غدیر و حضور آن در آیندة تاریخ
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: غدیر

غدیر و حضور آن در آیندة تاریخ

 

استاد طاهرزاده


     پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» در سال آخر عمر خود در حجة‌الاوداع ابتدا در سرزمین منی پس از تذکرات لازم در آخر خطبة خود فرمودند:
 «.... اِنّی قَدْ خَلَّفْتُ فِیْکُمْ ما اِنْ تَمَسَّکُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا، کِتاب الله وَ عِتْرَتی اَهْلَ بَیْتی. اَلا هَلْ بَلَّغْتُ؟ قالوا: نعم! قالَ: اللّهُمَّ اَشْهَدْ! [1]
یعنی؛ من در میان شما چیزهایی را به ودیعت گذارده‌ام که اگر به آن‌ها تمسّک جویید هیچ‌گاه گمراه نخواهید شد؛ یکی کتاب خدا و دیگری عترت من که اهل بیت من می‌باشند. آیا رساندم آن‌چه باید برسانم؟ گفتند: آری! آن‌گاه حضرت فرمودند: خداوندا شاهد باشد.
     چنانچه ملاحظه می‌فرمایید حضرت در فرمایش فوق تا نزدیکی‌های مسأله معرفی علی«علیه‌السلام» آمده‌اند، ولی تصریح نمی‌کنند. و این نشان می‌دهد که مأموریتی به عهدة آن حضرت بوده که هنوز زمینة ابراز آن را فراهم نمی‌بینند، تا این‌که خداوند دستور می‌دهد:
«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ». [2]
     یعنی؛ ای پیامبر! آنچه به تو رسیده است را عمل کن، و اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خدای خود را انجام نداده‌ای، و خداوند تو را از خطراتی که مردم پیش می‌آورند حفظ می‌کنند و نمی‌گذارد نقشة کافران به نتیجه برسد. و پیامبر«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» بنا به این دستور در محل غدیر علی«علیه‌السلام» را بدین شکل به مسلمانان معرفی نمود.
« مَنْ کُنْتُ مُولاهُ فَهذا عَلیُّ مَولاه، اللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ خْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ » یعنی؛  هرکس را که من سرپرست او هستم پس علی هم سرپرست اوست. خداوندا! ولایت کسی را بر عهده بگیر که او ولایت علی را برعهده دارد و دشمن باش کسی را که علی را دشمن دارد، و یاری کن کسی که علی را یاری کند، و یاور مباش کسی را که علی را یاری نکند.
     و پس از آن آیه نازل شد؛    «...الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا».[3]
 یعنی؛ امروز دیگر کافران از دین شما مأیوس شدند پس دیگر از آن‌ها نگران نباشید و از من بترسید، امروز دین‌ِ شما را برای شما کامل گرداندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضی شدم که چنین اسلامی دین شما باشد.
    ابوسعید خُدری می‌گوید: به خدا سوگند که هنوز از زمین غدیر حرکت نکرده بودیم که آیة «... الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا...» نازل شد.
     غدیر به معنی حاکمیت امام معصوم در ادامة اسلام به دستور خدا در 18 ذیحجه سال 10 هجری بنیان‌گذاری شد ولی جریانی قدرتمند و با برنامه‌ریزیِ به ظاهر همه‌جانب [4]  به‌زعم خود، غدیر را در سقیفه دفن کرد و نه تنها علی«علیه‌السلام» را از صحنة تصمیم‌گیری جامعه خارج نمود، جریان اُموی با مدیریت معاویه بیش از صدسال جهان اسلام را مجبور کرد تا آن حضرت را لعنت کنند، و هرکس را احتمال می‌دادند شیعة علی«علیه‌السلام» است می‌کشتند، تا هیچ جای پایی در تاریخ اسلام از آن حضرت نماند زیرا نگران حضور علی«علیه‌السلام» و غدیر در آیندة تاریخ بودند، ولی با این‌همه غدیر در نهضت حسین«علیه‌السلام» به صحنه آمد، و باز فرهنگ سقیفه  نه‌تنها حسین«علیه‌السلام» را که متذکر برگشت به غدیر بود، شهید کردند، بر جسد مبارک آن حضرت اسب‌ها تازاندند تا حتی بدن او نمانَد، چون نگران حضور غدیر در آیندة تاریخ بودند.‌
     ولی همواره حضور غدیر با روش خاص ائمه«علیهم‌السلام» و به صورت‌های مختلف در تاریخ ادامه یافت و مکتب امام‌صادق 4000 دانشمند صاحب‌نظر در امور اسلامی تربیت نمود و حضور غدیر را در تاریخ به نمایش گذارد، و باز عباسیان بدتر از اُمویان امام‌کاظم«علیه‌السلام» را گرفتار زندان‌های طویل‌المدت کردند، تا غدیر نماند، ولی بنا به وعدة خداوند غدیر همواره جای خود را در تاریخ می‌گشاید و جلو می‌رود، به طوری‌که مأمون خلیفة حیله‌گر عباسی مجبور می‌شود فرزند غدیر یعنی امام‌رضا«علیه‌السلام» را به عنوان ولیعهد خود تعیین کند تا از فشار شیعیان آسوده بماند، ولی باز مجبور شدند برای دفن غدیر، به حضرت«علیه‌السلام» زهر بخورانند و بقیة امامان بعد از حضرت رضا«علیه‌السلام» را در حصر نگه دارند، به امید آن‌که برای همیشه غدیر را از صحنة تاریخ خارج کرده باشند، که ناگهان در پهنة امپراطوری عثمانی نه تنها صدای شیعه بلندتر از قبل به گوش‌ها رسید، بلکه با ظهور سلسلة صفویه دولت شیعه پا به عرصة تاریخ گذاشت و باز دولت عثمانی از طریق نادرشاه خواست رسمیت تشیع را در کشور ایران نفی کند ولی ملت ایران نادرشاه را نفی کرد و عنوان «سردار ملی» او را به «فاجعة ملی» تغییر دادند، و باز غدیر خود را ادامه داد تا در نظام مشروطه نه‌تنها دیگر شاه‌عباس صفوی نیست که به فقیه اجازة حکم بدهد، بلکه طبق قانون اساسی مشروطه، فقهِ آل‌محمد«علیهم‌السلام» است که باید حقانیت قوانین مجلس شورای ملی را تأیید کند. و باز خواستند از طریق رضاخان حرکت غدیر را نفی نمایند، ولی باز غدیر؛ تاریخ را شکافت و انقلاب اسلامی به صحنه آمد، حالا در انقلاب اسلامی دیگر نه‌تنها شاه‌عباس نیست که به فقیه اجازة حکم‌دادن می‌دهد، بلکه مثل انقلاب مشروطه هم نیست که پادشاه کنار مجلس باشد و بخواهد در قوانینی که مجتهدان تأیید می‌کنند دخل و تصرف کند، بلکه حالا فقه آل‌محمد«علیهم‌السلام» یعنی ولی فقیه؛ حکم ریاست جمهور را تنفیذ می‌کند، و با انقلاب اسلامی سیرتاریخی غدیر در زمان غیبت به تمامیت خود رسید و یک قدم دیگر به تحقق کامل غدیر باقی نمانده است و آن ظهور وجود مقدس امام معصوم یعنی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» بر رأس امور است، و عملی‌شدن قول رسول‌خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» به فاطمه«سلام‌الله‌علیها» که فرمود: نگران مباش مهدی این امت از فرزندان تو است. یعنی نهایت اسلام با فکری که تو شروع کردی شکل می‌گیرد.
     حال در چنین شرایط تاریخی اگر جایگاه خود را بشناسیم متوجه می‌شویم که باید با حضور همه‌جانبة اسلام وارد صحنه شد و قدرت اسلام را در همة ابعاد تربیتی، سیاسی و اقتصادی به میان آورد. دیگر زمانه از اسلام انتظار نقش‌آفرینی بزرگ‌تری را می‌طلبد، چرا که به واقع در شرایط تاریخی معاصر، اسلامِ تأثیرگذاری به صحنه آمده است تا در صحنة «نفی ظلمات غرب» و «اثبات نور اسلام» نقش‌آفرینی کند.
     امروز تمدن‌زایی شیعه شروع شده است و خط اصلی مجاهدان جنگ بدر، فارغ از جوّسازی خط نفاق و مسلمانان سست ایمان، جلو می‌رود. خداوند در چنین شرایطی به ما می‌فرماید: نه‌تنها از انبوه جبهة کفر ترسی به خود را ندهید [5]بلکه می‌فرماید: جوّ نفاق و سست‌ایمانان داخلی را نیز به چیزی نگیرید[6]  زیرا که جریان بدر و غدیر دارد تاریخ را می‌شکافد و جلو می‌رود، مواظب باشید از رسالت تاریخی خود باز نمانید و از قافلة بدریّون و حماسه‌سازانِ غدیر عقب نمانید.
چند نکته:
1- روش حفظ غدیر که ائمه معصومین«علیهم‌السلام» آن را دنبال می‌کردند، دارای دو مشخصه است: یکی تسلیم‌نشدن و تأییدنکردن فرهنگ ظلمانی‌ای که می‌خواهد غدیر را در دل تاریخ دفن کند، و دیگر مقابلة تندنکردن با سایر مسلمانان تا جامعة اسلامی دچار اختلاف داخلی نشود. این راهی است که فرزندان غدیر جلوی پای شیعیانشان گذاردند تا در طول تاریخ، شیعیان از غدیر بهره‌مند شوند و در روزمرّگی‌های دوران ظلمات استحاله نگردند و هم بتوانند در بلوغ تاریخ، غدیر را با تمامیت خودظاهر گرداند. و لذا است که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فَصَبَرْتُ وَ فِی‌العَیْنِ قَذی، وَ فِی‌الحَلْقِ شَجی»[7] یعنی؛ صبر کردم در حالی‌که در چشمم خار بود (نمی‌توانستم برهم بزنم و آنچه می‌گذرد را نبینم) و در حلقم تیغ بود ( و نمی‌توانستم فریاد بزنم).
 2- شرایط تاریخی امروز ما شرایطی است که زمینة ظهور هرچه بیشتر غدیر به عنوان تنها راه نجات مسلمین فراهم شده است و لذا نه‌تنها باید از مهلکة اختلاف بین شیعه و سنی عبور کرد، بلکه شیعه به کمک پیام غدیر مسؤلیت ارتقاء تمام جهان اسلام را به سوی تمدن بزرگ اسلامی بر عهده دارد و باید شرایط بازخوانی مسأله صدر اسلام را برای جوانان اهل سنت فراهم کند تا آن‌ها نیز به جای داشتن اسلام منفعل از جهان استکباری، به اسلامِ تأثیرگذار و نقش‌آفرین در جهان امروز بگروند.  و لذا ابتدا شیعه باید غدیر را در شرایط جدید بازخوانی کند.
     آری! غدیر؛ برنامة خدا است برای تکمیل اسلام، پس یا باید بر اساس غدیر، یا علی«علیه‌السلام» بر مسند حاکمیت جامعه باشد، و یا وفاداران به غدیر همواره باید در انتظار چنین حاکمیتی تلاش کنند، تا خود را از اضمحلال و استحاله و آلوده‌شدن به ظلمات تاریخ نجات دهند و بتوانند همواره در جنبة مثبت تاریخ زندگی کنند. اگر فاطمه«سلام‌الله‌علیها» به نفیِ غدیر پس از رحلت رسول‌خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» اعتراض نکرده بود او و همة وفاداران به او در جنبة ظلمات تاریخ واقع می‌شدند، و اگر علی«علیه‌السلام» هم به تحریک ابوسفیان در آن شرایط دست به شمشیر برده بود امیدِ تحقق غدیر در آیندة تاریخ و در آخرالزمان از بین می‌رفت. پس ادامة غدیر یعنی ادامة راه به روشِ فاطمه و علی«علیهماالسلام».
                                                           «والسلام»

[1] - تاریخ یعقوبی، مجالس شیخ مفید طبع نجف ص 100، نقل از کتاب امام‌شناسی ج6 ص 145
 [2] سوره مائده آیه 67
[3] سوره مائده آیه 3
[4] جریان صحیفه در بحار ج 8 ص 33 وشرح نهج البلاغه ابن‌ابی‌الحدید ج 4 ص 454 : که پس از ماجرای غدیر خم گروهی به این نتیجه رسیدند که پس از رحلت رسول‌خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» با تمام قدرت بر ضد حکومت علی«علیه‌السلام» مبارزه کنند و پیمان نامه‌ای با امضاء 34 نفر تهیه و آن‌را به ابوعبیده‌جرّاح دادند که محمد«صلی‌الله‌علیه‌وآله» رسالت خود را انجام داد و کسی را جانشین قرار نداد و اختیار حکومت را به عهده ملت گذارد تا رهبری ملت موروثی نشود...».
[5] «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ» سوره انفال آیه 15
[6] «إِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِینُهُمْ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» سوره انفال آیه 49
[7]خطبه 3 نهج‌البلاغه