سال آن را در اداى قرض مصرف نکنید و سر سال خمسى شما برسد، نمى‏توانید قرض خود را از آن مبلغ استثنا کنید، بلکه واجب است خمس همه آن را بپردازید ولى اگر بنا دارید تمام یا قسمتى از آن را تا چند ماه دیگر صرف اداى بدهى خود نمائید و چنانچه بخواهید خمس آن را بپردازید باقیمانده وافى براى اداى بدهى نیست و از این بابت در زحمت و مشقت قرار مى‏گیرید، در این صورت پرداخت خمس آنچه را که مى‏خواهید صرف اداى بدهى نمائید واجب نیست، و اما زمینى که براى سکونت مورد نیاز از درآمد بین سال تهیه مى‏شود، خمس ندارد.
 
س 1000 : از آنجا که تا کنون ازدواج نکرده‏ام، آیا جایز است مقدارى از مالى را که در حال حاضر دارم، براى هزینه‏هائى که در آینده به آنها نیاز دارم، پس انداز کنم؟
ج: پس انداز درآمد سال اگر براى هزینه ازدواج در چند ماه آینده باشد به نحوى که اگر خمس آن را بپردازید نتوانید تمام هزینه ازدواج را تامین نمائید، خمس ندارد.
 
س 1001 : سر سال خمسى من آخر ماه دهم از هر سال است، آیا حقوق ماه دهم را که در آخر آن مى‏گیرم خمس دارد؟ و آیا اگر بعد از دریافت، مقدار باقیمانده آن را (که طبق عادت، هر ماه پس انداز مى‏شود) به همسرم هدیه کنم، خمس به آن تعلق مى‏گیرد؟
ج: حقوقى که قبل از سال خمسى دریافت مى‏کنید و یا قبل از آخرین روز سال خمسى قابل دریافت است، پرداخت خمس مقدار زائد بر مؤونه سال آن واجب است. واما آنچه به همسر خود یا به دیگرى هدیه مى‏نمائید، اگر به قصد فرار از خمس نباشد و به مقدار مناسب با شأن عرفى شما باشد، خمس ندارد.
 
س 1002 : پول یا کالاى مخمسى دارم که اقدام به مصرف آن کرده‏ام، آیا جایز است در پایان سال، مقدارى از درآمد سال به جاى آن پول یا کالایى که خمس آن پرداخت شده، استثنا شود؟
ج: چیزى از درآمد سال به جاى مال مخمسى که مصرف شده، استثنا نمى‏شود.
 
س 1003 : اگر مالى که خمس ندارد مانند جایزه و مانند آن، با سرمایه مخلوط شود، آیا در پایان سال خمسى جایز است آن را از سرمایه استثنا کرد و سپس خمس بقیه اموال را پرداخت؟
ج: استثناى آن اشکال ندارد.
 
س 1004 : سه سال پیش مغازه‏اى را با مالى که خمس آن پرداخت شده، افتتاح کردم و سر سال خمسى‏ام هم پایان سال شمسى یعنى شب عید نوروز است، و تاکنون هرگاه سر سال خمسى‏ام رسیده، مشاهده کرده‏ام که همه سرمایه‏ام به صورت قرض بر عهده مردم است و در عین حال خودم هم مبلغ زیادى بدهکارم، امیدواریم ما را نسبت به تکلیفمان راهنمائى فرما یید.
ج: اگر سر سال خمسى چیزى از سرمایه و سود نزد شما نباشد و یا مجموع پول نقد و کالاهاى موجود در مغازه مساوى سرمایه‏اى باشد که خمس آن را داده‏اید، خمس بر شما واجب نیست و طلبهاى شما که ناشى از فروش نسیه کالا به مردم است، جزء درآمد سالى محسوب مى‏شود که آنها را دریافت مى‏کنید.
 
س 1005 : تعیین قیمت کالاهاى موجود در مغازه، هنگام حساب سال خمسى، مشکل است، چگونه باید آن را حساب کرد؟
ج: تعیین قیمت اجناس موجود در مغازه به هر صورت ممکن هر چند با تخمین، براى محاسبه درآمد سال که باید خمس آن پرداخت شود، واجب است.
 
س 1006 : اگر چند سال درآمد سالانه‏ام را محاسبه نکنم تا اینکه اموال من نقد و سرمایه‏ام زیاد شود و بعد از آن، خمس غیر از سرمایه قبلى ام را بپردازم، آیا این کار اشکال دارد؟
ج: اگر در اموال شما هنگام رسیدن سال خمسى، خمس هر چند به مقدار کم باشد، تا خمس آن را نپردازید، حق تصرف در آن اموال را ندارید، و اگر با عین آن اموال قبل از پرداخت خمس خرید و فروش کنید، معامله نسبت به مقدار خمس آن، فضولى و متوقف بر اجازه ولىّ امر خمس است، و بعد از اجازه ابتدا باید خمس مجموع آن را بدهید و سپس خمس سود زائد بر مؤونه سال را بپردازید.
 
س 1007 : خواهشمندیم آسانترین راه ممکن براى پرداخت خمس توسط صاحب مغازه را بیان فرمائید.
ج: هر چه کالا و پول نقد دارد، در سر سال خمسى حساب کرده و قیمت گذارى مى‏کند و سپس مجموعه آن را با سرمایه اصلى مى‏سنجد، اگر چیزى اضافه بر سرمایه موجود باشد، سود محسوب مى‏شود و به آن خمس تعلق مى‏گیرد.
 
س 1008 : سر سال خمسى ام را اول ماه سوم سال گذشته قرار داده‏ام و در همین تاریخ براى محاسبه خمس سود حساب بانکى ام مراجعه کردم و علیرغم اینکه من قبل از آن مستحق این سود بودم، ولى از مال دیگرى استفاده مى‏کردم که خمس نداشت، آیا این روش براى حساب سال مالى درست است؟
ج: ابتداى سال خمسى شما، روزى است که براى اولین بار سود قابل دریافت براى شما حاصل شده است، و تأخیر ابتداى سال از آن روز براى شما جایز نیست.
 
س 1009 : اگر وسائل و چیزهاى مورد نیاز زندگى مانند ماشین، موتور، فرش که خمس آن داده نشده است فروخته شود، آیا پس از فروش باید خمس آنها فورا پرداخت شود؟
ج: وسایل ذکر شده اگر جزو احتیاجات زندگى بوده و از درآمد بین سال آن را تهیه کرده است، پول فروش آن پس از سال خمسى خمس ندارد، ولى اگر حساب سال ندارد یا وسایل را با پولى که سال بر آن گذشته بدون اداى خمس تهیه کرده، باید خمس پول خرید آنها را بدهد هر چند آن وسایل را نفروشد.
 
س 1010 : کسى که نیاز به تهیه یکى از لوازم خانگى مانند یخچال دارد و استطاعت خرید آن را یکجا ندارد و ماهیانه پولى پس‏انداز مى‏نماید تا وقتى که پول به حد لازم رسید، آن را خریدارى نماید، اکنون که سال خمسى او رسیده، آیا به پولى که به این منظور کنار گذاشته شده خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: پول پس انداز شده اگر جهت تهیه مایحتاج زندگى تا چند ماه پس از پایان سال خمسى مورد نیاز باشد به نحوى که با پرداخت خمس آن نتواند لوازم زندگى را تهیه کند، خمس ندارد.
 
س 1011 : اگر کسى قبل از سال خمسى‏اش، مقدارى از درآمد خود را به کسى قرض دهد و بعد از گذشت چند ماه از سر سال خمسى خود آن را دریافت کند، این مبلغ چه حکمى دارد؟
ج: در فرض سؤال پرداخت خمس قرض پس از گرفتن آن از بدهکار، واجب‏است.
 
س 1012 : اشیائى را که انسان در طول سال خمسى مى‏خرد و سپس آن را بعد از سال خمسى‏اش مى‏فروشد، چه حکمى دارد؟
ج: اشیاء یاد شده اگر جزو لوازم زندگى است و جهت استفاده شخصى خریده است خمس ندارد، ولى اگر آن را براى فروش خریده و فروش آن هم تا سر سال خمسى ممکن است، پرداخت خمس سود آن واجب است، در غیر این صورت، تا آن را نفروخته، خمس ندارد و هنگامى که آن را فروخت، سود حاصل از فروش آن از درآمدهاى همان سال فروش محسوب مى‏شود.
 
س 1013 : اگر کارمندى حقوق سال خمسى خود را بعد از رسیدن آن دریافت کند، آیا دادن خمس بر او واجب است یا خیر؟
ج: اگر تا سر سال خمسى قابل دریافت باشد، پرداخت خمس آن واجب است هر چند هنوز آن را نگرفته باشد، در غیر این صورت، جزء درآمدهاى سالى که آن را دریافت مى‏کند محسوب مى‏شود.
 
س 1014 : اگر شخصى در پایان سال مالى خود، به مقدار درآمد همان سال بدهکار باشد، آیا به آن درآمد خمس تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: اگر بدهى بابت هزینه‏هاى زندگى همان سال باشد، از منفعت آن سال استثنا مى‏شود و در غیر این صورت استثنا نمى‏شود.
 
س 1015 : خمس سکه‏هاى طلا که قیمت آنها همیشه در حال تغییر است، چگونه است؟
ج: اگر قصد دارد خمس آنها را از قیمت بدهد، ملاک، قیمت روز محاسبه و پرداخت خمس است.
 
س 1016 : اگر شخصى سال مالى خود را به قیمت طلا محاسبه نماید، بطور مثال اگر همه سرمایه‏اش معادل با صد سکه طلا از نوع بهار آزادى باشد که مقدار بیست سکه از آن را به عنوان خمس پرداخته و هشتاد سکه مخمس باقى بماند و در سال بعد اگر قیمت سکه افزایش یابد (ولى سرمایه او معادل همان هشتاد سکه است)، آیا به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟ آیا واجب است خمس افزایش قیمت را بپردازد؟
ج: ملاک در استثناى سرمایه مخمس، همان سرمایه اصلى است، اگر سرمایه اصلى که با آن کار مى‏کند، سکه‏هاى طلا از نوع مثلا بهار آزادى باشد، در سر سال مالى سکه‏هاى مخمس استثنا مى‏شوند هر چند قیمت آنها به واحد ریال نسبت به سال گذشته، افزایش یافته باشد. ولى اگر سرمایه او پول نقد یا کالا باشد که در سر سال خمسى آن را با سکه‏هاى طلا مقایسه کرده و خمس آن را داده باشد، باید در سر سال خمسى آینده فقط قیمت سکه‏هاى طلا را که سال گذشته آنها را حساب کرده، استثنا کند نه تعداد سکه‏ها را. بنابراین اگر قیمت سکه‏ها در سال آینده افزایش یابد، مقدار افزایش قیمت، استثنا نمى‏شود بلکه سود محسوب شده و پرداخت خمس آن واجب است.
 
 
تعیین سال مالى‏
 
س 1017 : کسى که اطمینان دارد به اینکه چیزى از درآمد سالانه‏اش تا پایان سال باقى نمى‏ماند بلکه تمامى درآمد و منفعت او در خلال سال خرج هزینه‏هاى زندگى او مى‏شود، آیا واجب است براى خود سال خمسى تعیین کند؟ کسى که بر اثر اطمینان به اینکه چیزى از درآمدش زیاد نمى‏آید سال خمسى تعیین نکرده، چه حکمى دارد؟
ج: ابتداى سال خمسى با تعیین از جانب مکلّف مشخص نمى‏شود بلکه یک امر واقعى است که براى کسى که شغل او کاسبى است با شروع کاسبى و براى کشاورز با رسیدن وقت برداشت محصول و براى کارگر و کارمند با دستیابى به اولین درآمد، آغاز مى‏شود. حساب سر سال خمسى و محاسبه درآمد سالانه واجب مستقلى نیست بلکه راهى براى شناخت مقدار خمس است و وقتى محاسبه واجب مى‏شود که بداند خمسى به او تعلق گرفته ولى مقدار آن را نمى‏داند و اگر از منفعت کسب چیزى نزد او نماند و همه آن در مؤونه زندگى مصرف شود، خمس هیچکدام از آنها بر او واجب نیست.
 
س 1018 : آیا ابتداى سال مالى همان ماه اول کار است یا اولین ماهى که حقوق دریافت مى‏کند؟
ج: شروع سال خمسى حقوق بگیران اعم از کارگران و کارمندان و غیرهم همان روز اولى است که مزد یا حقوق خود را دریافت مى‏کنند و یا مى‏توانند دریافت نمایند.
 
س 1019 : تعیین ابتداى سال براى پرداخت خمس چگونه است؟
ج: شروع سال خمسى نیاز به تعیین از سوى خود مکلف ندارد، بلکه خود بخود بر اساس چگونگى حصول درآمد سالانه متعیّن مى‏شود، بنابراین ابتداى سال خمسى امثال کارگران و کارمندان از اولین روز امکان دریافت اولین درآمد از درآمدهاى کار و کارمندى است، و سال خمسى تجّار و مغازه داران از تاریخ شروع به خرید و فروش و سال خمسى امثال کشاورزان از تاریخ برداشت اولین محصول کشاورزى سال شروع مى‏شود.
 
س 1020 : آیا تعیین سال خمسى بر جوانان مجردى که با پدر و مادر خود زندگى مى‏کنند، واجب است؟ ابتداى سال خمسى آنان از چه زمانى است؟ و چگونه باید آن را حساب کنند؟
ج: اگر جوان مجرد درآمد شخصى هر چند به مقدار کم داشته باشد، واجب است سال خمسى تعیین نموده و درآمد سالانه خود را محاسبه کند، تا در صورتى که چیزى از درآمد تا پایان سال باقى ماند، خمس آن را بپردازد و ابتداى سال خمسى او هنگام حصول اولین درآمد است.
 
س 1021 : آیا زن و شوهرى که حقوق خود را بطور مشترک در امور منزل مصرف مى‏کنند، مى‏توانند سال خمسى مشترک داشته باشند؟
ج: هر یک از آنان سال خمسى مستقلى به حساب درآمد خودش دارد، و واجب است هر کدام خمس باقیمانده حقوق و درآمد سالانه خود را در پایان سال خمسى بپردازد.
 
س 1022 : من زنى خانه‏دار و مقلد حضرت امام «قدس سره» هستم و همسرم سال خمسى دارد که در آن هنگام خمس اموال خود را مى‏پردازد و من نیز گاهى درآمدى دارم، آیا مى‏توانم براى خودسال خمسى جهت پرداخت خمس قرار دهم و ابتداى آن را زمان دستیابى به اولین سودى که خمس آن را نداده‏ام، قرار دهم و در پایان سال خمس باقیمانده را بعد از کم کردن مؤونه بپردازم؟ آیا به آنچه در طول سال خرج زیارت، هدیه و مانند آن کرده‏ام، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: بر شما واجب است که زمان دستیابى به اولین درآمد سال را ابتداى سال خمسى خود قرار دهید و هر چه را در طول سال از منفعت کسب خرج مصارف شخصى خود از قبیل آنچه ذکر کرده‏اید، مى‏کنید خمس ندارد و هر چه از منفعت کسب سال، از مؤونه و مخارج سالانه‏تان تا سر سال زیاد بیاید، واجب است خمس آن را بپردازید.
 
س 1023 : آیا سال خمسى باید شمسى باشد یا قمرى؟
ج: مکلّف در این مورد مخیّر است.
 
س 1024 : شخصى مى‏گوید که سر سال خمسى‏اش ماه یازدهم سال بوده است ولى بر اثر فراموش کردن آن، قبل از پرداخت خمس در ماه دوازدهم براى خانه‏اش فرش و ساعت و موکت خریده است و در حال حاضر تصمیم گرفته که سال خمسى اش را به ماه رمضان تغییر دهد، اشاره به این نکته لازم است که این شخص مبلغ هشتاد و سه هزار تومان سهمین مربوط به سال گذشته و امسال بدهکار است که آن را به صورت قسطى مى‏پردازد، نظر شریف حضرتعالى راجع به سهم امام و سادات کالاهاى مذکور چیست؟
ج: تقدیم و تأخیر سال خمسى جایز نیست مگر بعد از حساب مدت گذشته و مشروط است به اینکه موجب وارد شدن ضرر به صاحبان خمس نشود، و در مورد اجناسى که پول پرداختى بابت خرید آن از درآمد سال قبل بوده است، باید خمس آن پول‏ها پرداخت شود.
 
س 1025 : آیا انسان مى‏تواند خودش خمس مالش را حساب نموده و سپس آنچه را بر او واجب است به وکلاى جنابعالى بپردازد؟
ج: اشکال ندارد.
 
 
سهم سادات و انتساب به آنان‏
 
س 1026 : مادر من از سادات است، لطف فرموده امور ذیل را بیان فرمائید:
1- آیا من هم از سادات محسوب مى‏شوم؟
2- آیا فرزندان من هر چقدر پایین روند، از سادات شمرده مى‏شوند؟
3- بین کسى که از طرف پدر سید است و کسى که از طرف مادر سید است، چه تفاوتى وجود دارد؟
ج: گرچه منتسبین به پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» از طرف مادر هم از اولاد رسول اکرم «صلى الله علیه و آله» محسوب مى‏شوند، ولى ملاک ترتب آثار و احکام شرعى سیادت انتساب از طرف پدر است.
 
س 1027 : آیا فرزندان عباس بن على بن ابى طالب علیهم السلام احکام سایر سادات را دارند؟ مثلا آیا طلبه علوم دینى که منسوب به این خانواده است مى‏تواند ملبس به لباس سادات شود؟ و آیا اولاد عقیل بن ابى طالب هم این حکم را دارند؟
ج: کسى که از طرف پدر به عباس بن على بن ابى طالب «علیهم السلام» منسوب است، سید علوى مى‏باشد و همه سادات علوى و عقیلى، هاشمى هستند و حق استفاده از مزایاى خاص سادات هاشمى را دارند.
 
س 1028 : بتازگى به سند شخصى یکى از فرزندان عموى پدرم دست یافته‏ام که در آن اسم صاحب سند شخصى با عنوان سید ذکر شده، بنابراین و با توجه به اینکه در میان فامیل مشهور است که ما از سادات هستیم و با قرینه بودن دلیلى که اخیرا به آن دست یافته‏ام، خواهشمندم نظر مبارک خود را راجع به سیادت من بیان فرمایید.
ج: صرف ذکر عنوان سیّد در سندى که به نام یکى از اقوام نسبى شماست حجت شرعى بر سیادت شما محسوب نمى‏شود، و تا زمانى که سیادت خود را با اطمینان یا با استناد به دلیل شرعى احراز نکرده‏اید، احکام و آثار شرعى سیادت بر شما مترتب نمى‏شود.
 
س 1029 : کودکى را به فرزندى پذیرفته و نام او را على گذاشته‏ام و براى گرفتن شناسنامه به اداره ثبت احوال مراجعه کردم و در آنجا براى فرزند خوانده‏ام لقب سید گذاشتند، ولى من به علت خوف از جدم رسول الله «صلى الله علیه و آله» آن را نپذیرفتم و در حال حاضر مردد هستم بین اینکه فرزند خواندگى آن طفل را رد کنم و یا اینکه مرتکب معصیت قبول سیادت کسى شوم که سید نیست، کدامیک از دو راه را انتخاب کنم؟ امیدوارم مرا راهنمائى فرمائید.
ج: بر فرزند خواندگى آثار شرعى بنّوت مترتب نمى‏شود، و کسى هم که از طرف پدر واقعى اش سیّد نیست، آثار و احکام سیادت را ندارد، ولى به هر حال نگهدارى کودک بى سرپرست شرعا عمل بسیار خوب و پسندیده‏اى است.
 
 
ولىّ امر خمس، وکلاء، کسب اجازه، موارد مصرف خمس، شهریه حوزوى‏
 
س 1030 : با توجه به نظر مبارک حضرت امام راحل «قدس سره» و نظر مبارک حضرتعالى و بعضى فقهاى دیگر که امر و جوهات راجع به ولى امر مسلمین است، پرداخت وجوهات به غیر ولى امر چه حکمى دارد؟
ج: مقلدین هر یک از مراجع محترم تقلید دامت برکاتهم، اگر در پرداخت سهمین مبارکین به استناد فتواى مرجع تقلید خود عمل کنند، موجب برائت ذمه مى‏شود.
 
س 1031 : آیا مصرف سهم مبارک سادات در امور خیریه ماننه ازدواج سادات، جایز است؟
ج: سهم سادات مانند سهم مبارک امام علیه السلام در اختیار ولىّ امر مسلمین است و در صورتى که اذن خاص باشد، مصرف سهم سادات، در آنچه ذکر شده، اشکال ندارد.
 
س 1032 : آیا اجازه گرفتن از مجتهدى که مقلد از او تقلید مى‏کند، براى مصرف سهم امام علیه السلام در عمل خیر مثلا در حوزه علمیه یا دارالإتیام، ضرورت دارد و یا اجازه هر مجتهدى کافى است؟ و اصولا آیا اجازه مجتهد ضرورى است؟
ج: اختیار سهمین مبارکین بطور کلى مربوط به ولى امر مسلمین است و کسى که بر عهده او و یا در مال وى مقدارى حق امام علیه السلام یا سهم سادات باشد، باید آن را به ولىّ امر خمس یا وکیلى که از طرف او اجازه دارد، تسلیم کند، و اگر مى‏خواهد آن را در یکى از موارد مقرر مصرف کند، باید ابتدا راجع به آن اجازه بگیرد، و در عین حال مکلّف باید فتواى مرجع تقلید خود را در آن رعایت نماید.
 
س 1033 : آیا وکلاى حضرتعالى یا اشخاصى که وکیل در اخذ حقوق شرعى نیستند، مکلّف به دادن قبض رسید سهمین به پرداخت کنندگان آن هستند یا خیر؟
ج: کسانى که حقوق شرعى خود را به وکلاى محترم ما یا به اشخاص دیگر به قصد وصول به دفتر ما مى‏دهند، مى‏توانند از آنها قبضى را که داراى مهر ما مى‏باشد مطالبه کنند.
 
س 1034 : هنگامى که خمس را به وکلاى حضرتعالى در منطقه تحویل مى‏دهیم، گاهى سهم امام علیه السلام را به ما بر مى‏گردانند و مى‏گویند که از طرف حضرتعالى در این کار مجاز هستند، آیا مصرف مبلغى که به ما برگردانده شده، در امور خانواده جایز است؟
ج: اگر در اجازه کسى که مدعى اجازه است شک دارید، مى‏توانید به صورت محترمانه از او بخواهید که اجازه خطى خود را به شما نشان بدهد و یا از او قبض رسید که مهر ما بر آن خورده را درخواست کنید، اگر آنان طبق اجازه‏اى که از ما دارند عمل کرده‏اند، عملشان مورد تأیید است.
 
س 1035 : شخصى ملکى را با مال غیر مخمّس به قیمت بالائى خریده و مبلغ زیادى هم خرج اصلاح و تعمیر آن کرده است و بعد آن را به فرزند غیر بالغ خود هبه کرده و بطور رسمى به اسم او نموده است، با توجه به اینکه آن فرد در قید حیات است، مسئله خمس مکلّف مذکور چگونه است؟
ج: اگر آنچه را براى خرید ملک و اصلاح و تعمیر آن صرف کرده از درآمدهاى سال باشد و بخشش آن ملک به فرزندش در همان سال و متناسب با شأن عرفى او باشد، خمس ندارد. در غیر این صورت واجب است خمس آن را بدهد.
 
س 1036 : بعضى از اشخاص از طرف خود اقدام به پرداخت قبض آب و برق سادات مى‏کنند، آیا احتساب آن از خمس جایز است یا خیر؟
ج: آنچه را تاکنون به قصد سهم سادات پرداخته‏اند، مورد قبول است ولى براى موارد بعدى، قبل از پرداخت لازم است کسب اجازه کنند.
 
س 1037 : آیا حضرتعالى مصرف ثلث سهم مبارک امام علیه السلام را براى خرید و توزیع کتابهاى دینى، اجازه مى‏فرما یید؟
ج: اگر وکلاى مجاز ما تهیه و توزیع کتابهاى مفید دینى را لازم بدانند، جایز است از ثلثى که مجاز به صرف آن در موارد معین شرعى هستند، آن کار را انجام دهند.
 
س 1038 : آیا جایز است سهم سادات به علویه فقیرى که ازدواج کرده و فرزندانى دارد ولى شوهرش غیر علوى و فقیر است، داده شود؟ و آیا او مى‏تواند آن را صرف فرزندان و شوهرش نماید؟
ج: اگر شوهر بر اثر فقر نتواند نفقه همسرش را بدهد و همسر وى هم شرعاً فقیر باشد، مى‏تواند براى رفع نیازش، سهم سادات بگیرد و آن را براى خود و فرزندان و حتى شوهرش مصرف کند.
 
س 1039 : گرفتن سهم امام «علیه السلام» و سهم سادات توسط اشخاصى که علاوه بر شهریه حوزه در آمدهاى دیگرى که براى تأمین زندگى آنها کافى است، داشته باشند چه حکمى دارد؟
ج: کسى که شرعا مستحق نبوده و مشمول مقررات شهریه حوزه هم نباشد، گرفتن سهمین براى او جایز نیست.
 
س 1040 : زن علویه‏اى ادعا مى‏کند که پدرش در پرداخت هزینه خانواده‏اش کوتاهى نموده و مجبور به گدا یى در کنار مساجد شده‏اند تا از این طریق مالى بدست آورده و مصرف کنند اهالى منطقه هم آن سید را فردى ثروتمند ولى خسیس نسبت به خانواده‏اش مى‏دانند، آیا دادن نفقه آنان از سهم سادات جایز است؟ و بر فرض که پدر بگوید که بر من فقط دادن هزینه پوشاک و خوراک واجب است ولى پرداخت بقیه مخارج مثل لوازم اختصاصى زنان و پول روزانه کودکان، واجب نیست، آیا مى‏توان به مقدار رفع احتیاج از سهم سادات به آنان داد؟
ج: در صورت اول اگر نمى‏توانند نفقه خود را از پدرشان بگیرند، جایز است به مقدار نفقه از سهم سادات به آنان داده شود، همچنین در صورت دوم اگر علاوه بر خوراک و پوشاک، به چیز دیگرى که مناسب حالشان است، نیاز داشته باشند، جایز است به مقدار رفع نیاز از سهم سادات به آنان پرداخت شود.
 
س 1041 : آیا اجازه مى‏فرما یید که افرادى خودشان سهم سادات را به سادات فقیر بدهند؟
ج: کسى که سهم سادات بر عهده اوست، واجب است در پرداخت آن به مستحقین اجازه بگیرد.
 
س 1042 : آیا مقلدین حضرتعالى در مصرف خمس مى‏توانند سهم سادات را به سید فقیر بدهند یا اینکه باید همه خمس یعنى سهم سادات و سهم امام «علیه السلام» را تحویل وکیل شما بدهند تا در موارد شرعى آن مصرف کند؟
ج: در این رابطه فرقى بین سهم سادات و سهم مبارک امام «علیه السلام» نیست.
 
س 1043 : آیا حقوق شرعى (خمس، ردّ مظالم، زکات) از شؤون حکومت است یا خیر؟ و آیا کسى که خمس بر عهده اوست، مى‏تواند خودش سهم سادات و ردّ مظالم و زکات را به افراد مستحق بدهد؟
ج: در زکات جایز است خودش آنها را به فقراى متدین و عفیف بدهد، و در ردّ مظالم أحوط آنست که با اذن حاکم شرع باشد ولى در خمس واجب است همه آن را به دفتر ما و یا به یکى از وکلاى مجاز ما تحویل دهد تا در موارد شرعى که براى آن مقرر شده مصرف شود، و یا در پرداخت آن به مستحقین اجازه بگیرد.
 
س 1044 : آیا ساداتى که داراى شغل و کسبى هستند، استحقاق خمس دارند یا خیر؟ امیدوارم توضیح فرما یید.
ج: اگر درآمد آنان براى زندگى‏شان بطور متعارف و مناسب با شأن عرفى‏شان کافى باشد، مستحق خمس نیستند.
س 1045 : جوانى بیست و پنج ساله و کارمند هستم، تا به حال مجرد بوده و با پدر و مادرم زندگى مى‏کنم، پدرم پیرمردى کهنسال و از کار افتاده است که درآمدى ندارد و چهار سال است که همه مخارج زندگى را من تأمین مى‏کنم، با توجه به اینکه نمى‏توانم هم خمس درآمد سالانه را بدهم و هم مخارج زندگى را تأمین کنم، و مبلغ نوزده هزار تومان هم از خمس درآمد سالهاى قبل بدهکارم و آن را یادداشت کرده‏ام تا بعدا بپردازم، خواهشمندم توضیح فرمائید که آیا جایز است خمس درآمدهاى سال را به نزدیکان خود مثل پدر و مادر بدهم؟
ج: اگر پدر و مادر شما قدرت مالى اداره امور زندگى خود را ندارند و شما توانائى کمک به آنان را دارید، کمک به آنان بر شما واجب مى‏شود، و آنچه را که جهت تأمین نفقه آنان مى‏پردازید جزو مؤونه شما محسوب است، ولى شرعا نمى‏توانید آن را به جاى خمس که دادن آن هم واجب است، حساب نمائید.
 
س 1046 : مبلغى بابت سهم مبارک امام «علیه السلام» بر عهده من است که باید آن را به حضرتعالى بپردازم، و از طرفى مسجدى هست که احتیاج به کمک دارد، آیا اجازه مى‏فرمایید مبلغ مزبور را به امام جماعت آن مسجد بدهم تا در ساختمان و تکمیل آن مصرف نماید؟
ج: در حال حاضر سهمین مبارکین براى اداره حوزه‏هاى علمیه مورد نیاز است، براى ساختمان مسجد و تکمیل آن مى‏توان از کمکهاى مؤمنین استفاده کرد.
 
س 1047 : با توجه به اینکه احتمال مى‏دهیم پدر ما در زمان حیات خمس اموال خود را به طور کامل نپرداخته باشد، و ما قطعه‏اى از زمین‏هاى او را براى ساخت بیمارستان بخشیده‏ایم، آیا مى‏توان آن زمین را از خمس اموال متوفّى‏ حساب کرد؟
ج: زمین مذکور به عنوان خمس محسوب نمى‏شود.
 
س 1048 : در چه مواردى بخشیدن خمس به کسى که آن را مى‏دهد، جایز است؟
ج: سهم مبارک امام علیه السلام و سهم سادات، قابل بخشش نیست.
 
س 1049 : شخصى در پایان سال خمسى، به طور مثال صد هزار تومان زائد بر مؤونه دارد که خمس آن را داده است، اگر در سال بعد مقدار آن به صد و پنجاه هزار تومان برسد، آیا در سال جدید باید خمس پنجاه هزار تومان را بپردازد یا اینکه باید دوباره خمس صد و پنجاه هزار تومان را بدهد؟
ج: اگر مالى که خمس آن داده شده در سال جدید مصرف نشود و باقى بماند، دوباره خمس ندارد، و اگر درآمد آن سال بطور مشترک با مال مخمس در مؤونه سال مصرف شود، واجب است خمس باقیمانده در پایان سال به نسبت غیر مخمّس به مخمّس پرداخت شود.
 
س 1050 : طلاب علوم دینى که هنوز ازدواج نکرده‏اند و مسکنى ندارند، اگر درآمدى از طریق تبلیغ و کار یا سهم امام علیه السلام داشته باشند، آیا مشمول خمس است؟ یا اینکه مى‏توانند بدون پرداخت خمس، آن را به این دلیل که از وجوب خمس استثنا شده، براى هزینه‏هاى ازدواج پس انداز کنند؟
ج: حقوق شرعى که از طرف مراجع به طلّاب محترمى که مشغول تحصیل در حوزه‏هاى علوم دینى هستند، اهدا مى‏شود. خمس ندارد، ولى سایر درآمدهائى که از راه تبلیغ و کار دارند، اگر تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس آن واجب است.
 
س 1051 : اگر شخصى پس اندازى داشته باشد که مخلوطى از مال مخمّس و غیر مخمّس است و گاهى از آن براى مخارج خود برداشت کرده و گاهى هم به آن اضافه مى‏کند، با توجه به اینکه مقدار مال مخمّس معلوم است، آیا پرداخت خمس مجموع مبلغ باقیمانده واجب است یا اینکه باید فقط خمس مال غیر مخمّس را بدهد؟
ج: واجب است خمس مبلغ باقیمانده را به نسبت مال غیر مخمّس به مخمّس، بپردازد.
 
س 1052 : کفنى را خریده و چندین سال مانده است، آیا پرداخت خمس آن واجب است؟ یا اینکه فقط پرداخت خمس قیمت خرید آن واجب است؟
ج: پولى که با آن کفن خریده، اگرمخمّس باشد، دیگر خمس ندارد، وگرنه باید خمس آن را بپردازد.
 
س 1053 : من طلبه علوم دینى هستم، مقدارى پول داشتم که با آن و کمک دیگران و استفاده از سهم سادات و گرفتن قرض، توانستم خانه کوچکى بخرم و اکنون آن را فروخته‏ام، اگر بر پول آن سال بگذرد و خانه‏اى نخرم آیا به آن پول که آماده براى خرید خانه است، خمس تعلق مى‏گیرد؟
ج: خانه‏اى که از شهریه حوزه علمیه و کمک افراد خیّر و حقوق شرعى دیگر و قرض خریدارى شده، پول فروش آن خمس ندارد.
 
 
مسائل متفرقه خمس‏
 
س 1054 : من در سال 1341 شمسى از امام خمینى «قدس سره» تقلید نموده و حقوق شرعى خود را طبق فتاواى ایشان به او مى‏پرداختم. در سال 1346 امام «قدس سره» در ضمن پاسخ به سؤالى درباره حقوق شرعى و مالیات، فرمودند که حقوق شرعى همان خمس و زکات است ولى مالیات جزء حقوق شرعى نیست. در حال حاضر که در دوران جمهورى اسلامى بسر مى‏بریم، خواهشمندیم وظیفه ما را نسبت به حقوق شرعى مالى و مالیات بیان فرمائید.
ج: مالیاتى که توسط حکومت جمهورى اسلامى بر اساس قوانین و مقررات وضع مى‏گردد، هر چند پرداخت آن بر کسانى که قانون شامل آنان مى‏شود، واجب است و مالیات پرداختى هر سال از مؤونه همان سال محسوب است، ولى از سهمین مبارکین محسوب نمى‏شود، بلکه بر آنان دادن خمس درآمد سالانه‏شان در زائد بر مؤونه سال بطور مستقل، واجب است.
 
س 1055 : آیا تبدیل حقوق شرعى به ارزى که داراى قیمت ثابت است، با توجه به عدم ثبات قیمت برابرى پولهاى دیگر، از نظر شرعى جایز است یا خیر؟
ج: این کار براى شخصى که حقوق شرعى بر ذمّه دارد، جایز است، ولى باید هنگام پرداخت حقوق واجب شرعى خود، آن را به قیمت روز پرداخت محاسبه کند، ولى کسى که از طرف ولىّ امر در گرفتن حقوق شرعى وکیل است و به آن اعتماد شده نمى‏تواند آنچه را دریافت کرده، به پول دیگرى تبدیل کند، مگر آنکه در این کار مجاز باشد، و تغییر قیمت مجوّز شرعى تبدیل آن نیست.
 
س 1056 : در یک مؤسسه فرهنگى براى تأمین نیازهاى مالى آن در آینده واحد تجارى تشکیل شده که سرمایه آن از حقوق شرعى است، آیا پرداخت خمس درآمد آن واجب است؟ آیا مصرف خمس آن به نفع مؤسسه جایز است؟
ج: تجارت با حقوق شرعى که واجب است به مصرف موارد مقرره شرعیه آن برسد و خوددارى از مصرف آن هر چند به قصد استفاده از منافع آن در یک مؤسسه فرهنگى باشد، بدون اجازه ولىّ امر خمس اشکال دارد، و در صورتى که با آن تجارت شود، سود حاصله تابع سرمایه است که باید در همان موارد مصرف سرمایه صرف شود و خمس ندارد. بله، تجارت با هدایایى که به مؤسسه داده مى‏شود، اشکال ندارد، و سود و درآمد آن در صورتى که سرمایه ملک مؤسسه باشد، خمس ندارد.
 
س 1057 : اگر در چیزى شک داشته باشیم که خمس آن را داده‏ایم یا خیر، ولى ظنّ غالب به پرداخت خمس آن باشد، وظیفه ما چیست؟
ج: اگر مشکوک از چیزهایى باشد که خمس به آن تعلق گرفته است، تحصیل یقین به پرداخت خمس آن واجب است.
 
س 1058 : آیا به آسیابى که گندم را براى عموم مردم آرد مى‏کند، خمس و زکات تعلق مى‏گیرد یا خیر؟
ج: اگر وقف عموم باشد، خمس ندارد.
 
س 1059 : هفت سال پیش مقدارى خمس بر من واجب شد، و آن را با مجتهد دستگردان کرده و قسمتى از آن را پرداختم، بقیه آن بر ذمّه‏ام باقى ماند و از آن تاریخ تا کنون نتوانسته‏ام مبلغ باقیمانده را بپردازم، تکلیف من چیست؟
ج: مجرد عجز از پرداخت خمس، موجب فراغت ذمّه نمى‏شود، بلکه واجب است هر زمانى که توانا یى پرداخت بدهى بابت خمس را داشتید، آن را هر چند به تدریج بپردازید.
 
س 1060 : آیا مبلغى را که به عنوان خمس مالى که متعلق خمس نبوده پرداختم مى‏توانم بابت خمس مالى که فعلا بدهکارم حساب کنم؟
ج: مالى که قبلا به عنوان خمس پرداخت شده و کسى که آن را تحویل گرفته در مصارف شرعى آن مصرف کرده است بابت اداى بدهى کنونى شما از خمس محسوب نمى‏شود.
س 1061 : آیا خمس و زکات بر کودکانى که هنوز به سن تکلیف نرسیده‏اند، واجب مى‏شود؟
ج: زکات مال بر شخص غیربالغ واجب نیست، ولى اگر خمس به مال او تعلق بگیرد، بر ولى شرعى او پرداخت آن واجب است، مگر خمس سود حاصل از تجارت با اموال او که پرداخت آن بر ولى واجب نیست، بلکه بنابراحتیاط اداى آن بر خود طفل بعد از رسیدن به سن تکلیف، واجب است.
س 1062 : اگر شخصى مقدارى از حقوق شرعى و سهم امام علیه السلام و چیزهایى را که صرف آن در مصارف شرعیش باید با اجازه یکى از مراجع باشد در یکى از مؤسسات دینى یا ساختمان مدرسه یا مسجد یا حسینیّه مصرف کند، آیا شرعا حق دارد آنچه را که به عنوان اداى حقوق شرعى که بر عهده او بوده به مصرف رسانده، پس بگیرد و یا زمین آن را پس بگیرد و یا اقدام به فروش ساختمان آن مؤسسه نماید یا خیر؟
ج: اگر اموال خود را طبق اجازه کسى که واجب بود حقوق شرعى خود را به او تسلیم نماید، به نیت پرداخت حقوق شرعى که بر عهده داشت، براى تاسیس مدرسه و مانند آن به مصرف رسانده است، حق پس گرفتن و تصرف مالکانه در آن را ندارد.
 
 
انفال‏
 
س 1063 : بر اساس قانون زمین شهرى:
1- زمینهاى بایر جزء انفال محسوب و تحت تصرف حکومت اسلامى است.
2- زمینهاى بایر و غیر آن در شهرها اگر مالک خصوصى داشته باشد، در صورت نیاز دولت و شهردارى‏ها به آن مى‏توانند آن را به قیمت متعارف در آن منطقه از مالکین استملاک نمایند.
سؤال این است:
1- اگر شخصى زمین بایرى را (که سند آن به نام او بوده ولى بر اثر قانون زمین شهرى از اعتبار ساقط شده است) به عنوان سهم امام علیه السلام و سهم سادات بدهد، چه حکمى دارد؟
2- اگر شخصى زمینى اعم از بایر یا دایر داشته باشد و از طرف دولت یا شهردارى بر اساس قانون مجبور به فروش آن شود، ولى او آن را به عنوان سهم امام و سادات بدهد، چه حکمى دارد؟
ج: زمینى که در اصل موات است و شرعا ملک کسى که سند به نام اوست، نیست، واگذارى آن به عنوان خمس و احتساب آن به جاى بدهى خمس صحیح نیست. همچنین زمین ملکى که گرفتن آن توسط دولت یا شهردارى، با عوض یا بدون عوض، بر اساس قانون جایز است، مالک آن نمى‏تواند آن را به عنوان خمس واگذار نماید و به جاى بدهى خمس حساب کند.
 
س 1064 : اگر شخصى زمینى را در کنار کارخانه‏هاى آجرسازى براى استفاده از فروش خاک آن بخرد، آیا از انفال محسوب مى‏شود؟ و بر فرض اینکه از انفال نباشد، با توجه به اینکه به نسبت ده درصد به شهردارى داده مى‏شود، آیا دولت حق مطالبه مالیات براى خاک آن دارد؟
ج: زمین مورد معامله اگر آباد و ملک خاص شرعى فروشنده باشد گرچه با خرید آن از مالک ملک خاص فروشنده مى‏شود و جزو أنفال محسوب نیست، لیکن پرداخت مالیات درآمد حاصل از فروش خاک آن اگر مستند به قانون مصوب مجلس شوراى اسلامى (در ایران) و مورد تأیید شوراى نگهبان قانون اساسى باشد، لازم است و دولت حق مطالبه آن را دارد.
 
س 1065 : آیا شهردارى حق بهره ‏بردارى اختصاصى از ماسه‏ها و شن‏هاى کف رودخانه‏ها براى آبادانى و احداث شهر و غیر آن را دارد؟ و در صورتى که این حق را داشته باشند، اگر شخصى غیر از شهردارى مدعى مالکیت آن باشد، آیا دعواى او مسموع است یا خیر؟
ج: این کار براى شهردارى‏ها جایز است و ادعاهاى مالکیت خصوصى کف و بستر رودهاى بزرگ و عمومى از سوى اشخاص پذیرفته نیست.
 
س 1066 : آیا حق اولویت عشا یر در استفاده از چراگاههاى خود (هر قبیله‏اى نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصمیم به بازگشت دوباره به آنجا از بین مى‏رود؟ با توجه به اینکه این کوچ کردن از قدیم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است.
ج: ثبوت حق اولویت شرعى براى آنان نسبت به چراگاه چهارپایانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتیاط در این مورد خوب است.
 
س 1067 : روستا یى از نظر چراگاه و زمین‏هاى زراعى در مضیقه است و هزینه‏هاى عمومى آن از راه فروش علف‏هاى چراگاه تأمین مى‏شود، این وضعیت بعد از انقلاب اسلامى هم تاکنون استمرار داشته، ولى مس ؤولین آنان را از این کار منع کرده‏اند، با توجه به فقر مادى اهالى روستا و بایر بودن چراگاهها، آیا شوراى روستا حق دارد که اهالى را از فروش علف‏هاى چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را براى تأمین هزینه‏هاى عمومى روستا اختصاص دهد؟
ج: علف‏هاى چراگاههاى عمومى طبیعى که سابقه ملکیت خصوصى ندارد ملک اختصاصى کسى نیست و فروش آن از سوى کسى جایز نیست، ولى کسى که از طرف دولت، مسؤول امور روستا است، مى‏تواند مبلغى براى مصالح عمومى روستا از کسانى که اجازه چراندن چهارپایان در آن مراتع را دارند، بگیرد.
 
س 1068 : آیا براى عشائر جایز است که چراگاههاى تابستانى و زمستانى را که از دهها سال پیش به صورت دوره‏اى در آن تردد دارند، به مالکیت خود در آورند؟
ج: چراگاههاى طبیعى که کسى نسبت به آنها سابقه ملکیت اختصاصى ندارد، از انفال و اموال عمومى است که اختیار آن با ولىّ امر مسلمین است و سابقه تردد عشائر موجب مالکیت آنان نمى‏شود.
 
س 1069 : خرید و فروش چراگاههاى عشائرى در چه زمانى صحیح است و در چه زمانى صحیح نیست؟
ج: خرید و فروش چراگاههایى که ملک کسى نیست و از انفال و اموال عمومى است، در هیچ حالى صحیح نیست.
 
س 1070 : شغل ما دامدارى است که چهارپایان خود را در یکى از جنگلها مى‏چرانیم و بیشتر از پنجاه سال است که به این کار مشغول هستیم، سندى نزد ما وجود دارد که دلالت مى‏کند که ما از طریق ارث مالک شرعى این جنگل هستیم، سند مزبور هم یک سند قانونى است، بعلاوه این جنگلها وقف امیرالمومنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباس «سلام الله علیهم اجمعین» هست، و دامداران سالیانى است که در این جنگل زندگى مى‏کنند و خانه‏هاى مسکونى و زمین‏هاى زراعى و بستان دارند، اخیرا جنگلبانان تصمیم گرفته‏اند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند، آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟
ج: از آنجا یى که شرعا صحت وقف متوقف بر سابقه ملکیت شرعى است، همانگونه که انتقال از طریق ارث هم متوقف بر مالکیت شرعى مورّث است، لذا جنگلها و چراگاههاى طبیعى که تا به حال ملک کسى نبوده است و هیچگونه سابقه احیا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصى کسى محسوب نمى‏شود تا وقفیّت آن صحیح باشد یا از طریق ارث انتقال یابد، به هر حال هر مقدار از جنگل که به صورت مزرعه یا مسکن و مانند آن احیا شده و ملک شرعى گردیده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولّى شرعى آن است و اگر وقف نباشد حق تصرف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به صورت جنگل طبیعى یا مرتع طبیعى باقى مانده است، از انفال و اموال عمومى است و اختیار آن براساس مقررات قانونى، با دولت اسلامى است.
 
س 1071 : آیا جایز است دامداران که اجازه چراندن حیوانات خود را دارند، وارد مزرعه‏هاى خصوصى کنار چراگاه شده تا خود و چهارپایان آنان از آب مزرعه، بدون رضایت مالک آن بنوشند؟
ج: مجرد داشتن اجازه چراندن حیوانات در چراگاههاى مجاور املاک اشخاص، براى جواز ورود در ملک غیر و استفاده از آب ملکى آن کافى نیست، این کار براى آنان بدون رضایت مالک آن جایز نیست.

جهاد
 
س1072 : جهاد ابتدائى در زمان غیبت امام معصوم «علیه السلام» چه حکمى دارد؟ آیا جایز است فقیه جامع الشرائط مبسوط الید، (ولىّ امر مسلمین) حکم به آن کند؟
ج: بعید نیست که حکم به جهاد ابتدائى توسط فقیه جامع الشرائطى که متصدّى ولایت امر مسلمین است، در صورتى که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد، بلکه این نظر اقوى است.
س1073 : اقدام به دفاع از اسلام هنگام تشخیص خطر براى اسلام، بدون رضایت والدین چه حکمى دارد؟
ج: دفاع از اسلام و مسلمین واجب است و متوقف بر اذن والدین نیست، ولى در عین حال سزاوار است که انسان تا مى‏تواند رضایت آنان را جلب کند.
س1074 : آیا اهل کتابى که در کشورهاى اسلامى زندگى مى‏کنند، حکم اهل ذمّه را دارند؟
ج: آنان تا زمانى که مطیع قوانین و مقررات دولت اسلامى که در حمایت آن زندگى مى‏کنند، باشند و کارى که منافى با أمان است انجام ندهند، حکم معاهد را دارند.
س1075 : آیا جایز است یکى از مسلمانان یک کافر کتابى یا غیر کتابى، اعم از زن یا مرد را در سرزمین کفر یا سرزمین مسلمانان به تملک خود در آورد؟
ج: این کار جایز نیست، هر گاه کفّار به سرزمین اسلامى حمله کنند و کسانى از آنان بدست مسلمین اسیر شود، سرنوشت اسیران جنگى در دست حاکم اسلامى است و آحاد مسلمانان حق تعیین سرنوشت اسراء را ندارند.
س1076 : اگر فرض کنیم که حفظ اسلام ناب محمدى «صلى الله علیه و آله» متوقف بر ریختن خون نفس محترمى باشد، آیا این کار جایز است؟
ج: ریختن بنا حق خون نفس محترمه شرعا حرام است و با احکام اسلام ناب محمدى «صلى الله علیه و آله» تعارض دارد، بنابراین سخن مزبور که حفظ اسلام ناب محمدى متوقف بر ریختن خون انسان بیگناهى باشد، بى معنى است، ولى اگر منظور از آن اقدام مکلّف به جهاد فى سبیل الله عزّت آلاؤه و دفاع از اسلام ناب محمدى در مواردى که احتمال کشته شدن او وجود دارد، باشد، این فرض موارد مختلفى دارد، اگر مکلّف طبق تشخیص خود احساس کند که کیان اسلام در خطر است، باید براى دفاع از اسلام قیام کند حتى اگر در معرض کشته شدن باشد.

امر به معروف و نهى از منکر
شرائط وجوب امر به معروف و نهى از منکر
س 1077 : اگر امر به معروف و نهى از منکر مستلزم بى آبرویى کسى که واجب را ترک کرده و یا فعل حرام را به جا آورده باشد، و موجب کاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حکمى دارد؟
ج: اگر در امر به معروف و نهى از منکر، شرا یط و آداب آن رعایت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشکال ندارد.
س 1078 : بنابر اینکه وظیفه مردم در امر به معروف و نهى از منکر در نظام جمهورى اسلامى، اکتفا به امر به معروف و نهى از منکر زبانى است و مراتب دیگر آن بر عهده مسؤولین است، آیا این نظریه، حکم از طرف دولت است یا فتوى؟
ج: فتواى فقهى است.
س1079 : آیا در مواردى که راه جلوگیرى از وقوع منکر منحصر به ایجاد مانع بین فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر کتک زدن وى یا زندانى کردن و سخت گرفتن بر او و یا تصرف در اموال وى هر چند با تلف کردن آن باشد، مى‏توان بدون کسب اجازه از حاکم، اقدام به آن از باب نهى از منکر نمود؟
ج: این موضوع حالات و موارد مختلفى دارد، بطور کلى مراتب امر به معروف و نهى از منکر اگر متوقف بر تصرّف در نفس یا مال کسى که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتیاج به کسب اجازه از کسى ندارد، بلکه این مقدار بر همه مکلّفین واجب است. ولى مواردى که امر به معروف و نهى از منکر متوقف بر چیزى بیشتر از امر و نهى زبانى باشد، اگر در سرزمینى باشد که داراى نظام و حکومت اسلامى است و به این فریضه اسلامى اهمیت مى‏دهد، احتیاج به اذن حاکم و مسئولین ذیربط و پلیس محلى و دادگاههاى صالح دارد.
س 1080 : اگر نهى از منکر در امور بسیار مهم مانند حفظ نفس محترمة، متوقف بر کتک زدنى باشد که منجر به زخمى شدن مهاجم و احیانا قتل او مى‏شود، آیا در این موارد هم اذن حاکم شرط است؟
ج: اگر حفظ نفس محترمه و جلوگیرى از وقوع قتل مستلزم دخالت فورى و مستقیم باشد، جائز بلکه شرعا از باب وجوب حفظ جان نفس محترمه واجب است و از جهت ثبوتى متوقف بر کسب اجازه از حاکم و یا وجود امر به آن نیست، مگر آنکه دفاع از نفس محترمه متوقف بر قتل مهاجم باشد که صورتهاى متعددى دارد که احکام آنها هم ممکن است متفاوت باشد.
س 1081 : آیا کسى که مى‏خواهد شخصى را امر به معروف و نهى از منکر نماید، باید قدرت بر آن داشته باشد؟ و در چه زمانى امر به معروف و نهى از منکر بر او واجب مى‏شود؟
ج: آمر به معروف و نهى کننده از منکر باید عالم به معروف و منکر باشد، و همچنین بداند که فاعل منکر هم به آن علم دارد و در عین حال عمدا و بدون عذر شرعى مرتکب آن مى‏شود، و زمانى اقدام به امر ونهى واجب مى‏شود که احتمال تأثیر امر به معروف و نهى از منکر در مورد آن شخص داده شود، و ضررى براى خود او نداشته باشد، و در این مورد باید تناسب بین ضرر احتمالى و اهمیت معروفى که به آن امر مى‏نماید یا منکرى که از آن نهى مى‏کند را ملاحظه نماید. در غیر این صورت امر به معروف و نهى از منکر بر او واجب نیست.
س 1082 : اگر یکى از اقوام انسان مبادرت به ارتکاب معصیت کند و نسبت به آن لاابالى باشد، تکلیف ما نسبت به رابطه با او چیست؟
ج: اگر احتمال بدهید که ترک معاشرت موقت با او موجب خوددارى او از ارتکاب معصیت مى‏شود به عنوان امر به معروف و نهى از منکر واجب است، و در غیر این صورت قطع رحم جایز نیست.
س 1083 : آیا ترک امر به معروف و نهى از منکر بر اثر ترس از اخراج از کار، جایز است؟ مثلاً با اینکه مى‏بیند مسؤول یکى از مراکز آموزشى که با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتکب اعمال خلاف شرع مى‏شود و یا زمینه ارتکاب گناه در آن مکان را فراهم مى‏آورد. اگر او را نهى از منکر نماید ترس آن دارد که از طرف مسؤول مقدمات اخراج او از کار فراهم شود.
ج: بطور کلى اگر خوف دارد که در صورت اقدام به امر به معروف و نهى از منکر ضرر قابل توجهى متوجه خود او شود، انجام آن واجب نیست.
س 1084 : اگر در بعضى از محیطهاى دانشگاهى معروف ترک شود و معصیت رواج پیدا کند و شرائط امر به معروف و نهى از منکر هم وجود داشته باشد و امر کننده به معروف و نهى کننده از منکر شخصى مجرّد باشد که هنوز ازدواج نکرده است آیا بخاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهى از منکر از او ساقط مى‏شود یا خیر؟
ج: امر به معروف و نهى از منکر اگر موضوع و شرائط آن محقق باشد، تکلیف شرعى و وظیفه واجب اجتماعى و انسانى همه مکلفین است، و حالت‏هاى مختلف مکلّف مانند مجرّد یا متأهل بودن در آن تاثیر ندارد، و به صرف اینکه مکلّف مجرد است، تکلیف از او ساقط نمى‏شود.
س 1085 : اگر شخصى داراى نفوذ و موقعیت اجتماعى خاصى باشد که اگر بخواهد مى‏تواند بر معترضین به خود ضرر وارد سازد، و شواهدى هم دلالت کند بر اینکه وى مرتکب گناه و کارهاى خلاف و دروغگو یى مى‏شود، ولى از قدرت و نفوذ او مى‏ترسیم، آیا جایز است امر به معروف و نهى از منکر را در مورد او ترک کنیم یا اینکه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهى از منکر کنیم؟
ج: اگر ترس از ضرر منشاء عقلائى داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهى از منکر واجب نیست بلکه تکلیف از شما ساقط مى‏شود. ولى سزاوار نیست کسى به مجرد ملاحظه مقام کسى که واجب را ترک کرده و یا مرتکب فعل حرام شده و یا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر کمى از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند.
س 1086 : گاهى در اثناى امر به معروف و نهى از منکر مواردى پیش مى‏آید که شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهى از واجبات و احکام اسلامى، با نهى از منکر، نسبت به اسلام بدبین مى‏شود، و اگر هم او را به حال خود رها کنیم، زمینه فساد و ارتکاب گناه توسط دیگران را فراهم مى‏کند، تکلیف ما در این موارد چیست؟
ج: امر به معروف و نهى از منکر با رعایت شرائط آن یک تکلیف شرعى عمومى براى حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اینکه موجب بدبینى فاعل منکر یا بعضى از مردم نسبت به اسلام مى‏گردد، باعث نمى‏شود که این وظیفه بسیار مهم ترک شود.
س 1087 : اگر مامورانى که از طرف دولت وظیفه جلوگیرى از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظیفه خود کوتاهى کنند، آیا خود مردم مى‏توانند اقدام به این کار کنند؟
ج: دخالت اشخاص دیگر در امورى که از وظائف نیروهاى امنیتى و قضائى محسوب مى‏شود، جایز نیست، ولى مبادرت مردم به امر به معروف و نهى از منکر با رعایت حدود و شرائط آن، اشکال ندارد.
س 1088 : آیا وظیفه افراد در امر به معروف و نهى از منکر این است که فقط به امر به معروف و نهى از منکر زبانى اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زبانى واجب باشد، این امر با آنچه در رساله‏هاى عملیه بخصوص تحریر الوسیله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب دیگر امر به معروف و نهى از منکر هم براى افراد در موارد لزوم جایز باشد، آیا در صورت نیاز مى‏توان همه مراتب مذکور در تحریر الوسیله را انجام داد؟
ج: با توجه به اینکه در زمان حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامى مى‏توان مراتب دیگر امر به معروف و نهى از منکر را که بعد از مرحله امر و نهى زبانى هستند، به نیروهاى امنیتى داخلى (پلیس) و قوه قضائیه واگذار کرد، بخصوص در مواردى که براى جلوگیرى از ارتکاب معصیت چاره‏اى جز اعمال قدرت از طریق تصرف در اموال کسى که فعل حرام انجام مى‏دهد یا تعزیر و حبس او و مانند آن نیست، در چنین زمانى با حاکمیت و اقتدار چنین حکومت اسلامى، واجب است مکلفین در امر به معروف و نهى از منکر به امر و نهى زبانى اکتفا کنند، و در صورت نیاز به توسل به زور، موضوع را به مسئولین ذیربط در نیروى انتظامى و قوه قضائیه ارجاع دهند. و این منافاتى با فتاواى امام راحل «قدس‏سره» در این رابطه ندارد. ولى در زمان و مکانى که حاکمیت و اقتدار با حکومت اسلامى نیست، بر مکلفین واجب است در صورت وجود شرائط، جمیع مراتب امر به معروف و نهى از منکر را با رعایت ترتیب آنها تا تحقق غرض انجام دهند.
س 1089 : بعضى از رانندگان از نوارهاى موسیقى غنا و حرام استفاده مى‏کنند و علیرغم نصیحت‏ها و راهنمائى‏ها آن را خاموش نمى‏کنند، خواهشمندیم نحوه برخورد مناسب با این موارد و این افراد را بیان فرما یید، آیا برخورد شدید با آنان جایز است یا خیر؟
ج: با تحقق شرائط نهى از منکر، بر شما بیشتر از نهى زبانى از منکر واجب نیست، و در صورتى که مؤثر واقع نشود، واجب است از گوش دادن به غنا و موسیقى حرام اجتناب کنید، و اگر بطور غیر ارادى صداى موسیقى حرام و غنا به گوش شما برسد، چیزى بر شما نیست.
س 1090 : من در یکى از بیمارستانها به کار مقدس پرستارى مشغولم، گاهى در بعضى از قسمت‏هاى محل کارم ملاحظه مى‏کنم که تعدادى از بیماران به نوارهاى موسیقى مبتذل و حرام گوش مى‏دهند، من آنان را نصیحت مى‏کنم که این کار را نکنند و بعد از نصیحت مجدد آنان، چنانچه بى اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بیرون آورده و پس از پاک کردن، آن را به آنان بر مى‏گردانم، آیا اینگونه برخورد جایز است یا خیر؟
ج: محو محتویات باطل براى جلوگیرى از استفاده حرام از نوار، جایز است، ولى این کار منوط به اجازه مالک یا حاکم شرع است.
س 1091 : از بعضى از منازل صداى موسیقى شنیده مى‏شود که معلوم نیست جایز است یا خیر؟ و گاهى صداى آن بلند است بطورى که باعث اذیت و آزار مومنین مى‏شود، وظیفه ما در برابر آن چیست؟
ج: تعرض به داخل خانه‏هاى مردم جایز نیست، و امر به معروف و نهى از منکر متوقف بر تشخیص موضوع و تحقق شرا یط آن است.
س 1092 : امر و نهى زنانى که حجاب کامل ندارند چه حکمى دارد؟ و در صورتى که انسان هنگام نهى زبانى از تحریک شهوت خود بترسد، چه حکمى دارد؟
ج: نهى از منکر متوقف بر نگاه با ریبه بر زن نامحرم نیست، و بر هر مکلفى واجب‏است از حرام اجتناب کند بخصوص زمانى که مبادرت به انجام فریضه نهى از منکر مى‏کند.
 
کیفیت امر به معروف و نهى از منکر
س 1093 : وظیفه فرزند در برابر پدر و مادر و یا زن در برابر شوهرش، اگر خمس یا زکات اموال را نپردازند، چیست؟ آیا براى آنان تصرف در مالى که خمس یا زکات آن پرداخت نشده و مخلوط به حرام است، با توجه به تأکیدات وارد در روایات مبنى بر عدم استفاده از آن، زیرا باعث آلودگى روح انسان مى‏شود، جایز است؟
ج: بر آنان واجب است که هنگام مشاهده ترک معروف یا انجام حرام توسط پدر و مادر یا شوهر، به امر به معروف و نهى از منکر در صورت تحقق شرائط آن مبادرت کنند، ولى تصرّف در اموال آنان اشکال ندارد مگر آنکه یقین به وجود خمس یا زکات در خصوص مالى که مصرف مى‏کنند داشته باشند، که در این صورت واجب است از ولىّ امر خمس و زکات نسبت به آن مقدار اجازه بگیرند.
س 1094 : روش مناسبى که فرزند در برابر پدر و مادرى که بر اثر عدم اعتقاد کامل به تکالیف دینى، به آنها اهمیت نمى‏دهند، بهتر است اتخاذ نماید، کدام است؟
ج: واجب است با زبان نرم و مراعات احترام شان به عنوان پدر و مادر آنان را امر به معروف و نهى از منکر کند.
س 1095 : برادر من مسائل شرعى و اخلاقى را رعایت نمى‏کند و تاکنون نصیحت در او تأثیرى نداشته است، وظیفه من هنگام مشاهده رفتارهاى او چیست؟
ج: واجب است از اعمال خلاف شرع وى اظهار تنفر کنید و او را به هر روش برادرانه‏اى که مفید و مؤثر مى‏دانید موعظه کنید، ولى قطع رحم و ارتباط، جائز نیست.
س 1096 : رابطه با اشخاصى که در گذشته مرتکب اعمال حرامى مانند شرب خمر شده‏اند، چگونه باید باشد؟
ج: معیار وضعیت فعلى اشخاص است، اگر از آنچه انجام داده‏اند توبه کرده باشند، معاشرت با آنان مانند معاشرت با سایر مومنین است. ولى کسى که در حال حاضر هم مرتکب حرام مى‏شود، باید او را از طریق نهى از منکر از آن کار منع کرد، و اگر از انجام فعل حرام اجتناب نمى‏کند مگر با دورى جستن از او، قطع رابطه و ترک معاشرت با وى از باب نهى از منکر واجب مى‏شود.
س 1097 : با توجه به هجوم مستمر فرهنگ غربى که در تضاد بااخلاق اسلامى است، و رواج بعضى از عادتهاى غیراسلامى، مثل به گردن آویختن صلیب طلائى توسط بعضى از مردان، و یا استفاده بعضى از زنان از مانتو با رنگ‏هاى زننده، و یا استفاده بعضى از مردان و زنان، از زیورآلات و عینک‏هاى تیره و ساعت هائى که جلب نظر مى‏کند و استفاده از آنها نزد عرف مردم قبیح است، و عده‏اى از آنها حتى بعد از امر به معروف و نهى از منکر هم اصرار بر کار خود دارند، امیدواریم حضرتعالى روشى را که باید در برابر این افراد در پیش گرفت، بیان فرمائید.
ج: پوشیدن طلا یا آویختن آن به گردن بر مردان مطلقا ً حرام است، و پوشیدن لباسها یى که از نظر دوخت یا رنگ یا غیر آن تقلید و ترویج فرهنگ مهاجم غیر مسلمانان در نظر عرف محسوب مى‏شود، جایز نیست، و همچنین استفاده از زیور آلاتى که استعمال آن تقلید از فرهنگ تهاجمى دشمنان اسلام و مسلمین محسوب شود جایز نیست، و بر دیگران واجب است که در برابر اینگونه مظاهر فرهنگى تقلیدى از بیگانگان مبادرت به نهى از منکر زبانى کنند.
س 1098 : گاهى مشاهده مى‏کنیم که دانشجوى دانشگاهى و یا کارمندى مرتکب فعل حرام مى‏شود، حتى بعد از تذکرات و راهنمائى‏هاى مکرر هم از کار خود دست برنمى‏دارد، بلکه بر انجام کارهاى زشت که باعث ایجاد جو فاسد در دانشگاه است اصرار مى‏ورزد، نظر شریف جنابعالى درباره اِعمال بعضى از مجازاتهاى ادارى مؤثر مثل ثبت در پرونده آنها چیست؟
ج: با مراعات نظام داخلى دانشگاه اشکال ندارد، و بر جوانان عزیز لازم است مسأله امر به معروف و نهى از منکر را جدى گرفته و شرایط و احکام شرعى آن را به دقت بیاموزند و این اصل را عام و فراگیر نموده و روش‏هاى اخلاقى و مؤثر را براى تشویق فعل معروف و جلوگیرى از ارتکاب محرمات بکار بگیرند، و باید از استفاده از آن براى اغراض شخصى خوددارى نمایند، و بدانند که این راه بهترین و موثرترین روش براى ترویج کار خیر و جلوگیرى از شرّ است، خداوند شما را به آنچه رضاى او در آن است موفق بدارد.
س 1099 : آیا جواب ندادن به سلام کسى که فعل حرام انجام مى‏دهد، براى تنبیه او جایز است؟
ج: جواب سلام مسلمان شرعا ً واجب است، ولى اگر بر خوددارى از جواب سلام به قصد نهى از منکر، عرفاً نهى و منع از منکر صدق کند، جایز است.
س 1100 : اگر براى مس ؤولین بطور قطعى ثابت شود که بعضى از کارمندان ادارات در خواندن نماز کوتاهى کرده و یا اصلا ً نماز نمى‏خوانند و نصیحت و راهنمائى هم تأثیرى نداشته باشد، در برابر اینگونه افراد چه وظیفه‏اى دارند؟
ج: در عین حال واجب است از تأثیر مداومت بر امر به معروف و نهى از منکر با رعایت شرا یط آن غفلت نکنند، در صورت ناامیدى از تأثیر امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانونى محروم ساختن اینگونه افراد از مزایاى شغلى مجاز باشد، باید در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذکر هم داده شود که این محرومیت بر اثر سستى و کوتاهى‏شان در انجام این فریضه الهى اتخاذ شده است.
 
مسائل متفرقه امر به معروف و نهى از منکر
س 1101 : خواهرم مدتى است با مردى ازدواج کرده که نماز نمى‏خواند و چون همیشه در جمع ما حضور دارد، مجبور به صحبت و معاشرت با وى هستم و گاهى بنا به درخواست خودش او را در بعضى از کارها کمک مى‏کنم، سؤال من این است که آیا شرعا براى من سخن گفتن با وى و معاشرت و یارى کردن او جایز است؟ و نسبت به او چه تکلیفى دارم؟
ج: بر شما به جز مداومت بر امر او به معروف و نهى وى از منکر، در صورت تحقق شرائط آن چیزى واجب نیست، و معاشرت و یارى کردن او اگر سبب تشویق بیشتر او بر ترک نماز نباشد، اشکال ندارد.
س 1102 : آیا رفت و آمد و معاشرت علماى اعلام با ظالمین و سلاطین جور اگر باعث کاهش ظلم‏شان شود، جایز است یا خیر؟
ج: اگر براى عالم در این موارد ثابت شود که ارتباط او با ظالم منجر به منع ظلم او مى‏شود و در نهى وى از منکر مؤثر است و یا مسئله مهمى مستلزم اهتمام و پیگیرى آن نزد ظالم باشد، اشکال ندارد.
س 1103 : چند سالى است که ازدواج کرده‏ام و به مسائل شرعى و امور دینى اهمیت فراوانى مى‏دهم و مقلد امام راحل «قدس سره» هستم، ولى متاسفانه همسرم به مسائل دینى اهمیت چندانى نمى‏دهد، گاهى بعد از مشاجره لفظى، یک بار نماز مى‏خواند ولى باز دوباره ترک مى‏کند و این رفتار او مرا بسیار رنج مى‏دهد، وظیفه من در برابر او چیست؟
ج: وظیفه شما فراهم نمودن زمینه اصلاح او به هر وسیله ممکن است، و باید از هرگونه خشونت که حاکى از بداخلاقى و ناسازگارى شما باشد خوددارى کنید، و اطمینان داشته باشید که شرکت در مجالس دینى و رفت و آمد با خانواده‏هاى متدیّن تأثیر بسیار زیادى در اصلاح او دارد.
س 1104 : اگر مرد مسلمانى با استناد به قرائنى اطلاع پیدا کند که همسرش با اینکه چندین فرزند دارد، بطور پنهانى مرتکب اعمال خلاف عفت مى‏شود، ولى دلیل شرعى براى اثبات آن مثل شاهدى که حاضر به شهادت دادن باشد، در اختیار ندارد، با توجه به اینکه فرزندان او تحت تربیت چنین زنى هستند، رفتار وى با او چگونه باید باشد؟ در صورت شناسائى فرد یا افرادى که مرتکب این عمل شنیع و مخالف احکام الهى شده‏اند، با توجه به اینکه ادلّه قابل ارائه به دادگاه شرعى علیه‏شان وجود ندارد، چگونه باید با آنان برخورد کرد؟
ج: واجب است از سوء ظن و استناد به قرائن و شواهد ظنى اجتناب شود، و در صورت احراز ارتکاب فعلى که شرعاً حرام است، جلوگیرى از آن از طریق تذکر و نصیحت و نهى از منکر واجب است، و اگر نهى از منکر موثر نباشد، در صورت وجود دلایل اثبات کننده، مى‏توان به مراجع قضائى صلاحیتدار مراجعه کرد.
س 1105 : آیا دختر مى‏تواند پسر جوانى را راهنمائى کرده و با رعایت موازین اسلامى به او در درس و غیر آن کمک کند؟
ج: در فرض سؤال اشکال ندارد، ولى باید از فریب و وسوسه‏هاى شیطانى جدا ً پرهیز شود، و احکام شرع در این رابطه مانند خلوت نکردن با اجنبى مراعات گردد.
س 1106 : اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود ارتکاب تخلفات ادارى و شرعى را توسط مس ؤولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفه‏اى دارند؟ اگر کارمندى خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهى از منکر ضررى از طرف مسئولین بالاتر متوجه او شود، آیا تکلیف از او ساقط مى‏شود؟
ج: اگر شرائط امر به معروف و نهى از منکر وجود داشته باشد، باید امر به معروف و نهى از منکر کنند، در غیر این صورت تکلیفى در آن مورد ندارند، همچنین با وجود خوف از ضرر هم تکلیف از آنان ساقط مى‏شود، این حکم در مواردى است که حکومت اسلامى حاکم نباشد، ولى با وجود حکومت اسلامى که اهتمام به اجراى این فریضه الهى دارد، بر کسى که قادر بر امر به معروف و نهى از منکر نیست، واجب است نهادهاى مربوطه را که از طرف حکومت براى این کار اختصاص یافته‏اند، مطلع نماید و تا کنده شدن ریشه‏هاى فاسد که فساد آور هم هستند، موضوع را پیگیرى کند.
س 1107 : اگر در یکى از اداره‏هاى دولتى اختلاس از بیت المال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته باشد و شخصى این توانائى را در خود ببیند که اگر مسؤولیت آن اداره را بر عهده بگیرد، مى‏تواند این وضع را اصلاح کند، و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکى از کسانى که مسئول آن هستند امکان‏پذیر است، آیا دادن رشوه براى جلوگیرى از اختلاس در بیت‏المال، که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز است یا خیر؟
ج: وظیفه اشخاصى که از تخلفات قانونى مطلع مى‏شوند، نهى از منکر با رعایت شرائط و ضوابط شرعى آن است، و توسل به رشوه و راههاى غیرقانونى براى هر عملى هر چند به منظور جلوگیرى از فساد، جایز نیست، بله با فرض وقوع چنین عمل خلاف شرع و قانون در کشورى که نظام اسلامى بر آن حاکم است، وظیفه مردم به مجرد عجز شخصى از امر به معروف و نهى از منکر ساقط نمى‏شود، بلکه واجب است به نهادهاى مربوط اطلاع داده و موضوع را پیگیرى نمایند.
س 1108 : آیا منکرات امور نسبى هستند تا با مقایسه محیط دانشگاه مثلا با محیطهاى بدتر از آن، نهى از منکر نسبت به بعضى از منکرات ترک شود و جلوى آن به دلیل اینکه نسبت به سایر منکرات حرام و منکر محسوب نمى‏شود، گرفته نشود؟
ج: منکرات از این جهت که منکر هستند، فرقى بین آنها نیست ولى در عین حال ممکن است بعضى از آنها در مقایسه با منکرات دیگر داراى حرمت شدیدترى باشد، بهرحال نهى از منکر براى کسى که شرائط آن را احراز کرده یک وظیفه شرعى است و ترک آن جایز نیست، و در این حکم بین منکرات و محیطهاى دانشگاهى و غیر دانشگاهى تفاوتى وجود ندارد.
س 1109 : مشروبات الکلى که در حوزه‏هاى مأموریتى متخصصین بیگانه که گاهى در بعضى از مؤسسات کشور اسلامى کار مى‏کنند یافت مى‏شود و آن را در منازل یا محل اختصاصى سکونت خود تناول مى‏کنند، چه حکمى دارد؟ و همچنین آماده کردن گوشت خوک و خوردن آن توسط آنان چه حکمى دارد؟ و نیز ارتکاب اعمال منافى عفت و ارزشهاى حاکم بر مردم، توسط آنان داراى چه حکمى است؟ مس ؤولین کارخانه‏ها و اشخاصى که با آنان در ارتباط هستند چه تکلیفى دارند؟ بعد از اعلام به مسئولین کارخانه‏ها و نهادهاى مربوطه در آن استان، اگر هیچگونه اقدامى انجام ندهند، تکلیف چیست؟
ج: بر مس ؤولین مربوطه واجب است که به آنان دستور دهند که از تظاهر به امورى مثل شرابخوارى، خوردن گوشت‏هاى حرام خوددارى کنند و آنان را از خوردن علنى آنها منع نمایند. ولى امورى که با عفت عمومى منافات دارد به هیچ وجه نباید به آنان اجازه انجام آن داده شود، به هر حال باید از طرف مسئولین مربوطه تدابیر مناسبى در این باره اتخاذ شود.
س 1110 : بعضى از برادران براى امر به معروف و نهى از منکر و نصیحت و ارشاد به مکانهایى مى‏روند که ممکن است زنان بى حجاب در آنجا حضور داشته باشند، آیا از آنجا که براى امر به معروف به آنجا رفته‏اند، نگاه کردن به زنهاى بى حجاب براى آنان جایز است؟
ج: نگاه اول اگر بدون قصد باشد اشکال ندارد ولى نگاه عمدى به غیر از صورت و کف دو دست جایز نیست هر چند به قصد امر به معروف باشد.
س 1111 : وظیفه جوانان مؤمن در دانشگاههاى مختلط در برابر مفاسدى که در بعضى از آن مکانها مشاهده مى‏کنند، چیست؟
ج: بر آنان واجب است که - ضمن دورى جستن از ابتلا به مفاسد - در صورت تمکّن و تحقق شرا یط امر به معروف و نهى از منکر مبادرت به انجام این فریضه کنند.