آسیب ‏شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سیاسی ،ایران

چکیده
با گذشت «ربع قرن» از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و ورود به عرصه نوین، شایسته است که با مرور به کارنامه انقلاب اسلامی با رویکردی مصلحانه و نقادانه تهدیدها و آسیب‏هایی که فراروی آن قرار گرفته و حرکت فزاینده آن را با کندی مواجه ساخته است مورد بررسی و کالبد شکافی قرار گیرد، تا زمینه کنترل آسیب‏ها و تبدیل تهدیدها به فرصت‏ها فراهم آید.

در این نوشتار، سعی گردیده با بهره‏گیری از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و دیگر صاحبنظران عوامل آسیب‏رسان در حوزه فرهنگ انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گیرد و با استفاده از نتایج برخی پژوهشها در این راستا، مهمترین تهدیدها و آسیب های فرهنگی انقلاب اسلامی تشریح شود.

بدیهی است بیان این مطالب به معنای نادیده گرفتن خدمات ارزشمند انقلاب اسلامی به مردم ایران و جهان و اعتلای کلمه ناب اسلام اهل‏بیت (ع) در سرتاسر گیتی نیست. چون زبان و قلم قادر به تبیین و توصیف نقش سترگ معمار بزرگ انقلاب اسلامی و شاگردان باوفایش در پدید آوردن حکومتی به نام اسلام و برانداختن رژیمی چون رژیم پهلوی نیست، ولی از آنجایی که نگارش مقاله «آسیب شناسی فرهنگ انقلاب اسلامی» به اینجانب واگذار گردید، بر آن شدم تا همچون طبیبی آسیب‏شناس ـ که زمینه را برای سلامتی بیمار خود فراهم می‏سازد ـ دیدگاهها و نظرگاهها را در حد امکان بررسی کنم و نتایج یافته‏ها را باز گویم.

این مقاله مشتمل برشش بخش به شرح زیر است:

بخش اول: مفاهیم و متغیرهای تحقیق
بخش دوم: پس از هر انقلاب و ضرورت بررسی و توجه به آسیب‏ها و تهدیدها
بخش سوم: اهداف و آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی
بخش چهارم: تهدیدها و عوامل آسیب رسان به فرهنگ انقلاب اسلامی
بخش پنجم: آسیب‏ شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی با تأکید بر نقش عوامل اثرگذار
بخش ششم: جمع بندی و نتیجه ‏گیری
امید آن که این مقاله بتواند نقشی در اصلاح امور و تقویت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایفا نماید.

 


بخش اول: مفاهیم و متغیرهای تحقیق
فرهنگ(2)
تا کنون بیش از دویست و هفتاد تعریف از فرهنگ ارائه شده است، کلاید کلوکونی(3) در پژوهشی مجموعه تعاریف فرهنگ را در دوازده طبقه دسته‏بندی نموده است؛ فرهنگ به مثابه «کل روش زندگی»، «میراث اجتماعی»، «روش تفکر، احساس و اعتقاد مردم»، «ذهنیت رفتار»، « چگونگی رفتار»، « مخزن آموخته‏ها»، « معیار تکرار امور»، « رفتار اکتسابی»، « مکانیسم قواعد هنجاری رفتار»، « تکنیک تطبیق با محیط»، «رسوب تاریخ» و ماتریس رفتار. تحلیل طبقه‏بندی فوق نشان می‏دهد که هر کدام از صاحبنظران با توجه به قلمرو، دامنه و میزان حضور فرهنگ در عرصه‏های اجتماعی، مادی و معنوی انسانی تعریف و برداشت خود را از فرهنگ ارائه داده‏اند. در ادامه، بر حسب رویکرد حاکم بر فرهنگ نیز طبقه بندی‏هایی صورت گرفت.

بررسی رویکردهای حاکم بر تعاریف فرهنگ نشان از شش رویکرد تاریخی، نمادی، کارکردگرایانه، رومانتیک، تجربی و روان شناختی دارد. به سخن دیگر، فرهنگ بیشتر از این نظر که مادی است یا معنوی و نیز از نظر میزان و قلمروی حضور خود در قلمروهای زندگی بشر مورد ارزیابی و توصیف واقع شده است.

در برخی از دیدگاههای موجود عنصر فن‏آوری عامل تغییر و شکل‏گیری فرهنگ در جوامع صنعتی تلقی می‏گردد. کارل مارکس اغلب بعنوان کسی است که به جبرگرایی فن‏آوری عقیده دارد. وی در این ارتباط می‏گوید: آسیاب بادی به شما جامعه‏ای با یک ارباب فئودال می‏دهد و آسیاب آبی جامعه‏ای با ویژگی‏های سرمایه‏داری خواهد داد.(4) لسی وایت، لین وایت، هارولد اینیس و مارشال مک لوهان چنین دیدگاهی را پذیرفتند.(5) دیدگاههای آینده محور نیز برداشتی جبرگرایانه از مفهوم فرهنگ دارند؛ کریستوفر ایوانز اعلان نمود که در مدت کوتاهی کامپیوتر جامعه جهانی را در تمامی سطوح تغییر خواهد داد.(6) در ادامه دیدگاههای تحویل گرایانه مطرح می‏شوند که هر کدام شکل‏گیری فرهنگ را به یک متغیر نسبت می‏دهند.

دیدگاههای تحویل گرایانه جامعه‏شناختی، روان‏شناختی، زبان‏شناختی، فلسفی و اقتصادی هر کدام شکل‏گیری و یا تغییر فرهنگی را منوط به یک متغیر می‏دانستند. با این حال همانطور که لوئیس مامفورد منتقد اجتماعی اشاره می‏کند فرهنگ را نمی‏توان با یک دیدگاه تک متغیری مورد بحث قرار داد. ری لوبک در تحلیل تعریف کلاسیک تایلور از جامعیت فرهنگ و کل روش زندگی اعلان می‏دارد فرهنگ دارای دو لایه بیرونی و درونی است و جهان بینی در قلب آن قرار دارد. در این رویکرد جامع نگر، فرهنگ هم مادی و هم معنوی است. صاحبنظران، در ادامه، دیدگاه ری لوبک را توسعه دادند وفرهنگ را شامل سه لایه دانستند که جهان بینی هسته مرکزی و ارزش ها و باورها لایه دوم آن را تشکیل می‏دهند.( لایه های درونی و ذهنی ـ معنوی) و تجلی مادی دو لایه فوق، لایه سوم را عینیت می‏دهد. بنابراین برداشت جهانی از فرهنگ بسمت یک دیدگاه جامع نگرانه است که کلیه عناصر مادی و معنوی فرهنگ را شامل می‏شود.

امروزه همه مباحث به این نکته ختم می‏شود که کدام دسته از جهان بینی ها،ارزش‏ها و باورها گفتمان مسلط فرهنگ جهانی باشد و در عناصر مادی فرهنگ و قلمروهای اجتماعی تجلی یابد. لیبرالیسم، سوسیالیسم، ... یا آموزه های دین توحیدی. با عنایت به آنچه بیان گردید تلقی و تعریف فرهنگ از منظر این تحقیق مبتنی بر دیدگاه جامع نگرانه است به گونه ای که به راحتی می‏تواند با دین ارتباط و تعامل برقرار کند و آن تعریف به شرح ذیل می‏باشد.

فرهنگ عبارت است از باورها و ارزشهایی که از جهان بینی انسانها نشأت می‏گیرد و در عرصه های مختلف ( حیات و زیست اجتماعی و فردی) زندگی متجلی می‏شود.

در این تعریف؛ متغیر مستقل در نقطه آغازین جهان بینی و متغیر وابسته، باورها و ارزشها است. عامل تغییر باورها و ارزشها و در نهایت فرهنگ، جهان بینی است. جهان بینی مبداء و منشأ فرهنگ انسانی به حساب می‏آید لذا هر گونه توسعه و تغییر در جهان بینی باعث تغییر در فرهنگ می‏گردد. با این نگاه، به هر میزان جهان بینی پویا و فعال تر باشد و نظم منطقی در ارتباط با باورها و ارزشها و تجلیات آنها برقرار باشد، فرهنگ نیز پویاتر خواهد بود و به هر میزان؛ جهان بینی، راکد و غیر فعال باشد و یا اینکه ارتباط اجزا و جلوه های فرهنگ با جهان بینی سست شود فرهنگ نیز سست می‏شود.

جهان بینی به مثابه قلب فرهنگ می‏ماند؛ از محیط بیرونی،میراث اجتماعی و دانایی؛ انرژی می‏گیرد و این انرژی را به اندام فرهنگ منتقل می‏سازد و در حرکت معکوس با جلوه های بیرونی فرهنگ، تعامل برقرار می‏کند و بخش های فرسوده و آسیب دیده،یا ارزشها و باورهای باز تولید شده را به درون خود بازگشت می‏دهد و پس از بازسازی، مجدداً به بدنه فرهنگ جاری می‏سازد. با این نگاه، تا زمانی که جهان بینی اتصال خود را با منابع انرژی حفظ کرده و از فیض آنها بهره مند است حیات خود را ادامه می‏دهد و به همین ترتیب تا زمانی که تجلیات بیرونی فرهنگ با نقطه مرکزی خود ( یعنی جهان بینی) در ارتباط و اتصال می‏باشد و تعامل دو سویه برقرار است دمادم بازسازی و احیاء می‏شود؛ ولی اگر به هر دلیل ارتباط مرکزی دچار چالش شود و یا توسط رهزنان تغییر مسیر بدهد دچار بحران شده و هویت خود را از دست می‏دهد.

هویت جلوه‏های بیرونی فرهنگ، زمانی باقی خواهد ماند که با قسمت مرکزی یعنی جهان‏بینی مرتبط باشد و تعامل دوسویه برقرار باشد و اگر در هر یک از دو حوزه بیرونی و درونی تغییر ایجاد گردد و دیگری همپایی خود را نتواند حفظ کند بحران فرهنگی پدید می‏آید.

در این نظریه، فرهنگ از محیط، دانایی و خرد و تجربه بشری و تاریخی بهره‏مند می‏گردد و باورها و ارزشها را تولید می‏کند. این باورها و ارزشها در عرصه‏های مختلف زندگی متجلی می‏شوند و نماد بیرونی فرهنگ شکل می‏گیرد. این تعریف از فرهنگ دربرگیرنده فرهنگ مادی و معنوی است و شامل تمامی ابعاد زندگی می‏گردد به همین دلیل زمینه همراهی و الفت با دین الهی فراهم می‏گردد و فرهنگ انقلاب اسلامی دارای معنا و مفهوم می‏شود.

انقلاب
از مفهوم انقلاب و اینکه دگرگونی انقلابی چیست تعاریف بسیاری از طرف محققان و صاحبنظران رشته‏های علوم اجتماعی ارائه شده است که در ذیل به صورت مختصر به چند تعریف از آن اشاره می‏شود.(7)

مفهوم انقلاب(8) از ریشه لاتینی(9) به معنای بازگشت زمان که اندیشه آغازی نو را متبادر می‏سازد، اخذگردیده است.(10)

«انقلاب در حقیقت نوعی نقطه عطف محسوب می‏گردد که تاریخ جامعه را به صورت بارزی به دو قسمت پیش و پس که کاملاً با هم متفاوت هستند تقسیم می‏کند. انقلاب با توجه به آنچه که قبل و بعد از انجام دادن آن رخ می‏دهد، حادثه‏ای تاریخی است که زمان وقوع جریانات آن از لحظه ناگهانی آن فراتر می‏رود. در واقع بازتاب دگرگونی‏هایی که به وسیله انقلاب به‏وجود می‏آید غالباً به صورت غیرمنتظره و عموماً بسیار عمیق‏تر از آنچه تصور می‏رود در آینده‏ای دور ظاهر می‏گردد.»(11)

استانفوردکوهن در کتاب تئوریهای انقلاب در مفهوم تحول انقلابی می‏نویسد: «تحول انقلابی رخدادهای ریشه‏ای را به ذهن متبادر می‏سازد که طی آن قالب کهن از میان رفته و یا دست کم در حال جایگزین شدن با نگرش‏های جدید و غالباً تجزیه نشده می‏باشد.»(12)

در تعریف مفهوم انقلاب نیز وحدت نظری وجود ندارد و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است از جمله:

«نیومن می‏نویسد: انقلاب تغییری فراگیر و بنیادی در سازمان سیاسی، ساختار اجتماعی، کنترل دارایی اقتصادی و اسطوره مسلط نظام اجتماعی است که بنابراین نمایانگر گسستی عمده در تداوم توسعه است.»(13)

هانتینگتون انقلاب را یک دگرگونی سریع و بنیادی و خشونت آمیز داخلی در ارزش‏ها، اسطوره‏های مسلط بر یک جامعه، نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت‏های سیاستهای حکومتی تعریف می‏کند.(14)

سورکین در تعریف انقلاب می‏نویسد: « انقلاب تغییر نسبتاً ناگهانی، سریع و خشونت آمیز قوانین رسمی ولی مهجور گروه یا نهادها و نظام ارزشهایی است که قوانین مزبور نماینده آنها می‏باشد.»(15)

کرین برینتون در تعریف انقلاب می‏نویسد:  انقلاب جانشینی ناگهانی شدید و گروهی که تا کنون حکومت را به دست نداشته‏اند به جای گروه دیگری که تا پیش از این متصدی اداره دستگاه سیاسی کشور بوده‏اند می‏باشد.»(16)

 

آسیب ‏شناسی(17)
واژه آسیب‏شناسی از علوم پزشکی به علوم اجتماعی وارد شده و به معنای «بحث مطالعه علل بیماری و عوارض و علایم غیر عادی» می‏باشد.(18)

این اصطلاح در همه رشته‏های علوم، اعم از کاربردی، پایه، تجربی، طبیعی و انسانی بکار گرفته شده است. آسیب‏شناسی در زمینه مسائل روان شناختی، تربیتی و یا فرهنگی اصولاً به مطالعه و بررسی دقیق عوامل زمینه‏ساز، پدیدآورنده و یا ثبات بخش روانی، فیزیولوژیکی، بیولوژیکی، تربیتی و فرهنگی آفات و آسیب های موجود در آن زمینه می‏پردازد. هدف اصلی از چنین مطالعاتی تکمیل و تأمین فرایندهای مناسب برای دفع یا رفع آفات و آسیب‏ها می‏باشد. مثلاً در آسیب شناسی در علم پزشکی به بررسی بافتهای آسیب دیده و عوامل بروز آسیب به بافت می‏پردازد و تأثیر آسیب وارده بر بافت را بر بافتهای دیگر و سایر اعضای بدن بررسی می‏کند و در آخر رهیافت و پیشنهادی جهت درمان فرد آسیب دیده به پزشک ارجاع می‏دهد و یا در آسیب‏شناسی دروس پایه یک کارشناس و یا متخصص در مسائل دروس پایه و یا یک درس به طور اختصاصی عوامل آسیب‏رسانی و آفت‏زدایی را که موجب آفت دانش‏آموزان و دانشجویان در دروس پایه می‏شود مورد مطالعه قرار می‏دهد و به بررسی میزان آسیب‏رسانی عوامل مزبور می‏پردازد و رهیافت علمی مناسب را در جهت تقویت یادگیری در این دروس ارائه می‏نماید. کاربرد اصطلاح آسیب شناسی در علوم انسانی از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است.

آسیب شناسی خانواده به عنوان نمونه، مسئولیت شناخت بیماری‏های خانواده را بر عهده دارد.(19)

با نگاهی به فرهنگ واژگان و تفحص در کتب علوم مختلف مفاهیم زیر را می‏توان برای اصطلاح آسیب‏شناسی استخراج نمود. این اصطلاحی است در علم پزشکی که به حالت آسیب‏مند سلولهای زنده اشاره دارد. در این حالت سلولها به علت رشد بی رویه یا دلایل دیگر، حیات موجودات زنده را در معرض خطر قرار می‏دهند. این اصطلاح به معنی دانش شناخت بافتهای آسیب‏دیده ودر بیماری‏ها نیز به‏کار گرفته شده است. این اصطلاح علاوه بر علوم پزشکی در علوم انسانی و علوم اجتماعی نیز بکار رفته است و در بحث انحرافات اجتماعی و کجروی ها جای خود را باز کرده است و به مطالعه سازمانی‏ها، آسیب های اجتماعی نظیر فقر، بیکاری، تبهکاری و ... همراه با علل و عوامل و شیوه‏های درمان آنان و همچنین شرایط بیمار گونه و نابهنجار اجتماعی است.(20)

ـ بر اساس تعریف فرهنگ پیشرفته آکسفورد، آسیب شناسی، مطالعه علمی آسیب‏ها، بیماری‏ها و اختلالات است. آسیب‏شناسی، موقعیتی و یا حالتی زیست‏شناختی است که در آن یک ارگانیزم از عملکرد صحیح و مناسب منع شده است.

 

آسیب‏ شناسی ‏فرهنگی(21)
آسیب شناسی فرهنگی به بررسی آفات و آسیب‏هایی می‏پردازد که رنگ و لعاب فرهنگی دارند، و عناصر شکل دهنده و سازنده عادات، رفتارها و کنش‏های رایج افراد یک جامعه را تحت تأثیر قرار می‏دهند. آسیب‏هایی این چنین، صرف نظر از میزان تخریب و خسارتی که به مسائل روبنایی فرهنگ یک ملت یا جامعه وارد می‏سازند، در متن فرهنگ اصیل ملت یا جامعه فرهنگی نیز آسیب وارد می‏کنند.(22)

 

آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی
آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی به بررسی آفات و آسیب هایی می‏پردازد که رنگ و لعاب انقلاب با رویکرد اسلامی دارد و عناصر شکل دهنده و سازنده انقلاب را تحت تأثیر خود قرار داده‏اند و مانند غباری روی حقیقت و گوهر انقلاب را پوشانده‏اند. آسیب‏ها، صرف‏نظر از میزان تخریب و خسارتی که به مسائل و باورهای انقلابی افراد وارد می‏سازند و مسائل روبنایی فرهنگ اسلامی را مورد هجوم قرار می‏دهند، آنچنان در متن فرهنگ جامعه نفوذ می‏کنند که از درون هسته مقاومت افراد را در برابر مفاسد غلط تضعیف می‏کند. این قبیل کنش‏ها رفته رفته نهادینه شده و در نتیجه به استحاله فرهنگ انقلابی اصیل و رایج در جامعه پرداخته و سرانجام منجر به شکل‏گیری فرهنگی از نوع جدید می‏شوند که با فرهنگ اولیه و اصیل تفاوت بارز دارند. خطر کمرنگ شدن ارزشهای والای فرهنگ انقلابی و یا حتی خطر تخریب و تضعیف بخش اعظمی از آن، ممکن است از درون و بطن جامعه متوجه ساختار فرهنگی جامعه شود و در برابر ارزش‏های وارداتی فرهنگ بیگانه سست و تضعیف گردد. بهر حال باید گفت که فرهنگ انقلاب اسلامی یک جریان ارزشمند و پویایی بوده است که با تحول جهان‏بینی مردم ایران توسط امام خمینی (ره) پدید آمده است. رمز جاودانگی این انقلاب را باید در پایداری مردم و مسئولان نظام بر آرمانها و ارزش‏های انقلاب اسلامی داشت. امروزه اگر بحث از آسیب‏شناسی فرهنگ انقلاب اسلامی به بیان می‏آید به این معنا نیست که این انقلاب از درون دارای عیب و نقص بوده است و اکنون این نواقص و عیوب هویدا گردیده‏اند، بلکه به این معناست که در اثر سوء مدیریت، اهمال و سهل‏انگاری برخی از متولیان، شرایط انقلابها و هجوم بی‏امان دشمن از داخل و خارج مرزها آسیب هایی به بدنه و پیکره آن وارد شده است.

بخش دوم: پس از هر انقلاب و ضرورت بررسی و توجه به آسیب‏ها و تهدیدهاصاحبنظران با جمعبندی تجربیات بشری تاریخ گذشته انقلابها و تحولهای اجتماعی شرایط و وضعیت خاصی را برای انقلاب‏ها مشابه پیش بینی می‏کنند.

کرین برینتون در فصل پنجم کالبد شکافی چهار انقلاب به تقسیم بندی دوره‏های حاکمیت بعد از پیروزی انقلاب می‏پردازد و اینکه حاکمین چه کسانی هستند، دارای چه ایدئولوژی و روش‏های اداره حکومت می‏باشند، چه اهدافی را دنبال می‏کنند و اینکه ویژگی‏هایی که هریک از این دوره‏ها دارا می‏باشند چیست. این سه دوره عبارتند از : دوران حاکمیت میانه‏روها، دوران حاکمیت تندروها، دوران ترمیدور انقلاب. ما تلاش خواهیم کرد در این نوشتار به صورت مختصر به دوران ترمیدور اشاره کنیم.

 

دوران ترمیدور انقلاب
برینتون با مقایسه چهار انقلاب مورد مطالعه خود می‏نویسد: «تاریخ نگاران فرانسوی از دیرباز بازگشت کند و ناهموار به زمانهایی بیشتر آرام و کمتر قهرمانی را به عنوان واکنش ترمیدوری شناخته‏اند.»

وی همچنین ادامه می‏دهد: «بر طبق طرح مفهومی ما به ناگزیر ترمیدور را یک نقاهت پس از فرونشستن تب انقلاب می‏خوانیم. حتی اگر «نقاهت» چیزی دلپذیر را به ذهن‏القاء می‏کند و از همین روی نوعی تمجید از واکنش ترمیدوری به نظر می‏آید...»

پس از آنکه یک انقلاب، بحران و تمرکز قدرت ملازم با آن را تجربه می‏کند، در زمانی که انرژی مذهبی دوره بحران فروکش می‏کند، یک رهبر نیرومند برای اداره این قدرت متمرکز، لازم می‏آید. دیکتاتورها و انقلابها به ناگزیر سخت همبسته‏اند، زیرا انقلابها قوانین و رسوم، عادات و اعتقاداتی را که انسانها را در یک جامعه به هم می‏پیوندند، در هم می‏شکنند و دست‏کم سست می‏سازند و زمانی که این قوانین و رسوم، عادات و اعتقادها نتوانند مردم را به خوبی به هم پیوند دهند برای درمان این ناکارایی باید زور به کار افتد. قدرت نظامی در کوتاه مدت،کاراترین نوع زور است و خود همین قدرت نظامی سلسله مراتبی از فرمانبرداری را ایجاب می‏کند که در رأس آن فرماندهی کل نظامی جای دارد. بازگشت زمان، فشارها و وحشت اعمال شده به مردان عادی تخفیف می‏گیرد. دادگاههای ویژه جای خود را به دادگاههای عادی می‏دهند؛ پلیس انقلابی تبدیل به پلیس معمولی می‏شود. علو آرمان از جنگهایی که انقلابیون در جهت گسترانیدن انجیلشان برپا کرده بودند نیز رخت برمی‏گیرد و جهاد پیامبرانه اندک‏اندک به صورت جنگ برای فتح در می‏آید. در پوشاک و سرگرمیهای دیگر در جزئیات کامل زندگی روزانه مردان و زنان عادی، گستره وسیع متارکه همگانی جمهوری تقوی آشکارمی‏شود. این وانهادن چندان شاخص است که حتی تاریخ نگاران اجتماعی نیز آن را احساس می‏کنند.

نویسندگان بی شرم، زندگی‏نامه نویسان رومانتیک و دیگر تحریک کنندگان ذائقه تبهگین عوام، البته از لقمه‏های چرب و نرم ترمیدورهای شادمان می‏شوند؛ اما مردان بلند اندیشی که تاریخ جدی را می‏نگارند، در حالی‏که دست بر بینی شان دارند از آن دوران متعفن می‏گذرند.

با رها کردن تثبیت قیمتها و تورمی که به دنبال آن آمده است، طبقه ثروتمندی از بازگانان سفته باز که از وضع جنگ سود گزاف برده‏اند و سیاستمداران زیرک پدیدار می‏شوند. در بازگشت صریح به لذتهای حسی، قماربازیهای میخوارگی، عشقبازی آشکار، ادبیات سبُک و مطایبه آمیز و آشکارا لذت بردن از پوشاک و جلوه‏گریهای دیگر.... نیازی نیست این‏همه خود را در مورد تخفیف فشارهای اخلاقی در دوره ترمیدوری به زحمت افکنیم.

شیوه ویژه‏ای از تبلیغات که ما آن را تبلیغات تجاری می‏خوانیم، آغاز به پدیداری کرده‏است. کالاهای مصرفی در جایگاههای تبلیغات، رادیو، تلویزیون و در روزنامه‏ها و مجلات و حتی بر پشت کبریتها تبلیغ می‏شوند. همه انقلابهای ما ناچار بودند خود را باآرمانشان سازگار نمایند و سخنان دلنشین‏شان را در قاب شعایری درآورند. سرانجام شعار آزادی، برابری، برادری به ناگزیر به گونه نوشته‏ای برسر در ساختمانهای دولتی حک گردید.(23)

هر چند با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی هیچیک از تئوریهای انقلاب ها و پس از انقلاب ها را به‏طور کامل نمی‏توانیم بپذیریم ولی هیچگاه نمی‏توانیم دانش و تجربه بشری را به یکباره کنار گذاریم و هیچ دیدگاه و نظریه‏ای را مورد مطالعه و بررسی قرار ندهیم. شاید به همین دلیل است که امام خمینی (ره ) در وصیت‏نامه سیاسی ـ الهی خود با هشدار به این‏که انقلاب نباید به دست نااهلان افتد، رمز تداوم انقلاب را چنین معرفی می‏کند:

«بی‏تردید رمز بقای انقلاب اسلامی، همان پیروزی است و رمزپیروزی را ملت می‏داند، و نسل‏های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد می‏باشد.»

و نیز آیت‏الله مطهری پس از پیروزی انقلاب، به موانع و آفات انقلاب عطف نظر نمود و اذعان داشت که اگر با واقع‏بینی و دقت کامل با مسائل انقلاب مواجه نشویم و در آن تعصبات و خودخواهی را دخالت دهیم، شکست انقلاب همانند نهضت صدر اسلام، حتمی خواهد بود.(24) در این راستا بود که وی بحث «آفات انقلاب» را طرح نمود.

حضرت آیت الله خامنه‏ای نیز همواره اقشار مختلف مردم را از آفات و موانع احتمالی انقلاب برحذر داشته‏اند. ایشان در ارتباط با ضرورت و اهمیت آسیب شناسی انقلاب می‏گوید:

«میکروب رجعت یا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است که به درون جوامع انقلابی نفوذ کرده و در آن رشد می‏یابد. نفوذ فساد و ایجاد تردید در اذهان جوانان نسبت به آرمانها، دنیا طلبی، اشتغال به زینت‏های دنیوی و زندگی راحت در جامعه و بروز علایم زندگی تجملاتی در میان عناصر انقلابی، نشانه هایی از تأثیر میکروب ارتجاع و عقب‏گرد است. پرداختن به مال و مال‏اندوزی، دچار شدن به فسادهای اخلاقی ـ مالی و فساد اداری، درگیر شدن در اختلافات داخلی که خود یک فساد بسیار خطرناک است، و جاه‏طلبی، کاخ آرمانی انقلاب اسلامی و هر حقیقت دیگری را ویران می‏کند.»(25)

با عنایت به آنچه بیان گردید، پس از هر انقلاب به صورت قهری خطر ارتجاع، تحریف، بدعت و واردشدن دهها آسیب ویرانگر بر پیکر انقلاب وجود دارد. لذا اگر به خوبی این تهدیدها آفت‏ها و آسیب‏ها مورد شناسائی قرار بگیرند، همه اهداف و آرمانهای متعالی یک انقلاب دستخوش نابسامانی می‏گردد و ارزشها به ضد ارزشها تبدیل می‏شود.

جناب آقای حاجیلری در تحقیق ارزشمندی که پیرامون روند تغییر ارزشها پس از انقلاب اسلامی انجام داده‏اند این واقعیت را اثبات نموده‏اند که پس از انقلاب اسلامی تغییر ارزشها در انقلاب اسلامی پدید آمده است. ایشان با تحلیل محتوای حدود 5 روزنامه کثیر الانتشار در سال 1360 و 1375 مؤلفه‏های ارزشی را در عرصه ارزشهای ملی و فراملی مورد بررسی قرار داده‏اند که در این نوشتار به عنوان نمونه جدول زیر که نمایانگر توزیع مقولات ارزشی در روزنامه‏های (اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی) می‏باشد ارایه می‏گردد.

توزیع مقولات ارزشی در روزنامه ‏های (اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی)
 

جدول فوق سلسله مراتب ارزشهای انعکاس یافته در سه روزنامه اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی را به تفکیک سال به صورت مجموع سه روزنامه، برحسب تعداد فراوانی و به شکل نزولی نشان می‏دهد. این سه روزنامه که در دو مقطع مورد نظر پژوهش (سال 60و 75) منتشر می‏شدند نمونه‏ای کامل برای بررسی تغییر و تحولات می‏باشند زیرا امکان مقایسه در دو زمان را میسر می‏سازند. این سه روزنامه در عین حال که در سیر تحولات و تغییرات خود در انعکاس ارزشهای اجتماعی دارای تفاوت خاصی می‏باشند، دارای نقاط اشتراک فراوانی نیز هستند. ما هر یک از جدول‏هایی که داده‏های خاص هر روزنامه در آنها به تفکیک آمده بود را مورد توصیف و تحلیل قرار دادیم و تلاش کردیم که نقاط ویژه و خاص هر روزنامه را بیشتر مورد توجه قرار دهیم. در اینجا (در جدول شماره 7) امکان پرداختن به نقاط اشتراک این سه روزنامه بیشتر میسر می‏باشد.

همان‏طور که مشاهده می‏شود در این سه روزنامه در سال 60 سلسله مراتب ارزشهای القا شده به خوانندگان به ترتیب زیر بوده است:

مبارزه با استکبار جهانی: 01/18%دین و مذهب: 14/14%

مبارزه، جهاد و شهادت:51/10%عدالت و قانونگرایی:64/9%

جهان اسلام: 85/7%خدا و توحید: 77/5%

انقلاب و انقلابیگری:21/4%معنویت و عبادت: 18/3%

اخلاق و رفتار اسلامی و فردی:3%ریاضت‏طلبی و دنیاگریزی:60/2%

از رتبه‏های اول تا دهم اهمیت و فراوانی مطلق را به خود اختصاص داده‏اند.

همچنین مقولات ارزشی حمایت از مظلومان و محرومان جهان ـ وحدت و نظم اجتماعی ـ آزادی ـ اخلاق و رفتار اسلامی و اجتماعی ـ خدمت به مردم و محرومان جامعه ـ استقلال سیاسی فرهنگی و مشارکت مردمی ـ دارائی و ثروت ـ سازندگی و پیشرفت اقتصادی ـ علم و دانش و آگاهی ـ وطن دوستی و صفات ملی ـ رفاه و آسایش ـ سیاست و ملیت ـ تمدن فرهنگ و ملیت ـ هریک به ترتیب با اختصاص 48/2% ـ 42/2% ـ 31/2% ـ 31/2% ـ 19/2% ـ 96/1% ـ 9/1% ـ 09/1% ـ 64/0% ـ 58/0% ـ 46/0% ـ 46/0% ـ 23/0% ـ 17/0% در رتبه‏های بعدی جای دارند. مقوله ارزشی صدور انقلاب تقریباً جایگاهی در این سلسله مراتب ارزشی ندارد. این درحالی است که در سال 75 مقولات ارزشی به ترتیب ذیل قرار گرفته‏اند، جهان اسلام 42/19% ـ مبارزه با استکبار جهانی 28/18% ـ دین و مذهب 9/10% ـ عدالت و قانونگرایی 89/8% ـ سازندگی و پیشرفت اقتصادی 24/7% ـ خدا و توحید 59/5% ـ مبارزه، جهاد و شهادت 51/3% ـ اخلاق و رفتار اسلامی و اجتماعی 08/3% ـ استقلال سیاسی و فرهنگی و مشارکت مردمی 94/2% ـ اخلاق و رفتار اسلامی و فردی 82/2% که در رتبه‏های اول تا دهم جای دارند.

همچنین مقولات ارزشی انقلاب وانقلابیگری ـ معنویت و عبادت ـ خدمت به مردمان و محرومان جامعه ـ حمایت از مظلومان و محرومان جهان ـ آزادی ـ وطن دوستی و صفات ملی ـ دارائی و ثروت ـ رفاه و آسایش ـ علم، دانش و آگاهی ـ سیاست و ملیت ـ ریاضت طلبی ـ اقتصاد و ملیت ـ وحدت و نظم اجتماعی ـ تمدن، فرهنگ و ملیت هر یک به ترتیب با دارا بودن 44/2% ـ 2% ـ 79/1% ـ 79/1% ـ 43/1% ـ 07/1% ـ 1% ـ 64/0% ـ 50/0% ـ 43/0% ـ 43/0% ـ 36/0% ـ 22/0% در رتبه‏های بعدی قرار دارند.

با مشاهده جدول شماره بالا تغییرات به روشنی قابل ملاحظه و مشاهده می‏باشند. در سال 75 نسبت به سال 60 در عین حالی که از اهمیت طرح مقولات ارزشی مانند دین و مذهب ـ مبارزه، جهاد و شهادت ـ انقلاب و انقلابی‏گری ـ معنویت و عبادت ـ ریاضت طلبی و دنیا گریزی ـ حمایت از مظلومان جهان ـ وحدت و نظم اجتماعی ـ آزادی کاسته شده است به اهمیت و طرح بیشتر مقولات ارزشی مانند جهان اسلام ـ سازندگی و پیشرفت اقتصادی ـ اخلاق و رفتار اسلامی و اجتماعی ـ استقلال سیاسی و فرهنگی و مشارکت مردمی ـ وطن دوستی و صفات ملی ـ رفاه و آسایش افزوده شده است. و اگر در اینجا ما علاوه براینکه به درصدهای مختص هریک از مقولات ارزشی نظر افکنیم، نگاهی نیز به فراوانیهای مطلق این مقولات ارزشی داشته باشیم سرعت و شدت تغییرات در هر یک از مقولات ارزشی را بیشتر مشاهده می‏کنیم.

به علت کاهش میزان طرح ارزشهایی مثل دین و مذهب ـ معنویت و عبادت، با توجه به ماهیت ایدئولوژی اسلامی که انقلاب اسلامی مطرح کرد و در آن ارزشهای دینی و مذهبی از جایگاه والایی برخوردار بودند. طبیعی است که در سالهای اول انقلاب برای نفوذ و نهادینه کردن آنها در بین مردم بیشتر تأکید و تبلیغ شود. لذا این مقولات ارزشی در سال 60 بیشتر تکرار شده‏اند و با فاصله گرفتن از زمان تثبیت انقلاب و رسیدن به سال 75 علاوه بر اینکه تکرار این ارزشها کمتر شد، مقوله ارزشی انقلاب و انقلابی‏گری نیز به شدت کاهش یافت و در سال 75 در سلسله مراتب ارزشی در جایگاه نازلتری قرار گرفت. همچنین اگر توجه شود تمام مقوله‏های ارزشی که در سال 75 نسبت به سال60 سیر نزولی را طی کرده‏اند زیر مقولات ارزشی فرامادی بوده‏اند.

مقوله ارزشی ریاضت‏طلبی و دنیاگریزی نیز توسط همه روزنامه‏ها در سال 75 نسبت به سال 60 کمتر مطرح شده است که این به خاصیت انقلابها برمی‏گردد که در سالهای اولیه ریاضت طلبی و دوری از رفاه مادی به شدت تبلیغ می‏شود و انقلابیون مشتاق آن هستند ولی پس از گذشت مدت زمانی از انقلاب افراد جامعه به دنبال آسایش و رفاه خود می‏روند و ریاضت‏طلبی و دنیاگریزی به کناری گذاشته می‏شود. حمایت از مظلومان جهان مقوله ارزشی دیگری است که با کاهش روبرو بوده است و این نیز از ویژگی‏های انقلابهاست که در سالهای اولیه خود را ناجی تمام بشریت و همه انسانهای مظلوم می‏دانند ولی با گذشت زمان و مواجه شدن با مشکلات داخلی و درون سیستم اداره جامعه خود، به شعارهای اول انقلاب توجه کمتری می‏کنند. اما برخی از مقولات ارزشی در سال 75 نسبت به سال 60 در سلسله مراتب ارزشهای انعکاس یافته در مطبوعات دارای ترقی و رشد جایگاهی بوده‏اند. به خصوص ارزشهای مادی همانند سازندگی و پیشرفت اقتصادی که در سال 60 با اختصاص یک‏درصد از مجموع فراوانی‏های مطلق در رتبه هجدهم قرار دارد. این در حالی است که در سال 75 مقوله سازندگی و پیشرفت اقتصادی با اختصاص 24/7% در رتبه پنجم قرار گرفته است که این بسیار قابل توجه است این خود به ویژگی‏های خاص انقلابها برمی‏گردد که با پشت‏سرگذاشتن جنگهای داخلی و خارجی، مسائل سازندگی و اقتصاد در اولویت قرار می‏گیرند و این ضرورتهای اقتصادی و اجتماعی است که رهبران و مدیران جامعه انقلابی را به این سمت سوق می‏دهد.

همچنین در سال 75 ارزشهای ملی با آهنگ ضعیفی روبه رشد گذاشته‏اند و به نظر می‏رسد در سالهای آینده این‏گونه ارزشها از رشد و جایگاه بالاتری برخوردار شوند. ارزش مشارکت مردمی نیز در سال 75 بیشتر مورد توجه قرار گرفته است که این نیز به دلیل شرایط خاص سیاسی و فرهنگی جامعه در سال 75 می‏باشد که ضرورت آن را بیشتر کرده است.(26)

 

بخش سوم: اهداف و آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامیزمانی می‏توان از آسیب‏شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی سخن گفت که اهداف و آرمانهای آن به‏خوبی شناخته شود و با عنایت به آن، آسیب‏ها مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. با توجه به این چگونگی با بررسی قانون اساسی و دیدگاههای معمار انقلاب اسلامی و همچنین شعارهای مردم انقلابی سعی گردید، بر اهداف و آرمانها مرور شود و خلاصه آن ارائه شود.

الف) اهداف و آرمانهای فرهنگی از نگاه معمار انقلاب اسلامی(27)
ـ ملت‏ها را آگاه سازید.

ـ نقشه‏های شوم و خانمان‏سوز استعمارگران را برملا نمایید.

ـ در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید.

ـ تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به‏کار ببندید.

ـ با کمال اخلاص در نشر وتبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر بکوشید.

ـ همه عوامل فساد و مهمتر اینکه همه انگیزه های فساد در زمینه های اجتماعی و اقتصادی ریشه‏کن شود.

ـ مبارزه با فساد می‏کنیم، فحشا را قطع می‏کنیم.

ـ از بین بردن آثار و مفاسد فرهنگ غربی جزء اهداف انقلاب است.

ـ محتوای اسلام در همه عرصه‏های جامعه ظاهر شود هر کجا قدم گذاشته شود اسلام باشد.

ـ نهضت ایران نهضت الهی بود.

ـ مردم به عنوان اسلام و به عنوان احکام اسلام به خیابان‏ها ریختند.

ـ ما می‏خواهیم جمعیتی نورانی پیدا کنیم دانشگاه ما علمش، اخلاقش، عملش؛ نورانی باشد.

ـ انقلاب مقدمه‏ای است برای اینکه یک ملت انسان پیدا شود.

ـ به دنبال ملتی هستیم که روح انسانیت در آن است پیدا شود.

ـ باید انسانها درست بشوند. اگر انسان درست شد همه چیز درست می‏شود.

ـ با رأی به جمهوری اسلامی آرمانهای اسلام تحقق پیدا نمی‏کند دنبال این رأی باید عمل شود. احکام شرع در دادگستری، بازار، فرهنگ ، مدارسی تحقق پیدا کند.

ـ همه قوانین اسلام باید تحقق پیدا کند انشاء الله.

ـ همه باید جوری بشود که وقتی یک‏کسی وارد شد ببیند که در مملکت اسلامی وارد شده است.

ـ به گونه‏ای باید عمل شود که نه گرانفروشی و اجحاف باشد نه دروغ، نه تقلب، نه کاغذبازی و... .

ـ باید فرم غربی به فرم اسلامی برگردد.

ـ باید توجه داشته باشیم که ما خودمان کی‏هستیم و چی هستیم و مملکت ما احتیاج به چی و کی دارد؟

ـ ما باید خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم سرپای خود بایستیم.

ـ اعتلا به این نیست که شکم ما پر باشد، اعتلا به این است که ما مسلمانان را و مکتبمان را به‏پیش ببریم.

ـ ما رو به اعتلا هستیم و بشر را رو به اعتلا خواهیم برد.

ـ مقصد ما این‏است که این کشور آفت‏زده، غرب‏زده و سلطنت‏زده را به اسلام برگردانیم.

ـ مقاصد ملت شریف ایران در رأس آن روحانیت معظم برای چیزی جز دفع مفاسد دوران شاهنشاهی ستم پیشه و اجرای احکام اسلام و رواج فرهنگ غنی اسلامی در جمیع نهادها نبوده و نخواهد بود.

ـ ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم « لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.

ـ مقصد اعلامی ما این‏است که حکومت عدلی مبتنی بر قوانین اسلامی حاصل شود

ـ همه مقدمه بوده، مقصد اسلام است.

ـ سهم همه ما، همه شما و همه ملت و همه علمای اسلام این‏است که اسلام بر همه ابعاد تحقق پیدا کند.

 

ب) اهداف و آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی از منظر قانون اساسی وتبلور خواست و شعارهای مردم
برای دستیابی به اهداف و آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی، بهترین سند، قانون اساسی است که به عنوان میثاق ملی، آراء اکثریت مطلق مردم را به همراه دارد.

در مقدمه این قانون و برخی از اصول آن نکات مهمی که بیانگر اهداف فرهنگی می‏باشد وجود دارد که به صورت اجمال ارایه می‏گردد.

1. مبتنی شدن کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، دارائی، فرهنگی و نظامی ـ سیاسی و غیر اینها بر اساس موازین، معیارها و ضوابط اسلامی.(28)

2. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان و تقوا.

3. مبارزه با مظاهر فساد و تباهی.

4. بالا بردن سطح آگاهی‏های عمومی با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‏های گروهی.

5 . آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا سرحدّ خودکفایی کشور.

6 . تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.

7 . رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم در زمینه‏های مادی و معنوی.

8 . ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور

9 . تأمین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای عموم و تساوی همه در برابر قانون.

10 . توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم.

11 . تدوین مقررات و قوانین مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی و سیاسی بر اساس موازین اسلامی.

12. برقراری حقوق مساوی برای همه مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ، نژاد و زبان.

13. برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، ازکارافتادگی، بی‏سرپرستی، حوادث و سوانح و خدمات بهداشتی و درمانی مراقبت‏های پزشکی به صورت بیمه و غیره.

14. آزادی‏های اجتماعی از جمله آزادی کار و حق دادخواهی برای هر فرد.(29)

15. احیای مفاهیم دینی همچون جهاد و شهادت.

16. برچیده شدن سفره ارتشاء و چاپلوسی و تملق.

17. از بین رفتن مراکز و مظاهر فساد در جامعه.

 

بخش چهارم: تهدیدها و عوامل آسیب ‏رسان به فرهنگ انقلاب اسلامی و توسعه فرهنگ دینی از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری.پس از بررسی دیدگاهها و نظرگاههای حضرت امام و مقام معظم رهبری مهمترین تهدیدها و عوامل آسیب رسان به فرهنگ انقلاب اسلامی و توسعه فرهنگ دینی استخراج، جمعبندی و طبقه‏بندی گردید که اهم آن به شرح ذیل می‏باشد.

الف) دیدگاههای امام خمینی
حضرت امام(ره)، عوامل ذیل را به عنوان تهدیدها و آسیب های فرهنگی انقلاب اسلامی برشمرده‏اند:

جدول زیر انواع آسیب‏های فرهنگی انقلاب اسلامی و توسعه فرهنگی را در ابعاد مختلف از دیدگاه امام خمینی (ره) نشان می‏دهد:

ـ بی‏تقوایی متصدیان امور مملکت (صحیفه امام، جلد 17، ص 123)

ـ جدایی دین و حکومت از مردم (صحیفه امام، ج 29 ص 144)

ـ کناره‏گیری از مسئولیت (صحیفه امام، ج 21، ص52)

ـ عدول از سیاست نه شرقی و نه غربی (صحیفه امام، ج18، ص 242)

ـ ظلم و تعدی به افراد به اسم انقلاب و انقلابی بودن (صحیفه امام، جلد 17، ص 142)

ـ قدرت‏طلبی و مال‏طلبی مسئولان مملکتی (صحیفه امام، ج 16، ص23)

ـ تاویل غلط از خواسته‏های مردم (صحیفه امام، ج 11، ص 198)

ـ ضعف مدیریت و تصدی امور به دست افراد نالایق (صحیفه امام، ج 19، ص 157)

ـ بی‏عدالتی حکومت نسبت به مردم (صحیفه امام، ج 8، ص525)

ـ سرگرم شدن به درگیری‏های سیاسی و غفلت از مشکلات مردم (صحیفه امام، ج13، ص202)

ـ باندبازی و گزینش‏های رابطه‏ای در انتخاب دولتمردان (صحیفه امام، ج 19، ص 157)

ـ دخالت قوا در کار یکدیگر (صحیفه امام، ج 13، ص 117)

ـ اختلاف در سران مملکت و ناهماهنگی آنها (صحیفه امام، ج 17، ص 123 و 442)

ـ تضعیف و تخریب قوای سه گانه توسط یکدیگر (صحیفه نور (امام) ج 12، ص 347)

ـ سستی در خدمت به مردم (صحیفه امام، ج 13، ص 382)

ـ دیکتاتور مآبانه برخورد کردن مسئولین و طاغوتی شدن (صحیفه امام، ج 18، ص 79)

ـ خطر قاضیان ناصالح و بی‏دقتی در قضاوت (صحیفه امام، ج 14)

ـ ناهماهنگی در نهادها و ارگانها (صحیفه امام) ج12، ص 412)

ـ سرگرم شدن به درگیری سیاسی و غفلت از مردم (صحیفه امام، ج 13، ص 202)

ـ مشوه کردن چهره ارگان‏های انقلابی از جانب خودی‏ها و غیرخودی‏ها (صحیفه امام، ج 11، ص 313)

ـ مساجد بدون نتیجه و اثرگذاری (صحیفه امام، ج 17، ص 111)

ـ منحرف ساختن انجمن‏های اسلامی (صحیفه امام، ج 17، ص111)

ـ دخالت انجمن‏های اسلامی در اموری که مربوط به آنها نیست (صحیفه امام، ج 16، ص 171)

ـ انحراف در برنامه‏های اسلامی دانشگاهها (صحیفه امام، جلد 21، ص 418)

ـ تبدیل دانشگاه به مکانی صرفاً سیاسی (صحیفه امام، ج 13، ص 2)

ـ نفوذ اشخاص منحرف و غیراسلامی در دانشگاهها (صحیفه امام، ج 16، ص 447)

ـ اساتید ومعلمین منحرف (صحیفه امام، ج 21، ص 96)

ـ نقایص و کمبودهای تبلیغی نهادها در گذشته و حال (صحیفه امام، ج 14، ص 41 و 257)

ـ بی‏نظمی امور به علت عدم توجه به برنامه‏ریزی (صحیفه امام، ج 16، ص 46)

ـ اختلاف در سازمان روحانیت (صحیفه امام، جلد 18، ص 16)

ـ دنیاطلبی روحانیت و دوری از ذی‏طلبگی (صحیفه امام، جلد 19، ص 317)

ـ تشریفات گسترده حوزه‏های روحانیت (صحیفه امام، جلد 19، ص 44)

ـ فاصله بین اعمال و گفتار روحانیون (صحیفه امام، جلد 17، ص 452 و 493)

ـ عدم حضور در عرصه‏های سیاسی و اجتماعی (صحیفه امام، جلد 17، ص 493)

ـ ساده ‏لوحی برخی از علما (صحیفه امام، جلد 14، ص 254)

ـ اشتباه و خطای روحانیون را به اسلام نسبت دادن (صحیفه امام، جلد 9، ص 150)

ـ دخالت غیرقانونی علما و روحانیت و اظهار نظر در اموری که صلاحیت آن را ندارند (صحیفه امام، جلد 19، ص 43)

ـ خطر متحجرانه و مقدس نمایان (صحیفه امام، جلد 21، ص 278)

ـ خطر روحانیون وابسته (صحیفه امام، جلد 14، ص 75)

ـ عدم کنترل برنامه ‏ها و فیلم‏های منحرف در صدا و سیما (صحیفه امام، جلد 16، ص 120)

ـ کوچک شمردن خدمات و بزرگ کردن معایب در رسانه‏های گروهی به ویژه مطبوعات

ـ تهمت و افتراء در رسانه‏های گروهی به انقلاب و افراد (صحیفه امام، جلد 16، ص 158)

ـ نقایص و کمبودهای تبلیغی رسانه‏ها (صحیفه امام، جلد 14، ص 257)

ـ تبلیغ گرایش به آمریکا (صحیفه امام، جلد 14، ص 437)

ـ ترویج و تبلیغ جدایی دین از سیاست (صحیفه امام، جلد 6، ص 202)

ـ روشنفکران مغرض و غربزده (صحیفه امام، جلد 11، ص 68، ج 9، ص 342)

ـ نویسندگان منحرف و روشنفکرنماهای اهل قلم (صحیفه امام، جلد 9، ص 211)

ـ کناره ‏گیری نخبگان و عدم حضور نخبگان و روشنفکران دینی در عرصه‏ های مختلف به ویژه سیاست

ـ روشنفکران دینی منافق (صحیفه امام، جلد 11، ص 234)

ـ فشارهای اقتصادی بر مردم (صحیفه امام، جلد 17، ص 250 ، ج 19، ص 44)

ـ عدم مراقبت مردم از رفتار مسئولان (صحیفه امام، جلد 16، ص 24)

ـ سستی حضور مردم در صحنه (صحیفه امام، جلد 18، ص 39)

ـ تفرقه و اختلاف بین اقشار مختلف مردم (صحیفه امام، جلد 12، ص 406)

ـ ایجاد و دامن زدن به اختلافات قومی و قبیله‏ای و شیعه و سنی (صحیفه امام، جلد 7، ص 345)

ـ منزوی کردن، کوبیدن و بدنام کردن اسلام و جمهوری اسلامی ایران به وسیله استعمارگران و قدرت‏های بزرگ (صحیفه امام، جلد 16، ص 113)

ـ شایعه پراکنی، تحریف اخبار وقایع و نشر اکاذیب توسط قدرت‏های بزرگ (صحیفه امام، جلد 17، ص 203)

ـ ارائه نشدن چهره واقعی اسلام (صحیفه امام، جلد 11، ص 36، 37)

ـ قطع رابطه با دولت‏ها و کشورهای دیپلماسی غیرفعال (صحیفه امام، جلد 19، ص 413)

ـ تبلیغ گرایش به آمریکا (صحیفه امام، جلد 14، ص 437)

 

ب) دیدگاه مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری نیز به‏ویژه در طول چند سال گذشته با دقت بسیاری تهدیدها، آسیب‏ها و آفات انقلاب و توسعه فرهنگ دینی را برشمردند. جدول زیر به‏طور خلاصه دیدگاه مقام معظم رهبری را در این رابطه به اجمال نشان می‏دهد:

ـ تحجر

ـ بحران ارزش‏ها

ـ روشنفکران مرتجع

ـ اسلامی نبودن دانشگاهها

ـ غفلت از تهاجم فرهنگی

ـ میکروب ارتجاع

ـ متحول نشدن مراکز علمی و دینی ـ همچون حوزه‏های علمیه ـ با تغییرات زمان

ـ عدم آگاهی نسل جوان

ـ انفعال

ـ ظهور طبقه نو کیسه

ـ عدم وجدان کاری

ـ بی‏انضباطی اقتصادی

ـ اشرافی گری

ـ فقر

ـ نزاع بین جناح‏های سیاسی

ـ انحراف خواص

ـ قبیله گرایی

ـ دست کم گرفتن توطئه‏های دشمن

ـ ترویج جدایی دین از سیاست

ـ جدایی مردم و مسئولین

ـ خلاف و انزوای نیروهای حزب‏اللهی و بسیجی

ـ بی‏نظمی اجتماعی

ـ عدم تحقق عدالت

ـ شکاف در وحدت

شایان ذکر است که عوامل مذکور برخی به مرحله آسیب رسیده است و سایه غم‏انگیز خود را بر اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی انداخته است. برخی به عنوان یک تهدید جدی مطرح است. لذا اگر برای کنترل و ساماندهی تهدیدها اقدام مناسب صورت نپذیرد، تهدیدها به آسیب تبدیل خواهد شد.

 

بخش پنجم:آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی با تأکید بر نقش عوامل اثرگذارهمانگونه که در قسمتهای پیشین اشاره شد انقلاب اسلامی در همه بخشها به ویژه بخش فرهنگ دارای اهداف و آرمانهایی متعالی و ارزشمندی بوده است امام خمینی (ره) با طرح مبانی حکومت اسلامی جهان‏بینی مردم ایران را متحول ساخت و با پدید آوردن ارزشها و باورهای جدید فرهنگ انقلاب اسلامی را شکل بخشید. این فرهنگ با پویایی ونشاطی خاص همراه بود به‏گونه‏ای که آوازه آن مرزهای جغرافیایی را درنوردید و میلیونها نفر از انسانهای سراسر جهان را شیفته خود ساخت. این انقلاب از یک سو مستضعفان و تحقیرشدگان جهان را خشنود ساخت و بارقه‏ایی از امید در دل آنها ایجاد نمود و از سوی دیگر همه قدرتهای غیر مردمی را نگران ساخت و خشم و کینه آنها را بر علیه ایران و انقلاب اسلامی افزایش داد این عوامل، انتظار محرومان و مظلومان جهان و همچنین نگرانی قدرتهای جهان را متوجه ایران و فرهنگ انقلاب اسلامی ساخت و فرصتها و تهدیدها را پیشاروی انقلاب قرار داد.

معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) با رهبری استثنایی خود تلاش نمود تا بر بحران‏های داخلی و خارجی فائق آید و کشتی انقلاب را به سرمنزل مقصود برساند ولی علی‏رغم همه تلاش‏ها، منابع انسانی انقلاب از درون دچار فرسایش شد و با پذیرش قطعنامه 598 سیر نزولی در حرکت شتابان انقلاب آغاز گردید و شرایط و شعارهای سازندگی نوعی رخوت و عقب‏نشینی از مواضع اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی را ایجاد نمود. این عوامل و سایر عوامل دیگری که به آن اشاره خواهد شد باعث شد اهداف و آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی جامه عمل نپوشد و آسیب‏ها چون غباری بر چهره انقلاب نشست به‏گونه‏ای که نسل جدید، خود را بیگانه احساس می‏کند و نسل قدیم با خوف و رجا مسائل را پیگیری می‏کند.

با عنایت به این چگونگی، در این بخش از نوشتار سعی خواهد شد ابتدا عوامل مؤثر بر فرهنگ انقلاب اسلامی معرفی و مهمترین آسیب‏هایی که از ناحیه هر یک از عوامل بر انقلاب اسلامی وارد شده است مورد اشاره قرار گیرد.(30)

 

عوامل تأثیر گذار بر فرهنگ انقلاب اسلامی
با بررسی همه جانبه‏ای که به عمل آمده است با توجه به مسئولیتها و میزان بهره‏مندی هریک از عوامل مؤثر، از امکانات و ظرفیت‏های انقلاب اسلامی عوامل ذیل به ترتیب اولویت در تقویت، بالندگی، رشد و متقابلاً در آسیب‏رسانی به انقلاب اسلامی نقش اساسی دارند.

الف)مجموعه حاکمیت و قوای سه‏گانه.

ب) وزارت‏خانه‏های فرهنگی.

ج) نهادها و سازمانهای دینی وابسته به دولت.

د)حوزه‏های علمیه.

ه) صدا و سیما و سایر رسانه‏ها.

و) نهادهای دینی مستقل چون مسجد.

ز) نخبگان و روشنفکران دانشگاهی.

ح) مردم

ط) شرایط و مسائل جهانی.

این فرآیند در شکل شماره 1 نشان داده شده است.

 

عوامل فوق به همان اندازه که در صورت ارایه عملکرد مثبت، نقش اساسی در پیشرفت و بالندگی انقلاب اسلامی در جهان دارند به همان اندازه در صورت اهمال، غفلت، سوء مدیریت و یا به هر دلیل دیگر وظائف خود را در قبال انقلاب اسلامی انجام ندادند یا عملکرد آنها مطابق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی نبود، سلسله آسیب‏ها شکل می‏گیرد و باعث خواهد شد که انقلاب آسیب ببیند. این آسیب‏ها و تهدیدها که بالغ بر 150 مورد آن شناسائی شده است، در پژوهشی که بدان اشاره شد مورد بررسی دقیق قرار گرفته و نتایج آن برای تعیین اولویت‏ها و موارد مهم‏تر به رأی کارشناسان و صاحبنظران گذاشته شده و مهمترین آسیب‏ها در هر یک از عرصه‏های هشتگانه شناسائی شده است که در بخش ششم همین مقاله اهم آن موارد آورده می‏شود.

بخش ششم: جمع بندی و نتیجه گیریانقلاب اسلامی انقلابی است فرهنگی که برای اعتلاء کلمه در جهان و ایجاد حکومت مبتنی بر عدل و مبتنی بر موازین و معیارهای اسلامی پدید آمده است و چون نام اسلام پسوند جمهوری اسلامی قرار گرفته است عرصه فرهنگ و آسیب‏های فرهنگی را گسترده ساخته است لذا کلیه عملکردهای سیاسی، اقتصادی، تربیتی، تبلیغی، فرهنگی، امنیتی، قضائی و ... تأثیر مستقیم بر فرهنگ انقلاب اسلامی دارد چون با توجه به تعریفی که از فرهنگ ارایه شد قلب فرهنگ جهان‏بینی است و جهان‏بینی ارزشها و باورها را تولید می‏کند و رفتارهای بیرونی که شامل تمامی عرصه‏های زندگی می‏شود، تجلیات و نمادهای بیرونی آن جهان‏بینی می‏باشند. در این شرایط اگر رفتارها و تجلیات بیرونی بر اساس باورها و ارزشهای برگرفته شده از جهان‏بینی عمل کرد باعث می‏شود که جهان‏بینی توسعه یابد و بر جهان‏بینی نسل جدید سایه افکند و باورها و ارزشهای انقلابی تولید کند ولی اگر چنین نشد و آسیب‏ها و آفت‏های داخلی و خارجی و به قول شهید مطهری میکروب ارتجاع بر پیکر جهان‏بینی و اضلاع آن وارد شوند به صورت طبیعی جهان‏بینی اصیل و انقلابی در عملکردها تجلی پیدا نمی‏کند و در نتیجه اندام فرهنگ انقلاب فرسوده می‏شود و تحمل خود را در برابر هجوم داخلی و خارجی از دست می‏دهد.

 

امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، شهید مطهری و دیگر صاحبنظران و تئوریسین‏های انقلاب با توجه به تجربیات جهانی و بشری به این موضوع مهم پی برده‏اند و در نوشته‏ها، سخنرانی‏ها، بیانیه‏ها موارد و مصادیق آسیب‏ها را برشمرده‏اند و خواستار توجه به آنها و کنترل آنها گردیده‏اند در این بین صاحبنظران دیگری اظهار نظر فراوانی کرده‏اند که مجموعه آن دیدگاهها در پژوهش تحت عنوان «آسیب‏شناسی توسعه فرهنگ دینی با تأکید بر دو دهه انقلاب»(31) به رأی و نظر صاحبنظران و اندیشمندان گذاشته شده است که بخشی از نتایج یافته‏های این پژوهش و دیگر پژوهشهای انجام یافته(32) تحت عنوان «مهمترین آسیب‏های فرهنگی انقلاب اسلامی» ارایه می‏گردد.

1. نفوذ اندیشه‏های بیگانه که این نفوذ ممکن است از طریق دشمنان یا دوستانی که مجذوب آرای دیگران شده‏اند، صورت پذیرد. نمونه این گرایش‏ها در جریانات قرون اولیه اسلامی دیده می‏شود. مثلاً مجذوب‏شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی، نظریات و اندیشه‏هایی را به عنوان خدمت و نه به قصد خیانت وارد اندیشه‏های اسلامی کردند.(33)

2. تغییر جهت دادن اندیشه‏ها؛ نهضت خدایی باید برای خدا آغاز شود و برای او ادامه یابد و هیچ خاطره و اندیشه‏ای غیر خدایی در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهی شامل حالش گردد.(34) حضرت امام (ره) در وصیت نامه خود، فراموش‏کردن فرهنگ قیام ملت و مکتب الهی اسلام، به انزوا کشاندن روحانیت، غرب‏زدگی و شرق‏زدگی و سلطه بیگانگان بر مقدرات مراکز تعلیم و تربیت را از آفات فرهنگی انقلاب معرفی می‏نماید.

3. تجدد گرایی افراطی؛ در مقابل تمسک به اسلام ناب، تجدد گرایی افراطی ـ یا التقاط ـ و زهدگرایی منفی قرار دارد. تجددگرایی افراطی تلفیق اسلام با اندیشه‏های غیر اسلامی برای زیبا جلوه‏دادن آن می‏باشد.(35)

4. جدایی حوزه و دانشگاه؛ در واقع یکی از کلیدی‏ترین مسایل اجتماعی و فرهنگی در جامعه اسلامی ما حفظ و تقویت وحدت این دو نهاد که جدایی آن‏ها آفتی بزرگ به شمار می‏آید.

5 . بوروکراسی مفرط و فساد اداری و اجتماعی؛ حضرت علی (ع) می‏فرماید: همانا فلسفه نابودی رژیم‏های پیشین این بود که حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خریدند، و راه باطلشان بردند و آنان پیرو آن گشتند.(36)

6 . دنیا طلبی و اشتغال به زینت‏های دنیوی بالأخص بین اقشار انقلابی؛ اگر زندگی تجملی و روحیه تکاثرطلبی در میان عناصر انقلابی فزونی گیرد و نیروهای انقلابی روحیه خود را از دست دهند، داعیه دفاع از انقلاب و ارزشها تضعیف می‏شود. امام صادق (ع) ضرر دو گرگ درنده که به گله چوپانی حمله می‏کنند را به مراتب کمتر از زیان حبّ مال و جاه‏طلبی که متوجه مسلمانان می‏شود، می‏داند.(37)

ابن خلدون نیز در بحث فراز و فرود تمدن‏ها به دوران‏های زیر اشاره می‏کند: دوران ظفر، دوران قدرت، دوره تجمل و فراغت، دوره خرسندی و بالاخره دوره اسراف و تبذیر و انحطاط. در دوران آخر، عصبیت ـ همبستگی اجتماعی ـ از بین می‏رود و تن‏آسایی، تجمل و حاکمیت روابط فزونی می‏گیرد.(38)

7 . حاکم شدن روحیه ریا وتملق به جای اخلاص و ایثار دگرگونی مجدد ارزشهای جامعه و فرآیند تبدیل ثروت به ارزش و نابرابری اجتماعی؛

8 . اشاعه فحشا و فساد و ارتشا؛

9 . تأثیر پذیری از جنگ روانی و تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی دشمن و رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی رژیم پیشین؛

10. بحران هویت اجتماعی بالأخص بین نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرایش به الگوهای غربی؛

11. فرار مغزها؛ نداشتن برنامه‏ای همه جانبه برای جلوگیری از مهاجرت تحصیل کردگان و متخصصان و مشخص نبودن مرزهای «تعهد» و «تخصص» باعث ظهور پدیده فرار مغزها به کشورهای دیگر جهان می‏شود.

12. دوگانگی عمل و گفتار؛ برخی از مسئولین (فاصله بین گفتار و کردار آنها و سخنگویی به جای عمل و سیاسی کاری به جای خلاقیت‏های مدیریتی)

13. بازیچه شدن دین در دست برخی از سیاستداران برای منافع شخصی یا گروهی (جناحی)

14. درگیری و اختلافات سیاسی (سرگرم شدن به درگیری‏های سیاسی و غفلت از مشکلات مردم)

15. عدم تحمل سیاسی و نداشتن روحیه انتقادی

16. باندبازی و گزینش‏های رابطه‏ای در انتخابات دولتمردان و شیوع تبارگماری درمسئولیت‏های مهم و حساس

17. عدم ارائه راهکار مناسب برای تلفیق دین و دولت (عدم تعامل مناسب دین و دولت)

18. ضعف مدیریت و تصدی امور به دست افراد نالایق کم توان و به دور از آگاهی و بینش قوی (ولو دلسوز و با حسن نیت)

19. عدم وجود عدالت اجتماعی در توزیع قدرت، ثروت و دنیاگرایی و عافیت طلبی مردم

20. وجود فساد اداری در بدنه نظام به عنوان یکی از مهمترین عوامل سرخوردگی مردم از دین و فرهنگ انقلاب اسلامی

21. فقر و محرومیت توده مردم (فشار اقتصادی بر مردم) و تشدید اختلافات طبقاتی

z2. نارضایتی مردم به علت شیوع حاکمیت روابط به جای ضوابط

23. افزایش روحیه ریاکاری و تظاهر به دین

24. احساس خستگی افراد جامعه به ویژه از سخنرانی‏ها و مطالب تکراری و زدگی آنها از مطالب بیان شده

25. ضعف و به حاشیه رفتن مشارکت عمومی در تصمیم‏سازی، نظارت، اجرا و پشتیبانی و اداره مادی و معنوی نهاها و فعالیت های دینی

26. غرق شدن در درگیری های داخلی و غفلت از مسائل جهانی

27. شیوع رویکردهای افراطی و تفریطی در ارتباط با سایر کشورها

28. سیاه نمائی والقاء دشمن به مردم توسط تبلیغات گسترده مبنی بر ناتوانی حکومت دینی در رفع مسائل و مشکلات جامعه

29. بی‏توجهی به آموزه‏های دین اسلام در تولید ارزش‏های مشترک جهانی

30. تهاجم برنامه‏ریزی شده دشمنان خارجی جهت انحراف نسل جوان

31. فقدان نظام مشورت‏گیری از نخبگان و روشنفکران دینی و به حاشیه رفتن نقش آنها در فرایند تولید و عرضه کالاها و خدمات فرهنگی

32. عدم مشارکت فعال نخبگان و کناره‏گیری آنها از قدرت به علت وضعیت آشفته و ناپایدار سیاسی

33. به حاشیه رفتن نقش نخبگان فرهنگی و روشنفکران دینی در سرپرستی هویت دینی و ملی

34. عدم وفاق ذهنی نخبگان کشور در راستای حل مسائل فرهنگی و معنوی

35. تقابل روشنفکران و نخبگان فرهنگی با سنت گرایان

36. تداخل وظایف و فعالیت‏های موازی نهادهای دینی به علت نبود برنامه‏ریزی جامع در مورد تقسیم وظایف

37. گسترش ظاهرنگری، سطحی‏نگری، جزم‏اندیشی و عوام زدگی در فعالیت‏های نهادهای دینی

38. فقدان نظام برنامه ریزی صحیح فرهنگی برای نسل جوان به علت نبود مدیریت واحد فرهنگی

39. فقدان نظام مشورت‏گیری و نظرسنجی از نخبگان (به حاشیه رفتن نقش نخبگان در فرایند تولید، پردازش و عرصه کالاها و خدمات فرهنگی دینی در مقیاس ملی

40. عدم برنامه‏ریزی صحیح و اصولی فرهنگی و دینی برای نسل جوان توسط حوزه‏های علمیه و روحانیت

41. ارائه تصویری عوامانه از دین، ناهمگون با مقتضیات زمان و متضاد با مبانی فکری نسل جوان توسط بسیاری از روحانیون و علمای دینی

42. عدم تناسب سیاست‏ها و ساختار حوزه‏های علمیه با شرایط و نیازهای روز

43. عدم جذابیت کافی از چهره اسلام ارائه شده توسط روحانیت

44. عدم پاسخ کافی، جامع و مستدل نسبت به شبهات جدید و انحراف در گفتار و کردار (بی‏عملی برخی از عالمان دینی)

45. حاکم شدن مواضع سیاسی و منافع جناحی (حزبی) در رسانه‏ها به جای قضاوت‏های اخلاقی و منطقی و مواضع ملی

46. عدم ارزشیابی مستمر و علمی از نتایج و عملکرد سازمان صدا وسیما و دیگر رسانه‏ها

47. نگاه یک طرفه و گاه ابزاری به مخاطبان و نیازهای آنان

پی ‏نوشت ‏ها:

--------------------------------------------------------------------------------

1. محقق و مدرس دانشگاه

2. برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به تحقیق مستقلی که تحت عنوان مبانی و نظریه فرهنگ توسط مؤسسه فرهنگی هنری عرش پژوه انجام شده است.

3. Clyde Kluckhohns mansmirror.

4. مارکس، کارل، فقر فلسفه، 1847.

5. جبرگرایی فن‏آوری، مؤسسه فرهنگی ـ هنری عرش پژوه.

6. لارج، فرهنگ و فن‏آوری اطلاعات، 1980.

7. حاجیلری، عبدالرضا، کنکاش در تعبیر ارزشهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نشر معارف، ص 67 و 68.

8. Revolution.

9. Revolutio

10. باقر ساروخانی، دایرة المعارف علوم اجتماعی، ص 642.

11. گی‏روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، ص 289.

12. استانفورد کوهن، تئوری‏های انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، ص 21.

13. همان، ص 136.

14. ساموئل هانتینگتون، سازمان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن ثلاثی، ص 385.

15. استانفورد کوهن، تئوریهای انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، ص 195.

16. کرین برینتون، کالبد شکافی انقلاب، ترجمه محسن ثلاثی، ص 310.

17. Pathology

18. عباس و منوچهر آریان پور، فرهنگ (دوجلدی دانشگاهی، انگلیسی، فارسی، جلد 2، ص1569)

19. ماری، بریجانیان، «فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی» ویرایش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373.

20. فرمهینی، فراهانی، محسن، «فرهنگ علوم تربیتی» نشر اسرار دانش، 1379.

21. Cultural Pathology

22. رهنمایی، سید احمد « آسیب شناسی فرهنگی» مجله معرفت، شماره 30، ص 31.

23. کرین، برینتون، کالبد شکافی چهار انقلاب، ترجمه محسن ثلاثی، صص 8 ـ 267.

24. مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، صص 28 ـ27.

25. روزنامه کیهان، 17 دی 1373.

26. حاجیلری، عبدالرضاء، صص 168 تا 172.

27. این مجموعه از پیام‏ها، سخنرانی‏ها و بیانیه‏های حضرت امام (ره) در صفحات 151 تا 177 ، کتاب تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی «دفتر سی و ششم»، دفتر نشر و تنظیم آثار حضرت امام موجود است که طبقه‏بندی و در این مقاله استفاده شده است.

28. اصل چهارم قانون اساسی و بیش از 20 اصل دیگر.

29. موارد فوق برگرفته از مقدمه و اصول2، 3، 4، 8، 19، 28، 29، 30 و 34 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، است.

30. طرح آسیب‏شناسی توسعه فرهنگی دینی با تأکید بر دو دهه انقلاب اسلامی توسط دفتر مطالعات توسعه فرهنگ دینی «مؤسسه فرهنگی ـ هنری عرش پژوه» با همکاری جناب آقای دکتر فراهانی به اجرا درآمده است و مهمترین عوامل با مطالعه میدانی مشخص گردیده است.

31. پژوهش آسیب‏شناسی توسعه فرهنگ دینی با تأکید بر دو دهه انقلاب، مؤسسه فرهنگی ـ هنری عرش پژوه، دفتر مطالعات توسعه فرهنگ دینی با همکاری جناب آقای دکتر فراهانی، سال 1382.

32. برخی از موارد کتاب انقلاب اسلامی و چرائی و چگونگی رخداد آن، مؤلفان، نشر معارف، ص 70 و 71 استفاده شده است.

33. رک: مرتضی مطهری، بررسی اجمالی نهضت‏های اسلامی در صد ساله اخیر، صص 87 ـ78.

34. همان، صص 99 ـ 98.

35. همان، صص 93 ـ 90

36. اما بعد فانما هلک انهم منعوا الناس الحق فاشتروه و اخذوهم بالباطل فاقتدوه. (نهج‏البلاغه، نامه 79)

37. اصول کافی، ج 2، کتاب الایمان و الکفر، باب حبّ الدنیا و الحرص علیها، ح 2.

38. رک: مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، صص 320 ـ 317، البته نباید فراموش کرد که این حرکت دورانی از دیدگاه ابن‏خلدون، شکل جبری دارد و 120 سال به طول می‏انجامد. ذکر نظر ابن خلدون به منظور روشن شدن تأکید نویسندگان بر نقش سوء تجمل و دنیاطلبی است.

 
منبع