کار و کشاورزی در سیره علی (ع)
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: حضرت علی (علیه السلام) ،مدیریت

در اسلام، کارکردن برای تأمین معاش زندگی واجب است1 و اگر فردی حدّ لازم نیازهای زندگی خود را به دست آورد، کار کردن او برای توسعه زندگی خود و دیگران مستحب است.


کار و کشاورزی در سیره علی (ع)


اشاره:
بدون تردید، هر کسی باید هزینه زندگی خود را تأمین کند و در حد توان، برای تحصیل لوازم زندگی مانند: مسکن، غذا، لباس و سایر نیازها کوشا باشد. تأمین معاش زندگی، نیاز به کار و کوشش در ابعاد گوناگون دارد که از جمله آنها «کارگری و کشاورزی» است که موجب تولید فرآورده‏های مختلف غذایی شده و کمکی اساسی به حفظ ارکان اقتصاد فردی و اجتماعی می‏کند.
در اسلام، کارکردن برای تأمین معاش زندگی واجب است1 و اگر فردی حدّ لازم نیازهای زندگی خود را به دست آورد، کار کردن او برای توسعه زندگی خود و دیگران مستحب است.
مسأله کار و کارگری ـ به معنی وسیع کلمه ـ و تأمین هزینه زندگی از نظر اسلام به قدری مهم است که امام صادق(ع) به یکی از یارانش به نام هشام فرمود: «اِنْ رأَیْتَ الصَّفَّیْنِ قَدْ اِلْتَقَیا فَلا تَدَعْ طَلَبَ الرّزْقِ فی ذلکَ الْیوْمِ»2 هرگاه دو گروه را برای جنگ با هم آماده دیدی، باز هم کسب معاش زندگی را رها نکن.
رسول اکرم(ص) فرمود: «مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ»3 آن کس که (بر اثر تنبلی، و کار نکردن) بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیاندازد، ملعون و مطرود درگاه خداوند است.
نیز فرمود: «طَلَبُ الحَلالِ فَرِیضَةٌ عَلی کُلّ مُسْلمٍ وَ مُسْلِمَةٍ»4 کسب رزق حلال (از راه کار و کوشش) بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
امیرمؤمنان علی(ع) به فرزندش حسن(ع) فرمود: «لا تَلُمْ إنْسانا یَطْلُبُ قُوتَهُ، فَمَنْ عَدِمَ قوتَهُ کَثُرَ خَطایاهُ»5 هیچ کس را به خاطر تحصیل معاش زندگی‏اش سرزنش نکن، چرا که هرگاه کسی هزینه زندگی‏اش تأمین نباشد، خطاها و گناهان او بسیار می‏شود.
پیامبران و امامان(ع) که در همه کارهای نیک پیشرو بودند، در کار و کوشش برای تحصیل معاش زندگی خود نیز چنین بودند؛ روزی یکی از شیعیان، امام کاظم(ع) را دید که با بیل مشغول آماده کردن زمین برای کشت و زرع است، عرض کرد: فدایت گردم! مردان شما کجایند تا عهده‏دار این کار شوند و این زحمت را از دوش شما بردارند. امام کاظم(ع) فرمود: کسانی که بهتر از من و بهتر از پدرم بودند کار می‏کردند. او عرض کرد: آن کسانی که بهتر از شما بودند، کیانند؟ رسول خدا و امیرمؤمنان و همه پدرانم! سپس افزود: «کُلُّهُمْ کانُوا قَدْ عَمِلُوا بِاَیدیهِم، وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبیینَ وَالْمُرسَلینَ وَالاوصیاء وَالصّالحینَ»6 همه آنها با دست خود کار می‏کردند؛ کار کردن کار پیامبران، رسولان، اوصیاء و صالحان است.
با این اشاره، به سیره امیرمؤمنان علی(ع) در رابطه با کار و کشاورزی می‏پردازیم و با نگاهی به این بُعد از ابعاد زندگی سازنده و بالنده علی(ع)، به ارزش کار و کشاورزی بیشتر پی‏می‏بریم:
کار در زندگی درخشان علی (ع)
حضرت علی(ع) از فقر و تهیدستی که از کار نکردن نشأت می‏گرفت، تنفّر داشت و می‏فرمود: «اَلْفَقْرُ الْمَوتُ الأکْبَرِ»7 فقر مرگ بزرگ است؛ چرا که آن حضرت، شاگرد بزرگ پیامبر(ص) و دست‏پرورده او بود، و از پیامبر این مطلب را آموخته بود که فرمود: «الْفَقْرُ سَوادُ الوَجْهِ فی الدّاریْنِ»8 فقر و تهیدستی، روسیاهی دنیا و آخرت است.
بر همین اساس، آن بزرگوار هرگز کار را عار نمی‏دانست و به آن به عنوان فضیلتی مهم می‏نگریست. آن حضرت، برای دیگران (در امور کشاورزی یا کارهای عمرانی) کار می‏کرد، و مزد می‏گرفت و آن را در زندگی خود، به مصرف می‏رسانید، در این راستا نظر شما را به سه نمونه زیر جلب می‏کنم:
1ـ در آن هنگام که علی(ع) هنوز با حضرت زهرا(س) ازدواج نکرده بود، سخن از ازدواج با حضرت زهرا(س) به میان آمد، دو نفر از اصحاب پیامبر(ص) دریافتند که خواستگارانی برای دختر رسول خدا(ص) رفته‏اند، ولی آن حضرت به آنها جواب منفی داده است. آنها جویای علی(ع) شدند، به آنها خبر دادند که علی(ع) در صحرا مشغول کار است. آنها به محضر علی(ع) که مشغول آبیاری نخلستانی بود آمدند و ماجرا را به عرض او رساندند و از او خواستند تا از دختر رسول خدا(ص) خواستگاری کند. علی(ع) نزد پیامبر(ص) آمد از فاطمه زهرا خواستگاری کرد. پیامبر(ص) به او فرمود: «چه چیز را مهریّه دخترم قرار می‏دهی؟»
علی(ع) عرض کرد: یک شمشیر، یک زره، یک اسب و یک شتر آبکش دارم؛ اینها را به عنوان مهریه می‏پردازم. پیامبر(ص) فرمود: شمشیر، اسب و شتر آبکش را لازم داری. فقط زره را به عنوان مهریه زهرا(س) می‏پذیرم. زره را پذیرفت و با آن جهیزیّه ساده‏ای فراهم نمود و ازدواج آنها را تحقّق بخشید.9
در این ماجرا دو مطلب را در مورد «اهمیت کار» می‏نگریم: نخست اینکه علی(ع) به آبیاری مشغول بود (با توجه به اینکه در آن عصر برای دیگران و اخذ اجرت کار می‏کرد). دوم اینکه پیامبر(ص) شتر آبکشی او را به عنوان مهریه نپذیرفت و فرمود: آن را لازم داری! و با این برخورد، به کار و ابزار کار ارزش داد، و علی(ع) را به کار کردن تشویق نمود.
2ـ روزی در آغاز هجرت، شرایط سخت زندگی مادی، عرصه را بر علی(ع) و افراد خانواده آن حضرت به قدری تنگ کرد که او و اهل و عیالش در فشار گرسنگی قرار گرفتند. حضرت تصمیم گرفت برای پیدا کردن کار به جستجو پردازد. از خانه بیرون آمد و جویای کار شد، در مدینه کاری نجست؛ به سوی روستاهای مدینه حرکت کرد. در یکی از روستاها که در یک فرسخی مدینه قرار داشت، زنی را دید که خاک آماده کرده و منتظر یک کارگر است تا آب بیاورد و آن را برای تعمیر خانه‏اش گِل کند.
حضرت علی(ع) با او صحبت کرد و به توافق رسیدند. علی(ع) از چاه آب می‏کشید و آن خاک را گل می‏نمود و برای تعمیر ساختمان آماده می‏ساخت. حضرت آن روز را تا پایان کار کرد، آنگاه مزد خود را که مقداری خرما بود از آن زن گرفت، به مدینه بازگشت، به محضر رسول خدا(ص) رسید و ماجرا را به عرض رسانید. آنگاه پیامبر(ص) با علی(ع) نشستند، مقداری از آن خرما را خوردند و گرسنگی خود را برطرف نمودند.10
3ـ روزی دیگر، حضرت علی(ع) با دیدن چهره پیامبر(ص) دریافت که آن حضرت گرسنه است، دلوی برداشت و کمر خود را با لیف خرما بست و به عنوان پیدا کردن کار از خانه بیرون آمد تا اینکه کشاورزی را دید که برای آب‏کِشی نیاز به کارگر دارد؛ آن کشاورز علی(ع) را به کمک طلبید و قرار گذاشت که برای هر دلو آبی که از چاه بیرون می‏کشد، یک عدد خرما به او بدهد. حضرت علی(ع) پذیرفت و مشغول کار شد و در پایان کار، مقداری خرما به عنوان مزد گرفت و آن را به محضر رسول خدا(ص) آورد.11
حضرت علی(ع) نه تنها در بیرون خانه کار می‏کرد، بلکه در خانه نیز، کارهای خانه را با همسرش حضرت زهرا(س) تقسیم می‏کرد؛ چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «امیرمؤمنان علی(ع) برای آشپزخانه هیزم می‏آورد، آب از چاه می‏کشید و خانه را جارو می‏کرد؛ و حضرت زهرا(س) گندم یا جو را (با آسیای دستی) آرد می‏کرد و خمیر می‏نمود و نان می‏پخت.»12
کشاورزی در سیره علی(ع)
در این مورد سخن را از اینجا آغاز می‏کنیم که حضرت علی(ع) فرمود: «مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُرابا ثُمَّ اِفْتَقَرَ فَاَبْعَدَهُ اللّهُ»13 کسی که آب و خاک داشته باشد و در عین حال فقیر زندگی کند، خداوند او را از رحمتش دور می‏کند. و امام صادق(ع) فرمود: «اِذا دَعُوا وَاغْرِسُوا واللّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اجَلُّ وَ لا اَطْیَبُ مِنْهُ»14 زراعت کنید و درخت بکارید، سوگند به خدا برای مردم کاری ارجمندتر و پاکتر از آن نیست!
حضرت علی(ع) به امر کشاورزی و توسعه آن و احداث چشمه‏ها، قنات‏ها و مزارع، بسیار اهمیت می‏داد، به طوری که می‏توان گفت: در میان اولیای خدا، در این مورد نظیری برای آن حضرت دیده نشده است!
آن حضرت در این جهت کوشش فراوانی داشت، بویژه هنگامی که خلفای بعد از رسول خدا(ص) مقام آن حضرت را غصب نمودند، آن بزرگوار به آباد کردن اراضی و احداث نخلستان‏ها و قنات‏ها پرداخت و در پایان، درآمد سرشار آن باغ‏ها را وقف فقرا و تأمین نیازهای جامعه نمود؛ در این راستا کافی است که نظر شما را به چند نمونه جلب کنم:
1ـ مردی امیرمؤمنان علی(ع) را دید که سوار بر شتر شده است. و بارهایی از هسته خرما بر پشت شتر خود دارد پرسید: ای ابوالحسن، این بارها چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «مأة الفِ عَذْقٍ إنْ شاءَ اللّه»15 اگر خدا بخواهد صد هزار درخت خرما!
آن حضرت به صحرا رفت و آن هسته‏ها را در زمین مساعدی کاشت و سال‏ها آبیاری و مراقبت نمود؛ در نتیجه نخلستان‏هایی که در مجموع دارای صدهزار درخت خرما بودند به وجود آمد.
2ـ امیرمؤمنان علی(ع) در اطراف مدینه قنات‏ها و چشمه‏سارهای متعددی احداث کرد که در میان آنها باغ «ابونیزر» و باغ «بُغَیْبُغَه» را می‏توان نام برد. علی(ع) شخصی به نام ابونیزر را سرپرست این دو باغ قرار داد و سپس این دو باغ را وقف نمود تا درآمد آنها در راستای تأمین هزینه زندگی نیازمندان به مصرف برسد.
این دو باغ پس از علی(ع) در دست امام حسن(ع) بود. پس از امام حسن(ع) نیز در اختیار امام حسین(ع) قرار داشت و به مصرف نیازمندان می‏رسید. روزی معاویه در زمان امامت امام حسین(ع) برای آن حضرت پیام فرستاد که «من حاضرم این دو باغ را به دویست هزار دینار خریداری کنم.» امام حسین(ع) در پاسخ فرمود: «این دو مزرعه فروشی نیست! پدرم آن را برای عموم فقرا و بینوایان وقف نموده است تا چهره‏اش از حرارت آتش دوزخ محفوظ بماند؛ بنابراین من آنها را به هیچ قیمتی نمی‏فروشم!»16
3ـ در عصر رسول خدا(ص) در یکی از جنگ‏ها، لشگر اسلام پیروز شد و اراضی وسیعی در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفت. پیامبر(ص) آن اراضی را به عنوان «فَی‏ء» بین مسلمانان تقسیم نمود؛ قطعه‏ای از آن هم به عنوان سهمیه علی(ع) در اختیار آن حضرت قرار گرفت. علی(ع) در آن قطعه چاهی حفر کرد و چشمه‏ای پدیدار ساخت. آب آن چشمه به قدری فراوان شد که آن حضرت آن را «عین یَنْبَعْ» (چشمه جوشان) نامید. شخصی در این مورد به آن حضرت تبریک گفت و بشارت داد. امیرمؤمنان(ع) به او فرمود: «بَشّرِ الْوارِثَ، هِیَ صَدَقَةٌ بَتّا فی حجیجِ بَیْتِ اللّه، و عابِرِ سَبیلِه...»17 به وارث مژده بده، زیرا این چشمه وقف گردید تا درآمد آن در راه تأمین مخارج زائران خانه خدا و مسافران در راه خدا به مصرف برسد؛ فروختن، بخشیدن و به ارث بردن آن جایز نیست؛ هر کس آنها را بفروشد یا ببخشد، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد!
4ـ حضرت علی(ع) در عین آنکه با دسترنج خود از ثروتمندان درجه یک عصر خود شده بود،ساده می‏زیست و دوست داشت همچون فقرا زندگی کند تا با آنها همدردی کرده و از غم و اندوه آنها کاسته باشد. اما بعضی از افراد مغرض، مانند طلحه و زبیر و...، بر آن حضرت خرده می‏گرفتند و آن حضرت را فقیر و بی‏کفایت می‏خواندند. حضرت علی(ع) برای اینکه به آنها و کسانی که فریب آنها را خورده بودند بفهماند که چنین نیست، تصمیم گرفت محصول باغ‏های احداثی خود را به صورت نقدینه درآورد و سپس پول‏ها را بین تهیدستان تقسیم کند. وقتی این کار انجام شد، حضرت علی(ع) طلحه و زبیر و امثال آنها را طلبید و آن پول‏ها را به آنها نشان داد و فرمود: «هذا المالُ واللّهِ لِی، لَیْسَ لاحَدٍ فیهِ شی‏ء» سوگند به خدا این پول‏ها مال شخصی من است (که از دسترنج خود به دست آورده‏ام نه از بیت المال) و هیچ کس در آن حقّی ندارد! سپس آن پول‏ها را بین فقرا تقسیم کرد.18
بدین ترتیب برای همگان روشن شد که حضرت علی(ع) دارای ثروت کلان است و ساده زیستی او، نه به خاطر فقر، بلکه به خاطر رسیدگی به فقرا و همدردی با آنها است.
5ـ روزی امام صادق(ع) از امیرمؤمنان علی(ع) یاد کرد و فرمود: «کانَ امیرُالمؤمنینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ، یَضْرِبُ بِالْمَرِّ، و یَسْتَخْرِجُ الأرَضِینَ.. و إنَّ اَمیرَالمؤمِنینَ اَعْتَقَ اَلْفَ مَمْلُوکٍ مِنْ مالِهِ و کَدِّ یَدِه»19 امیرمؤمنان علی(ع) ـ صلوات خدا بر او باد ـ در زمین بیل می‏زد و مواهب زمین را (با کشاورزی و رنج و زحمت) خارج می‏نمود. همانا امیرمؤمنان(ع) هزار برده از مال شخصی خود و از حاصل دسترنج خود خرید و آزاد کرد.
در روایت دیگر آمده: آن حضرت از دسترنج خود در عصر رسول خدا(ص) هزار برده خرید و آزاد نمود.20
کوتاه سخن آنکه امیرمؤمنان علی(ع) مرد کار و تلاش در همه عرصه‏ها از جمله در عرصه اقتصاد و کشاورزی بود، ایشان از تن‏پروری و بیکاری و از هرگونه عجز و کسالت بیزاری می‏جست، و می‏فرمود: «اِنَّ الأشیاءَ لَمّا ازْدُوِجَتْ ازْدِواجَ الکَسَلِ وَالْعَجْزِ فَنَتَجا بَیْنَهُما الْفَقْرُ»21 نتیجه خو کردن به کسالت و عجز فقر و بیچارگی است.
جالب اینکه آن بزرگوار با آن همه امکانات، بسیار ساده می‏زیست و همانند یک فقیر، در پایین‏ترین سطح زندگانی به سر می‏برد؛ یکی از شیعیان می‏گوید: در کوفه علی(ع) را دیدم که باری بر دوش گرفته و عبور می‏کند. سلام کردم و عرض نمودم: آن بار را به من بده تا به خانه‏ات برسانم! فرمود: «أبُو الْعَیالِ أحَقُّ بِحَمْلِهِ» پدر اهل خانه سزاوارتر است که آذوقه خانه را حمل کند. آنگاه فرمود: از این خرماها بخور. گفتم میل ندارم! آن حضرت به خانه رفت و سپس برای ادای نماز جمعه به مسجد بازگشت؛ دیدم همان عبایی که خرما با آن حمل می‏کرد را بر دوش افکنده است. حضرت با همان عبا در حالی که هنوز پوست خرما به آن چسبیده بود و با همان وضع ساده، نماز جمعه را خواند.22

پاورقیها:
17 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج13، ص303.

19 . همان، ج5، ص74.

14 . همان، ص68.

10 . علامه مجلسی، بحار، ج41، ص33 (به طور اقتباس).

15 . شیخ کلینی، فروع کافی، ج5، ص75.

12 . شیخ کلینی فروع کافی، ج5، ص86.

16 . علامه نوری، مستدرک الوسائل، ج2، ص514، معجم البلدان، ج4، ص176.

18 . شیخ کلینی ، فروع کافی، ج6، ص440.

1 . امام خمینی، تحریرالوسیله، ج2، ص321.

13 . علامه مجلسی، بحار، ج103، ص65.

11 . همان، ص39.

2 . ابومحمد حسن بن علی حرّانی، تحف العقول، ص489.

21 . فروع کافی، ج5، ص86.

22 . علامه مجلسی، بحار، ج41، ص138.

20 . بحارالانوار ، ج41، ص139.

3 . همان، ص37.

4 . علامه مجلسی، بحار، ج103، ص9.

5 . همان، ج72، ص47.

6 . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج12، ص23.

7 . سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 163.

8 . شیخ حر عاملی، المواعظ العددیه، ص110.

9 . محدّث اِرْبِلی، کشف الغمة، ج1، ص497.